گنجور

حاشیه‌ها

علی میراحمدی در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

کِی شعر تر انگیزد خاطر که ...

ظریفی گفته:

«هِی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد»

علی میراحمدی در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵:

با اینکه بارها گفته شده که میتوان شعر حافظ را به چند گونه تفسیر و معنا کرد اما این غزل کاملا روی حالت عرفانی قفل است 

یعنی زمینی و زیرزمینی معنا کردنش ظلم است به ساحت والای این غزل

البته امیدوارم دوستان شارح ما نگویند :عه خدا که برقع ندارد که شما عرفانی برداشت میکنید؛در حالی که شاعر گفته اگر برقع را برداری چنین می‌شود و چنان می‌شود!

 

Amir arta Habibi در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۴۷ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۹:

چرا در متون کهن به جای د ذ بکار برده می شده؟ نبید نبیذ. استاد استاذ

علی خالقی در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثنویات » شمارهٔ ۳۶:

بی شک یکی از شاهکارهای استاد سخن است . درس زندگی و روش رسیدن به خوشبختی است ، راه را نشان میدهد و راست و بی حاشیه به سراغ وظیفه ما در دنیا می رود . اگر خواهان خوشبختی هستید اگر میخواهید بدانید در دنیا به دنبال چه امده اید اگر می خواهید به هر چه در دلتان است شامل مادی و معنوی دست یابید راه ساده را سعدی نشان داده است لیاقتتان را بالا ببرید در واقع شما در دنیا نمی توانید به هیچ کس کمک کنید فقط می توانید با انجام تمام امورات ستوده شده لیاقت خود را افزایش دهید مثلا اگر به شخصی کمک می کنید دیدتان باید این باشد که این برای افزایش لیاقت خودتان است و در واقع هیچ کمکی در جهت افزایش لیاقت شخص مقابل نیست . یک نوع خودخواهی ستودنی است 

Amir arta Habibi در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۴۵ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۴:

 مورد و انجیر و کلوخ

توضیحات در مورد این سه مورد می خواهم

Amir arta Habibi در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۴۱ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:

در جواب دو تا دوست محترم. اصل فعل اتچیدن است که شاید تعریب شده باشد.محکم کردن و فشردن

Amir arta Habibi در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۳۰ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۲:

در جواب کسانی که در پی تقدیس زدایی ناصرِ خسرو هستند عرض کنم که ایشان هم مشروب خورده و این حجت و اینا همش جعلی است.اتفاقا به نسبت مردم زمانه نرمال هم نبوده.

Amir arta Habibi در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۳۰ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۲:

در جواب کسانی که در پی تقدیس زدایی ناصرِ خسرو هستند عرض کنم که ایشان هم مشروب خورده و این حجت و اینا همش جعلی است.اتفاقا به نسبت مردم زمانه نرمال هم نبوده.

علی میراحمدی در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۴۳ در پاسخ به بزرگمهر دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:

ندانم کجا خواندم اندر کتاب که:

خداوند به تمامی تجلی  نکرده است و این همه عکس می و  نقش نگارین که نمود فقط تجلی بخشی از ذات الهی است که در آیینه اسما و صفات ظهور پیدا کرده است و  نه تمام آن(نقل به مضمون)

شاید در غنچه بودن اشاره به این موضوع نیز داشته باشد

 دوستان ما  تصور می‌کنند شعر عرفانی آنست که مستقیم  در مورد خدا و پیغمبر باشد و اگر شاعر سخن از رقیب یا حتی همخوابگی گفت دیگر حکم غیر عرفانی می‌دهند!

اگر کسی می‌خواهد حافظ شرح دهد ابتدا باید سبک حافظ را دریابد و اگر اولین گام که فهمیدن سبک شاعر است را درنیابد در شرح شعر نیز دچار اشتباه می‌شود و دیگران را نیز به اشتباه می اندازد

 

 

 

 

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۲۹ در پاسخ به سید عباس جلادتی دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید و قطعات عربی » شعر ۷ - فی الشیب:

سلام و عرض ادب و سپاس از یادآوری‌تان

در باره أطیبان معانی مختلفی در دهخدا آمده است که اولینش همان چیزی است که فرمودید؛ ولی کوششم بر این بود که نزدیک‌ترین معنا را برای این بیت انتخاب کنم

اطیبان . [ اَطْ ی َ ] (ع اِ) خواب و نکاح . (السامی فی الاسامی ). خواب و نکاح و گویند: خوردن و نکاح . (مهذب الاسماء) پیه و جوانی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

و مواردی دیگر

بزرگمهر در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۴۴ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:

در بیت اول رقیب میتواند حجابهای باشند که مانع راه سالک باشد. در غنچه بودن گل هم پنهان بودن روی گل از عاشقان راه اوست.

