استاد.میراحمدی در ۳ روز قبل، شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۳۵ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » خیام فیلسوف:
واکنش احتمالی خیام به پراکنده گویی های صادق هدایت پیرامون رباعیات او
«من این نگفته ام آنکس که گفت بهتان گفت»
امیرحسین خسروی در ۳ روز قبل، شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده:
بیت ۲۸ بنظرم صحیح این باشد
در عالم و عام آفریدن
به زین نتوان قلم کشیدن
امیرحسین خسروی در ۳ روز قبل، شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۵۳ در پاسخ به Hamishe bidar دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده:
صحیح بیت بنظرم این باشد
در عالم و عام آفریدن
به زین نتوان قلم کشیدن
سیدعلی (رضا) ساقی در ۳ روز قبل، شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۳۷ در پاسخ به سیاوش جلالی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲:
ممنون ازلطف ومحبت شما🌹🙏
سیدعلی (رضا) ساقی در ۳ روز قبل، شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۰۱ در پاسخ به Hadi Golestani دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹:
ازلطف ومحبت شما سپاسگزارم🌹🙏
This is Haistinz در ۳ روز قبل، شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱:
خوشحالم که بیت پنجم این شعر رو استاد گرامی مون باهمون کار کرد و من هم توی دفترم نوشتمش و حالا امروز می تونم با خوانش آقای شجریان باهاش گریه کنم
استاد.میراحمدی در ۳ روز قبل، شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۳۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۶:
در رباعیات خیامی هیچ نشانی از موسیقی نیست
از طبیعت هم خبری نیست
خیام معجزه موسیقی را درنیافته است و سحر طبیعت را
موسیقی و طبیعت هم مستی آفرین و سکر آور هستند
او مستی را فقط در شراب نوشی دیده است؟
نگاه عارفانه ندارد
وسعت مشرب ندارد
دلخوش نیست
عاشق و مست هم نیست !
سخن عاشق و هوهوی مست چیز دیگری است !....ازین جنس نیست
مولانا بسیار از او جلوتر است و حافظ
عباس منصوری در ۳ روز قبل، شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱:
خراب آباد،پارادوکس جالبی است
منظورش این دنیاست
حافظ حتماً تخت جمشید رو هم دیده بوده و در این غزل عبرت انگیز از اون با عنوان تخت جم یاد می کنه
انقلاب زمانه ترکیب شگفت انگیز ی هست،جای دیگر یک در ادبیات این ترکیب تأمل برانگیز رو ندیده ام واقعاً
انقلاب زمانه،از این ترکیب خیلی خوشم اومد
مهندس هم گویا کسی بوده که هم نجوم بلد بوده و هم ریاضیات و حساب و علم هندسه،و سعدین و نحسین رو اندازه گیری می کرده با لوازم خاص خودش
ابریشم طرب هم گویا قبل از سیم و مفتول در تارهای زهی،گویا از نخ ابریشمی برای زه تار و چنگ استفاده میشده
استاد.میراحمدی در ۳ روز قبل، شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۵:
اساسا آزادگان از آن رو به آزادگی رسیده اند که از بند کام دل رها شده اند استاد
فلکی که شما قصد ساختش را دارید اصلا مناسب حال آزادگان نیست
دکتر صحافیان در ۳ روز قبل، شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۵:
اگر خاک کف پای معشوقم را به دست آورم بر لوح نقاشی چشمم خطی هنرمندانه و رازآلود نقش میکنم(خط غبار یکی از هفت قلم جدید، بسیار ریز که در پیامهای سری به کار میبردند یا برای آنکه بتوانند آن را بر پای مرغ نامهبر ببندند. شرح شوق،۳۱۹۵)
۲- در آرزوی دیدارت غرق دریای عشق شدم و امید دارم امواج اشکهایم مرا به ساحل وصال برساند.
۳-اگر فرمان دهد معشوق به ستاندن جانم، همان لحظه به نفسی جان تسلیمش کنم(ایهام:پروانه: فرمان و حشره- دم: لحظه- دمیدن صبح که شمع خاموش میشود- دم آتش-به دمی: خون به قرینه جان دادن)
۴- از پیمان عشق سرپیچی نکن و از آن شب که از روی اندوه دست به دعا بردارم اندیشه کن!
۵- زلفهای سیاه زیبایت قول دادند، که آرامش به عاشفان دهند ولی آرام و قرار از من گرفتند.
