گنجور

حاشیه‌ها

 

با سلام
می توان وزن این شعر و اشعار مشابه را از زیر مجموعه های اوزان دوری ( متناوب ) بر شمرد. وزن هایی همچون مستفعلن فع مستفعلن فع ( فع لن فعولن فع لن فعولن ).واژه مفاعلاتن بعنوان رکن ، در میان ارکان عروض ثبت نشده است . بطور مثال در کتاب ادبیات فارسی ۱ ( دوره پیش دانشگاهی رشته علوم انسانی )

مسعود عباسی در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۴۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲


مسعود درست میگوید
تصحیح کنید لطفا

شاهین در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۲۰ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۱


میان تخته نردم نشاندی

semenibijan در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۱۴ دربارهٔ دوبیتی شمارهٔ ۶۱


مرحوم اقبال از این که در زمان او خبری از بیداری مسلمین و باز گشت به اصالت خود دیده نمیشد و کسی به روشنی متوجه راز عقب ماندگی جوامع اسلامی نبود تا اندازه ای نا امید می نمود و سرود عظمت رفته را برگشتی نمی دید و از سرزمین وحی که روزی منشا نسیم عظمت مسلمانان بود نیز با شرایط اجتماعی و حکومتی جدید امیدی به وزش نسیمی نمیدید و از سویی پایان عمر خود را می دید اما به زعم خود حتی امیدی به این که کسی چون او که راز عقب ماندگی و به عکس راز پیشرفت مسلمانان را بداند دوباره باز اید و سر بر اورد نداشت. اما از طرفی شعر ای جوانان عجم جان من و جان شما حاکی از امید او به ایرانیان بود که باید این امید به لطف خدا و همت جوانان ایران محقق گردد

محمد رضا پیرهادی در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۱۰ دربارهٔ سرود رفته باز آید که ناید؟


بیت “نکو رو تاب مستوری ندارد
ببندی در ز روزن سر برآرد”
در سریال “شهریار” که زندگینامه مرحوم شهریار شاعر بزرگ تبریزی ست؛ از زبان ستارخان این بیت بصورت:
پری رو تاب مستوری ندارد
چو در بندی ز روزن سر برآرد
که البته در افواه عموم و برخی منابع به اینصورت هم ثبت شده است.

هادی مختاری در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۳۴ دربارهٔ بخش ۱۱ - در بیان آنکه هر یک از جمال و عشق مرغیست از آشیان وحدت پریده و بر شاخسار مظار کثرت آرمیده اگر نوای عزت معشوقیست از آنجاست و اگر ناله محنت عاشقیست هم از آنجاست


این رباعی در برنامه یک شاخه گل شماره ۴۸۸ بوسیله خانم روشنک دکلمه شده.
مصرع آخر بدینصورت خوانده شده است:
تشریف وصال یار می‌باید و نیست

کورش در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۲۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۹


در مصرع اول
نیزه بالا خونست بی معنی و اشتباه است
باید نیزه پالا خونست باشد ( یعنی خون پالاست)

جاوید مدرس (رافض) در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۳


شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالیان

جنگ ونفاق و رقابت و نقض عهد بین فرزندان امیرمبارز‌الدین امری عادی به شمار می‌رفت. شاه محمود، برادر شاه شجاع از طرف سلطان اویس بر علیه برادرش تحریک می‌شد و در سال ۷۶۵ به قصد تسخیر شیراز لشکریانی فراهم ساخت. شاه‌شجاع برای مقابله با برادر از شیراز خارج ولی به سبب خیانت سران لشکر و قهر سلطان احمد برادرش کاری از پیش نبرده به شیراز مراجعت وبالاخره دراثر مذاکره فیمابین شاه‌شجاع به قصد ابرقو از شیراز خارج شد و شاه محمود وارد شیراز و به حکومت نشست. این غزل را حافظ در این زمان که شاه شجاع بالاجبار از شیراز به ابرقو عزیمت کرد سروده و در بیت نخست با عنوان ترک پری‌چهره به کنایه از او نام می‌برد چه نسب شاه شجاع از طرف مادر به ترکان قراختایی می‌رسید و نیز چهره‌ زیبایی داشت. با اندک دقت و تعمق دربارة مضامین ابیات این غزل می‌توان به درجه محبت و دوستی و یکرنگی و جوانمردی حافظ پی برد. وگرنه می‌توانست نان را به نرخ روز خورده و به حاکم فاتح نزدیک شود.
***