تفسیر شما هم میتواند برداشتی باشد ولی آنقدر مطلق نیست که  ....

علی میراحمدی در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۲۱ در پاسخ به Amir arta Habibi دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۶:

در شعر رودکی که سبک خراسانی است  معشوق همان است که شاعر میگوید و مثل شعر سبک عراقی خاصیت برداشت دو گانه یا چندگانه ندارد.

شاعر اغلب جنسیت معشوق را مشخص نمیکند ولی از آنجا که او مرد است معشوقه زن می‌تواند باشد مگر آنکه شاعر اشاره به پسر کرده باشد.

 

محمدامین شفیعی در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:

دلم ربودهٔ لولی‌وَشیست شورانگیز

 

دروغ‌وَعده و قَتّال‌وَضع و رنگ‌آمیز

 

فرشته عشق نداند که چیست، قصه مخوان 

 

بِخواه جام و شرابی به خاکِ آدم ریز

 

پیاله بر کفنم بند، تا سحرگهِ حَشر

 

به مِی ز دل بِبَرَم هولِ روزِ رستاخیز

محمدامین شفیعی در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:

ﺷﻴﺨﻢ ﺑﻪ ﻃﻨﺰ ﮔﻔﺖ ﺣﺮام اﺳﺖ ﻣﻰ ﻣﺨﻮر

ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﮔﻮش ﺑﻪ ﻫﺮ ﺧﺮ ﻧﻤﻰ ﻛﻨﻢ

 

این بیت رو حذف نکنید 

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۵۹ در پاسخ به Aqil Qazi دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۱۰ - از خون جوانان وطن لاله دمیده:

درود بر شما

غزل با تصنیف متفاوت است

ممکن است یک غزل به صورت تصنیف یعنی آهنگسازی شده خوانده شود اما این اشعار از ابتدا برای تصنیف خواندن سروده شده است و وزن نظمی مانند غزل یا دیگر انواع شعر را ندارند.

این الفاظ در متن برخی از تصانیف عارف و شیدا، وجود دارد و مانند الفاظ «حبیبم، خدا و ...» در آوازها نیست. جزئی از خود تصنیف است

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۵۶ در پاسخ به ملیکا حی بر دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۱۰ - از خون جوانان وطن لاله دمیده:

از ابر کرم خطهٔ ری رشگ ختن شد

یعنی از ابر پر باران، سرزمین «ری» باعث رشک و حسادت چین شد، چین به ری، رشک و حسد می‌برد

سعید حبیب زاده در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۵۰ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۱۸ - در اصل از آن عبدالمجید تبریزی شاعر پیشکسوت حافظ:

نه در برابر چشمی نه غایب از نظری 

نظری درست تر است به جای نظرم ، ممنون

Fateme Zandi در ‫۳ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۶:۳۳ در پاسخ به هانيه سليمي دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹۴:

درود و عرض ادب

ما کو ؟ ما کجا هستیم 

خداوند به هر طرفی که بخواهد ما را می اندازد 

خدا می گوید : تو در کفِ صنع ما هستی مثل ماکو (وسیله ای در چرخ خیاطی )هستی به هر طرف که بخواهیم می چرخانمیمت

یعنی در نزد حضرت حق باید تسلیم مطلق باشیم و چون و چرا نکنیم

سناتور سنتور در ‫۴ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۷۳ - در پند دادن و بند نهادن فرزند ارجمند که دست ادراک در فتراک اکتساب کمالات استوار دارد و پای میل در ذیل اجتناب از جهالات برقرار وفقه الله لما یحبه و یرضاه:

آئین مجردی نظر باختن است

 

دولت همه با مجردی ساختن است

 

زن خواستن ای جان برادر خود را

 

سر زیر به چاه دوزخ انداختن است

 

پوریای ولی

 

چو عیسی تا توانی خفت بی جفت

 

مده نقد تجرد را ز کف مفت

 

ز دیده خواب راحت دور کردن

 

به از همخوابگی با حور کردن

 

عبدالرحمان جامی 

 

زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر

 

من گرفتم تو نگیر

 

چه اسیری که ز دنیا شده ام یکسره سیر

 

من گرفتم تو نگیر

 

ایرج میرزا

 

ادیب نیشابوری عادت داشته که در حجره اش که محل درس او بوده یک هندوانه بخرد و حین تدریس‌ ‌، آن را می خورده است و البته مجرد هم بوده است. گویند به توصیه شاگردانش ، ضعیفه ای اختیار کرده و در همان روز اول دو هندوانه خریده. یکی برای خودش و یکی برای زنش.چون می خواسته دو هندوانه را بردارد موفق نشده و نهایتا با زحمت زیادی هندوانه ها را بر می دارد و به عوض اینکه به خانه بروند به مدرسه رفته و در مدرسه، کاغذ بخشیدن مدت آن زن را فرستاده و گفته که زنی که اینطور مایه زحمت است، طلاقش ، به. و در تمام عمر مجرد می ماند.

 

و یا مرحوم عصار که گفته است:

 

کسی که زن دارد مثل سگ زندگی می کند و مثل شاه می میرد و کسی که زن ندارد، مثل شاه زندگی می کند و مثل سگ می میرد.

 

همانطور که در نگاه به سیاست، انواع گوناگونی از گرایشات سیاسی را شاهد هستیم ، در سایر رویکردهای رفتاری انسان ها هم می توان انواع گوناگونی از رفتار را انتظار داشت.

 

بخشی از این تفاوت ها ، ممکن است ناشی از گرایشات ژنی بوده باشد و یا نوع تربیت افراد و حتی باورهای دینی آنان.

 

مثلا مولانا محمد خوافی اصلا زن نگرفته و گفته است:

 

سلسله ولادت از آدم علیه السلام به این ضعیف رسیده، می خواهم که یک سر سلسله در دست حضرت آدم باشد و سر دیگر آن در دست این ضعیف.

سناتور سنتور در ‫۴ روز قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۹ دربارهٔ ایرج میرزا » اشعار دیگر » شمارهٔ ۱ - من گرفتم تو نگیر:

آئین مجردی نظر باختن است

دولت همه با مجردی ساختن است

زن خواستن ای جان برادر خود را

سر زیر به چاه دوزخ انداختن است

پوریای ولی

چو عیسی تا توانی خفت بی جفت

مده نقد تجرد را ز کف مفت

ز دیده خواب راحت دور کردن

به از همخوابگی با حور کردن

عبدالرحمان جامی 

زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر

من گرفتم تو نگیر

چه اسیری که ز دنیا شده ام یکسره سیر

من گرفتم تو نگیر

ایرج میرزا

ادیب نیشابوری عادت داشته که در حجره اش که محل درس او بوده یک هندوانه بخرد و حین تدریس‌ ‌، آن را می خورده است و البته مجرد هم بوده است. گویند به توصیه شاگردانش ، ضعیفه ای اختیار کرده و در همان روز اول دو هندوانه خریده. یکی برای خودش و یکی برای زنش.چون می خواسته دو هندوانه را بردارد موفق نشده و نهایتا با زحمت زیادی هندوانه ها را بر می دارد و به عوض اینکه به خانه بروند به مدرسه رفته و در مدرسه، کاغذ بخشیدن مدت آن زن را فرستاده و گفته که زنی که اینطور مایه زحمت است، طلاقش ، به. و در تمام عمر مجرد می ماند.

و یا مرحوم عصار که گفته است:

کسی که زن دارد مثل سگ زندگی می کند و مثل شاه می میرد و کسی که زن ندارد، مثل شاه زندگی می کند و مثل سگ می میرد.

همانطور که در نگاه به سیاست، انواع گوناگونی از گرایشات سیاسی را شاهد هستیم ، در سایر رویکردهای رفتاری انسان ها هم می توان انواع گوناگونی از رفتار را انتظار داشت.

بخشی از این تفاوت ها ، ممکن است ناشی از گرایشات ژنی بوده باشد و یا نوع تربیت افراد و حتی باورهای دینی آنان.

مثلا مولانا محمد خوافی اصلا زن نگرفته و گفته است:

سلسله ولادت از آدم علیه السلام به این ضعیف رسیده، می خواهم که یک سر سلسله در دست حضرت آدم باشد و سر دیگر آن در دست این ضعیف.

۱
۳
۴
۵
۶
۷
۵۷۹۴