محمد حسین حسنی شلمانی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۱ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۷۲:
در متنی این شعر به شاعری بنام پورفریدون منسوب شده است و اصل شعر را چنین گفته
بوره پورفریدونی بسازیم
سورنا در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۷:
در مصرع "خانه میبینی و من خانه خدا میبینم"
من تا حالا فکر میکردم کلمه "خانه" دوم در واقع "خان" خدا هست (خان=سفره، نعمت) و حالا اینجا که دیدم نوشته خانه، به نظرم میاد اگر بخوایم خانه بخونیمش، وزنش به هم نمیریزه؟(خانه ی خدا)
سورنا در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:
***
من وقتی این همه دعوا دیدم ترجیح دادم به جای اینکه نظرات خودم و برداشتی که از شعر دارم رو بنویسم، اول یه جستجو کنم و نظریات مطمئن تر رو بخونم که یکی رو به عنوان نمونه میفرستم، امیدوارم مقبول نظر افتد!
****************************
هَرکو نَکُنَدْ فَهْمیْ زینْ کُلْکِ خیالْ اَنگیزْ نَقْشَشْ بِه حَرامْ اَرْ خودْ صورَتگَرِ چینْ باشَدْ
سلسله غزلیات حافظ - عماد
1 کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
2 از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار صد ملک سلیمانم درزیر نگین باشد
3 غمناک نباید بود ازطعن حسود ای دل شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد
4 هرکو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز نقشش به حرام ارخود صورتگر چین باشد
5 جام می وخون دل هریک به کسی دادند در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
6 درکار گلاب و گل حکم ازلی این بود کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد
7 آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر کاین سابقه پیشین تا روز پسین باشد
بستر تاریخی
ستیزه حافظ است با کسی که ( نقشش به حرام باشد ار خود صورتگر چین باشد ) و این کس بی تردید عماد فقیه کرمانی پرچمدار دشمنان اوست.
در حضور خواجه، در حضور خواننده
بیت 1 : کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
کلمات: کی: مگر ممکن است- تر: تازه- انگیزد: بسراید- خاطر: روح- حزین: مکدر- نکته: گوشه- معنی: موضوع
برگردان: مگر ممکن است روح حافظ مُکدر باشد و شعر روح انگیز هم بسراید از کل مطلب اندکی گفتم و بیشتر نمی گویم
بیت 2 : از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار صد ملک سلیمانم درزیر نگین باشد
کلمات: لعل: لب سرخ- تو: شجاع- گر: اگر- یابم: بدست آورم- انگشتری زنهار: امان نامه- ملک سلیمان: شیراز- نگین: قلم
برگردان: شجاع اگر لب تر کنی و به من امان نامه بدهی نه تنها برای ملک سلیمان شعر روح انگیز خواهم سرود بلکه به وسعت صد برابر شیراز هم شعر تر خواهم سرود
بیت 3 : غمناک نباید بود ازطعن حسود ای دل شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد
کلمات: غمناک:حزین- طعن: سرزنش- حسود: کسی که ازدانائی وتوانائی دیکران رنج میبرد- شاید: اگر- چو: خوب- وابینی: بنگری- خیر: صلاح- تو: حافظ
برگردان: حافظ از سرزنش عماد نباید ناراحت باشی بلکه اگر خوب فکر کنی شاید صلاح تو در اینست
بیت 4 : هرکو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز نقشش به حرام ارخود صورتگر چین باشد
کلمات: کو: که او- زین: از این- کلک: قلم- خیال انگیز: رویائی- نقشش: زندکیش- حرام: کثیف- صورتگر چین: نقاش بسیار هنرمند
برگردان: حافظ هرچند تو غمگینی و عماد به تو طعنه می زند اما چنان اشعار زیبائی به روی کاغذ ترسیم می کنی هر که به تو ایراد بگیرد باید به زیر خاک برود حتی اگر بزرگترین نقاش چین باشد
بیت 5 : جام می وخون دل هریک به کسی دادند در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
کلمات: جام مِی: لذایذ زندگی- خون دل: غم های روزگار- هریک: هرکدام- دایره قسمت: سهمیه بندی- اوضاع: برنامه
برگردان: حافظ هرچند تورا که شعر بی نظیر می سرائی تحقیر و طرد کرده اند اما کسی مقصر نیست روزگار چنین است:باباطاهر: یکی را می دهی صد ناز و نعمت یکی را قرص جو آغشته در خون
