میلاد قیصری در ۸ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴۰:
با سلام
این شعر از زبان خالق نقل شده و مخاطبش انسان است.
احمدرضا در ۸ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:
حضرت حافظ این شعر را در جواب به حضرت مولانا گفته.منظور شمس تبریزی است
خاک نماد جسم انسان است و مولانا توسط شمس به کیمیا تبدیل شد و صوفی شد
حافظ تو سن بالا به این مهم دست یافت
واسه همین آرزو میکنه شخصی مثل شمس پیدا بشه و اون رو هم تبدیل به کیمیا کنه
هیچ ربطی هم به شاه نعمت اله ولی بزرگوار نداره
معصومه در ۸ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۹:
بسیار عالی و زیبا معنی کردید اقای علی ساقی، واقعا سپاسگزارم
علی رجبی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۰ - در ستایش شاه بودلف گوید:
بیت هشتم اینگونه نگارش خوانش را راحت تر میکند
به "فر اش" توان رفت بر مشتری
بیت چهل و دو اشتباه تایپی
کند باز "قندیل" رهبان به روم
بیت شصت و دوم مصرع دوم اشتباه تایپی
"نه" بر هیچ مهمان درش بسته شد
علی سلطانی آذر در ۸ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹۸:
ور بسکلم نظر را.
بُسُکلم که از فعل سُکلیدن (سُکلیدن تار، رشمه، ریسپان) برآمده است، درست است. این فعل تا کنون هم در زبان دری گفتاری افغانستان رایج است.
شفیعی کدکنی : بُسُکلم= بگسلم دانسته .از گسلیدن به معنی گسیختن. آنوقت به معنی نظر بر دارم میشود .
لیکن بنظرم از سکلیدن باشد یعنی چشم بدوزم ( علی سلطانی آذر )
ر.غ در ۸ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۳۳ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۴۰ - اسکندریه و منارهٔ آن:
سلام لطفا تصحیح شد: ایشانبرود -
ایشان برود
علی رجبی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۰۱ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۸ - در صفت جان و تن گوید:
بیت سوم
پدیدارِ بیداری و زندگی
علی رجبی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۱۴ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۶ - در صفت طبایع چهارگانه گوید:
بیت سوم غلط املایی
"چهارند" لیکن همی زین چهار
بیت ششم قافیه ها شکل صحیح بصورت زیر باید باشد
ره روزی از آسمان "اندروست"
ولیکن زمین راه او را "دروست"
بیت نوزدهم مصرع دوم
واقعا نمیدونم این "ط" چیست ولی اگر منظور "تا" بوده باشه که با زیرکی فراوان در شعر جا گذاشته شده
ولی چیزی که در وزن مورد استفاده قرار میگیره خوانش هست پس این "ط" در خوانش هجای بلند میشه و اشتباه است...
بیت بیست و هفتم مصرع اول اشتباه تایپی
زمین را به "بخشندگی" یار نیست
بیت سی ام اشتباه تایپی
تشدید باید روی حرف "ر" قرار گیرد
نه هرگز خوشهاش "برِّد" ز هم
و همینطور مصرع دوم از نظر وزن مشکل داره
بهتره این استفاده بشه
نه مهمان او گرد انبود کم
نه مهمان او گردد انبوه کم
بیت سی و نهم
شکل صحیح
یکی زر "بِفَت اش" ، دهد خسروی
عبدالله جهانسری در ۸ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۶:
استاد محمدرضا لطفی این شعر را در دستگاه چهارگاه خوانده اند...اجرای کلن.
