گنجور

حاشیه‌ها

 

ارسلان گل تو هیچ نسخه ای من ندیدم نوشته باشه خشت نو!!!
اتفاقا معنی زیبایی میده
قالبی که این خشت ها را می سازی از بین ببر و در عوض به دنبال راه درآمد دیگری باش

محسن در تاریخ ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۰:۱۷ دربارهٔ بخش ۲۹ - داستان پیر خشت‌زن


چقدر این بیت قشنگه
کشتی من که در میان آب گرفت و غرق شد
گر بود استخوان برد باد صبا به ساحلم

علی در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۲۳:۳۲ دربارهٔ غزل ۴۰۷


عبارت درست مصراع اول چنین می باشد:
آن قصر که بهرام در او جام گرفت
در شهر سورمق ( ۲۰ کیلومتری شهرستان آباده) خرابه ای است بنام قصر بهرام گور که گفته میشود بهرام گور در کفه ابرکوه یزد به شکار گور خر می رفته و در منطقه ای از کویر در تعقیب شکار گور خر به باتلاقی فرو می رود.

احمد نیکو در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۲۰:۲۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۷


آنها که کهن شدند و اینها که نوند
هریک بمراد خویش تک تک بدوند
این کهنه جهان بکس نماند باقی
رفتند و رویم دیگر آیند و روند
در کلام خیام مرگ و نیستی کرارا گوشزد می شود. ناپایداری زندگی نقشی بزرگ دارد.

احمد نیکو در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۲۰:۱۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۵۶


این رباعی منتسب به خیام می باشد و عبارت درست مصراع سوم آن چنین می باشد:
“قصه چه کنم که بی تقاضای تو دی”
شاهکار بزرگ خیام گنجانیدن حرفهای بزرگ در دو خط شعر است.

احمد نیکو در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۲۰:۰۴ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۷۰


دشمنِ نفس: مقصود نفس اماره است. اشاره است به این حدیث «أَعْدَی عَدُوِّکَ نَفْسَکَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْکَ» : سخت‌ترین دشمن تو نفس تو است که در میان دو پهلوی تو است. (کنوز الحقائق)

عنان باز پیچانِ نفس … : آنان که نفس را از کارهای حرام باز داشتند (زمام او را برگرداندند)
سام: سام پسر نریمان، پدر زال و پدر بزرگ رستم از تبار گرشاسپ، پهلوان اسطوره‌ای ایران است.

جهان پهلوان سام بر پای خاست
چنین گفت کای خسرو داد و راست
ز شاهان مرا دیده بر دیدنست
ز تو داد وز ما پسندیدنست
پدر بر پدر شاه ایران تویی
گزین سواران و شیران تویی
ترا پاک یزدان نگه‌دار باد
دلت شادمان، بخت بیدار باد
منظور از این بین دشواری تسلط بر نفس است.

دستور : وزیر
رضا: عنوان باب پنجم بوستان است. یعنی رضایت و خرسندی. در تصوف نیز مقام رضا، خشنودی دل است به‌طوری که مداوم بر آنچه خداوند برای بنده خواهد و پسندد.
ورع: پرهیزگاری، پارسایی.
حر: آزاده
سیاست نکرد: سیاست کردن یعنی کیفر دادن، گوشمال دادن.

سمانه نصیری در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۹:۱۶ دربارهٔ بخش ۱ - سر آغاز


دشمنِ نفس: مقصود نفس امَاره است. اشاره است به این حدیث «أَعْدَی عَدُوِّکَ نَفْسَکَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْکَ» : سخت‌ترین دشمن تو نفس تو است که در میان دو پهلوی تو است. (کنوز الحقائق)

عنان باز پیچانِ نفس … : آنان که نفس را از کارهای حرام باز داشتند (زمام او را برگرداندند)
سام: سام پسر نریمان، پدر زال و پدر بزرگ رستم از تبار گرشاسپ، پهلوان اسطوره‌ای ایران است.