بیت 6 : درکار گلاب و گل حکم ازلی این بود کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد
کلمات: درکار: پیرامون- گلاب: عرق گل گلاب- گل: گل گلاب- حکم ازلی: دستور خداوند- کاین: که این= گل سرخ- وان: و آن= گلاب- پرده نشین: درون بطری
برگردان: حافظ بدان در ازل و در دایره قسمت برای هرچیز و هرکس سهمیه ای مقدر شده مثلاً گل سرخ را همه نگاه می کنند روی میز در گلدان می گذارند و لذت می برند اما عرق همان گل سرخ را داخل بطری می ریزند و در درون قفسه می گزارند پس تو هم ناراحت نشو که تو را طرد می کنند و عماد در کاخ شجاع می نشیند و اعلی حضرت در برابرش به سجود می رود
بیت 7 : آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر کاین سابقه پیشین تا روز پسین باشد
کلمات: آن نیست: آنطور نیست- رندی: یکرنگی- بشد: برفت- خاطر: یاد- کاین: که این- سابقه: گذشته- پیشین: بسیار دور- روز پسین: آخر عمر
برگردان: شجاع و شیاطین اطرافت بدانند که من همان رند سابقم و رندی را فراموش نکرده ام زیرا رند به دنیا آمده ام و رند هم خواهم مرد
در حضور اندیشه
سلطان محمود 14/12/765 ق 29/6/743 ش 19/9/1364 م شیراز را تسخیر تا 24/12/767 ق 7/6/745 ش 29/8/1366 م به مدت دوسال به کمک نیروهای جلایری ستمگرانه بر شیراز حکومت نمود. شجاع به کرمان رفت طبعاً برخی از یاران هم به او ملحق شدند. حافظ در شیراز ماند او از محمود دل خوش نبود به سوی او نرفت و مدحی برای او نگفت ، برعکس با رابطی مطمئن برای شجاع غزل می سرود و می فرستاد. دورا دور محبت شجاع را به خود جلب نمود که این امر موجب رشک و حسد شعرای درباری به ویژه عماد فقیه کرمانی مداح شجاع و پدر او شد. سرانجام 24/12/767 ق 7/6/745 ش 29/8/1366 م شجاع به شیراز آمدومستقر شد بدین مناسبت هم غزلیاتی سرود وطبق غزل 145 شجاع با حافظ دیدار نمود.
حافظ می گوید حجله بیارای که داماد آمد در واقع 6 ماه اول سال 768 ق 745ش 1366 م ماه های عسل حافظ و شجاع بود. این شیرین کامی برای عماد کرمانی و یارانش حکم مرگ و رانده شدن به پستوی عالم هنر و غزل می شد و برای آنها که صندوقچه گوهر داشتند قابل تحمل نبود.
غزل447سودی نصیحت گوش کن کاین دُر بسی به از آن گوهر که در گنجینه داری عماد بیش از 20 سال با دودمان مبارز حشر و نشر داشت در وجود شجاع و اطرافیان او ریشه کرده بود عنان شجاع را در دست داشت جزئیات امور را آنطور که می خواست هدایت می کرد.
برگردان روان
یک کلام می گویم و بیشتر هم نمی گویم : مگر ممکن است انسان غمگین باشد و شعر روح انگیز بسراید ؟ شجاع من چنان شاعری هستم که اگر تو مرا پشتیبانی کنی آنقدر غزل می سرایم که صد برابر ملک شیراز و فارس از آن بهرمند گردند هر چند عماد و دیگران حسادت می کنند و طعنه می زنند اما همان حسادتها و طعنه ها برایم خیر و باعث می شود غزل بهتری بسرایم . اگر کسی معنی غزلیات مرا نداند و به ارزش آن پی نبرد مرگ بر او واجب است حتی اگر بهترین نقاش چین باشد . ولی افسوس که آزار می دهند و تو هم مرا پشتیبانی نمی کنی و خون دل می خورم و عماد و دیگران به عیش و عشرت می پردازند . کاری هم نمی شود کرد زیرا از عهد ازل سهمیه ما تعین شده و کسی نمی تواند آنرا تغییر دهد من باید خون دل بخورم و عماد شراب ارغوانی یا گل گلاب را همه تماشا و تحسین می کنند اما عطر آن گل را شیشه می کنند و در گوشه ای می گذارند ولی با تمام سرزنشها و بی اعتنائیها من از یکرنگی و صراحت دست بردار نیستم زیرا یکرنگ به دنیا آمده ام و یک رنگ هم از دنیا خواهم رفت - حافظ-
تعمق
لحن غزل مقتدرانه ، قاطع با اندکی دقت مخاطب مشخص است وبا بی پروائی کاملاً قدرتمندانه سروده شده و خواندن آن به انسان نیرو و جسارت می دهد وقتی به اهمیت غزل پی می بریم که بدانیم مخاطب آن شجاع جوان 35 ساله تیز حمله ، بی رحم و سنگدل است
شناسه غزل
غزل به احتمال قوی اواخر سال 768 ق 745ش 1366م زمانیکه حافظ به اوج غزلسرائی رسیده و ملک الشعرا عماد و یارانش چشم دیدن او را در دربار شجاع ندارند و از او نزد شجاع بدگوئی می کنند تا میدان صدارت خود را نگاه دارند سروده در تاریخ 11/10/1391 موشکافی گردیده است .
