گنجور

حاشیه‌ها

 

سلام ؛)
میرزای گرامی…
هیچ گونه تفاوتی در خوانش این بیت
چه با “از این” چه با “زین” بوجود نمی آید.
چرا که همزه در این جا حذف میشود و به صورت
” شَر عَ زین ” خوانده میشود.
موفق باشید..

کیا در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۹:۱۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۵


ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند
فضای سینه حافظ هنوز پر ز صداست
***
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر را که یادتان هست؟
این روزها میگویند آدم ها در دریافت اطلاعات محیط سه نوع استراتژی دیداری و شنیداری و لمسی دارند!
به بعضی ها صدا بیشتر اثر می کند، برخی به تصویر حساسند و عده ای باید لمس کنند!
حافظ دردانه گویا به صداهای محیط حساس بوده است، آن دلبر پیرهن چاک نیز غزل میخوانده، بعدش هم آواهایی حزین در گوشش نجوا کرده است!
ای کاش می شنید پس از صدها سال هنوز طنین از بر کردن اشعارش در این گنبد دوار ماناست!!

روفیا در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۹:۰۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۲


برای این شعر استاد افتخاری هم اوازی خونده اند لطفا برای دوستاران قرار دهید

امیر حسین در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۸:۱۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸۹


سلام و درود
ازین حکایت شیرین سعدی برای برگردان سوره دخان بهره بردم.

محمدامین احمدی فقیه در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۵:۴۶ دربارهٔ حکایت عیسی (ع) و عابد و ناپارسا


در میانه یک روز کاری سخت، چقدر لذت بردم از این غزل و نظرات همه دوستان
متشکرم

نجمه در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۲۲ دربارهٔ غزل ۳۹


به نظر من ۶ جهت که فرمودند ۶ جهت جغرافیایی است که جسم انسان‌ در این محدوده سیر میکند.اما سیر و سلوک عرفانی و طی الارض و مقاربه و مکاشفه با بعد مکان درگیر نیست و به این جهات محدود نیست و از انجایی ک میگوید بارها؛ احتمال سلوک را بیشتر میکند، چون این سیر و سلوک ارامشی به انسان میدهد و در دفعات بعدی چنان اسان میشود که لذتش انسان را به تکرار وا میدارد و در چشم به هم زدنی انسان خود را در مقصود میبیند

مبینا در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۳۲


لطفا راهنمایی بفرمایید این بیت چگونه تلفظ می شود و چه معنایی دارد؟
قمریک طوقدار گویی سر در زده‌ست
در شبه گون خاتمی، حلقهٔ او بی‌نگین

امین در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ در وصف صبوحی


در خلال مدتی که ورق سیاست کشورداری شاه شجاع برمی گردد، فاصله میان حافظ و شاه شجاع روز به روز بیشتر می شود و از آن زمان که برای حافظ پرونده سازی شده و شایعه دور شدن او از شیراز قوت می گیرد تا روزی که به تبعید تن در میدهد، او هیچوقت بی کار ننشسته و دائماً در صدد رفع و رجوع و سرودن اشعار و دادن پیام غیر مستقیم یعنی ارسال غزل های ایهام دار برای شاه شجاع و وزیر او است. این غزل یکی از تابلوهایی است که پس از اخذ تصمیم به رفتن به تبعید توسط حافظ سروده شده و درآن ویژگی های روحی حافظ موج می زند :

۱- در مطلع غزل در حالی که شاعر مسلّط بر نفس خویش است ابتدا به ساکن و بدون اینکه پرخاش کند از شاه شجاع خداحافظی نموده و سابقه عهد مودّت گذشته را به خاطرش آورده از او می خواهد که حق این سابقه دوستی را ضایع نکند.

۲- به دنبال بازگو کردن تصمیم خود به رفتن تبعید، از شاه تعریف می کند. این تعریف تملق نیست بلکه احتیاط است که تا امکان دارد از شدّت مخالفت شاه نسبت به خود و در غیاب خود بکاهد.