جهان پهلوان سام بر پای خاست
چنین گفت کای خسرو داد و راست
ز شاهان مرا دیده بر دیدنست
ز تو داد وز ما پسندیدنست
پدر بر پدر شاه ایران تویی
گزین سواران و شیران تویی
ترا پاک یزدان نگه‌دار باد
دلت شادمان، بخت بیدار باد
منظور از این بین دشواری تسلط بر نفس است.

دستور : وزیر
رضا: عنوان باب پنجم بوستان است. یعنی رضایت و خرسندی. در تصوف نیز مقام رضا، خشنودی دل است به‌طوری که مداوم بر آنچه خداوند برای بنده خواهد و پسندد.
ورع: پرهیزگاری، پارسایی.
حر: آزاده
سیاست نکرد: سیاست کردن یعنی کیفر دادن، گوشمال دادن.

سمانه نصیری در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۹:۱۳ دربارهٔ بخش ۱ - سر آغاز


مقایسه این شعر با شعر “در محرم” نشان می دهند که ملک الشعرای بهار قلبا شیعه بوده و اصول و اعتقادات آن را قبول داشته اما از ریاکاری و سالوس بودن مردم تهران در شعر “در محزم” به تنگ آمده است.

مسعود در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۸:۵۵ دربارهٔ شمارهٔ ۹۲ - غدیر خم


بند چشم اوست هم چشم بدش/عین رفع سد او، گشته سدش
بند گوش او شده هم هوش او/هوش با حق دار ای مدهوش او
چشم انسان زمانی که انسان، متکی به معلومات خود باشد(بخواهد با دانسته هاى خود ببیند) به تعبیر مولانا، “چشم بد” است و توانایی دیدن حقیقت را ندارد، هر چند شخص مدعی است که دارد با چشمش می بیند ولی همین امر(دیدن با چشم بد)، بند چشم او میشود و شخص، هر چقدر که می خواهد آن بند و سد را از جلوی چشم خود بردارد، اتفاقا این تلاش(رفع کردن سد) مانع و سدی میشود که بیشتر نبیند.شخصی که متکی به هوش خودش است این هم بندی میشود بر گوش او تا نتواند حقیقت را بشنود پس چاره آن است که تسلیم حق باشد و هوش را با حق، همراه و ملازم گرداند. در دو بیت فوق مولانا به چشم و گوش که کار دیدن و شنیدن را انجام می دهند اشاره کرده است که متناظر چشم، نور است(چون چشم نور را می بیند یا بعبارتی با نور می بیند) و متناظر گوش، صوت است(چون گوش صوت را می شنود). پس نور و صوت بسیار مهم اند. هوش با حق دار ای مدهوش او.

H.A. در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۸:۰۳ دربارهٔ بخش ۴۸ - تفسیر و هو معکم


درود
دوست گرامی احمد جان
استاد غزل سعدیست اما همگان دانند که غزل فارسی با حافظ شیراز به اوج خود رسید و شاید بخت خوش حافظ بود که در دوره ایشان زبان فارسی نیز پس از چند سده به پختگی و صیقل خوردگی خود و پالوده شدن از برخی از واژگان ناجور و و سخت تازی (عربی) رسید و حافظ شیرین سخن و نکته سنج بی شک با پای گذاشتن بر جای بزرگانی چون سعدی و خواندن و بررسی غزل های آنان و همچنین نبوغ ویژه خود به این مرحله و مرتبه از غزل فارسی دست یافت.
اینکه برخی از سروده های حافظ یا از شاعران بزرگ چون سعدی بوده است و یا با مفهومی مانند آن شکی نیست. در برخی بخش ها و سروده ها بهتر از سعدی سروده است و در برخی دیگر سست تر.
سعدی شیراز نیز هر چند در بسیاری از زمینه های ادبی چه نثر چه نظم چه غزل و چه قصیده استادی چیره دست بوده اما در هنگام سرودن شعر حماسی علیرغم ادعای خود شعرش سست است و نمی تواند حال و هوای جنگ و نبرد و حماسه گویی را همچون فردوسی بزرگ ایجاد کند.
مهر افزون

مهدی در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۵۹


چندان که زدم لاف کرامات و مقامات
هیچم خبر از هیچ مقامی نفرستاد
لسان الغیب به انسانهایی اشاره میکند که بوسیله ذهن خدای را جستجو کرده و میخوانند و لفظ لاف را از این لحاظ بکار میبرد که شخص توهمی ذهنی مبنی بر وصل شدن به خدا داشته و خود را صاحب کرامات و توجهات خاص خدا به خود میداند و بدیهی است که از سوی خداوند هیچگونه پیغامی مبنی بر اتصال او به اصل خدایی او یا زندگی دریافت نمی کند چرا که شناخت او از خدا شناختی ذهنی میباشد که با نگاه داشتن هم هویت شدگی ها و تعلقات خاطر خود به این جهان مادی صرفا با لفظ و ذهن خدا را میخواند اما اگر ازاو بخواهند حسادت و خشم و کینه توزی خود را رها کند یا از بخشی از ثروتش برای کمک به مردم فقیر چشم پوشی کند این شخص مقاومت میکند و حاضر به از دست دادن بخشی از آنها نمی باشد . بیشتر ما چنین انسان هایی را از نزدیک میشناسیم و حافظ میگوید چنین انسانی هیچ مقامی نزد خداوند ندارد مگر اینکه خرقه هم هویت شدگی های خود را رها کند .

برگ بی برگی در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰۹


تصمین حافظ از غزل ۱۲۱ کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است.

شمارهٔ ۱۲۱

کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات

جانرا چو نیت وصل تو حاصل کجا برم؟

دل را که شد ز درد تو غافل کجا برم؟

گر بر کنم دل از تو و بردارم از تو مهر

آن مهر بر که افکنم؟ آن دل کجا برم؟

علی در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۵:۱۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۲۹


حافظ در غزل شمارهٔ ۳۰۸ قصیده زیر را تضمین نموده است :

شمارهٔ ۱۳۸ - در مدح علاء الدوله اتسز

رشیدالدین وطواط
رشیدالدین وطواط » قصاید

ای روی تو چو خلد و لب تو چو سلسبیل

بر خلد و سلسبیل تو جان و دلم سبیل

علامه قزوینی در مجله یادگار سال اول شماره هشت قصیده بالا را از ادیب صابر میداند .

صاحبنظران بررسی و تصحیح نمایند.

علی در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۰۸


علامه قزوینی در مجله یادگار سال اول شماره هشت این قصیده را از ادیب صابر میداند و اینکه حافظ آنرا در غزل شمارهٔ ۳۰۸ تضمین نموده است :

ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل

سلسبیلت کرده جان و دل سبیل

صاحبنظران بررسی و تصحیح نمایند.

علی در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۴:۵۸ دربارهٔ شمارهٔ ۱۳۸ - در مدح علاء الدوله اتسز


سالار آخور خری ده بخواست .

آخور سالار - میرآخور

پرویز در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ بخش ۲۰


اسطرلاب درست است
شما به اشتباه نوشتید اصطرلاب

سمیه در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۴:۴۶ دربارهٔ بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند


ببخسید طلای تف دیده { تابیده } طلای سرخ

ناباور در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۵۹ دربارهٔ دیدن ویس رامین را و عاشق شدن بر او


گرامی مینا
رخ از مستی بسان زرّ در تاب
گویا منظور طلای مذاب باشد

ناباور در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ دیدن ویس رامین را و عاشق شدن بر او


گرامی عبدالرضا
درین غزل ” می “ در تمام ابیات قافیه است و” باشد “ ردیف

ناباور در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۵۳ دربارهٔ غزل ۲۰۶


از تمام دوستان عزیز خواهشمندم قبل از هر نوع عیبجویی، تمام غزل را آنقدر خوب و مکرر بخوانید تا معنایِ غزل برای شما باز شود. آخرین بیتِ این غزل میتوانید جوابی قانع کننده برای تمامیِ عزیزان باشد.

بهرام امیری در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۲۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۱۶۴


[۱] [۲] [۳] [۴] [۵] … [صفحهٔ آخر]