طبقهبندی غزل
حمله حافظ به عماد و درخواست پشتیبانی از شجاع 768 هجری قمری - مقدمات ترک درویش و بردن او به لب بحر فنا- اواخر 768 هجری قمری
1/07/1394 ش / 9/12/1436 ق / 23/09/2015 م سه چهارم
سیاوش ایزدیفاطمه سهرابی
www.DarHozooreKhajeHafez.com
رضا در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸:
آن کس که به دست جام دارد
سلطانیِ جَم مُدام دارد
جام : ساغرشراب
جَم : جمشید ، پادشاه باستانی که بارگاهی باشوکت وشکوه افسانه ای داشت.
مُدام : همیشه،پیوسته
معنی بیت: هرکس که به جام شراب دسترسی راحتی دارد مسلّماً اوسلطانِ وقتِ خویش است وسلطانیِ اوبه همان شکوه وعظمتِ جمشیدشاه افسانه ایست.
ای که درکوی خرابات مقامی داری
جم ِوقتِ خودی اَرباده به جامی داری
آبی که خِضِرحیات ازاویافت
در میکده جو که جام دارد
خضر: بعضی گویند پیامبر بعضی دیگربنده ی صالحی که سرانجام درظلمات به جستحوی آب زندگانی (آب حیات) برآمد وسرانجام بدان دست یافت وعمرجاودانه پیداکرد.
معنی بیت: آن آبی که خضر ازآن نوشید و عمرجاویدپیداکرد دورازدسترس نیست درظلمات جستجونکنید همین شرابیست که درمیکده ها درون جام ها ریخته می شود وباده نوشان می آشامند.
حافظ آنقدر شراب را دوست داشته که ارزش آن را با ارزش آب حیات برابر شمرده است.
سرم خوشست وبه بانگِ بلندمی گویم
که من نسیم حیات ازپیاله می جویم
سررشته ی جان به جام بگذار
کاین رشته از او نظام دارد
سر رشته: اختیارامورات جان
معنی بیت: زمام اختیارجان را به دست جام شراب بسپارکه رشته ی جان وزندگی،ازشراب سامان می یابد.
زدورباده به جان راحتی رسان ساقی
که رنج خاطرم ازجور دورگردون است
ماومی وزاهدان وتقوا
تا یار سر کدام دارد
سرکدام دارد: تمایل به چه کسی دارد.
معنی بیت : ما( رندان وخراباتیان) شراب را انتخاب کرده وسروکارمان با شراب افتاده است زاهدان به پرهیزگاری وتقوا دلخوش کرده اند تاسرآنجام ببینیم که یار(محبوب ازلی)رفتار وعملکرد کدام یک راخواهدپسندید رندان یازاهدان.
ترسم که روزحشرعنان درعنان رود
تسبیح شیخ وخرقه ی رندِ شرابخوار
بیرون ز لبِ توساقیا نیست
در دور کسی که کام دارد
"ساقی" دراینجا خودمعشوق است.
دردَور: در زمانه
معنی بیت: ای ساقی (معشوق) دراین زمانه هرکسی که کامیاب بوده باشد بدون تردید از عاشقان خوش اقبال ِتوست وازلَعلِ لبان نوشین توکامروا شده است. بدون شربتِ لعل لبانت هیچ کامی شیرین نمی شود.
