سیدمحمد جهانشاهی در ۳ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۰۸ در پاسخ به شهریار70 دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۹:
حافظ احمد شاملو ، حافظ شیرازی نمی باشد
استاد میراحمدی در ۳ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱:
تا تویی، حجابِ راهی
تا منی، اسیرِ گناهی.
از خویش بگذر تا به دوست رسی...
از خود تهی شو که به او پیوستی
استاد میراحمدی در ۳ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱:
پادشاهی بیعشق، فرمانروایی بر سرزمینی خاموش است و گدایی در کوی محبوب، اقامت در قلمرو جاودانگی.
مگر نه آن است که ارزش عشق، نه به آنچه از جانان میستانیم، بلکه به آن است که در راه او از خویشتن میگذریم؟
پس گدایی در جانان را به سلطنت مفروش؛
استاد میراحمدی در ۳ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵:
اگر فرض کنیم که در زمان خواجه واژه دلنشان رسم بوده و مردمان امروز دلنشین استفاده میکنند باید بگوییم که زبان حداقل در مورد این دو واژه تکامل پیدا کرده است !
«دلنشان»انقراض مبارکی داشته ؛شاید به این دلیل که چندان دلنشین نبوده است
استاد میراحمدی در ۳ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹:
فرض کنید مصححی ده نسخه را برای تصحیح این غزل مقایسه میکند که هشت نسخه دل نشان و فقط دو نسخه دلنشین ضبط کرده اند
اینجا اگر مصحح با ذوق باشد «دلنشین»را انتخاب میکند حتی با وجود تعداد کمتر نسخه ها
زیرا دلنشین قافیه درونی دارد با برین در همین مصراع
مصراع با این ضبط بسیار زیباتر میشود
و خواننده امروزی این واژه را بهتر درک میکند
این تصحیح ذوقی است که به معنا یا ارجاعات بیت هم ضربه نمیزند
مصحح باید اندک ذوقی هم در کار کند .
شخصا دوست ندارم در بزمگاهی که دل نشان است حضور داشته یا دلبری دل نشان داشته یا شعری دل نشان بخوانم
چون خیلی نچسب هستند
سیدمحمد جهانشاهی در ۳ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۴۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:
بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰
یک آهِ سرد، نیمشبی از جگر برآ
سرکوبِ پَرفشانیِ چندین سحَر برآبا نشئهٔ حلاوتِ دَرد، آشنا نهای
چون نِی به ناله پیچ و سراپا شَکَر برآای مدّعی، حریفیِ ما جوهرِ تو نیست
با تیغ تا طرَف نشَوی، بیجگر برآغیریّت، از نتایجِ طبعِ درشتِ تو ست
اجزایِ آب شُو، ز دلِ یکدگر برآافسردگی تلافیِ جولان، چه همّت است
ای قطره، از محیط گذشتی گهر برآپروازِ بینشانی از این دشت، مفت نیست
سعیِ غبار شُو، همه تن بال و پَر برآجسمِ فسرده، نیست حریفِ رساییات
بشکسته طرفِ دامنِ سنگ، ای شرر برآتا جان بَری، ز آفتِ بنیادِ زندگی
زین خانه، یک دُو دم ز نفَس پیشتر برآناصافیِ دلَت، غمِ اسباب میکِشد
آیینه صندلی کن و از دردِ سَر برآکَثرت، جنون معاملگیهایِ وحدت است
یک دانه کم شُو از خود و چندین ثمر برآکم نیستی ز شمع، در این عبرتانجمن
از خویش آنقدَر که ببالد نظر، برآبیدل، تمیزَت اینقدَر افسونِ کُلفَت است
آیینه بشکن، از غمِ عیب و هنر برآ
بزرگمهر در ۳ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۲۳ در پاسخ به علی احمدی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴:
در بیت
راهی بزن که آهی با ساز آن توان زد
شعری بخوان که با او رَطلِ گران توان زد
آه در مرکز مصرع اول و مرکز ثقل بیت است.
اغلب شارحان به سادگی از آن گذشتهاند و به آن نپرداختهاند.
معنی آه چه میتواند باشد:
- بیانگر سوز درون: کنایه از دود یا آتش دل
- حسرت و دریغ: واکنشی به از دست رفتن یک فرصت، جوانی، یا دوری از یار
- آه مظلوم: ناله و آه ستمدیده دارای نیروی معنوی است که دامن ظالم را میگیرد
پس باید در ادامه غزل دید درد شاعر چه بوده و چه میخواسته....
نآزنین در ۳ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲:
وقتی میبینم میگن کاش مولانا حافظ... بود و شعرشو از زبان فلانی میشنید تعجب میکنم
معلومه که میشنون صرفا در حبس تن نیستند...
استاد میراحمدی در ۳ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۵:
این بیت تصویر درام همان بیت« گره بگشود از گیسو »میباشد
مصحح یا شارح باید آنقدر بر دیوان مسلط باشد که نظایر ابیات را بداند
بداند که یک بیت چه نظایر دیگری در غزلیات دیگر دارد
استاد میراحمدی در ۳ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:
گویا فقط قزوینی به جای گیسو ،ابرو ضبط کرده است که اشتباه فاحشی است و اشتباه بزرگی است در فهم شعر حافظ
چون این بیت با ضبط گیسو به معناهای فراوانی ارجاع میدهد
پس نسخه قزوینی به هیچ وجه نمیتوانید منبع قرار بگیرد
یک غزل معروف را هم جا انداخته
«مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید»
یک جا هم ضبط عجیبی دارد در بیت
«بیدلی در همه احوال خدا با او بود...»
شگفتا که این تصحیح جز معتبرترین تصحیحهای حافظ هم هست!
بزرگمهر در ۳ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۰۴ در پاسخ به تورج رامان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴:
حالا که کار به اینجا کشیده شده بد نیست به کلمه « کاو » هم که در پوکر نقد جلوی هر بازیکن را میگویند، نظری داشته باشیم که همآوا با داو است و کل موجودی ... همان که منظور حافظ در بیت است.
استاد میراحمدی در ۳ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۵۸ در پاسخ به دوستدار دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵:
اما دلنشین و برین در مصراع قافیه داخلی دارد
«دلنشان »لطف کار را از بین میبرد
بر فرض که« دلنشان» هویتی داشته در زمان خواجه
آیا شاعر نمیتوانسته «دلنشان» را برای خاطر قافیه داخلی به «دلنشین» تبدیل کند؟
شاید هم اینکار را کرده ولی مصحح آن را برگردانده است!
وقتی ضبط قزوینی در غزل گره بگشود از گیسو دچار چنین اشتباه فاحشی میشود چرا اینجا نشود؟
بزرگمهر در ۳ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۴۴ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴:
برای بیت :
قدِّ خمیده ی ما سَهلت نماید اما
بر چشم دشمنان تیرازاین کمان توان زدبا توجه به بیانات بیتهای بعدی: که گفته شد حافظ با قدرت سخن و قلم خود، و اضافه میکنم مخاطبینی که برای این هنرهای خود دارد میتواند اگر چه پیر و فرتوت به نظر میرسد تیرهایی کار ساز با قلم و سخن خود بپراند که ....
استاد میراحمدی در ۳ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:
در برخی انیمیشنها وقتی میخواهند فرایند عاشق شدن شخصیت مذکر به شخصیت مونث را در همان دیدار اول نشان دهند ابتدا تصویری غالبا اسلوموشن از معشوق نشان میدهند با چهره ای جذاب و موهایی موجدار و در هوا تاب داده و سپس تصویر کات میخورد به شخصیت عاشق که از دیدن چنین صحنه ای مبهوت شده است
چنین تصویری یعنی عشق در نگاه اول را حافظ چنین تصویر میکند و آن فیلمساز چنان
تمام سخن حافظ عشق در نگاه اول است
عشقی که در نهاد آدمی است و حافظ منبع آن را در واقعه یا دیدار الست و ازل میداند
نکته دیگر:
بحث تصویر در شعر حافظ بسیار مهم است و شاید هیچ شعری به اندازه شعر حافظ تصویری نباشد
این بیت یک تصویر فوق العاده دارد از نگاری که با گیسوان باز در حال رقصیدن است در ظاهر
اما اگر ابرو ضبط شود رسما هیچ تصویری ندارد و از خاصیت می افتد
سخن یا ضبط یک مصحح کلام آخر نیست
این ابیات دقایقی دارد که گاهی یک مصحح هم از آن غافل میشود .
دکتر صحافیان در ۳ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۴:
اگر چه در کمند موهای زیبایش، گرفتار شدم و کارم فرو بسته است، اما پیوسته گشایش از مهربانیاش میجویم(گشاد: رها کردن تیر- بسط عرفانی- باز کردن کمند هنگام پرتاب شاید بتوان گفت تصویری از کمند خم اندر خم اراده شده است. شرح شوق، ۲۱۹۱)
۲- چهره سرخم را شادابی نینگار، که چون جام شراب، انعکاس دل خونین است(خانلری: عکس برون میدهد)
۳- نوازنده با پرده دلنواز موسیقی از خود بیخودم خواهد کرد، وای بر من اگر اجازه حضور در پیشگاه سلطان عشق نیابم.(بیخودی مقدمه حضور است، اما باید تداوم داشته باشد)
۴- برای کسب لیاقت حضور، همه شب و هر شب از دلم پاسبانی میکنم، تا در پرده فکرم جز خیالش نباشد(تمرکز دائمی عاشق. ر.ک.چرا عشق ۸)
۵- من آن شاعر جادوگفتارم که با افسون سخن، شیرینی از قلمم میبارد(بیت اضافه در خانلری: به صد امید نهادیم درین بادیه پای/ ای دلیل دل گمگشته فرو مگذارم)
۶- چشمان طالع من با افسانه عشقش به خواب شیرین رفته است، تنها نسیم توجه او میتواند بیدارم کند.
۷- چون با تو در هیچ مسیری نمیتوانم دیدار کنم، پیامم را به چه کسی دهم تا به معشوق رساند(و دیدار را خود رقم زند- خانلری: در گذر باد)
۸- مدعی دیشب میگفت: عشق حافظ همه ظاهری و ریایی است ولی من جز با خاک درگاهش انسی ندارم(تمرکز دائمی- خانلری: با که به رو در کارم: رویم در کار ساییده شدن خاک درگاه اوست)
استاد میراحمدی در ۳ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:
گره بگشود از گیسو و بر دلهای یاران زد
این گره گشودن از گیسو همزمان باعث گره زدن بر دلهای یاران شده است
یعنی هر جا حُسنی هست عشق پدیدار میشود
یکی از لطفهای این بیت همین «عشق در لحظه »است
مصحح« ابرو ضبط کن» اینها را نفهمیده و مانند« رالف خرابکار» با پتک فهم ناقص خویش به جان نقش و نگار این بیت افتاده است
استاد میراحمدی در ۳ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:
گره بگشود از ابرو یا گره بگشود از گیسو
اگر کسی (هر کسی) گره بگشود از ابرو ضبط کرده باشد هیچ از شعر خواجه درنیافته است !
شارح یا مصحح چون اساسا نفهمیده منظور خواجه را یا نتوانسته معنای اصلی بیت را دریابد و تصور کرده سخن از رقص و پایکوبی است چنین ضبط کرده است
تصور کرده یک شخصی گوشه مجلس نشسته بوده و گره بر ابرو داشته و ناگهان برخاسته و شروع به رقصیدن کرده
ببینید ....
بحث تجلی الهی در عرفان بسیار مهم است
اینجا از تجلی الهی در ازل سخن رفته است و تجلی هم هیچگاه قطع نمیشود
اینجا اشاره ای هم هست به حدیث« کنت کنزا »که در عرفان اسلامی بسیار مورد نظر است
معنای عرفانی ساده
این زلف بسته بود و دلها در این زلف بسته جمع بودند و آن نگار هنوز تجلی نکرده بود و عالم و عالمیان بوجود نیامده بودند
همه چیز در علم او بود
اما آن نگار تجلی کرد یعنی...
زلف خود را گشود و رقصید و زیبایی خود را نشان داد
و این تجلی باعث شد موجودات از علم او به عرصه امکان بیایند
به وجود بیایند
انسان به عرصه وجود آمد و زیبایی آن نگار رقصنده را همه جا دید و عاشق شد
عاشقی دچار فراق
اینست معنای گره بگشودن از گیسو و گره زدن بر دلهای یاران
اصلا این زلف و گیسو خیلی جاها نماد عالم کثرت است
گره گشودن از گیسو یعنی ظهور زیباییها و پیدا شدن کثرتها
نمود زیبایی در آینه های بی نهایت
اگر گره بر ابرو بگیریم تمام این معناها از یکسو نابود میشود و از سوی دیگر آن تصویر شگفت رقص با گیسوی باز هم نابود میشود!
مصحح اگر ذره ای تصویر ظاهری بیت را هم درک کرده باشد گره بر ابرو ضبط نمیکند
«گره بر ابرو» بیت را نابود میکند
تورج توجی در ۳ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۴:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
مدرس تورج توجی
تورج توجی در ۳ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۴:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
شرح غزل ۱۸ بیت اول
مدرس تورج توجی
حکیم در ۲ روز قبل، شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۲۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۵۴: