نیکومنش در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:
درود بیکران بر دوستان جان
-آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
2-دردم نهفته به ز طبیبان مدعی
باشد که از خزانه غیبم دوا کنند
معنی و مفهوم دو بیت باهم ذکر می شود:
چه خوش است آن صاحب نظر و خزانه دار غیب که چهره مقصود بر او آشکار شده و به گنج نهانی دست پیدا کرده است به من دردمند عشق نیز نظری انداخته و مرا از این حیرانی و دردمندی نجات دهد چرا که جانم از دست این مدعیان به حق نارسیده ملول گشته و از آنان سخت بیزارم
3- معشوق چون نقاب ز رخ در نمیکشد
هر کس حکایتی به تصور چرا کنند
در عجبم که معشوق ازلی که هرگز نقاب از رخ بر نداشته و چهره نمی نمایاند این مدعیان چگونه این همه داستان و حکایت در مورد معشوق باز گو می کنند
4-چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست
آن به که کار خود به عنایت رها کنند
از آنجا که مشیت الهی در کامیابی و رستگاری و عاقبت به خیری افراد به عنایت ازلی منوط گردیده است پس بهتر هست که همگی متکی و مغرور به عبادات زاهداته و رندانه خود نباشیم
5-بی معرفت مباش که در من یزید عشق
اهل نظر معامله با آشنا کنند
ای عاشق دردمند برای بهره مندی از نیکی های صاحبان نظر و پاک سرشتان می بایستی خردمندانه و با معرفت پای در عرصه عشق بگذاری که آنان تو را بی ریا در راه دیده و کالای عشق را در وجودت به مژدگانی ارزانی دارند
6-حالی درون پرده بسی فتنه میرود
تا آن زمان که پرده برافتد چهها کنند
ودر این مسیر مراقب باش که آنان که واصل نشده و چهره مقصود ندیده اند و دنبال معرکه گیری و شیادی افتاده اند حتی به فرض محال چهره مقصود بر انها نمایان شود چه ادعاهایی که نخواهند داشت
7-گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار
صاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند
واین موضوع تعجب نکن (موضوع بیت شیشم)که حتی سنگ نیز به شکوه در آمده و به عنوان اعتراض خواهد نالید و مطمئن باش که تنها اهل راز و صاحب نظران می توانند در خصوص چهره محبوب ازلی صحبت کنند چون چهره مقصود برانها هویدا شده است
8-می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب
بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
این داستان (داستان بیت6) آنقدر اسفناک و غیر قابل بخشش هست که اگر آدمی صدها بار در خلوت به شراب خوری بپردازد و دیگری را گمراه نکند بسیار شرافتمندانه تر از تقدس مابی این ریاکاران خواهد بود
9-پیراهنی که آید از او بوی یوسفم
ترسم برادران غیورش قبا کنند
ای صاحب نظر و ای عاشق واصل شده وای واسطه خیر الهی بسیار بیمناکم که آن لطیفه عشق که در حق من می خواهی منظور کنی را بد خواهان و حسودان چون پیرهن اغشته به بوی یوسف در مسیر راه تکه تکه کنند.
10-بگذر به کوی میکده تا زمره حضور
اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند
ای صاحب نظر گذری به کوی میکده که عاشقان واقعی آنجا به حلقه عشرت نهانی با هم گرد آمده اند انداز وببین که چگونه این طالبان واقعی عشق با تمام وجود برای سلامتی تو دست به دعا خواهند شد
11-پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان
خیر نهان برای رضای خدا کنند
ای اهل راز و مرد خدا پنهان از چشم بد خواهان و حسودان مرا به حضور خویش مشرف گردان که مردان خدا فقط و فقط بی ادعا و چشم داشت و فقط برای رضای خدا نعمت و کالای عشق را به صورت نهانی در وجود دردمندان و طالبان واقعی به ودیعه می گذارند
-حافظ دوام وصل میسر نمیشود
شاهان کم التفات به حال گدا کنند
حافظ اگر توفیق شرف یابی به خدمت چنین مرد خدا و صاحب نظر به حقیقت واصل شده ای رسیدی در نظر داشته باش که دایما این توجه و وصلت امکان پذیر نخواهد بود (تلمیح داستان موسی وخضر)و شاهان اقلیم عشق به حکم پادشاهی کمتر به حال گدایان عشق توجه خواهند داشت.
