گنجور

حاشیه‌ها

 

در بیت ۶ شهوار درست است .

محسن حیدرزاده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۸:۲۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۴۵


با سلام.از آنجایی که تعدادی زیادی از دوستان دیدگاههای مختلفی را در باب جنسیت معشوق مورد نظر در این شعر اظهار نظر کرده اند به عاقمندان این بحث پیشنهاد میکنم برای مشاهدۀ یک تحقیق جامع در باب نقش معشوق مذکر در شعر و ادبیات فارسی به نسخۀ پی دی اف کتاب “شاهدبازی در ادبیات فارسی” اثر دکتر سیروس شمیسا مراجعه کنند.

مسعود در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۴:۱۲ دربارهٔ شرح پریشانی


مصداق انسان های مغرور مثل ظرف پر می ماند یا به قول سعدی (( اِنان پر)) که دیگر جای آموختن چیزی ندارد چون خود را کامل و پر میداند..
درود بر روان سعدی

علی عادلفر در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۲:۲۰ دربارهٔ حکایت در محرومی خویشتن بینان


واقعا مایه تاسف هست. کسانی که حتی در حد دبیرستان سواد ادبی ندارند این شعرو قضاوت می‌ کنند
دربیت آخر مگر به معنای شاید هست

یاسین در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱:۵۹ دربارهٔ شمارهٔ ۲۰۳


با سلام من کم سواد و تقریبا بیسوادم و تجربه و مطالعات عرفانی م فقط تذکره اولیا بوده که اونم ۴۰% ش و متوجه شدم به خاطر متن قدیمی ش .. خلاصه بگم که وقتی چیزی از قدرت درک و فهممون بالاتره و نمیفهمیم دلیل نداره رد کنیمش … شناخت واقعی و مقبول فوق قدرت بشرهستش و درک عرفا …

احمد در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰:۴۶ دربارهٔ ذکر بایزید بسطامی رحمة الله علیه


من آن نیم که حلال از حرام نشناسم
شراب با تو حلال است و آب بی تو حرام
:
در مذهب ما باده حلال است ولیکن
بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است

روفیا در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۲۰:۴۳ دربارهٔ غزل ۳۵۶


روز هجران و شبِ فُرقتِ یار آخر شد
زدم این فال و گذشت اختر و کار آخِر شد
ازحال وهوای غزل چنین بنظر می رسد دولتِ مستبّد، بیدادگروسختگیری، روزگار رابه کام همگان تلخ کرده بوده که حافظ ازبه پایان رسیدن این دوره اینچنین اظهارشادمانی وشکرگزاری کرده است. گرچه حافظ اسمی ازپادشاه ودولت جدید ذکرنکرده است لیکن باتوجّه به نوع کلام واحساسات وعواطفِ شاعر،احتمالاً شاه ابواسحاق که یکی ازدوستان صمیمیِ حافظ بشمارمی رود برمسندحکومت تکیه زده وموجب خرسندی وشادی وی شده است.
فُرقت: دوری
فال: طالع ، پیش بینی کردن
اختر: ستاره ی اقبال.درقدیم حوادث واتّفاقات را تاثیر گرفته ازسَعد ونَحس(بد یُمنی وخوش یُمنی ) ستارگان می دانستندوبراین عقیده بودند که هرکسی یک ستاره ی اقبال دارد. حال حافظ دراینجافالی زده که نتیجه ی آن فال این بوده که ستاره ی اقبال بیدادگران درحال عبور وگذشتن است پس دوره ی حاکمیّت آنها به اتمام رسیده است.
آخِرشد: به پایان رسید
معنی بیت: روزفراق وشب دوری ازیار(احتمالاً شاه ابواسحاق) به پایان رسید. فالی زده ام که مبارک است وبراساس آن اطمینان دارم که آن ستاره ی نحس (حکومت ستمگر قبلی) به خاموشی گرائیده وکارش تمام شده است.
حافظ شبِ هجران شد بوی خوش وصل آمد
شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی
آن همه ناز و تنّعُم که خزان می‌فرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخِر شد
تنّعُم : فخرفروشی به برخورداری ازنعمت فراوان
“خزان” کنایه ازدولت بیدادگرقبلی و”بهار” دولت جدید است.
معنی بیت: آن دولت خودکامه(خزان) که آن همه نازواِفاده می فروخت وگمان می کردهرگز زوالی پیدا نخواهد کرد دیدیم که درپیش پای بادبهار(دولت جدید) تاب مقاومت نیاورد وچگونه به پایان رسید.
شُکرایزدکه زتاراج خزان رخنه نیافت
بوستان سمن وسرو وگل وشمشادت
شُکر ایزد که به اقبال ِکُله گوشه ی گل
نخوت بادِ دی و شوکتِ خار آخر شد
اقبال: به میمنتِ بخت گل
کُله گوشه : گوشه ی کلاه که کنایه از برگهای گل است، تاج گل
نخوت: کِبروخودپسندی
باد دی: بادخزان
شوکت: فرّوشکوه
“خار” کنایه ازدولتیست که سرنگون شده است
معنی بیت: خدای راسپاس که به میمنت بخت گل وشکوهِ تاج گل(دولت جدید) خودخواهی های بادخزان وشوکت پوشالیِ خار(دولت قبلی)فرو ریخت وبه پایان خط رسید.
حباب راچوفتدبادِنخوت اندرسر
کلاه داریش اندرسرشراب رود
صبحِ امیّد که بُد مُعتکف پرده ی غیب
گو برون آی که کار شب تار آخر شد
صبح امید: امیدواری به صبحی تشبیه شده است.
مُعتکف: درگوشه ای ساکن ماندن،مقیم شدن
معنی بیت: امید که همچون صبحی ازشدّتِ ظلمت ازنظرها پنهان شده بود وطلوع نمی کرد اینک بگوبرآی وطلوع کن که ظلمت ازبین رفته وشب به پایان رسید.
آن پریشانی شب‌های دراز و غم دل
همه در سایه ی گیسوی نگار آخر شد
معنی بیت : آن پریشان خاطری های شب های درازهجران وغم واندوهِ فراق یار(شیخ ابواسحاق) همه وهمه به یُمن حضور او ودرسایه ی جلوه های گیسوان اوبه پایان آمدند ومحوشدند.
ظِلّ ممدود خم زلف توام برسرباد
کاندراین سایه قراردل شیداباشد
باورم نیست ز بدعهدی ایّام هنوز
قصّه ی غصّه که در دولت یار آخر شد
معنی بیت: روزگارآنچنان پیمان شکن وتلخ ودردآوربود که هنوز باورنمی کنم دوران عوض شده وبروفق مُراد می چرخد وداستان اندوهبار گذشته باروی کارآمدن دولت یار به پایان رسیده است.
چون نیست نقش دوران درهیچ حال ثابت
حافظ مکن شکایت تامِی خوریم حالی
ساقیا لطف نمودی قدحت پرمی باد
که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد
تدبیر: چاره اندیشی
تشویش: نگرانی وبیقراری
معنی بیت: ای ساقی لطف وعنایت کردی ودراین دوران جدید به داد عاشقان رسیدی وباچاره اندیشی(دادن شراب گوارا) کسالت وبیقراری راازجان ودل ما زدودی، الهی که جام تو همیشه پُرمِی بادا.
در شمار اَر چه نیاورد کسی حافظ را
شُکرکان مِحنتِ بی‌حدّ و شمار آخر شد
معنی بیت: اگرچه دردوران گذشته ،کسی به حافظ اهمیّتی نداد وحافظ راازهمه جاطرد وازهمه چیزتحریم کرده بودند امّا خدای راسپاس که آن همه اندوه بی حدوغم بی شمار سپری شدند ورنج مابه پایان رسید.
سپهردورخوش اکنون کندکه ماه رسید
جهان بکام دل اکنون شود که شاه رسید

