گنجور

حاشیه‌ها

 

استادان گرامی! سامی عزیز معنی این شعر را خواسته بودند. اگر ادیب ارجمندی قبول زحمت بفرمایند، ما هم بهره خواهیم برد. سپاسگزارم.

Roya در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ غزل ۱۴


با سلام و سپاس از همه ادب دوستان.
دو اشتباه در متن غزل هست که درست آن را یادآوری می‌کنم:
مصرع اول بیت ششم: انصاف را تو خود ز سر صدق داده به
مصرع دوم بیت هفتم: شهپر چو جبرئیل مگس‌رانت آرزوست
از گنجور عزیز خواهش می‌کنم تصحیح بفرمایند.

Roya در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۳۲ دربارهٔ غزل ۱۴


بر عزم خویش تکیه کن ار سالک رهی // وا ماند آنکه تکیه کند بر عصای خویش. .

بسیار زیبا حق مطلب رو ادا کرده استاد رهی معیری .، روانش شاد باد

a.p در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ همت مردانه


بر عزم خویش تکیه کن ار سالک رهی // وا ماند آنکه تکیه کند بر عصای خویش. .
بسیار ز
یبا حق مطلب رو ادا کرده استاد رهی معیری .، روانش شاد باد

a.p در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ همت مردانه


تقریبا همه بعد مرگ عزیز میشن اما حتی تو همین سایت هم نگاه کنی به جای اینکه از شعر وحشی تعریف کنند از چاوشی تعریف میکنند بیچاره وحشی
زان از همه کس بی کس و بی یار ترم من

Amin در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ غزل ۲۹۵


میبینیم که در شعر سوگند وجود دارد وفقط منظورش اهل بیت ع هستد وهیچ ربطی به عمر و ابوبکر ندارد

ریحانه در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ دوبیتی شمارهٔ ۳۲۷


صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد ، یعنی صوفی شروع به حقه بازی کرد و دام خود را بگستراند . چه ربطی به حقه وافور و اینجور چیزا داره ؟؟؟!!! به همین ترتیب تفسیر بقیه ابیات تون هم غلط و نادرسته !!!
بیهوده سخن به این درازی ؟؟؟!!!

فرهاد 2 در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۲۰:۴۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۳۳


سلام
چه ربطی به حسین داشت این شعر؟؟؟
یه همچین شعر عارفانه ای رو که خطاب به معشوق ابدی و ازلی سروده شده تنزل به یک بنی بشر دادن واقعا که خنده داره
مشخصا شرک تو همه ارکان این جامعه رخنه کرده

محمد در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۹:۴۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۱۲


مرحوم حافظ با آن مقام معنوی هرگز استناد به بیتی از فاسق ترین و خونریز ترین جانوران نمی کند و چنین نظریه بی معنا و سخیفی توهین به مقام چنان شاعر ارجمندی است.
و در عین حال بیانگر عدم شناخت شعر و غزل و روحیه سرایندگان بزرگ غزل های عاشقانه…

عبد الله در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۹:۱۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۳۴


چقدر برجستست مولانا جلال الدین جان لذت بردیم با جناب شمس الحق و آقای حسین در مورد رستم دستان و نگاه مولانا به ذال موافقم

سینا در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۴۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۷۸


شاعر مشهور عرب به خاطر دفاع ایرانیان از یمن قصیده ای غرا سروده است — این قصیده بحتری است که ساسانیان و فارس را
به خاطر دفاع از یمن می ستاید

فَکَمْ لَکُم مِن یَدٍ یَزکُوا الثناء بها
ونعمةٍ ذکرها باقٍ علی الزمنِ
إن تفعلوها فلیست بِکْرَ أَنعمکُم
ولا یدٌ کأیادیکُمُ علی الیمنِ
إذْ لاتَزالُ خیولُ الفُرسِ دافعةً
بالضَّرْبِ والطعنِ عَنْ صنعا وعن عدنِ
أنتم بنو المنعمِ الُمجدی ونحنُ بنو
من فاز منکم بفضل الطول والمِنَنِ

چه دستهای بخشنده ای از شماست که عطر ثنا و ستایش را می پراکنند و نعمتهایی که در طول زمان باقیند
این اولین بار شما نیست ولی هیچ دستی مانند دستی که بر یمن داشتید نیست
همچنان اسبهای فارسی با ضرب و طعن از صنعا و عدن دفاع می کنند
شما فرزندان منعم و بخشنده هستید و ما فرزند انکه به این فضل نائل امد —