یغما در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۱۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۲


که به قرب کل گردد همه جزوها مقرب

یه سکته درش هست
به نظر میاد باید این طور باشه
صلوات بر تو آرم که فزوده باد قربت
که به قرب کل بگردد همه جزوها مقرب

عباسی - فسا در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۵۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۰۱


جانی که جدا گردد جویای خدا گردد او بوالعجبی باشد او نادره ای باشد انکس که چنین باشد باروح قرین باشد در ساعت جان دادن اورا طربی باشد

مهدی کاظمی در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۱۳ دربارهٔ بخش ۹۴ - وداع کردن طوطی خواجه را و پریدن


طوطی خوش طبع داستان ما به بازرگان یکی دو پند داد و سپس سلامی بر او داد و گفت میان من و تو جدایی و دوریی است خواجه هم در جواب گفت در پناه حق باشی و بمن راه و رسم تازه ای اموختی …خواجه با خودش گفت این درسی است که من باید بیاموزم و این راه رهایی از قفس امیال و خواهشهای زندگی است مگر جان من از این طوطی کمتره؟ جانی که جویای ازادی از اسارت نفس انسانییه بسیار خجسته و مبارکه ….

مهدی کاظمی در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۱۲ دربارهٔ بخش ۹۴ - وداع کردن طوطی خواجه را و پریدن


بر این چشمه چون ما بسی دم زدند
برفتند چون چشم بر هم زدند
الکساندر پوشکین، شاعر نامدار روسی در منظومۀ «فوارۀ باغچه سرای» از این شعر اقتباس کرده استː
«بسیاری چون من فواره را دیده‌اند اما برخی از آنان در عالم وجود نیستند و و دیگران نیز در بلاد دور سیاحت می‌کنند.»

مرتضا در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۰۶ دربارهٔ در معنی شفقت بر حال رعیت


درود
پس از بیت اول یک بیت جا افتاده:
دور از کنار مادر و یاران مهربان
زال زمانه کشت به نامهربانیم…

وحید در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۹:۲۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹۸ - جرس کاروان


چه غزلی. مرحبا. تو را گزید دل من، مرا گزید غم تو

ندا در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۸:۵۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۶۹


سلام بر دوستان، آتوسا خانم، بر سبلت هر کجا ملولی است : بر، همان نفرین است بر حسرت و افسوس خوردن یعنی نفرین بر حسرت خوردن هر هر کسی که غمگین باشد همچنان که از بیت اول پیداست و حضرت مولانا بسیار ضد غم و افسوس است

یحیی در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۸:۵۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۵۷۷


میفرماید:”دلا…”"

بیژن در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۵:۲۰ دربارهٔ غزل ۵۵۹


دوستان به طور قطع میگن که این غزل اینجوره و جور دیگه ای نمیشه خونده بشه در حالیکه زیبایی غزل های حافظ به همینه که معانی مختلفی میشه ازش برداشت کرد. اگه بخونیم «بدین وصله اش دراز کنید» بین زلف و گره و شب(در اینجا معنی موی مشکی یار رو پیدا میکنه) و وصله و دراز(بازهم در اینجا منظور، موی یار خواهد شد)، مراعات نظیر داره و بسیار زیباست. اگه هم بدین قصه اش بخونیم بازهم زیبایی خودشو داره.

رضا در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۵:۰۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۴۴


۴۸۹۶

کمال داودوند در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۴:۵۵ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۷۱۸


نخست موعظه پیر طریقت این حرف است
که از مصاحب ناجنس احتراز کنید

محسن حاجی پور در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۲:۲۳ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۳


با سلام و خسته نباشید :
در بیت ششم از نسخه استاد قزوینی (خدایا ) صحیح است .

با تشکر
موقق باشید

نارگل در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱:۵۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۳


[۱] [۲] [۳] [۴] … [صفحهٔ آخر]