سر به زیر و کامیاب
مشاهری در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۰۴ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در نصیحت و ترک تملق از خلق گوید:
در حسرت نسیم صباییم ای بسا
«کآرد» صبا نسیم و نیارد نسیم ما
«که آرد» در مصرع دوم «کرد» درج شده است.
مهدی مرادی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۲۵ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۵:
اکه صدای استاد چاوشی نبود همه دوستان به راحتی از کنار این شعر رد مبشدن. صدای دلنشین استاد چاوشی قابل مقایسه با حبیب و امثالش نیست.
نیکزاد در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۱۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تکبیت شمارهٔ ۳۸۰:
کسی که مدت زیادی شراب خواری کند اثر شراب بر او نسبت به دیگران کمتر است . زمانی که دیگران مست میشوند او هنوز هشیار است و لذتی نخواهد برد و این تاوان شراب خوری بی حساب است
مینا مرادی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
شما فعلا برو 10 بار از رو محسن بنویس بیار تا بعد
نیکومنش در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۴:
درود بیکران بر دوستان جان
-به دور لاله قدح گیر و بیریا میباش
به بوی گل نفسی همدم صبا میباش
معنی و مفهوم ابیات:شب هنگام به یاد روی سرخ نگار جام وجودت را پاک و منزه از می یاد او پر کن وبه یمن این باده نوشی به هنگام سحر شمیم گل افشانی نگارت را از باد لطیف صبحگاهی استشمام کن
2نگویمت که همه ساله می پرستی کن
سه ماه می خور و نه ماه پارسا میباش
مراد من آن است که تو همه روزه مست باشی ونه همه مدت سال بدینگونه که شبها شب زنده دار و سحر کامیاب وبه وقت روز پارسا و هوشیار دچار زوال زندگی روزگار نکردی (شب چو پارسایان وروز چون شیران به نسبت یک به سه یعنی سه ماه و نه ماه )
4-چو پیر سالک عشقت به می حواله کند
بنوش و منتظر رحمت خدا میباش
اگر در راه سلوک عشق با سالکی همراه شدی که عمر خویش در راه وصال معشوق گذرانده و به وصال رسیده است هر چه او گفت حتی اگر به ظاهر خلاف عرف چو شراب خوری باشد به گوش جان بشنو منتظر باش که این از این فرمان پذیری رحمت خداوند جاری شده و به نعمت خواهی رسید
5-گرت هواست که چون جم به سر غیب رسی
بیا و همدم جام جهان نما میباش
اگر در دل هوس رسیدن به اسرار غیبی را همانند جام جم می پرورانی مسیر را کوتاه کن وبیا مصاحبت اهل راز و نظری را بر گزین که جام وجودشان از می گلگون معشوق پر شده و به حقایق عالم رسیده اند
6-چو غنچه گر چه فروبستگیست کار جهان
تو همچو باد بهاری گره گشا میباش
چون که حقایق کار جهان همانند غنچه پر رمز و راز و مخفی می باشد پس اسرا غیب را با مصاحبت اهل راز فرا بگیر و همانند باد بهاری باعث گشایش کار خلق خدا شو.
7-وفا مجوی ز کس ور سخن نمیشنوی
به هرزه طالب سیمرغ و کیمیا میباش
دراین گره گشایی به دنبال آن مباش که کسی قدر تو را بداند چرا که چنین انتظاری همانند رسیدن به سیمرغ و علم کیمیا می باشد
-مرید طاعت بیگانگان مشو حافظ
ولی معاشر رندان پارسا میباش
حافظ به راه عشق همراه بی خبران از حقیقت عشق مشو وتنها به مصاحبت با رندان استین تعلق بریده و پاک سرشت بپرداز
سر به زیر وکامیاب
مشاهری در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۰۷ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۲ - در زهد و موعظه:
«طبیب عشق» مسیحادم است و مشفق لیک
چو درد در تو نبیند کرا دوا بکند؟ (حافظ)
علی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶۵:
مولانا رو تا روز آخر دنیا هم نمیشه کامل شناخت
این شعر واسه اونایی که عربی بلد هستن ،خیلی باارزش و فوق العاده ست
مخصوصا این مصرع :یا محبا قُم تنادم ،فالمحب لا ینام
گمنام در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۵۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۱:
جل الخالق ! از تفسیر استاد یاد شده
شیره را خورد و گفت شیرین است.
