گنجور

حاشیه‌ها

 

سلام روز جمعه مورخ ۱۷ تیر ۹۹ شبکه ۴ سیما برنامه معرفت با حضور دکتر دینانی و مجری گری دکتر منصوری لاریجانی، این غزل را تا نیمه به زیبایی تشریح و تفسیر کردند. ادامه در برنامه بعدی خواهد بود. به گمانم این برنامه و تکرارش روزهای یک شنبه و جمعه در شبکه ۴ حوالی ساعت ۷ پخش می شود و نیز می توان در اینترنت به اطلاعات بیشتر و نیز برنامه های قبلی دست یافت.

محمدرضا در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۹:۴۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷


با سلام، واقعا غزل پر مغز و زیبایی استاد سروده آمد. من با شناختی که از دو دنیای شعر و موسیقی دارم به جرات میگویم این غزل با توجه به دلکش بودن قلم و زیبا بودن توصیف هایش به صورت خودخواسته در مدح بانو قمرالملوک وزیری سروده شده. استاد شهریار عزیز همانطور که میدانیم دستی بر ساز داشته اند پس از دنیای موسیقی سنتی و اصیل ما باخبر بودند و با استاد ایرج میرزا و عارف قزوینی نیز آشنا بودند. پس ایشان علاقمند به موسیقی اصیل داشتند. نظر خانم فرزانه را خواندم. بانو فرزانه: اندر احوال بانو قمر باید عرض کرد که ایشان رقاصه نبودند بلکه آوازخوان بسیار متبحری بودند که پس از مرگشان مردم فهمیدند چه لعبتی را از دست داده آمد.روح همگی ایشان شاد و یادشان گرامی

احسان در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۹:۳۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۱ - یکشب با قمر


“فریدون فرخ فرشته نبود”… این ابیات در بیشترِ نسخه‌های شاهنامه وجود ندارند (شاهنامه فردوسی، نشر قطره، تهران: ۱۳۷۹، ، از بیت ۴۰۲۲۹) امّا در تصحیح استاد جلال خالقی مطلق،نیویورک، ۱۶۶: ۸۵/۱ بیت ۴۸۹ تا ۴۹۰ ذکر شده اند و موضع آنها بخش مربوط به «بند کردن فریدون، ضحاک را» است.

زهیر طیب در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ بخش ۱۲


در مصراع اول، «ز»، «کام»، جدا نوشته شده که درست آن «زکام» است:
در دیاری که ز ارباب تمیز است، «زکام» / غنچه، آن به که کند مهر، لبِ دعوی را

مظفر محمدی الموتی در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۴۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۵۵


این شعر به چه مناسبت سروده شده و شان سرایشش چی بوده؟

ن .م در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۵:۴۴ دربارهٔ شمارهٔ ۷۹ - قطعه


این شعر به مناسبت سروده شده و شان سرایشش چی بوده؟

ن .م در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۵:۴۲ دربارهٔ شمارهٔ ۷۹ - قطعه


سلام به همه عزیزان ادب دوست
در بیت قبل از آخز ” که ” اضافه نیست ، اگه حذف بشه شعر مشکل پیدا میکنه ، ” که ” جابجا نوشته شده ، درستش اینه :
گندمم را ریختی ، تا زر دهی
رشته ام بردی ، که تا گوهر دهی

امیر در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۴:۲۵ دربارهٔ گره گشای


آقا این چه ویسیه از شعر گرفتید یکم وجدان کاری داشته باشید

امیر در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۳:۰۶ دربارهٔ قاصد


دیو با مردم نیامیزد مترس
بل بترس از مردمان دیوسار

دیو با انسان هرگز همنشین و همکلام نمی شود اما انسان با دیو نفس اماره همنشین شده و بنده و مطیع او می شود و به مانند دیوی زشت خو در خواهد آمد

هر که دَد یا مردم بد پرورد
دیر زود از جان بر آرندش دمار

هر کس با مردمان زشت خو و شیطان صفت نشست و برخاست داشته باشد نفسش به آنها خو کرده و او نیز به مانند حیوانات وحشی درنده خو و شیطان صفت درخواهد آمد و همین نفس بد و درنده دمار از روزگارش در خواهد آورد کنایه از، نفسش او را نابود خواهد کرد

با بدان چندان که نیکویی کنی
قتل مار افسا نباشد جز به مار

مار افسا:
آموزش دهنده و سحر کننده مار توسط نواختن نی لبک
مار:
کنای از دنیا میتواند باشد. دنیا به مثابه یک مار خوش خط خال و در عین حال لطیف است که هر چقدر با آن بازی کنی و به دست و پایش بپیچی سرانجام تو را نیش خواهد زد ابتدا با لمس کردن او لطافتش توجه تو را جلب میکند و این لمس ادامه دارد تا به سر آن میرسی و او ناگهان به طرفه العینی تو را خواهد گزید، این کنایه از شیرینیهای دنیا که سرانجامی تلخ به همراه دارند.
و هم کنایه از اعمال و رفتار بد آدمی با طبعیت از هوای نفس شیطانی.
و هم کنایه از مردمان بدی که انسان با آنها معاشرت دارد که نتیجه هر سه مورد جز هلاکت و مرگ و نابودی چیز دیگری نیست

به ظن این حقیر از این بیت با توجه به صنعت ایهام و معنی دوبیت قبلش میتوان دو برداشت کرد.

۱/ واژه بدان، به معنای مردمان بد و کسانی که پیرو نفس اماره باالسوء هستند و همنشین شیطان. پس نتیجه اینکه کسانی که همنشین مردمانی با اعمال بد و شیطانی هستند سرانجام توسط همین مردم بد به قتل خواهند رسید و نابود خواهند شد یعنی اعمال بد نتیجه ای جز نابودی و هلاکت چیز دیگری در پی نخواهد داشت .پس همانطور که مارافسا یعنی کسی که مار را از درون سبد با نواختن نی بیرون میکشد و او را توسط این نوای زیبا و دلنشین سحر و جادو میکند تا مار به فرمان او برقصد سرانجام توسط همین مار کشته خواهد شد.

۲/ و اما برداشت دوم که کمی لطیف تر و زیباتر به نظر میرسد.
مراد از واژه بدان، همان مار خطرناک دنیاست که سرانجام دست آموز خود را خواهد گزید و به هلاکت خواهد رساند.

بنابراین اگر انسان با اعمال بد نفسانی(شهوت، کینه، نفرت، حرص و طمع، حسادت …) و یا مردمانی که هر کدام نمادی از این ویژگیها هستند و یا دنیا را طلبیدن و بدنبال بازی با مار خطرناک دنیا بودن، که هر سه آنها در ابیات قبل به دیو و دد تشبیه شده انسان همنشین و قرین باشد حسابش با کرام و الکاتبین است پس هر سه معنی هلاکت و مرگ در پی خواهند داشت.
و انسان هر چقدر به این سه گروه نیکی کند سرانجام بدی و شر دریافت خواهد کرد همانطور که صدای نی لبک خاموش میشود پس سرگرمی مار دنیا هم با انسان تمام میشود و او از حالت مار سحر بیرون امده و مارافسا را خواهد گزید و این پایان کار جویندگان، مار، شهرت و ریاست و ثروت و شهوت و دنیا طلب هاست.

حضرت حافظ میفرمایند:
مجوی درستی عهد زجهان سست نهاد
که این عجوزه پیر عروس هزار داماد است

شاه مردان در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۲۰ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸ - در مدح امیر انکیانو


ظاهرا وزن مصرع دوم بیت سوم ناقص است و شکل درست مصراع اینست
چشم بست از زندگانی هر که دست از باده شست …
لطفا اصلاح کنید…

امیرحسین در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۴۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۲۱۳


مثل اینکه وحشی بافقی ۴۰۰ سال زودتر نظریه بیگ بنگ یا همان انفجاز بزرگ و نظریه هاوکینگ را تلویحا می داسته است.

کیومرث فرح بخش در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۳۸ دربارهٔ آغاز سخن


خیام حکیم با این شعر می خواهد به بشر متکبر و مغرور بفهماند که اولا در پهنه هستی در حد مکس هم نیستی و بهتر تست با این تکبر و غرور خون انسان های دیگر را برای عرور و نفسانیات خود تریزد . کاش بشر مغرور به سلاح های ادمکش خود به این درک می رسبد که وجودش از مگس هم بی ارش تر است و به خاطر ایم نفس کثیف خود این انسان بی گناه را نکسد.

کیومرث فرح بخش در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۹:۵۷ دربارهٔ رباعی ۴۱


به نطر من این شعر اوج پیام ازادگی برای انسان ها است و آن اینکه هنه ما به طریقی خواهیم مرد پس اولا نگران این نباشیم که چگونه خواهیم مرد مهم این است که با معنی و هدف مگتعالی و انسانی زندگی کنیم

کیومرث فرح بخش در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۹:۵۲ دربارهٔ رباعی ۴۰


ایزدی = ایزد
به نزد شیخ = نزد شیخ
عرفیم = عرفی

منصور در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۸:۴۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۴


به جای “از او” بگذارید “زو”

منصور در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۸:۳۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۴


سلام و درود فراوان
معنی این مصراع چیست ؟؟
” شکن آب شمرهای ترا رقص هوا ”

با تشکر فراوان

نصیر رضایی نژاد در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۸:۰۴ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۴ - در صفت قصر و باغ منصوریه و مدح ناصرالدین طاهر


ترکیب گوساله ی گرگین درادب پارسی بی سابقه است ویکی ازآن ترکیبهای جالب متضمن پارادوکس ساخته ی ذهن مولاناست.

محمدی در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۶:۵۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۴۷


معنی این بیت چیه؟ و آیا کاما در مصرع اول صحیح گذاشته شده است؟
زودبگیرد نمک، دبده آن کس که او نان و نمک خورد…

رحمت در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۵:۵۱ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - در مدح سلطان اویس


در فیزیک کوانتوم بحثی هست باین مفهوم که در فضاییکه از نظر حواس ما چیزی وجود ندارد ناگهان یک ذره مادی نمایان میشود یعنی از هیچ چیزی بوجود میایدواز مجموع آنها چیزها بوجود میایند ومولانا این موضوع در این غزل فرموده زانکه جمله چیزها چیزی ز بیچیزی شدست

سیامک ارتشیار در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۵:۰۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۹۹


چون بوده گذشت و هست نابوده پدید.

معنیشن اینه که ، چون چیزی که بود الان وجود نداره و چیزهایی هستند که پیش از این نبودند ….

یعنی همه چیز در این جهان گذراست. اگر در تصحیح فروغی هم اونطور ذکر شده باشه، به نظرم تصحیح فروغی اشتباهه.

لطفاً یا تصحیح بفرمایید یا حداقل نسخه جایگزین رو هم قید کنید که خواننده ها بدونن.

امیر در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۴:۴۵ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۰۲


[۱] [۲] [۳] [۴] [۵] … [صفحهٔ آخر]