گنجور

حاشیه‌ها

 

گفتم: دلم از تو بوسه‌ای خواهان است
گفتا که: بهای بوسه‌ی من جان است

دل آمد و در پهلویِ جان زد انگشت
یعنی که: بخر، بیع بکن، ارزان است

عایشهٔ مُقریه (سمرقندی)

جُنگ رباعی، میرافضلی، نشر سخن، ۱۳۹۴، ص۱۶۱

بیع در اینجا به معنای معامله‌ی پایاپای هست

سیامک کیهانی در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ رباعی شمارۀ ۱۹


در یک نسخه دیدم که نوشته نو کنم‌گیاه و بجای جامه ها جامها بود که البته باید اشتباه چاپی باشه.

بهرام در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۲۴ دربارهٔ شمارهٔ ۱۰۵


دوستی بنام رضا که بیت آخر رو تفسیر کرده به اینکه حافظ چون درآمدی نداشته برای پول به کودکان و … درس قرآن میداده.
آقا رضا بیت آخر رو لطفا دوباره بخون:
حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار

تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

مضمون عرفانی همه شعر تو این بیت قرار داره. مشکل تفسیر شما در اینجا نادیده گرفتن ترکیب “شبهای تار” هست.
کسی در کنج فقر و “شب” تار درس نمیده

رنجور در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۵۵


چرا از فروغ شعر نمیزاری

پرفسور_آزاد در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۵:۳۹ دربارهٔ چهارپاره


با سلام و خسته نباشید.
بیت سوم ، مصراع اول ، مشتغل صحیح میباشد.

مهدی در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۵:۱۰ دربارهٔ بخش ۳ - در محبت روحانی


سلام بر دوستان

جان و سر آن یار که او پرده‌در۱ است

این حلقهٔ در بزن که در پرده‌در۲ است

گر پرده‌در۳ است یار و گر پرده‌در۴ است

این پرده نه پرده است که این پرده‌در۵ است

۱ پرده‌در : کسی که پرده را کنار می زند
۲ پرده ، در : نهان پشت پرده (مثلا می گوییم فلانی به باغ دز است یا به باغ اندر است یعنی درون باغ است)

۳ : یا ۱ یا ۲ است
۴ : یا ۲ یا ۱ است
۵ یعنی ” پرده ” نیست بلکه ” در ” است

دکتر مظلومی نژاد در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۴:۰۵ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۷۷


میلاد عزیز
اصفهان دستگاه نیست.اوازی است در دستگاه همایون.بعضی ها شوشتری رو گوشه در اصفهان و بعضی ها اوازی در همایون میدونن(مستقل از اصفهان)

امیر در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۴۵ دربارهٔ باد صبا (در دستگاه شوشتری)


منظور از خرابی کردن در بیت هفتم بی‌صبری کردن و ناشکیبا بودن است. در برخی تفاسیر آن را افشا کردن اسرار معنا کرده‌اند که به عقیده دهخدا اشتباه است.

محسن در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۲


من اینطور دیده بودم: هر که را باشد منش مولا و دوست. ابن عم من علی مولای اوست.

اعلمی در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۱۴ دربارهٔ بخش ۱۲۹ - در تفسیر این خبر کی مصطفی صلوات‌الله علیه فرمود من کنت مولاه فعلی مولاه تا منافقان طعنه زدند کی بس نبودش کی ما مطیعی و چاکری نمودیم او را چاکری کودکی خلم آلودمان هم می‌فرماید الی آخره


با سلام
به اعتقاد من، حضرت مولانا متوضع تر از آن است که چنین مدحی را برای خود استفاده کند و اشارات موجود در شعر به شکل واضحی پیغمبر عشق ، حضرت محمد می باشد.

محمد در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۹:۲۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۳۳۶


نام “علی” که یکی از نامهای خداوند است یعنی “بالاتر و برتر” که نام امیرالمؤمنین نیز برگرفته از همین نام و منتخب از سوی خداوند متعال است؛ در داستان وضع حمل حضرت عیسی (ع) که در قرآن نیز به کنایه به آن اشاره شده است خداوند به حضرت مریم دستور می‌دهد که از بیت‌المقدس بیرون رفته و در زیر درخت نخلی خشکیده وضع حمل می‌کند؛ ولی در مورد حضرت علی (ع) و هنگام وضع حمل حضرت فاطمه بنت اسد (س) و در پیش چشمان جمعیت کثیری که در مسجدالحرام بودند دیوار کعبه شکاف بر می‌دارد و مادر حضرت وارد خانه کعبه شده و در آنجا زایمان می‌کند بدون هیچ پرستار و یا مراقبی (از جنس بشر یا انسان)؛ چگونه می‌توان گفت که چنین شخصی از بالاترین علم برخوردار نیست؟ آن هم علمی که از سوی خداوند به او عطا شده است . در جواب حسین آقا که گفته معصوم لقب است باید بگویم که معصوم لقب نیست بلکه ذات و فطرت است که شخص معصوم نه فقط اشتباه نمی‌کند، حتی فکر اشتباه هم از سر او نمی‌گذرد . در رابطه با این شعر هم (اگر سعدی درست گفته باشد) حضرت علی (ع) تواضع و فروتنی خود را نشان داده است و با این حرکت خواسته به مردم بیاموزد که هر کسی آزادی بیان دارد و گرنه بدون شک امیرالمؤمنین (ع) دارای بالاترین علم و دانایی کمال است و بهترین قاضی عالم بشریت .

علی در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۹:۲۴ دربارهٔ بخش ۲۵ - حکایت امیرالمؤمنین علی (ع) و سیرت پاک او


آقای مهدی، بیت سوم مشکل وزن ندارد. آنچه شما نوشته اید، مشکل وزن دارد. فکر کنم شما در کلمۀ “کرد” دچار اشتباه شده اید. “کرد” هجای کشیده دارد نه دراز. درود

رهی رهگذر در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۵:۴۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۵۱


یکی از سخت ترین شعر هایی که شنیدم تقریبا هیچیش نفهمیدم
تو رو خدا سعی کنید ترجمه یا حداقل مفهوم هم بزارید با توجه به اینکه اکثریت مردم مبتدی هستند

سید حسین در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۳:۰۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۴۳


گونه‌ی بسودی که در شاهنامه آمده گونه‌ی درست این وازه است. به چت کشت ورز… این نام را در پاره ای واژه‌نامه ها و کتاب‌ها نسودی و پسودی نوشته اند. دهخدا بسودی را برگرفته از «فـَشو [فَ شُ]» اوستایی به چم پرورانیدن چهارپایان دانسته و دبیره های دیگر را نادرست می داند. در پارسی امروزی از این واژه گونه‌ی «غشو [در تیمار چهارپایان]» به کار می رود .

منصور شکرایی در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۲:۵۳ دربارهٔ بخش ۱


با تشکر از جناب ساقی فقط یک نکته دیگه در مورد این بیت داشتم:
گل به جوش آمد و از می نزدیمش آبی
لاجرم زاتش حرمان و هوس می‌جوشیم
گل به جوش آمد میتونه به معنی تمام شدن فصل گل و آغاز گلاب‌گیری هم باشه. کلمات گل، به جوش آمد، آب، آتش و می‌جوشیم که در این بیت اومده گلاب رو به خاطر میاره: بدون اینکه فرصت کنیم در کنار گل شرابی بنوشیم و کمی هم روی گل بریزیم، فصل گل تمام شد و به گلاب تبدیل شد.
کلمه حرمان مشخص میکنه که حافظ کاملا ناامیده که فرصت از دست رفته.

رضا در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۲:۲۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۷۶


سلام ،۲۴۷ چو خورشید شد راه گیهان خدیو / نهـان شـد بـدآمـوزی وراه دیـو
منظورش در مصرع اول چیست؟

سجاد در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱:۰۱ دربارهٔ بخش ۷


درود

به آقای زرین قلم

شمع وش پیش تو سوزم گر دهی پروانه ای
صحیح هست

پروانه به چم و معنی اجازه داشتن است
منتهی ایهام داره

پروانه ی او گر رسدم در طلب جان
چون شمع هماندم به دمی جان بسپارم…

حافظ
،
و بسیار بودی که حسن به آنچ خواستی بی استطلاع رای علاءالدین از پیش خود پروانه دادی و حکم ها کردی
تاریخ جهان گشای جوینی…

بدرود

سعید ارشی در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۰:۴۳ دربارهٔ شمارهٔ ۹۲


بیت اول بدین صورت میباشد :
این قافله عمر عجب میگذرد
دریاب دمی که از طرب میگذرد

احمد نیکو در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۲۱:۳۰ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۶۶


عبارت درست مصراع سوم چنین است :
در دهر که داند که چه خواهد بودن ؟

احمد نیکو در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۲۱:۲۸ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۴۸


به شعری ذوالقافیتین یا دو قافیه ای گویند که دارای دو قافیه مجزا باشد برای مثال آگر آخر مصرع ها به این صورت آمد دو قافیه محسوب می شود
………………‌.جانانه خرابیم …………..پیمانه شرابیم
در این بیت جانانه و پیمانه قافیه اول و خرابیم و شرابیم قافیه دوم هستند
بنابراین تکرار قافیه باعث ایجاد ذوالقافیتین نمی شود

نسیم در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۲۰:۰۹ دربارهٔ غزل ۲۶۹


[۱] [۲] [۳] [۴] … [صفحهٔ آخر]