۶- ای نسیم، بویی از شراب زیباییاش به من رسان که این بوی شفابخش برای دفع خمار من بینظیر است(خانلری:شفا میدهد از رنج خمارم)
۷- اگر دوست طلای تقلبی دلم را بیعیار شمارد، بیدرنگ از چشمانم نقره اشک روان خواهم کرد(خانلری: در رهش از دیده شمارم)
۸- از من دوری نکن که پس از مرگ نیز، باد نمیتواند خاک گورم را از آستانت دور کند.
۹-ای حافظ! لب نوشین او جان عزیز من است پس آن لحظه که این جان را بر لب نهم و ببوسمش عمر دوباره یافتهام.
آرامش و پرواز روح
تورج توجی در ۳ روز قبل، شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۰۶:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
شرح غزل ۱۹ بیت ۶ و ۷
مدرس تورج توجی
تورج توجی در ۳ روز قبل، شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۰۶:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:
شرح غزل ۱۷ بیت ۲ و ۳
مدرس تورج توجی
تورج توجی در ۳ روز قبل، شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۰۶:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:
شرح غزل ۱۴ تا بیت ۵
استاد.میراحمدی در ۳ روز قبل، شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۳۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۱:
کسانی را در زندگانی خود دیده ام که یک هزارم خیام هم سواد ندارند اما پر از زندگی هستند
پر از شور و عشق
سراسر محبت
صحبتشان شادی آور است و امیدفزا.
اما صحبت این دانشمند همه و همه از مرگ است و از زیر خاک و از علف روی قبر
آخر مرگ هم یکبار است استاد !
چنین شعری را کجای دلمان بگذاریم که هر دم حواله مان میدهد به زیر خاک!
دریغ از ذره ای امید و روزنه ای نور
ایمانش پیشکش!
سیدعلی (رضا) ساقی در ۳ روز قبل، شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۳۸ در پاسخ به فاطمه زمانی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:
ازلطف ومحبت شما سپاسگزارم🌹🙏
استاد.میراحمدی در ۳ روز قبل، شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۲۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۷:
انسان مگس و سوسک نیست جناب
انسان تاثیر میگذارد ،محبت میکند،تعالی روحی میابد،یاد میگیرد و رشد میکند که ما هیچ ردپایی از اینها در رباعیات شما نمیبینیم!
مولانا و حافظ بخوانیم بشوره ببره به قول جوونا
استاد.میراحمدی در ۳ روز قبل، جمعه ۱ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱:
میگوید کسانی میگویند بهشت و حور خوش است ولی من میگویم آب انگور بهتر است
به«من»در برابر کسان دقت کنید
از نظر روانشناسی مخالف خوان هم بوده است
اصلا همین مخالف خوانیها خیام را حداقل در شعر فارسی معروف کرده است تا حدی،کاری به آنور آبش ندارم
همین حرفها باعث شده بسیاری زیر عَلَم خیام سینه بزنند که اصلا آن چنان سواد شعری هم ندارند
یکی صادق هدایت!!
استاد.میراحمدی در ۳ روز قبل، جمعه ۱ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷:
این مثلا وصف بهار خیام است
هنوز نیامده خاک شده است
بیشتر از بهار سخن از خاک و خاشاک گفته است
اینکه میگویم جهان شعری خیام بیابانی و عدم آباد است بخاطر همین است
خیام از آن دسته آدمها بوده که در زمان نعمت غصه زوالش را میخورند!
خوشباشیها و حال دریابیهایش هم قلابی است ،چون اساسا فرصت خوش بودن نمیدهد!
هیچ بهاری در جهان عدمی خیام خوش نیست
استاد.میراحمدی در ۳ روز قبل، جمعه ۱ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۱۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷:
از نظر روانشناسی خیام را انسان نچسبی میبینم
گوشت تلخ و غرغرو
اصلا اینکه مدام در گوشت زمزمه میکند که میمیری خوش نیست
در همین رباعی ببینید چه لحنی دارد!
زهرمار بهتر از این می نوشیدن است با این لحن
نمیدانم چرا این آدم این قدر وسواس ذهنی داشته به مرگ
از چمن روی قبر تا کوزه توی کوزه گری تا مرغ سر بام همه با خیام از مرگ سخن میگویند!
جهان شعری خیام را همیشه مثل یک بیابان خشک دیده ام
آرین محمدزاده در ۳ روز قبل، شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز: