گنجور

حاشیه‌ها

 

از ره غفلت عدم را هستی اندیشیده ایم
شبهه تقریریم و استفهام ما انکاری است.

زیبا ست ،هرچندتلخ است

بابک احمدی در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۸:۰۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۲۰


فکر می کنم بیت اخر به این شکل باشد تا از لحاظ وزنی درست باشد:
“باش تا از ما هم افتد در جهان افسانه‌ای”

احمد حسینی در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۷:۵۸ دربارهٔ شمارهٔ ۹۲


دوستانی که پرسیدند معنی بیت «یک پشت زمین دشمن…»
باید بگم که نهایت عاشقی رو میرسونه. به این معنی که دشمن به معنای مخالف هست. یعنی اگه همه ی مردم زمین با من مخالفت کنند که تو(معشوقه) آدم خوبی نیستی(روی به من آرند)… از آخر به اول»»» گر روی بگردانم. یعنی اگه از تو روی بگردانم و از عشقت دست بکشم، من عاشق تو نبودم و نیستم اگه حرف اونها رو قبول کنم. همین و بس

مسعود. خ در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۳:۲۵ دربارهٔ غزل ۴۱۲


بوتیمار مرغیه که بهش میگن غم خورَک
همیشه کنار آب میشینه و از غم اینکه مبادا آب کم بشه با وجود اینکه تشنه هستش،آب نمیخوره
قاآنی جای دیگه میگه
مرغکی عاشق آب است که بوتیمارش
نام از آن است که همواره بود باتیمار
بر لب نهر نشیند نخورد آبی از آن
که اگر آب خورم کم شود آب از انهار

محمد طهماسبی دهنو(هانا دایی) در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۳:۰۹ دربارهٔ شمارهٔ ۹۶


بخیل بدکنش را در زمانه

محمد طهماسبی دهنو(هانا دایی) در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۳:۰۱ دربارهٔ شمارهٔ ۹۶


با سلام و احترام
درست این مصرع شاید این باشد:
یکی رآ قلمزن کند روزگار
یکی را دهد تیغ در روز کار
در اصل این، دو تا شعر بوده است :
ساقینامه
مغنی نامه
از جایی که مغنی شروع شده ، آهنگ و ابیات فرق میکند.و آغاز مغنی نامه است.
این بیت هم خاطرم هست ولی در اینجا نیامده:
از آن می که جان دارویی هوش باد
مرا شربت و شاه را نوش باد

کاظم رمضانیان در تاریخ ۲۴ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ ساقی نامه


دوستانی که نوشتند از آن کودک چرا حلوا خریدند پولش ندادند و کودک به گریه افتاده است توجه شریفتان به این نکته ظریف جلب می کنم که معامله با کودک اصلا مکروه است. نظر شریف مولانا از کودک کنایه از دل دارد دلی که باید مسیر تعالی را پیش بگیرد اما به خودی خود نمی گیرد چون بازیگوش است و ما باید تربیت اش بکنیم بزرگ اش بکنیم این طفل درون را . که فرموده اند آب کم جو تشنگی آور بدست . بگذارید این دل بشکند که هرچه شکسته شد از ارزش افتد بجز دل . بگذارید از تعلقاتش که برای خود ساخته و گاهی به شما تحمیل می کند فاصله باشد تا آنها را فراموش کند پتو روی سر بکشید و آرام منتظر باشید که برایتان الطاف خداوندی می رسد اما به شرطی که احساس کند آن شیرینی از دستش رفته تا گوهر خداگونه اش که در هماهنگی با همه جهان بیکران است از خود را نشان دهد.
امیدوارم این نظر مفید مقبول دوستان باشد.

عادل درخشنده در تاریخ ۲۴ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۲۳:۲۰ دربارهٔ بخش ۱۱ - حلوا خریدن شیخ احمد خضرویه جهت غریمان بالهام حق تعالی


با سلام و احترام
این شعر بخوبی به دل می نشیند.
در مورد بیا و بده ، بیا قوت بیشتری دارد .
. در مورد دوتایی و یک نایی روایت دیگری هم هست :
به یکتایی او سه تایی بزن
در این حالت دوتایی مصرع اول و یکتایی مصرع دوم با هم جمع شده و سه تایی درخواست شده
با تشکر

کاظم رمضانیان در تاریخ ۲۴ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ ساقی نامه


به زعم بنده بیت سیزدهم مصرع اول این گونه باید باشد
مهر هر روز دمی در بندت
چه که در بنده ات ترکیبی بی معناست، اما در بند بودن معنای صحیحی به بیت می بخشد.

انیس قلیلی در تاریخ ۲۴ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۲۲:۵۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۷۹


خانم پریسا این شعر رو با تار آقای ایمان ورزیری خوندن گویا نام آلبوم (گردایه ) سادگی هست

سیاوش در تاریخ ۲۴ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۴۵


دوستانی که قصد تصحیح شعر جناب حافظ رو دارند هم تقاضا دارم در نوشتار زبان فارسی تلاش کنند کمتر غلط املایی داشته باشند. ممنون

واحد در تاریخ ۲۴ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۰۰


هرکسی آز ظن خود شد یار من
وز درون من، نجست اسرار من
بله درست می‌فرمایند فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر

واحد در تاریخ ۲۴ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۳۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۰۰


نظر بنده این است که معنی چنین میشود؛
عقابان می درد،چنگالِ بازِ اهنین پنجه

یعنی مانند عقاب می درد،حتی چنگال های اهنین باز(پرنده شکاری)
یعنی نهایت خشنی و قدرت!

revival در تاریخ ۲۴ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۳۳ دربارهٔ غزل ۶۵


باغ بی خَوْ کردن در بیت آغازین به معنای دوری کردن شاعر از آوردن ابیات اضافی که کمکی به بار معنایی نوشته نمی کرده است ، می باشد ؛
یکی از ویژگی های شعر فردوسی بزرگ این است که یک معنی را دو بار و یا چند بار در بیت و ابیاتی تکرار نمی کند و در واقع با این بیت بر سخن و شعر دقیقی خرده گرفته است که اشعار تو به مانند باغی است که در آن علف های هرز روئیده است و به تنه درخت معنی پیچیده و مانع خوب دیدن آن میشود. .

a.p در تاریخ ۲۴ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۴۷ دربارهٔ بخش ۲۷


با سلام خدمت همه دوستان . تفاسیر همه دوستان زیبا بود بخصوص آقای رضا ساقی که خواستم بدونم کانال تلگرام و یا اینستاگرام دارید که نقد های شعرها رو اونجا بنویسید

علی محمدی در تاریخ ۲۴ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۹:۴۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۵۷


بنظر من کلمه مصرع اول قِضا هست که در مصرع بعد هم وزن چِرا میاد.
قِضا به معنى قضاوت هست نه قَضا و قدر.
ایشون هم میفرمایند اگر قضاوت میکنید بدون حضور من
پس چرا دنبال خوب و بدش میگردید.
( من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش)
این بیت به نظر من اصلا به قَضا و قدر ربطی نداره

حجت در تاریخ ۲۴ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۶:۰۶ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۷۰


گویی مرا برجه بگو گویم چه گویم پیش تو
کسی میدونه معنی برجه چیه ؟

مجید بیرانوند در تاریخ ۲۴ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱:۴۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۹۸


نمیدانم چرا همه میخوانند چراغی بَر کند خلوت نشینی
من اهل فارس هستم و از قدیم چیزی که از چراغ و چشم میگفتند اینه که چراغ را بِر کن یعنی روشن کن و یا چشمش از دیدن او بلر شد، چشمش کور بود و بِر شد و این بِر کردن به معنای برپا کردن چراغ نیست بلکه به معنی روشن کردن است. جناب گرمارودی هم بَر گردن میخونه. یه چرخی تو روستاهای فارس بزنه تا ببینه که این واژه قدیمی به چه معناست. حداقل به دو روش میخوندش.
یا اون شعر باباطاهر که ” مژه گردم به گرد دیده پَرچین” ولی غالب مردم آن را پُر چین میخوانند به این معنی که دور دیده را چین دار میکنم. پَر چین با خار درست میکنن و روی دیوار باغ میذارن تا کسی وارد نشه همانطور که شاعر میگه با مژه هایم دور چشمم پَرچین درست میکنم تا غیر از تو را نبینه.

انصاری در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۸۳


با سلام و عرض ادب خدمت دوستان گرامی
من در چندین محفل شنیدم که جناب خواجه عظیم الشان این غزل را در وصف حال شب عاشورا و یاران سیدالشهدا ع سروده اند که با تفاسیری که شنیدم بسیار لذت بردم از سروده‌ی خواجه‌ی شیرازی

عبد علی در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۴۴


به نطر بنده دلیل اینکه بودم مناسب تر است یکی این است که اصلا بی قراری ایشان به خاطر معشوف است و معشوق میگوید که این کار هایی که در راه ما میکنی منت نگذار که اصلا خود ما این حالات را به تو دادیم.

sepehr در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۲۲:۰۴ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۲۹۳


[۱] [۲] [۳] [۴] … [صفحهٔ آخر]