رضا ساقی در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۹:۱۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۶


آیا اولین مقایسه کننده شیطان و کنیزک ! و خاتون نبوده است ؟……/در حسد شد گفت چون این ممکن است / که من! اولی تر که خر ملک من است /…….

محمد علی لطفی در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۴۰ دربارهٔ بخش ۱۶۶ - پشیمان شدن آن سرلشکر از آن خیانت کی کرد و سوگند دادن او آن کنیزک را کی به خلیفه باز نگوید از آنچ رفت


آیا جدای از زمان و مکان میتوان حتی آلات !؟ را با یکدیگر مقایسه و قضاوت کرد!؟.

محمد علی لطفی در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۳۶ دربارهٔ بخش ۱۶۶ - پشیمان شدن آن سرلشکر از آن خیانت کی کرد و سوگند دادن او آن کنیزک را کی به خلیفه باز نگوید از آنچ رفت


Shahidi, Mehrtash عبدالوهاب شهیدی، مهرتاش، پایور، آهوی وحشی

https://www.youtube.com/watch?v=DCFljIRBJMg

یغما در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۹


مولانا داره ماه را نشون میده اونوقت شما گیر دادی به انگشتش؟!!!

مجتبی در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۳۴ دربارهٔ بخش ۲۰ - ملامت کردن مردم شخصی را کی مادرش را کشت به تهمت


آقا سعید بیا اینو ببین. کارش درست‌تره

فاروق القحطانی در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۳۱۴


آقا سعید بیا اینو ببین کارش درست تره.

فاروق القحطانی در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۲۵ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۳۱۴


مرحبا به استاد منوچهری با این قدرت طبع که در وزن رباعی مسمط سروده اند.

جهانگیر ساسانی در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ در مدح خواجه خلف، روح‌الرسا ابوربیع بن ربیع


چو خورشید از حصار لاجوردی

علم زد بر سر دیوار ، زردی
بعد از دیوار ؛ ویرگول لازمه!

احمد در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۸:۳۹ دربارهٔ بخش ۱۵ - عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمز


مسلمانیم ما او گبر نام است

گر این گبری مسلمانی کدام است..
مسلمانیم و او را گبر نام است … بهتره چون ” نیم ” بیانگر ” ما ” هست

احمد در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۸:۳۷ دربارهٔ بخش ۱۵ - عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمز


ببخشید ، افکنده بد معنیه … امکان ویرایش بذارید برای متن های ارسال شده خیلی خوبه

احمد در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۸:۳۰ دربارهٔ بخش ۱۵ - عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمز


به گرداگرد آن ده ، سبزه نو

بر آن سبزه بساط افکنده ( افکند ) خسرو
اینطوری باید درست باشه .. افکند ؛ بد معنیه
با تشکر

احمد در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۸:۲۸ دربارهٔ بخش ۱۵ - عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمز


ب، بهرامی گرامی
درود بر شما چه زیبا از خنده و شوق به اشک شوق رسیدید و چه عالمانه که افسردگان نمی گریند
تندرست و شادکام بوید

۸ در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۵:۵۲ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۲۲


جناب ساقی
اولین معنایی که درذهن جناب عالی شکل گرفته است
به نظر درست نمی نماید
نفرمودید کی و کجا موبدان به کار می و میخانه سر گرم می کرده اند
قومی دیگر که از قضا زلف دوتا هم دارند ، در این کار بوده و هستند.

۸ در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۴:۲۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۵۸


[۱] [۲] [۳] [۴] [۵] … [صفحهٔ آخر]