گنجور

حاشیه‌ها

 

سلام ،چون ک گلی نمیدهی جلوه به بوستان مکن صحیحه
گلستان اشتباهه چون وزن و اهنگ شعر رو میگیره
هرچند خانم شکیلا کارشناس شعر نیستن ولی ایشون هم بوستان میگن ک درسته

اسماعیل اسدی ده میراحمدی در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۲۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸۴۳


برترین درود ها نثار تو شیخ اجل که چنین شیرین سخنی.لذت بردم

نیلوفر در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۰۷ دربارهٔ غزل ۲۴۹


با سلام و عرض ادب…
اولا که غزلی فاخر از پروردگار تغزل ادب پارسی رو مطالعه نمودید…
خواهشی که کمترین دارد اینست که در صفحات شعرای کلاسیک مثل سعدی و حافظ و صایب و…حرفی از شعرای جدید نزنیم…(به استثنای شهریار)چرا که این بزرگواران همه از عرفا و حکما و فضلای شامخ در عرصه ی عرفان و ادب هستند…و جنس کلامشان به صورت تمام قد با ادبیات نو تفاوت دارد…و متعاقبا مخاطب ایشان هم به طبع دچار عرقی ملفوف نسبت به ایشان هستند…انقباض خواطر این بزرگواران دور از انصاف است…
ثانیا…حقیقتا در حیرتم که چطور کسی میتواند به لحن داوودی استاد خرده بگیرد!!!!
یک مقدار درباره ی مسایلی که محبوبیت عام دارند لطیف تر صحبت کنیم…حکم عقلیه ست…
موید باشید…وشکرگذار…

احقر در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ غزل ۴۳۹


جناب شمس شیرازی گویا از شمس الحق به شمس شیراز رسیدید
افول فرمودید یا خوذتان پی بردید که نه کلامتان حق بود و نه قامتتان شمس؟!
امید دارم زودتر بفهمید که کسی از راه هذیان به معرفت دست پیدا نمیکند

سید غلامعباس موسوی نژاد(خدامیان) در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۴۸ دربارهٔ حکایت


حسین و بابک ، گرامیان
چنین می نماید که نه تنها این روفیا آن بانوی آزاده نیست که گویا این دکتر ترابی هم نه آنیست که ما می شناسیم.

شمس شیرازی در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ حکایت


سلام صمیمانه! در پاسخ به عین هدی گرامی: این دو ( کـــه ) مورد نظر شما نمی تواند به معنی کسی یا چه کسی باشد . زیرا شاعر در هر دو مصرع، خودش توضیح می دهد مقصودش از ( تـــــو) کیست و چیست . ( تو) را در مصرع اول ازبیت اول، ،نسخه ی نامه ی الهی ، و در مصرع دوم،آینه ی جمال شاهی ، معرفی می مند. بر این اساس شاعر اگر می خواست مصرع اول را به نثر بیان کند چنین می گفت : ” ای تو که نسخه ی نامه ی الهی هستی” و همچنین درمصرع دوم؛” ای تو که آیینه جمال شاهی هستی!! و چون می خواسته این را به نظم در آورد برای حفظ و رعایت وزن، به ضرورت ( کــــه) را به قبل از ردیف شعر یعنی ( توئی) منتقل کرده است! پایدار و سرفراز باشید!

جمشید پیمان در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۳۳ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۷۵۹


دیدی که چه غافل گذرد قافه عمر
بگذاشت به شب خوابت و بگذشت شبابت
آهسته که اشکی به واعت بفشانیم
ای عمر که سیلت ببرد چیست شتابت
این دو بیت یکی از شاه ابیات مرحوم استاد شهریار است ، بسیار ظریف و پر نغز

سیمحمد امیرمیران در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۳۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۵ - نقش حقایق


درودها
این شعر استاد شهریار در عین سادگی و در حالی که دارای چندان تکنیک و آرایه ی ادبی نمی باشد جزو معدود شعرهای تاثیرگذار به شمار می آید
یعنی این شعر به شدت در مخاطب نفوذ کرده و ورد زبان او می شود
حتی افرادی که علقه ی چندانی با شعر ندارند هم دو سه بیت این غزل فراگیر را ازبر بوده و با خود زمزمه می کنند
البته باید توجه داشت این غزل سروده ی شاعری است که شاهکارهایی همچون حیدربابا و خان ننه را دارد

اسکندر اقدسی عابر در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۰۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا


درودها
این شعر استاد شهریار در عین سادگی و در حالی که دارای چندان تکنیک و آرایه ی ادبی جزو معدود شعرهای تاثیرگذار می باشد
یعنی این شعر به شدت در مخاطب نفوذ کرده و ورد زبان او می شود
حتی افرادی که علقه ی چندانی با شعر ندارند هم دو سه بیت این غزل فراگیر را ازبر بوده و با خود زمزمه می کنند
البته باید توجه داشت این غزل سروده ی شاعری است که شاهکارهایی همچون حیدربابا و خان ننه را دارد

اسکندر اقدسی عابر در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا


بی ادبی

دکتر ترابی در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۴۶ دربارهٔ حکایت


حسین جان ببخشایید
حرف ظرف آمد, درو معنی چو آب…
مهم نیست این دوستمان هویتش چیست
بنظرم کلامشان خالی از بی دابی و پر معنیست

دکتر ترابی در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ حکایت


قربانی آردی و حدیث مفصل..