علی رجبی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۵ - در صفت آسمان گوید:
بیت اول اشتباه تایپی
چو دریاست این گنبد "نیلگون"
خیلی زیبا بود
تشبیه شب و روز اسمان به دو سوارکار و جنگو با دو اسپ سفید و سیاه
واقعا لذت بخش بود
علی رجبی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۵۲ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۴ - در نکوهیدن جهان گوید:
بیت ششم با توجه به وزن
شکل صحیح
شود زود چون "خورد از بهر خویش"
بیت هشتم اشتباه تایپی
شکل صحیح
"هرانکس" پرستد بود بت پرست
نیکومنش در ۸ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶:
درود بیکران بر دوستان جان
-آن یار کز او خانه ما جای پری بود
سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود
معنی ومفهوم ابیات:ان یار سیما رویم چون ماه نو که سر تا پایش چون پریان زیبا و عاری از هر ایراد بود به همراه پریان اختر روی به میهمانی من به خانه دل قدم گذاشتند
2دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش
بیچاره ندانست که یارش سفری بود
دلم که هاله ای از رخ یارم بر او ظاهر شده بود موقعیت را مناسب دید و آرزومند شد در این مقام و جایگاه (شهر-برج:از مدارات حرکت سیارات)
مستقر گردد که سیمای ماه کامل نگارم را ببیند ولی نمی دانست که یارش
در آن مقام اتراق نخواهد کرد و قصد ادامه سفرش را دارد
3-تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد
تا بود فلک شیوه او پرده دری بود
نه تنها من عاشق و شیدا شدم و راز دلم برملا شد و همه جا آوازه آش پیچید این داستان همه پاک دلانی است که چرخ گردون به دنبال به دام انداختن و فاش کردن رازهایشان هست
4-منظور خردمند من آن ماه که او را
با حسن ادب شیوه صاحب نظری بود
آن چهره مقصود ماه گونه که مراد خردمندانه من است چون ماه نو آرام آرام ظهور می کند و ماه کامل می شود و آرام آرام با حسن ادب چهره را می پوشاند و با این حال کمالات صاحب نظری را می نمایاند
5-از چنگ منش اختر بدمهر به در برد
آری چه کنم دولت دور قمری بود
من که می خواستم دران جایگاه مستقر شوم و سیمای ماه کاملش را مشاهده کنم به ناگاه اختر فروزانی مرا از جایگاه کنار زد و دید دلم را از تیر راس ماه سیمای ان نگار برون راندو چنین بد مهری در حق من کرد
6-عذری بنه ای دل که تو درویشی و او را
در مملکت حسن سر تاجوری بود
ای دل درویش و حقیقت جوی من تو گدای عشقی و آن یار پادشاه مملکت حسن است پس این عذر را پذیرا باش که آن شاه بخواهد خود را بر تو مخفی داردو به مقام نپذیرد
7-اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت
باقی همه بیحاصلی و بیخبری بود
زندگی برای من همان دقایقی است که به حضور رسیدم و ماه پاره سیمای دوستم را مشاهده کردم باقی عمرم همه بی خبری و هوس رانی بیش نبوده است .
8-خوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرین
افسوس که آن گنج روان رهگذری بود
با ظهور او گوییا که در بهشتی بودم بر لب جوی پر از گل و سبزه و نسترنی نشسته ام و همه درهای عشرت بر من باز است ولی صد دریغ و افسوس که آن گنج ارامش روح و روان رهگذری بود و رفتنی
9-خود را بکش ای بلبل از این رشک که گل را
با باد صبا وقت سحر جلوه گری بود
ای بلبل جانم سزاست اکنون که از رشک عشق بازی نسیم لطیف صبحگاهی با آن گل ماه رو ،که ازادانه به عشق ورزی با او می پردازد خود را فدا کنی و جان ببازی
-هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود
و این گنج خوشبختی و سعادت یعنی دیدار هلال ماه رخ دوست و هر خوشبختی دیگر به یمن شب بیداری و نیایش با پروردگار و تسبیح نام زیبای او به وقت صبحگاه به من «حافظ»عنایت گردید .
سر به زیر و کامیاب
علی رجبی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۳ - در ستایش دین گوید:
بیت هفدم مصرع دوم "افاتد" اشتباه تایپی ست...
