گنجور

حاشیه‌ها

 

ببخشایید
بر مابسی کمان ملامت کشیده اند
تا کار خود ز ابروی جانا ن گشاده ایم

بی سواد در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۱۲


زندگی همگی دراز باد
ترامپ ( دلال معاملات ملکی) …. را ندارد ، نگران مباشید.
بر ما بسی کمان ملامت کسیده اند….
اما در شب شعر آن دنیا جای این کمترین را خالی کنید ،چه من حالا حالاها قصد مردن ندارم

بی سواد در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۱۲


به باور اینجانب تمام نام واژه های التوینه در شاهنامه نادرست هستند . در بعضی جا ها التونیه را میبینید که درست است . التون بعربی ناحیه ای در سوریه است که جزو قلمرو ایران بوده و در فارسی ی و های محل مانند جوادیه و زعفرانیه در آخر آورده شده و فارسی شده همان التون در سوریه است. بنابراین باید التونیه باشد نه التوینه.

داریوش ابونصری در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۲۱:۳۸ دربارهٔ بخش ۲


“گفتم ای مسند جم جام جهان بینت کو
گفت افسوس که آن دولت بیدار بخفت”
چه بیتِ عجیبیه… و تقزیبا بی ارتباط با یقیه شعر. فکز میکنم افسوس حافظ زو میرسونه از رفتن آن “دولتِ بیدارِ ایرانبان” در پیش از حمله اعراب.

بهنام در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۰۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۱


آیا کسی از نام شمس الحق سود برده
این نثر استاد نیست

حسین ۱ در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۷۴


رزومه ی بنده برای شرکت در {جام رفتگان گنجور }
عمری چو گدایی ، به درِ یار شدیم
چون مورچه بر خاکِ رَهَش خوار شدیم
گفتند برو سجده به درگاهش کن
بنگر که به این خاک گرفتار شدیم


حسین ۱ در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۲۴ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۱۲


با سلام و سپاس بیکران از شما عزیزان به خاطر سایت گرانبارتان و عرض سلام خدمت آقای کهن دل عزیز .بله وزن مصرع دوم اشتباه است و میتوان با حذف ” و” آنرا اصلاح کرد : وعظ را بگذاشت ، در خلوت نشست .

امیر کاسی در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۲۵ دربارهٔ بخش ۲۵ - مکر دیگر انگیختن وزیر در اضلال قوم


شب را گریستیم،‌سحر را گریستیم
ما گام‌گامِ راهِ سفر را گریستیم

وقتی که می‌زدند سپیدارِ باغ را
ما یک‌به یک صدایِ تبر را گریستیم
راست می گویید، من که فقدانش را به ماتم نشستم و گریستم، تو گویی سالها بود که او را می شناختم…

روفیا در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۲۴ دربارهٔ ترجیع بند


خوبی گنجور اینه که کسی رسیدگی نمیکنه؛چند تن از دوستان پیام دادند که این رباعی زیبا تصحیح بشه ولی دریغا!

شمس الحق در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۰۸ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۷۴


باکی هم نیست اگر راهی گور دسته جمعی شدیم،
آنجا هم شب شعر راه می اندازیم و مشاعره می کنیم،
انجمن شاعران مرده، ها ها، بسی هیجان انگیز است!

روفیا در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۴۰ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۱۲


می شود بیت دوم را این جور هم در نظر گرفت:
صوفی ما !که ز ورد سحری مست شدی
شامگاهش نگران باش ،که سرخوش باشد؟
یعنی ای صوفی الان مست هستی اما ممکون است ذر شاگاه داستانت چیز دیگر باشد و کسی این را نمی داند. در واقع تذکری به صوفی است.

حمید در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۴۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۵۹


اگر فرض کنیم چنین جامی برگزار شود برای سنگ قبر یک تن از هزار که استاد شمس الحق باشد به مشکل برمیخوریم.

7 در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۲۶ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۱۲


آن که بر خاک در میکده جان داد کجاست؟
تا نهم در قدم او سر و پیشش میرم …

نادر.. در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۲۲ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۱۲


سنگ قبر من:
رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما
فرمای خدمتی که برآید ز دست ما
دیدی نگفتمت که به سرو بلند او
مشکل توان رسید به بالای پست ما
بد نیست یک دوره مسابقه سنگ قبر برگزار گردد
با نام “جام رفتگان گنجور”

7 در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۰۲ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۱۲


عجیب مملکتی است که گروه گروه مردمانش در کشاکش سختی زندگی در انتخاب این سنگ و آن سنگ قبر،شعری چنین و چنان که به سنگ عزیز جور آید خوش میگذراننند.این سنگ قبر و شعر مناسب خیلی مد شده
مردیم مردیم سنگ میخواهیم چکار؟برای سر قبرمان!
این ترامپ بیچاره هم شده مرغ عزا و عروسی،
سربریده و خونین جگر در شادی و ماتم
مصرع نخست هزار سال است که به یاد دارم

7 در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۴۶ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۱۲


سلام

خب الآن که دیدم بعضی ها اشتباهاً این دوبتی را رباعی می خوانند و یا فرقشان را نمی دانند اطلاعاتی ارائه نمایم: بدانید که رباعی و دوبیتی هیچ فرقی با هم ندارند الّا یک تفاوت که در وضنشان است یعنی هیچ رباعی با وزن دو بیتی وجود ندارد و یا برعکس (صرفاً جهت اطلاع رسانی نه خودنمایی)

امپرور در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۲۸ دربارهٔ دوبیتی شمارهٔ ۲۰


ای روی تو آفتاب عالم
انگشت نمای آل آدم
احیای روان مردگان را
بویت نفس مسیح مریم
بر جان عزیزت آفرین باد
بر جسم شریفت اسم اعظم
عجیب است که یک نفر هم یادی از مریم میرزاخانی این نابغه ریاضیات که سرطان جان او را گرفت نکرد.

7 در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۱۳ دربارهٔ ترجیع بند


ای ایاز استاره تو بس بلند
نیست هر برجی عبورش را پسند

ایاز که در مثنوی معنوی نماد انسان کامل الهی است،بسان ستاره ای است که هر برجی شایستگی عبور و استفاضه از انوار آن را ندارد.
اشارتی است به کلام نورانی علی بن موسی الرضاء علیه آلاف التحیة والثناء در باب امامت، که حضرتش در اوان اقامت در مرو ،با براهین عقلیه ، شواهد نقلیه و احتجاجات الهیه ، جایگاه امامت ونقش آن در رشد و سعادت انسان را تببین ساخته و فرمودند:”وَ هُوَ بِحیثُ النَّجم مِن أیدی المُتناولین و وصف الواصفین!فَأَیْنَ الاختیار مِن هذا؟”.
“او(امام علیه السلام) همانند ستاره تابناکی است که دست هیچ فردی به او نخواهد رسید و توصیف و تعریف هیچ شخصی سزوار مقام شامخ او نخواهد شد!پس کجاست اختیار بندگان در این امر؟”.

جهت اطلاع بیشتر پیرامون این روایت گرانمایه رجوع شود به:
عیون اخبار الرضاء ج۱باب بیستم (تألیف شیخ صدوق رضوان الله علیه)
امام شناسی ج۲ص۱۰۸
(علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی رضوان الله علیه)
اسرار ملکوت ج۱ص۲۴۳
(حضرت آیة اللّه حاج سیّد محمد محسن حسینی طهرانی حفظه اللّه )
امامت و رهبری ص۱۵۷
(شهید مطهری رضوان الله علیه)

@molanajalalodein در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ بخش ۱۴۴ - حکایت آن زن کی گفت شوهر را کی گوشت را گربه خورد شوهر گربه را به ترازو بر کشید گربه نیم من برآمد گفت ای زن گوشت نیم من بود و افزون اگر این گوشتست گربه کو و اگر این گربه است گوشت کو


«یک روز در آن مستی در آمد. زن جنید سر بشانه می‌کرد. چون شبلی را دید خواست که برود. جنید گفت: سرمپوش و مرو که مستان این طایفه را از دوزخ خبر نبود. پس شبلی سخن می‌گفت و می‌گریست و جنید زن را گفت: اکنون برخیز و برو که او را با او دادند که گریستن با دید آمد.»
عطار-تذکرة الاولیا-ذکر شیخ ابوبکر شبلی
این روایت از شبلی بی شباهت به این قسمت از مثنوی نیست.
من فکر می کنم بسیاری از حکایاتی که در تصوف بیان میشه، صرف نظر از سندیت تاریخی، صرفاً جنبه نمادین داره و به منظور رسیدن به هدف خاصی عنوان میشه. نمونه های مشابه بسیاری هستن که یک داستان یکسان (یا دو داستان بسیار شبیه به هم) با شخصیت های مختلفی روایت شدن. از این نظر، داستان های عرفانی ما هم از الگوهای اساطیری پیروی می کنن.
با احترام.

... در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ بخش ۲۰ - امتحان کردن مصطفی علیه‌السلام عایشه را رضی الله عنها کی چه پنهان می‌شوی پنهان مشو که اعمی ترا نمی‌بیند تا پدید آید کی عایشه رضی الله عنها از ضمیر مصطفی علیه السلام واقف هست یا خود مقلد گفت ظاهرست


سالهاست که این دو بیت را برای سنگ قبرم برگزیده ام،
اگر جناب ترامپ و سایر حضرات Lords of war جمله ما را روانه گورهای دسته جمعی نکنند!
عشقی که در این دو بیت بی آلایش موج می زند، گویا خویشاوندی دیرینه ای با جاودانگی دارد، عاشق نمی میرد…

روفیا در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۳۸ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۱۲


[۱] [۲] [۳] [۴] [۵] … [صفحهٔ آخر]