شمس شیرازی در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۲۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۹۷


سلام، من همواره سپاسگزار شما هستم بخاطر این خدمت ارزنده به فرهنگ و مردم ایران عزیز و بلکه اهل ادب در هر جای عالم. خواهش و در خواست مصرانه ، بلکه خاک سارانه ام این است که برای سامان دادن بایسته به حاشیه ها، تمام حاشیه های غیر مربوط به شعر در تمام موارد را حذف فرمایید

محمد در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۰۲ دربارهٔ دوبیتی شمارهٔ ۱۷۰


گواژه به نقل از لغتنامه دهخدا به معنی طعنه زدن، به سخره گرفتن.

محمد در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۴۶ دربارهٔ پادشاهی شاپور سوم


سلام سلام سلام
دوستان واقعا خوشحالم ک در جمع شمام
اقای دکتر ترابی چقد شما خوبید….
روح همه درگذشتگان حادثه دلخراش زمین لرزه بم مخصوصا ایرج بسطامی عزیزم گرامی باد
استاد شجریان تو یکی از کنسرتهاش اینو خییییلی زیبا میخونه و بیت اول رو دوبار میخونه دیدن و گوش کردنش خالی از لطف نیست
ان شاالله غم و غصه از دل همه مردم رخت بربنده و صلح و ارامش در دنیا حکم فرما بشه و هیشکی هیچ غمی نداشته باشه
رسید مژده ک ایام غم نخواهد ماند ، چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند

اسماعیل اسدی ده میراحمدی در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۹


تمام شعرهای مولانا بامفهوم ومحتوای فراوانی هستند ولی این مصرع که میگه چون توبا بد بد کنی پس فرق چیست بسیار زیبا وپرمفهوم ومحتواست که اگر این مصرع رو سرلوحه زندگیمون کنیم هیچ وقت ناراحتی سراغمون نمیاد

سیدمرتضی غفاریان در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۵۸ دربارهٔ بخش ۸۴ - قصهٔ بازرگان کی طوطی محبوس او او را پیغام داد به طوطیان هندوستان هنگام رفتن به تجارت


@ مصطفى،
دوست عزیز این بیان شما:
“نه مسکرات لجن آلود دنیوی که جز پست تر از حیوانیت برای آدمی عایدی ندارد” ، جاى تامل بسیار دارد…
به خصوص براى کباب خواران، که تحقیقات نشان داده از کلسترل و چربى خون و دیابت و نقرس گرفته تا سرطان روده را “مى عنابى” است که پیشگیر است…
من مانده ام که خدایش چرا شراب را حرام کرد و کباب را رها؟…

بابک چندم در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۲۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۹۷


حسین جان،
با شما کلاً و کاملاً در توافقم…

بابک چندم در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۴۷ دربارهٔ حکایت


شخصی به نام «سخن» کامنت گذاشته و می گوید: «نکته ی دیگر بیت، تکرار جنگ عشق با فلسفه و دین است. عشق حافظی با دین در اینجا و با فلسفه در جایی دیگر منافات دارد.»(؟؟؟؟؟!!!!)؛ این نگاه به حضرت حافظ که صدر تا ذیل زندگی اش مبتنی بر شریعت و دین و عمل به قرآن بوده و کمترین مراتب سلوکش ترک محرمات و انجام واجبات بوده، وگرنه هیچگاه از شراب ناب توحید (نه مسکرات لجن آلود دنیوی که جز پست تر از حیوانیت برای آدمی عایدی ندارد) به او عطا نمی شد، نگاهی بس سخیف و فاقد کمترین حد فهم از ساحت قدسی این عارف شاعر عرشی و توحیدی است. باعث تاسف است که برخی می خواهند به زور از ظن سخیف خود یار این بزرگ مرد دست نیافتنی شوند و با خواندن دو کلمه و واژه و اصطلاح عرفانی، قیاس به نفس ظلمانی خود می کنند و زود برای رم کردن از شریعت و فرو رفتن در اظلم العوالم جهالت، توجیهی بس نادرست و نافهم، آن هم از ساحت قدسی چنین عارفان بزرگی دست و پا می کنند!… زهی جهالت مرکب!!

مصطفی در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۰۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۹۷


بیت پنجم مصرع دوم، “می‌روم و «نمی‌رود» از سر من هوای تو” صحیح است.

آرما در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۹:۴۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۷۸۳


[۱] [۲] [۳] [۴] [۵] … [صفحهٔ آخر]