بی گمان "افادت" بوده است
اما افادت هم باعث برهم خوردن وزن مصرع خواهد شد
نظرم اینه که افاده بوده است
چه افاده تا هر دو یار آمدند
افاده = فایده
بیت بیست و هشتم اشتباه تایپی
گشاید خورد آب با "میش و گرگ"
بیت سی و یکم اشتباه تایپی
شوند از "پس" مهدی اندر نماز
بیت بیست و هشتم مصرع دوم بهتره "بخورزو" جدا نوشته شود
"بخور زو" و پس شادزدی جاودان
بیت سی ام مصرع دوم مشکل اساسی داره
هم وزن هم خوانش
در نظرم شکل صحیح این باشد
"ره دین مر این است آن را بدار"
محمدعلی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۴۳ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش دوم » بخش ۷ - الحكایة و التمثیل:
در ابتدای بیت پنجم بنظر می رسد “ کر “ درست باشد.
حسن قاسمی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ ازرقی هروی » قصاید » شمارهٔ ۵:
نسخه خطی موجود در کتابخانه سپهسالار تهران
حسن قاسمی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۲۱ دربارهٔ ازرقی هروی » قصاید » شمارهٔ ۵:
این قصیده در ص89 نسخه خطی به شماره 2934 بای این عنوان : «قصیده در مدح خواجه عبدالله انصاری» آمده است و در بالای آن مرحوم رضا قلی هدایت که مالک نسخه بوده است توضیحی درباره آن نوشته است.
علی رجبی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲ - در نعت نبی علیه السلام:
بیت هفتم مصرع اول اشتباه تایپی است
خبر زانچه "بگذشت" یا بود خواست
بیت هشتم مصرع اول با توجه با قافیه درخت در مصرع دوم اشتباه تایپی صورت گرفته
به یک چشم زد از دل سنگ "سخت"
بیت دوازدهم مصرع دوم هم با توجه به قافیه مصرع دوم
هنرهاش را بر هنر "برفزود"
... در ۸ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:
شیخ احمد جام، ژنده پیل، غزلی داره در همین وزن و قافیه و ردیف:
عشق رمزی در نهاد ما نهاد / شورش اندر جان این رسوا نهاد
هر زمان رمزی دگر او ساز کرد / هر دمی نقش دگر پیدا نهاد
گاه پیدا گشت در چشم همه / گاه برقع خفیه از رخ وا نهاد
گاه اندر شکل دیگر رخ نمود / گاه نامش آدم و حوا نهاد
گاه موسی وار اندر کوه طور / گاه نام او ید بیضا نهاد
گاه اندر بدر جنگی ساز کرد / گاه نامش سید بطحا نهاد
دوستان را دوستی از سر گرفت / جان ما در ورطه یغما نهاد
گاه سری در جهان آغاز کرد / نام او توحید در دلها نهاد
رخ نمایان کرد پیدا در همه / باز شکل دیگر او اینجا نهاد
سود سودایی همی کردی به خود / باز از سر سود با سودا نهاد
باز سرها سود در سودای عشق / کس چه داند تا چه او غوغا نهاد
احمدی را چون جمال خود نمود / نام او سر دفتر شیدا نهاد
البته که معتقدم غزل عراقی لطف و صفای دیگه ای داره.
با احترام
محمد جواد محمودی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۳:
در مصرع:
طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت
بنظر می رسد که منظور شاعر از "طالب بی قرار شو" این باشد که اگر انسان فساد حاکم بر طبیعت و این دنیار بپذیرد و دیدگاهش این باشد که هیچ چیزی به بهترین وجه خود باقی نخواهد ماند به آرامش دست پیدا می کند تا اینکه دائم این انتظار را داشته باشد که در دنیا همه چیز در ثبات خواهد بود که این رنج آور است.
دنیا مکانی برای رنج و درد و بی ثباتی است و هر وقت این نکت6 را قبول کردیم در آرامش خواهیم بود.
همایون در ۸ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱: