گنجور

حاشیه‌ها

 

انقد سطحی نگر نباشین
شما هم مثه همون زاهدای دوران حافظین که ریا کار بودن و از مستی و شراب چیزی نمیفهمیدن
این غزل کاملا به ائمه اطهار مربوطه
مطرب اگر ائمه طهار نباشن پس کیا هستن ؟

امیرعباس در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۰۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۹۳


برای متوجه شدن تفسیر واقعی به کانال تلگرام زیر بیاید
Https://t.me/showman1

@showman1 در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۲۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۷۴


سلام وخداقوت بیت یکی مونده ب اخر ب تصحیح اقای محمدعلی فروغی اینگونه قید شده،ک بنظرم زیباترو صحیحتراست

شیراز پرغوغاشدست ازفتنه ی چشم خوشت،،،ترسم ک اشوبی عجیب برهم زند شیراز را

طنین در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ غزل ۱۱


سلام وخداقوت. بیت یکی مونده ب اخر درنسخه ی جناب اقای محمدعلی فروغی اینگونه هست:
شیراز پرغوغا شدست ازفتنه ی چشم خوشت،،،ترسم که اشوبی عجیب برهم زندشیراز را
بنظرم این درستتر و زیباترم هست

طنین در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ غزل ۱۱


دلایل انتساب این شعر رو میشه بیان کنید

میثم در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۰۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۳۰


مساله نجس بودن سگ، غیر از حرمت نگهداری از آن است . نگهداری از سگ برای کسانی که استفاده عقلایی از آن ندارند، کراهت شدید دارد؛ و در روایات، امری ناپسند دانسته شده است. بنابراین نگهداری سگ برای نگهبانی و شکار، و سگی که امروزه مورد استفاده پلیس و نیروهای امداد می باشد، مکروه نیست. (البته این به معنای عدم نجاست این سگ ها نمی باشد.)
در بعضی از روایات آمده است که خانه ای که در آن سگ است، ملائکه وارد نمی شوند. این کراهت سبب می شود که حتی نماز خواندن در چنین خانه ای مکروه باشد.
(آیه الله مکارم شیرازی)

کشاورز در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ حکایت


خوب است که خواندگان ما گاهی شعر های قدیمی فارسی رو به صورت پاپ بخونن تا نظر جوانان با به سوی این گنجینه ها جلب بشه سپاس از آقای چاوشی

فاطمه در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۴۲ دربارهٔ غزل ۲۵۵


معنی مصرع دومش چیه ؟

امیر پارسا در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ تک‌بیت شمارهٔ ۷۳


اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین خط مقرمط نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من
خیام
مقرمط خطی ک اختراع سبکش منسوب به منصور بن حلاج که برای نوشتن اسرار خداشناسی از اون استفاده میکرده, و بعد ها که خودش اعدام و تمام کتابهاش هم سوزنوده شدن, راز این خط هم تا به امروز مسکوت مونده, در بعضی از آثار باستانی ام روی برخی کتیبه ها و سنگ نوشته ها از خط مقرمط استفاده شده ک رمز گشایی اونا امکان پذیر نیست

محمد در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۹:۱۸ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۵۵۵


روزی جالینوس به دوست خود گفت فلان دارو را به من بده دوستش جواب داد آن دارو برای دیوانگان است تو چرا آن را می خواهی؟ گفت دیوانه ای به سمت من آمد و با من شوخی و بازی کرد اگر من سالم هستم پس چرا او جذب من شد؟ در این بخش و بخش های پیرامون مولوی اشاره می کند که هر چیزی هم جنس خود را جذب و تایید می کند و از مخالف خود گریزان است
گر ندیدی جنس خود کی آمدی
کی بغیر جنس خود را بر زدی
چون دو کس بر هم زند بی‌هیچ شک
در میانشان هست قدر مشترک
کی پرد مرغی مگر با جنس خود
صحبت ناجنس گورست و لحد
بنابراین اگر شخص نادانی از ما به بدی یاد کرد نباید رنجیده خاطر شد بلکه می توان اطمینان بیشتری حاصل کرد که در راه درستی گام بر میداریم
پس اگر ابلیس هم ساجد شدی
او نبودی آدم او غیری بدی
پس سجود هر ملک میزان اوست
هم جحود آن عدو برهان اوست
هم گواه اوست اقرار ملک
هم گواه اوست کفران سگک
اشاره می کند که اگر شیطان به آدم سجده می کرد باید به مقام انسان شک می کردیم ولی سجده فرشتگان و دشمنی شیطان هر دو به معنای تایید انسان هست

آرش تبرستانی در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۸:۳۳ دربارهٔ بخش ۴۵ - تملق کردن دیوانه جالینوس را و ترسیدن جالینوس


خرمشاهی نیز بیت آخر این غزل را به یکی از معاصران حافظ منتسب کرده است.
خرمشاهی،حافظ نامه،ج۱،چ پنجم،ص۶۸

ابراهیم رمضانلی در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۷:۵۷ دربارهٔ شمارهٔ ۱۸


جناب شائق
“هر که دل آرام دید …” غزلى از سعدى است نه حافظ
راهتان روشن و پر نور باد

ج.م. در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۳:۵۵ دربارهٔ غزل ۲۰


سلام
زهرهٔ ماست زهرهٔ دنیا
شهواتست چاه بابل ها

به جای “بابل ها” باید “بابل ما” باشد.

ایمان در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۳:۴۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱


نادر گرامی
سپاس ، جستم، یافتم ، به گوش جان شنیدم
بسیار بر دلم نشست.
همگی به گونه ای در غریبستانیم

شمس شیرازی در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۲:۲۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۵۷۲


جانا به غریبستان تاچند،زچه میمانی؟
بازآی (باز آ)تواز این غربت،تاچند پریشانی؟!
صدنامه فرستادم صدراه نشان دادم
یا نامه نمیخوانی یا راه نمیدانی

رستم پورمحمدی در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱:۲۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۵۷۲


بس در طلبت سعی نمودیم و نگفتی
کاین هیچ کسان در طلب ما چه کسانند؟؟!
به سپیده دم سوگند که بر حدیث شیخ کس نخواهد افزود.

شمس شیرازی در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۰:۵۵ دربارهٔ غزل ۲۴۹


شمس شیرازی عزیز
بودند کسانی که مهناز بانو ، سمانه بانو ، سید محمد و بسیاری دیگر را با من کم سواد یکی دانستند و اهانت ها کردند ،
خوشحالم که جواب ِ مکفی دادید ، باشد که مفید افتد
خوش باشید

حسین در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۰:۱۲ دربارهٔ حکایت


چند روزی میشه مادر بزرگم رو از دست دادیم
واقعا حالش رو درک میکنم
شعر رو نصفی با صرای شهریار میشنیدم نصفی با صدا و لهجه ترکی مادربزرگم

امیر در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۵۶ دربارهٔ خان ننه


جناب آسید غلام عباس موسوی نژاد
( معروف به خدامیان)
به جد اطهرتان سوگند که این کمترین شمس ا لحق مورد نظر سرکار نیست.
در باره افول که می فرمایید ما همگی با گذشت زمان افول می کنیم ، سراغ شما هم خواهد آمد
دیر و زود دارد سوخت و سوز ندارد تندرست و شادکام بوید و در کسب معرفت ، خداوند پشت و پناهتان باد.

شمس شیرازی در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ حکایت


۷۲۶۸

کمال داودوند در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۰۴ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۶۵۷


[۱] [۲] [۳] [۴] … [صفحهٔ آخر]