گنجور

حاشیه‌ها

سناتور سنتور در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۶:

خام‌ طبعان از فشار رنج دهر آسوده اند

پختگی انگور را زندانی خم کرده است

بیدل دهلوی

ناتوانان ایمنند از رنج آفت های دهر

تیغ کمتر می شود با پیکر لاغر طرف

بیدل دهلوی

گر کمالت نیست از رنج زوال آسوده باش

ایمن است از کاستن تا ماه باشد ناتمام

بیدل دهلوی 

آسوده است زاهد خشک از فشار عشق

شهباز قصد سینهٔ صحرا نمی کند

صائب تبریزی

ناقصان آسوده اند از غم که ماه ناتمام

تا نگردد بدر ، دل خوردن نمی داند که چیست

صائب تبریزی

جاهل آسوده ، فاضل اندر رنج

فضل مجهول و جهل معتبر است

خاقانی شروانی

آتش اندر پختگان افتاد و سوخت

خام طبعان همچنان افسرده اند

سعدی جان

کوته اندیشان ز استقبال غم آسوده اند

دردهای نسیه ، نقد از دوربینی می شود

صائب تبریزی 

ملایم طینتان آسوده اند از سردی دوران

که نخل موم را اندیشه از سرما نمی باشد

صائب تبریزی

از لگدکوب حوادث صاف طبعان ایمنند

زیر دست و پا بود چندان که خرمن پاک نیست

صائب تبریزی

بیغمانی سر خوش و آسوده از هر رنج

اخوان ثالث

بر سبزه های ساحلش ، کنون گوزن ها

آسوده اند بی خبر از راز روزگار

اخوان ثالث

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۵۹ در پاسخ به پیام دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:


تمامِ رویِ زمین ، بی نزاع و جنگ و جدل
از آن کَس است ، که از حدِّ خود ، به در نرود

صائب

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۳۹ در پاسخ به مهدی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:

صحیح می فرمایید 

خداوند رحمت بفرماید

نیکومردی وزین ، اصیل و بی حاشیه بود

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۱۳ در پاسخ به خداوندگار آواز: سیاوش دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:

تا محمدرضا شجریان را بت اعظم خود نموده اید نخواهید توانست به نظرات دقیق دیگران در مورد حافظ هم بپردازید 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۱۰ در پاسخ به خداوندگار آواز: سیاوش دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:

در این محل غزل حافظ بررسی و نقد ادبی می شود نه آواز خوانندگان

به احساسات خود غلبه نمایید لطفا

 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۰۸ در پاسخ به محمد دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:

دست بالای دست بسیار است

اینجا را محل تبلیغات شجریان زدگان! نفرمایید لطفا

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۰۷ در پاسخ به حمید دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:

اغراق و  غلو ننمایید

آن بت هم شکسته است به فکر بت جدیدتری باشید

Amir arta Habibi در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۰۶ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۹:

یعنی چی هم از شیرینی دوری کن و هم‌ از زهر

علی میراحمدی در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۳۶ در پاسخ به سعید حبیب زاده دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۱:

حافظ هیچگاه نمی‌گوید:

«ما را ز منع شرع مترسان و می بیار

زیرا درین گونه گفتار نوعی دریدگی یا پرروگری علیه شرع وجود دارد و حافظ به عنوان یک عالم دین و شرع شناس وحکمت دان هیچگاه چنین موضع گیری  علیه شرع نمیکند و من فکر میکنم آن دسته از اساتید نظر خود را به حافظ نسبت داده اند

 

اما چرا اینجا چنین گفته و آنجا چنان

گاهی انسانها به نام عقل و به نام دانش خود را از طرب و شادی محروم میکنند و می‌خواهند با هرچیز و همه چیز مقابله منطقی و حساب شده داشته باشند 

 و شاعر در برابر چنین عقل منع کننده ای موضع میگیرد 

اما عقل راستین میداند که هر زمانی باید به چه کاری مشغول بود 

فرض کنید در یک مجلس عروسی که بساط پایکوبی و رقصی برپا شده انسانی که ادعای عقل و خرد یا به اصطلاح امروزی‌ها کلاس دارد می‌نشیند گوشه ای و فقط نظاره میکند ؛حافظ مخالف چنین نگاه و چنین زیست و چنان عقلی است

اما شخص دیگر که او هم عاقل است به میان آمده و به رقص و پایکوبی می‌پردازد زیرا عقلش میگوید الان زمان چنین کاری است!

حافظ این عقل را میستاید

زر از بهای می اکنون چو گل دریغ مدار

که عقل کل به صدت عیب متهم دارد

عقل کل همه چیز را در بر میگیرد و زمان هر کار را میداند و عقل جزو با همه چیز یک جور برخورد میکند

 

 

«به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم»

 

سعید حبیب زاده در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۱:

ما را ز منع عقل مترسان و می بیار

کان شحنه در ولایت ما هیچکاره نیست

اینجا تناقض و دوگانگی پیش میاد که از نظر حافظ حالا عقل به می خوردن دعوت میکنه یا از می خوردن منع میکنه ؟

دو جور جواب از اساتید شنیدم من : 

اول این که به احتمال زیاد حافظ اولش نوشته ما را ز منع شرع مترسان و می بیار ، ولی بعدها به خاطر تقیه شرع رو با عقل عوض کرده .

دوم هم این که حافظ قرار نیست حتما یک نقش رو در همه ی شعرهاش بازی کنه و احتمالا در اون شعر ، از منظری جداگانه منظورش عقل ظاهری و دست و پاگیر معمولی بوده که عاقلان کوچه بازاری با عقل ناقصشون از می خوردن منع میکنند . میگه این عقلی که عوام ازش دم میزنند در ولایت ما کاره ای نیست .

امیدوارم دوستان اگه نظرات بهتر و کامل تری دارند این تناقض در موضوع عقل و می رو بیشتر و بهتر رفع کنن . ممنونم

سید عباس جلادتی در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۴۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید و قطعات عربی » شعر ۶ - ایضا فی الغزل:

در مصراع اول و دوم از بیت هفتم کلمه "ثغر" در دو معنای مختلف به کار رفته است. 

ثَغر در عربی هم به معنی "لب و دهان" است و هم به معنای "مرز" و در فارسی فقط معنای دوم آن هم فقط به صورت جمع کاربرد دارد (مثلا می گوئیم حدود و ثغور یعنی حدّ و مرز چیزی)

در مصراع اول بیت مزبور، ثغر به معنی لب و دهان به کار رفته اما در مصراع دوم "قتیل علی الثغر" در ایهامی استادانه به کسی اشاره دارد که در دفاع از مرزهای کشور به شهادت رسیده است. 

سید عباس جلادتی در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۳۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید و قطعات عربی » شعر ۶ - ایضا فی الغزل:

در بیت ششم کلمه "جلادت" مترادف صبر و طاقت و شکیبایی به کار رفته و در بیت دیگری از شیخ اجل نیز همین واژه در همین معنی به کار رفته است:

بیایمت که ببینم، کدام طاقت و یارا / رَوَم که بی تو نشینم، کدام صبر و جلادت

بنده از سالها قبل هنگامی که با سوال درباره معنی کلمه "جلادت" مواجه می شدم، این دو بیت جناب سعدی را به عنوان شاهد مثال ذکر می کردم اما با ایجاد سامانه ارزشمند گنجور و امکان جستجو، موارد متعدد دیگری نیز از کاربرد این واژه یافتم.

الهام در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۶:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۲۱:

و برنامه پربار 1061 گنج حضور 

همایون در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۵:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۷:

ضد غزل!

فرم غزل با یک حرف قافیه و ردیف اولی‌تر

که تویه غزل ندارد و بیت ها پراکنده، بی  پیوستگی و فراز و فرود. گویی شاعر خواسته به جنگ یک گسستگی برود و با این طبل بی ترتیب ‌‌ و آهنگ غزا اولی‌تر  

Amir arta Habibi در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۵۴ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۶:

از چه لحاظ می گوید آتش آذر؟

Amir arta Habibi در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۵۲ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۵ - جشن مهرگان:

مُلحم یعنی چی؟

Amir arta Habibi در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۴۶ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۲ - در رثای ابوالحسن مرادی:

آب نَبُد او که به سرما فِسُرد.

 

فاسد شدن منظورش یخ زدن آب است؟ اگر منظور بدبو شدن و قابل شرب نبودن آن با سرما است که معنی ندارد

Amir arta Habibi در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۳:

بیت دوم مصراع اول با مصراع دوم تضاد معنایی دارند.چرا؟

Amir arta Habibi در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۳۸ دربارهٔ مرادی » شمارهٔ ۲:

معنی این بیت رو می خواستم؟

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۴ روز قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۳۱ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱:

محمدرضا شجریان ، خواننده ی زمانه ای بود که تقریبا هیچ خواننده ی حرفه ای حق خوانندگی نداشت 

دیپلوم داشت معلم روستا بود  ادیب و شعرشناس نبود شعر را حفظ می کرد یا از روی متن می خواند در جمع شعرشناسان ،  بت سازی نکنید

۱
۳
۴
۵
۶
۷
۵۷۹۵