۳- در بیت سوم مراتب ارادت و یکرنگی خود را بازگو و از شاه می خواهد که در این باره هرطور می خواهد او را آزمایش کند و بیهوده دوستی چون او را از دست ندهد.

۴- بیت چهارم یادآوری وعده هایی است که قبلاً شاه شجاع به او داده بوده و بین آن دو درباره امور فیمابین مذاکراتی شده لیکن به ثمر نرسیده است.

۵- در بیت پنجم حافظ هنوز امیدوار است که شاه شجاع صراحتاً درباره او و به نفع او پا به میدان بگذارد.

۶- بیت ششم نه تنها شاه بیت همه سروده های حافظ است که بار شناسایی روحیه و اراده توانای حافظ را بر گرده و در متن خویش دارد. در چنین غزلی که حافظ با برداشت محتاطانه شروع به سخن گفتن با شاه می کند و می داند که دستش از هر نوع چاره جویی کوتاه است خود را نمی بازد و با اتّکاء به اراده، با شجاعت هرچه تمامتر می گوید من زیر بار مذلّت فلک هم نمی روم چه رسد به تو.

۷- مفاد بیت مقطع دارای ایهام ضعیفی است که شاید منظور حافظ مخالفینی باشد که گرداگرد شاه را گرفته و مانع دیدار او و شاه می شده اند.
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

زهرا در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۳۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۰۱


در خط چهارم
اگر اینجا نیست سوی شهر چنین شو
بجای کلمه چنین باید کلمه چین قرار گیرد
با تشکر

Alireza J در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۲۸ دربارهٔ در تحقیق رزق


در خط سوم
دو چشمت در حقسقت هست یعنی
بجای حقسقت باید حقیقت باشد
با تشکر

Alireza J در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۲۶ دربارهٔ در تحقیق عیسی و دجال


(یناذی لقد مرت من العمر لیله)
در حاشیه ارسالی بنده بصورت زیر تصحیح می گردد
(ینادی لقد مرت من العمر لیله)

صباح عندلیب در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۳۳ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۶۵۰


باسلام به ددوستان،
من هم معتقدم که این شعر را ابوسعید الو الخیر سروده.اما نکته ای که میخواهم در علت نسبت این شعر توسط بعضی ها به عمر الخیام،بگویم : اینست که عمر الخیام عین این شعرا را (مطابقت النعل بالنعل ) بزبان عربی سروده :
اتدری لماذا یصبح الدیک صاءحا
یردد لحن النوح فی غره الفجر؟
یناذی لقد مرت من العمر لیله
وها انت لاتشعر بذاک ولاتدری

واین می تواندبقول معروف (توارد خواطر) باشد
یا عمر خیام باتوجه به اینکه ۸۱ سال پس از وفاه ابوسعید ابو الخیر بدنیا آمده ، این شعرا بزبان عربی نرجمه کرده باشد.

صباح عندلیب در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۶۵۰


متن این شعررااستاد شجریان درالبوم بهار دلکش تصنیف باغ گل به زیبایی خوانده

محمد در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۰۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۹۵


بیت چهار مصرع دوم “آن دیگر از بویت” به شهادت وزن

امیر در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۹:۱۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۶


بیت سوم باید “بر سرم” باشد به شهادت وزن

امیر در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۹:۱۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۵


دو بیت از شعر مشکل وزنی دارد یا اشتباه تایپی.لطفا بررسی کنید

امیر در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۹:۱۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۳


نامزد احتمالا نامرد بوده

محمد در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۹:۰۹ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۳۱


در بیت ۴۵ مصرع دوم کلمه (اروزی) احتمالاً باید ( آرزوی ) باشد

احمد نقی پوران در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۸:۵۰ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - در مدح سلطان اویس


نشئه درسر٬ می به ساغر٬ گل بدامان بینمت
درست است

محمد طاها کوشان در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۳:۳۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۷۰


درود بر شما هدیه
سرشته بیت را از مانا می اندازد
نسرشته اند در گلم الا هوای دوست

پریشان روزگار در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۲:۵۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۵۰


[۱] [۲] [۳] [۴] … [صفحهٔ آخر]