گنجور

حاشیه‌ها

 

سلام. نمیخواستم در بحث شیعه و سنی داخل شوم اما چون مهدی جان به آیتی از قران مجید که در مورد اولیاء الله بیان شده استشهاد نمودند بیان نکته ای را لازم دانستم. در آیت مورد نظر خوف و حزن از اولیاء منتفی دانسته شده است. بدون شک درست است. اما بیشترین مفسرین این حال را مربوط به آخرت میدانند زیرا دنیا محل اندوه و بیم است. پیامبران بزرگوار دچار این دو صفت شده اند چه رسد به اولیاء. آیا در مورد ابراهیم خلیل و موسی کلیم و داوود نبی علیهم السلام نگفتند: لا تخف … و به سرور همه پیامبران خطاب نشد: لا تحزن علیهم … ؟ این نمونه ها برای تذکر کافی اند. اما رفع خوف و حزن زمانی کاملا مصداق پیدا میکند که در روز قیامت، زمانیکه بیشترین مردم دچار هراس و اندوه اند، به اولیاء و مقربان خدا خطاب ادخلوا الجنة لا خوف علیکم و لا انتم تحزنون … میشود. و لا یحزنهم الفزع الاکبر در شأن ایشان بیان میشود. نکته ای هست که غم و خوف بزرگان مانند شان آنها و لایق مقام آنهاست. ما خامان راه نرفته به حقیقت آن نمیرسیم و فقط تصدیق میکنیم. درنیابد حال پخته هیچ خام …

احمد سالک در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۰۵ دربارهٔ فی نعت سید المرسلین علیه الصلوة و السلام


مصرع اول فکر میکنم یک “را” کم داره. وزنش انگار خراب هست.
ای از رخت هم خار “را” سامانِ بستان در بغل.
اگ اشتباه خوندم اساتید تصحیح کنند ممنون میشم.

محمد در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۲۷۳


دوست عزیز این دو بیت اشاره به دو صفت خداوند تعالی دارد: اولی که از جلال الهی خبر میدهد و میگوید: لا تأمن من مکر الله … یعنی از مکر او ایمن مباش چون تنها زیان کاران و کسانی که از جلال او بی خبر اند از مکرش ایمن میشوند. این عبارات هر عارفی را به خوف دچار میسازد. اما در عین زمان خداوند مهربان میگوید: لا تیأسو من رَوح الله … از رحمت و لطف پروردگار نا امید و مأیوس مباشید. این فرموده او عارف را امیدوار میسازد. بصورت فشرده: عارف در میان خوف از جلال و امید به لطف و جمال مولایش سیر و سلوک میکند. امید این توضیح درست باشد و شما را قناعت ببخشد

احمد سالک در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ در نعت رسول ص


در بیت ششم
مجمع مجموع اسما آدمست صحیح میباشد.

آبتین امین در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۳۰ دربارهٔ شمارهٔ ۱


مولانا چیزی رو ازقلم ننداخته -دم محسن چاووشی هم گرم که به این زیبایی اشعاررواجرامیکنه

هادی در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۰۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۳۶


سلام و درود
أَمَّا السَّفِینَةُ فَکَانَتْ لِمَسَاکِینَ یَعْمَلُونَ فِی الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِیبَهَا وَکَانَ وَرَاءَهُمْ مَلِکٌ یَأْخُذُ کُلَّ سَفِینَةٍ غَصْبًا ﴿کهف/٧٩﴾

آن شنیدی که خضر تخته کشتی بشکست
تا که کشتی ز کف ظالم جبار برست

محمدامین در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۹:۳۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۰۸


سلام و درود
قَالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ إِحْدَى ابْنَتَیَّ هَاتَیْنِ عَلَىٰ أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمَانِیَ حِجَجٍ ۖ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِکَ ۖ وَمَا أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ ۚ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ ﴿قصص/٢٧﴾

احمد و داود و عیسی خضر و داماد شعیب

محمدامین در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۹:۲۱ دربارهٔ تکه ۳


سلام و درود
قَالَ هَٰذَا فِرَاقُ بَیْنِی وَبَیْنِکَ ۚ سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْوِیلِ مَا لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَیْهِ صَبْرًا ﴿کهف/٧٨﴾

محمدامین در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۹:۰۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۸۸


با سلام. اگرچه نسخه چاپی خودم در دسترس نبود که چک کنم ولی فکر میکنم در بیت زیر به جای افکند بایستی فِکند بیاید. به لحاظ وزنی صحیح تر است
پادشاهی که طرح ظلم افکند
پای دیوار ملک خویش بکند

علی در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۸:۵۱ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۶


با صدای:
۱-الهه: http://www.doshort.com/Elaahe
2-گیتی: http://www.doshort.com/Geeti
3-معین: http://www.doshort.com/Moein
4-محسن کرامتی:
http://www.doshort.com/Mohsen_Keramati
5-نغمه غلامی: http://www.doshort.com/Naghme_Gholami
6-سپیده رئیس السادات:
http://www.doshort.com/Sepideh_Rayisosadat
7-عبدالوهاب شهیدی:
http://www.doshort.com/AShahidi
8-عبدالرحیم ساربان:
http://www.doshort.com/ASareban

7 در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۶:۱۵ دربارهٔ غزل ۲۶۸


آن شنیدی که در عرب مجنون
بود بر حست لیلی او مفتون

به جای حست، واژه حسن درست است.

با سپاس از سایت بسیار خوب شما.

کمال در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۲:۱۴ دربارهٔ فی تحقیق العشق


بنده این رباعی را با دوستان به اشتراک گذاشتم وجمع این رباعی از ۷۴۶۴

khayatikamal@ در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۲:۰۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۴۵۱


مولانای جان با این اشعار چیزه نگفته ای باقی نگذاشته
محسن چاووشی عزیز با خوندنش به این زیبایی افزوده
سپاسگزارم

فرهاد در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱:۵۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۳۶


من شاعر یادنویسنده نیستم ولی با نظر محمد کاملا موافقم…به نظر من منظور از بو همان حس انسان هست حس عمیق و دوست داشتنی به چیزی یا کسی

لاله در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۰:۵۲ دربارهٔ شمارهٔ ۱۲۱ - بوی جوی مولیان آید همی


سلام
حضرت میفرماید که بمیرید بمیرید و این به مرگ پیش از مرگ اشاره دارد یعنی پیش از مرگ از دلبستگی های دنیوی دست برکشید و به اصلی ترین چیز بنگرید که منظور معشوق آسمانی یعنی پروردگار است

امید است که نظر بنده مفید واقع شود

یاعلی

دانیال قربانی در تاریخ ۹ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۰:۱۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۳۶


مولوی توی این شعر گویی که خدای واژه هاست، واژه ها هرطور که اون بخواد تغییر شکل می دن و جایی که اون بخواد می شینن، اینو رو می دونم که توی هر متن دیگه ای اگر اینقدر عبارت ((بمیرید بمیرید)) می دیدم قطعا احساس مردگی و پژمردگی می کردم ولی انگار مولوی استادانه در پشت این عبارت ((زنده شوید زنده شوید)) رو زمزمه میکنه و این هنر مولویه که واژه ها در مقابلش رنگ می بازن و به رنگی در میان که اون اراده می کنه.

رضا در تاریخ ۸ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۳۶


با درود، لطفا حاشیه ای را که چند لحظه پیش فرستادم منتشر نکنید. مهر پیش

مجتبی در تاریخ ۸ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۴۸ دربارهٔ غزل ۵۹۲


آقای گروسی گرامی اگر اشتباه می کنم مرا ببخشید ولی فکر می کنم که شما «نکشد» زا با ضمه بر حرف ک می خوانید؛ کشتن، در حالیکه استاد سخن آنرا با کسره افاده کرده اند؛ کشیدن.

مجتبی در تاریخ ۸ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ غزل ۵۹۲


دوست عزیزم
به راستی گفتارتان دلنشین است

ای غارت عشق تو جهانها
بر باد غم تو خان و مانها

نظارگیان روی خوبت
چون در نگرند از کرانها

در روی تو روی خویش بینند
زینجاست تفاوت نشانها ..

نادر.. در تاریخ ۸ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۲۲:۲۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۳۶


درود بر شما مهناز عزیز
تبریک مرا پذیرا باشید برای وبلاگ زیبا و پرباری که با صفا و صمیمیت ساخته و پرداخته اید و امیدوارم نقد ارائه شده، به راستی به جا بوده باشد..
در رابطه با مصرع “ای جان جان …” ، از توضیحات کاملی که ارائه نمودید بسیار سپاسگزارم.
منظور من این بود که چنانچه صدای کوتاه زیر بعد از جان دوم به صورت واکه بلند و کمی شبیه “نِی”خوانده شود، وزن شعر همان که فرمودید خواهد شد. پیش می آید که شاعر به جهت تاکید بر به کار گیری کلمه ای به خصوص در جایی مشخص از مصرع، با تغییر اجباری آهنگ در خواندن، وزن مورد نظر را ایجاد کند..
برای مثال:
به جان دلبرم کز هر دو عالم (خوانش: جانِی یا جانِ ِ )
تمنای دگر جز دلبرم نیست (خوانش: تمنایِی یا تمنایِ ِ )

نادر.. در تاریخ ۸ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۳۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹


[۱] [۲] [۳] [۴] … [صفحهٔ آخر]