نزاد پرستان عزیز این شعر درباره ایرانیان و عربهای ان موقع بوده است امروزه نه در ایران و در بلاد عرب هیچ شخصی نیست که نژادش ایرانی خالص و یا عرب خالص باشد و چه بسا که عربها نژاد ایرانی و ایرانیان نژاد عرب داشته باشند

مرزبان در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری


صدای اوازخوانان و ترنم سازها نقاشیهای باشکوه پرده ها زربافت و قالی های ابریشمین گرانبها و کنیزان زیبارویی که در سراهاو ایوانها برای خدمتگاری میچرخند هر کسی انجا در مقام و مرتبتی است و درجات و مرتبت قو م را حس میکند - انگار همین پریروز بود که پیش انها بود و همین دیروز بود که از انها جدا شده انگاه چشم باز میکند همراه با شکاف دیوار پیش روی مردم اشکارا بر شکوه ساسانیان میگرید سینه دیوارها پر از غم و اندهست گرچه ثابت تر از سینه روزگار ایستاده اند گرچه مثل شخص از دوست جدا گشته یا کسی که او را مجبور کرده اند که همسر عزیزش را طلاق دهد غمگینند با اینهمه نداشتن پرده های زربفت و فرشهای ابریشمین ناقص ان نیست و از نقش و نگار در و دیوار شکسته آثار پدیدست صنادید عجم را (ترجمه ان را در کامنتها میگذارم هرچند ترجمه ها بسیار اشتباه و ناقصند ) اشعار بحتری در کنار صدها نمونه دیگر بهترین نشان دوستی و عدم دشمنی گمان ساخته میان عرب و پارسیان است

مرزبان در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۵۰ دربارهٔ شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری


انگار همین دیروز بود که نزد عزیزانش در ان بارگاه باشکوه در جشنی بزرگ بوده دوستانی که بعد از پنج روز مسافرت به انها رسیده از کنار جمعیت مراجعین منتظر و هیئت های نمایندگی در صف که از افتاب خسته و برهنه سر به سایه کاخ پناه اورده اند میگذرد جمعیتی که از راه دور و نزدیک هر یک برای کاری در صف امور دیوانی منتظر بارند او که دوست است و برای دیدار امده بار می یابد خاطره خوش با دوست بودن را در ان جشن باشکوه به یاد میاورد

مرزبان در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۴۹ دربارهٔ شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری


آنگاه توصیف جنگ انطاکیه و سربازانی که زیر درفش کاویانی ایستاده اند دامنه خیال را به تصویری زنده میکشاند که خود زیر علم ایرانیان ایستاده و همه حماسه و ترس و جنگ و گریزش و شادی پیروزی اش را احساس میکند سپس دوباره خود را پس از جدا شدن از ساسانیان و کاخ باشکوهشان میبیند

مرزبان در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۴۸ دربارهٔ شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری


https://www.facebook.com/hamghabile/posts/3060369514034925

مرزبان در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۴۷ دربارهٔ شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری


شعر بحتری در وصف ایرانیان و ساسانیان نه تنها شاهکاری ادبیست بلکه عمق دوستداری او و توصیفهای عمیق و صادقانه او را میرساند او در حالی که از خلیفه عباسی دلزده است به سوی ایوان کسری رو میاورد و نگاهش را به دور دست زمان و مکان می افکند همه ایران را چون کاخی مجلل میپندارد که دیوارهای بلندش بر سر ساکنان سایه ارامش افکنده اند دیوار دربند را میبیند که راه را بر مهاجمان بسته اند شهرکهایی که چون مراتع سعدی خشک و بیابان نیست و اشرافی که سیادت و بزرگیشان چون سیادت عبس و عنس نیست آنگاه توصیف جنگ انطاکیه و سربازانی که زیر درفش کاویانی ایستاده اند دامنه خیال را به تصویری زنده میکشاند که خود زیر علم ایرانیان ایستاده و همه حماسه و ترس و جنگ و گریزش و شادی پیروزی اش را احساس میکند سپس دوباره خود را پس از جدا شدن از ساسانیان و کاخ باشکوهشان میبیند انگار همین دیروز بود که نزد عزیزانش در ان بارگاه باشکوه در جشنی بزرگ بوده دوستانی که بعد از پنج روز مسافرت به انها رسیده از کنار جمعیت مراجعین منتظر و هیئت های نمایندگی در صف که از افتاب خسته و برهنه سر به سایه کاخ پناه اورده اند میگذرد جمعیتی که از راه دور و نزدیک هر یک برای کاری در صف امور دیوانی منتظر بارند او که دوست است و برای دیدار امده بار می یابد خاطره خوش با دوست بودن را در ان جشن باشکوه به یاد میاورد صدای اوازخوانان و ترنم سازها نقاشیهای باشکوه پرده ها زربافت و قالی های ابریشمین گرانبها و کنیزان زیبارویی که در سراهاو ایوانها برای خدمتگاری میچرخند هر کسی انجا در مقام و مرتبتی است و درجات و مرتبت قو م را حس میکند - انگار همین پریروز بود که پیش انها بود و همین دیروز بود که از انها جدا شده انگاه چشم باز میکند همراه با شکاف دیوار پیش روی مردم اشکارا بر شکوه ساسانیان میگرید سینه دیوارها پر از غم و اندهست گرچه ثابت تر از سینه روزگار ایستاده اند گرچه مثل شخص از دوست جدا گشته یا کسی که او را مجبور کرده اند که همسر عزیزش را طلاق دهد غمگینند با اینهمه نداشتن پرده های زربفت و فرشهای ابریشمین ناقص ان نیست و از نقش و نگار در و دیوار شکسته آثار پدیدست صنادید عجم را (ترجمه ان را در کامنتها میگذارم هرچند ترجمه ها بسیار اشتباه و ناقصند ) اشعار بحتری در کنار صدها نمونه دیگر بهترین نشان دوستی و عدم دشمنی گمان ساخته میان عرب و پارسیان است

مرزبان در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۴۴ دربارهٔ شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری


https://www.youtube.com/watch?v=v4Tb6RKuF3E&list=WL&index=47&fbclid=IwAR3nVviurO8uW2NID_0trAabPShyO3OTy4j_9Vc4__974n8e9PNBFdKMnbI

اینهم عربی ان رو خوانی

مرزبان در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۴۳ دربارهٔ شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری


مگر میشود ایوان عبرت را بدون قصیده بحتری اورد این دو قصیده برادر همند و جای تعجب و تاسف است که از ان یاد نشده از ایوان مداین بسیاری دیدن کردند و متاثر شدند اما مشهورترینشان علی بن ابی طالب و بحتری و خاقانی است امام علی متاثر شدند و خطبه ای خواندند که متاسفانه حفظ نشده بجز اینکه یاد کرده اند که کم ترکو خواندند و دومین کس که قصیده اش اگر از قصیده خاقانی بیش نباشد کمتر نیست

شعر بحتری در وصف ایرانیان و ساسانیان نه تنها شاهکاری ادبیست بلکه عمق دوستداری او و توصیفهای عمیق و صادقانه او را میرساند او در حالی که از خلیفه عباسی دلزده است به سوی ایوان کسری رو میاورد و نگاهش را به دور دست زمان و مکان می افکند همه ایران را چون کاخی مجلل میپندارد که دیوارهای بلندش بر سر ساکنان سایه ارامش افکنده اند دیوار دربند را میبیند که راه را بر مهاجمان بسته اند شهرکهایی که چون مراتع سعدی خشک و بیابان نیست و اشرافی که سیادت و بزرگیشان چون سیادت عبس و عنس نیست آنگاه توصیف جنگ انطاکیه و سربازانی که زیر درفش کاویانی ایستاده اند دامنه خیال را به تصویری زنده میکشاند که خود زیر علم ایرانیان ایستاده و همه حماسه و ترس و جنگ و گریزش و شادی پیروزی اش را احساس میکند سپس دوباره خود را پس از جدا شدن از ساسانیان و کاخ باشکوهشان میبیند انگار همین دیروز بود که نزد عزیزانش در ان بارگاه باشکوه در جشنی بزرگ بوده دوستانی که بعد از پنج روز مسافرت به انها رسیده از کنار جمعیت مراجعین منتظر و هیئت های نمایندگی در صف که از افتاب خسته و برهنه سر به سایه کاخ پناه اورده اند میگذرد جمعیتی که از راه دور و نزدیک هر یک برای کاری در صف امور دیوانی منتظر بارند او که دوست است و برای دیدار امده بار می یابد خاطره خوش با دوست بودن را در ان جشن باشکوه به یاد میاورد صدای اوازخوانان و ترنم سازها نقاشیهای باشکوه پرده ها زربافت و قالی های ابریشمین گرانبها و کنیزان زیبارویی که در سراهاو ایوانها برای خدمتگاری میچرخند هر کسی انجا در مقام و مرتبتی است و درجات و مرتبت قو م را حس میکند - انگار همین پریروز بود که پیش انها بود و همین دیروز بود که از انها جدا شده انگاه چشم باز میکند همراه با شکاف دیوار پیش روی مردم اشکارا بر شکوه ساسانیان میگرید سینه دیوارها پر از غم و اندهست گرچه ثابت تر از سینه روزگار ایستاده اند گرچه مثل شخص از دوست جدا گشته یا کسی که او را مجبور کرده اند که همسر عزیزش را طلاق دهد غمگینند با اینهمه نداشتن پرده های زربفت و فرشهای ابریشمین ناقص ان نیست و از نقش و نگار در و دیوار شکسته آثار پدیدست صنادید عجم را (ترجمه ان را در کامنتها میگذارم هرچند ترجمه ها بسیار اشتباه و ناقصند ) اشعار بحتری در کنار صدها نمونه دیگر بهترین نشان دوستی و عدم دشمنی گمان ساخته میان عرب و پارسیان است
https://www.facebook.com/hamghabile/posts/3060369514034925
یا اینجا متاسفانه ترجمه ها هیچ یک خوب نیستند اما این بهترین است
http://ensani.ir/file/download/article/20101114161640-%D8%B4%D8%B1%D8%AD%20%D9%82%D8%B5%DB%8C%D8%AF%D9%87%20%D8%A8%D8%AD%D8%AA%D8%B1%DB%8C%20%D8%AF%D8%B1%20%D9%88%D8%B5%D9%81%20%D8%A7%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%20%DA%A9%D8%B3%D8%B1%DB%8C.pdf?fbclid=IwAR0PnYM5_GKP8DFcvXBhe87s4tDfeYys6DwLggZwxx7bYPuSd-BZ3CdySgs
باید بدانیم قصیده بحتری بسیار مشهور بوده و هر کسی به ایوان می رفت محال بود انرا یاد نکند و ادیب بزرگی مثل خوانی بیشک انرا یاد کرده و همانگونه که از دو شعر معلوم است چند بیتش کاملا بر گرفته از بحتریست که البته بزرگی چون خاقانی این انرا عیب نکند خاقانی بیشک نه تنها بزرگترین شاعر پارسی بلکه از بزرگترینهای جهان است
و این کمینه ایشان را بزرگتر از مولوی میدانم
http://ensani.ir/file/download/article/20101114161640-%D8%B4%D8%B1%D8%AD%20%D9%82%D8%B5%DB%8C%D8%AF%D9%87%20%D8%A8%D8%AD%D8%AA%D8%B1%DB%8C%20%D8%AF%D8%B1%20%D9%88%D8%B5%D9%81%20%D8%A7%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%20%DA%A9%D8%B3%D8%B1%DB%8C.pdf?fbclid=IwAR0PnYM5_GKP8DFcvXBhe87s4tDfeYys6DwLggZwxx7bYPuSd-BZ3CdySgs

مرزبان در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۴۲ دربارهٔ شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری


جناب آقای محسن پناهی “نقسم” استباه تایپی و درستش “نفسم” به معنی نفس من یعنی تا نفس میکشم و زنده هستم

دل افگار در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۱۵ دربارهٔ بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده


نگاه توحیدی یک نگاه کلی حاکم بر زندگی و عالم است، این تعهدش برتر و سنگین تر از همه تعهدهای دیگر (برداشتن فقر از جامعه ، برداشتن جنگ از جامعه ، خدمت به خلق و …) است. توحید به معنای صحیح و اسلامی اش نه به معنای خرافی، تنبل مابانه و رهبانیتی همه اش تعهد به خدا و بندگان خدا است. در این شعر سعدی از باب اغراق یک گونه عبادت (خدمت به خلق) در نگاه توحیدی به عالم را برجسته کرده است. این عبادت در طول نگاه توحیدی است نه در عرض و رقیب نگاه توحیدی. و الا اگر رقیب نگاه توحیدی فرض شود در حقیقت مغالطه جزء و کل است مثل این که بگوییم یک قوری هست که لوله آن از خودش بزرگتر است.

امیر در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۴۵ دربارهٔ بخش ۹ - حکایت اتابک تکله


[۱] [۲] [۳] [۴] [۵] … [صفحهٔ آخر]