کمال داودوند در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳:
در این جا در مصرع دوم انجم به معنی اختران می باشد
جمع این رباعی از 3795
سید اکبر سلیمانی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴:
داو به معنی نوبت و دفعه هنوز هم در جنوب کشور کاربرد دارد. در گویش لری استان کهگیلویه و بویراحمد این واژه به کار می رود
محسن در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۱۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵:
با درود و گرامیداشت یاد خیام
خوبه ایشون نیستن که بیان این کامنت های عجیب و غریب و تفسیرهای آنچنانی رو بخونن.
عرفان صالح در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۳:
سلطان غم درست نیست و صحیح آن شیطان غم است که معنی درستی میدهد چرا که قرار دادن سلطان بر غم اشتباه است لاکن به قول حافظ اسم دیگر شیطان غم است
حمید در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۳۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵:
ببخشید این طربخانۀ خاک منظورش چیست؟
آیا خاک را به طربخانه شبیه کرده است؟
نادر.. در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۳۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۴:
ای لبت ختم کرده دلبندی..
من بمیرم ز آرزومندی...
حمید در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
میشه گفت که در بیت دوم،
گوهری= استعاره از شخصی که شاعر مقصودش است (منصور حلاج)
صدف کون و مکان= این دنیا را به صدف تشبیه کرده است
گفت؟
و منظور حافظ از گمشدگان لب دریا کیست؟
علی رجبی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۴۷ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۲ - آغاز داستان:
سلام
اکثرا فقط اشتباه تایپی صورت گرفته در بسیاری از بیت های شعرهایی که در گنجور قرار گرفته
گاها این اشتباهات کمی خواندن شعر رو سخت میکنه مخصوصا برای دوستانی که شاید از وزن عروضی اطلاعی نداشته باشند
بیت 12 مصرع دوم
چو هم خفت نخچیر "بر دشت" و کوه
هم نخچیر درست است و هم نخجیر
بیت شصت و چهار مصرع دوم حتما تصحیح شود
که گویی به "چهر از" تو نیکوترست
بیت شصت و هشت مصرع دوم مشکل وزن داره
بدان پس "که مهمانیِ " خواست راست
بیت نود مصرع دوم
به گرد اندرش گرد "مه پر چو زاغ"
بیت نود و شش مصرع دوم
درین "سایه گاه" از چه کردی پناه
منظور از سایه گاه سایبان است...
بیت صد و یک مصرع دوم
پدر "ورزگر" داری ار لشکری
بیت صد و بیت و یکم مصرع دوم
بر آن مه "پر" از مشک افسر بود
بیت صد و سی و یک
همی دید کش فرّ و " "بزرگیست"
بیت صد و هشتاد و پنج مصرع اول با توجه با قافیه "خوی" در مصرع دوم شکل صحیح این است
دلارام را بر رخ از شرم "کوی"
کوی = که اوی
بیت صد و نود و هشت مصرع دوم
کنم ، پس شوم جفت آن "کم هواست"
کم این جا منظور "که ام" یا که مرا
بیت سیصد و نوزده مصرع دوم
"ازو" جز به جنبش ندانست باز
بیت چهارصد و هشتاد و شش
سخن همچو "مرغیست" کش دام کام
واقعا شیرین بود
لذت بردم بسی...
بیگانه در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۲۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۹۴:
بی پرده عیبهای خود اظهار می کنیم
فرصت به عیبجویی یاران نمی دهیم...
عالی...
سامان در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷:
ترتیب ابیات آخر رو ویرایش کنید
مورد دوم : خبرش بگو که "جانم" بدهم به مژدگانی
علی رجبی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۵۱ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۷ - در مولود پهلوان گرشاسب گوید: