گنجور

حاشیه‌ها

 

چونکه غم بینی تو استغفار کن
غم به امر خالق آمد کار کن
انسان از جنس شادی ست و اصولا باید با غم بیگانه باشد اما نوزادی که از جنس هشیاری خالص است به تدریج بوسیله عوامل گوناگون و بخصوص محیط پیرامون خود با چیزهای این جهانی هم هویت شده و از آنها طلب شادی و خوشبختی میکند اما به علت اینکه این جهان مادی با اصل او سازگار نیست پس از آنکه دریافت ثروت ، مقام ، علم و دانش، تایید مردم ، باور و اعتقاد و هر چیز دیگری که مربوط به این جهان است قادر به ایجاد شادی بی سبب در وی نمی باشند پس دچار غم و درد میشود پس مولانا میگوید این غم و درد به امر خالق یا زندگی و هستی پدید آمد یعنی اینکه ساختار انسان به گونه ایست که نمیتواند از این چیزها هویت گرفته و خود را با آنها توصیف کند و این طرح زندگی ست و مولانا میگوید پس حال که طرح و برنامه زندگی یا همان مشیت الهی بر این امر قرار گرفته پس ای انسان بر روی خود کار کن ، یعنی هر چه متعلق به این جهان است را در مرکز خود قرار مده و از آنها هویت و شادی مخواه که این کار نیز زمان بر بوده و سعی فراوان میطلبد .برنامه گنج حضور آقای پرویز شهبازی در دریافت بهتر مفاهیم این ابیات بسیار موثر است.

برگ بی برگی در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۲۰ دربارهٔ بخش ۴۰ - عتاب کردن آتش را آن پادشاه جهود


بهار گرامی بادرود مونالایمان همینجا هستند .حضور دارند
این ماییم که نیستیم و ایکاش نیست بودیم در اثار و خیال مولانا
تا جاودانه میشدیم
سپاس

فریاد در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۳۰ دربارهٔ بخش ۹۰ - شنیدن آن طوطی حرکت آن طوطیان و مردن آن طوطی در قفص و نوحهٔ خواجه بر وی


خیام له وضوح سخن گفته . چون با اعتقادات شما نمیخواند از خودتون براش تفسیر مبذارید و میگین منظورش اونی هست که دین شما میگه ! آخرت و این نهی از منکرها مثل می و حوری خرافات شماست به خیام نسبت ندهید . اگر در آن دنیا حوری و می میدهند پس چرا این دنیا استفاده نکنیم ؟

آرش در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۴۰ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۸۷


جوانی بدان صفت می‌آید

محسن ، ۲ در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ ذکر عبدالله تروغبدی قدس الله روحه العزیز


سلام ممنون از زحمات و پاسخگوییتان
“جوانی بدن صفت بیامد” این جمله درست است؟غلط املایی ندارد؟

M در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ ذکر عبدالله تروغبدی قدس الله روحه العزیز


در باغ من ار سرو و اگر گلزار است
عکس قد و رخسارهٔ آندلدار است
بالله به نامی که ترا اقرار است
امروز مرا اگر رگی هشیار است
میگوید در باغ دلم برای قد یار سروی و برای رخساره دلدار اگر گلزاری در دل نشانه هست قسم به بخشندگی ومهربانی و اسامی حق چون عاشقی وعدالت که صفات او هستند میتوان دل انسان را با صفات او روشن نمود.یااگر امروز رگ هشیاری، درمن هشیارشده جز از صفات حق یا هشیار شده از هشیاری حاصل از آن نیست.

مهدی از شیراز در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۳۰۰


از نظرم چهره دلربای مهدی فاطمه می گذرد.

علی امینی در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۴۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۰۸


با سلام ، این شعر از کمال اسماعیل هست که به اشتباه به خیام نسبت داده شده

حسین در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۳۸


با سلام ، طبق تحقیقات این شعر از عطار هست و به اشتباه به خیام نسبت داده شده

حسین در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ رباعی ۱۹


زبان خوش و سخنان شیرین به طور قطع دنیای انسان را دگرگون میکند و به اصطلاح امروزی مار را از سوراخ بیرون میکشد و برعکس ترش رویی و تلخ سخنی دنیای انسان را تیره و تار می کند…دیگر بدیهی شده است که بگوییم سخن و گفتار انسان دنیای او را می سازد………درود بر شیخ اجل

افراسیاب کیانی در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۱۲ دربارهٔ بخش ۸ - حکایت


چون با دگری باید پرداخت به ناکامی.یعنی؛
آنچنان که خود میخواهی زندگی کن. اگر بنا به حرف و نظر دیگران زندگی کنی زندگیت تباه میشود.
در زندگی انسان باید به میل و اراده خود زنگی کند نه حرف و حرکات دیگران.
یعنی نباید از زندگی کسی تقلید کرد چرا که هر انسانی روحیات خاص خود را دارد.

حمزه در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۹:۵۹ دربارهٔ غزل ۵۶


درنهایت شیخ اجل در این حکایت بسیار زیبا میخواد بر خوشرویی و شیرین زبانی به جای ترش رویی و تلخ زبانی تاکیدکنه….سخنان تلخ از روی ترس و عصبانیت نه تنها بر مخاطب اثری نمی کند که میتواند او را گمراه تر نیز کند برعکس با خوشرویی و سخنان نغز می شود اثری درونی و سازنده بر هر انسانی گذاشت.

افراسیاب کیانی در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۹:۴۶ دربارهٔ بخش ۷ - حکایت توبه کردن ملک زادهٔ گنجه


با احترام به نظر اساتید
به نظر من گور اول بمعنی گراز هس و گور دوم به معنای قبر.
حتی بهرام با اون همه قدرت و نیرویی که داشت در آخر به خاک سپرده شد.

مهربان در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۸:۱۵ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۷


سلام و درود
بسیار زیبا و پرمعنا

احمدی فقیه در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۸:۰۳ دربارهٔ در آغاز آلهی نامه


این شعر رو حامد نیک پی در آلبوم رومی۱ با آهنگسازی پدارم درخشانی خونده. ولی نمیدونم چرا تو لیست انتخاب آهنگ نمیاد که انتخابش کنی.

سیاوش در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۷:۴۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۸۳


پر واضح است که هر نمازی نیاز به دل کندن از دنیا و مافیها دارد. بنابراین برای هر نمازی باید بر سر عهد و پیمان ازلی خود بود که در روز الست بسته شده است و باید وضوی واقعی را از چشمه ی عشق ساخت و لذا بر سر هر چه که هست باید گذشت و خدا را از آن برتر و بزرگتر شمرد و در واقع معنای « الله اکبر» نیز همین است؛ بنابراین پیمان همان عهد ازلی در روز الست است و پیمانه همان به جای آوردن آن عهد است که صورت عملی آن اقامه ی هر نمازی می باشد که به پیمانه کشی مشهور شده است. و لسان الغیب شمس الدین، حافظ نمازهای خود است(المومنون/۲۳: ۹).
برو ای زاهد و بر دُردکشان خُرده مگیر / که ندادند به ما تُحفه جز این روز الَست
شیخ سعدی رحمه الله نیز در این بیت به چهار تکبیر اشاره کرده و می گوید:
ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم
وز هر چه گفته اند و شنیدیم و خوانده ایم
با توجه به محتوای این بیت چهار تکبیر عبارتند از: تکبیر اول از خیال، تکبیر دوم از قیاس، تکبیر سوم از گمان و تکبیر چهارم از وهم است که در ابتدای شروع نماز است و تکبیرات سه گانه که در انتهای نماز است به ترتیب؛ تکبیر اول از هر چه گفته اند و تکبیر دوم از هر چه شنیده ایم و تکبیر سوم از هرچه خوانده ایم می باشد که بعد از سلام پایان نمازها گفته می شود.
والحمد لله رب العالمین

محمد ادیب نیا در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۴:۰۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۴


ای همچو خر و گاو که و جو طلبت

تا چند کند سایس گردون ادبت

لب چند دراز میکنی سوی لبش

هر گنده دهان چشیده از طعم لبت
مولوی جان ، کاش تو نیز زبان در دهان می گرفتی و این چنین رباعی نمی گفتی ، یا از الفاظ بهتری استفاده می کردی، این چه ادبیاتی ست؟

محسن ، ۲ در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۰:۳۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۲۰


محمد جان
نوشین روان ، همان نوشیروان است ، هردو در ادبیات بکار می رود

محسن ، ۲ در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۰:۲۳ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۴۹ - در ستایش ملکه ترکان خاتون


نیلوفر گرامی
ای که نیازموده‌ای صورت حال بی‌دلان
عشق حقیقت است اگر حمل مجاز می‌کنی.
ای آنکه از حال عاشقان بی خبری و آنرا تجربه نکرده ای،
عشق واقعاً وجود دارد و حقیقت است، اگر گمان می کنی خیالی و غیر واقعی ست .

محسن ، ۲ در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۰:۲۰ دربارهٔ غزل ۶۲۲


آری شجاعی جان
” نیم “ یعنی نیستم

محسن ، ۲ در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۰:۱۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۳۵


[۱] [۲] [۳] [۴] [۵] … [صفحهٔ آخر]