بدان هوس که به مستی ببوسم آن لبِ لعل
چه خون که دردلم افتاد همچوجام ونشد
نرگس همه شیوههای مستی
از چشم خوشت به وام دارد
گل"نرگس" درادبیّات عاشقانه کنایه ازچشم معشوق است. بی تردیدنرگس نیزهمانندِ چشمان معشوق باید مست بوده باشد امّا این مستی رانیز ازچشم اووام گرفته است.
معنی بیت: گل نرگس که به مستی شهرت پیداکرده است تمام شیوه ها ی مستی را ازچشمان توآموخته ووام دارچشمان مست توست.
نرگس طلبد شیوه ی چشم توزهی چشم
مسکین خبرش ازسر ودردیده حیا نیست
ذکر رُخ و زلفِ تو دلم را
وردیست که صبح وشام دارد
معنی بیت: بازیادآوری زیبائیهای سیما وجلوه ی دلکش گیسوان تو وتکرارمُدام آنها، صبح وشب وردِ زبانم هست وخاطرمراآسوده می دارد.
دعای جان تو وردِ زبان مشتاقان
همیشه تاکه بوَد متّصل مَسا وصباح
برسینه ی ریش دردمندان
لَعلَت نمکی تمام دارد
ریش : زخم
دردمندان: عاشقان
لَعلت: لبان سرخ وآبدارت
نمکی تمام دارد : ایهام دارد: 1-کنایه ازبوسه که مرهم زخم است 2- چون نمک برروی زخم،آزارنده ودردناک است.
معنی بیت: لبهای سرخ ونمکین تو(بوسه های تو) مرهمی آرام بخش برجراحات دلِ عاشقان است آن راازدردمندان دریغ مدار.
یا: لبهای آبدار ووسوسه انگیزتو،همچون نمکی برروی زخم عاشقانت هست چون بدان دسترسی ندارندآنهارامی آزاردوبی قرارترمی سازد.
لب ودندانت را حقوق نمک
هست برجان وسینه های کباب
درچاه ذَقَن چوحافظ ای جان
حُسن تودو صد غلام دارد
چاه ذَقَن : چاه زنخ، گودی چانه
معنی بیت: ای معشوق دلسِتان، جاذبه ی زنخدان تو، چاهیست که صدها نفرامثال حافظِ عاشق، گرفتار واسیردر خود دارد.
کُشته ی چاهِ زنخدان تواَم کزهرطرف
صدهزارش گردن جان زیرطوق غبغب است
Nazanin در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۶ - در تفسیر این حدیث مصطفی علیهالسلام کی ان الله تعالی خلق الملائکة و رکب فیهم العقل و خلق البهائم و رکب فیها الشهوة و خلق بنی آدم و رکب فیهم العقل و الشهوة فمن غلب عقله شهوته فهو اعلی من الملائکة و من غلب شهوته عقله فهو ادنی من البهائم:
آیا واقعا میتوان با این تفکرو فلسفه که علم را بنای " آخور و عماد گاو و شتر " میداند ، در آشنایی با احوال جهان ، راه به جایی برد ؟!
همینجاست که میتوان پی به علل عقب ماندگی شرق برد !
بابک بامداد مهر در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:
باخود خیال می کنم اگرقراربود قرآنی به فارسی نازل شود اینگونه آغازمی شد؛
در ازل پرتوحسنت زتجلی دم زد عشق پیداشدو آتش به همه عالم زد
ودرادامه؛
دوش وقت سحرازغصه نجاتم دادند وندرآن ظلمت شب آب حیاتم دادند
سپهر در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:
با سلام. از شقایق بابت روشنگری مفاهیم اشعار و به وجود آوردن فضای سالم بحث صمیمانه تشکر میکنم
سجاد در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۷:
با سلام در بیت 22 بگردد جهان گر بگردد سوار صحیح نیست باید نوشته شود بگردِ جهان گر بگردد سوار
احمد در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:
این بیت چقدر محشره:
عارف مجموع را در پس دیوار صبر
طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت...
امیر وثوقی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:
با سلام مجدد خدمت دوستان بزرگوار،خواستم این غزل ناقص را اندکی تصحیح کرده ام امیدوارم نقصان این حقیر را ببخشایید.
حافظ که در حافظمان تا ابد باشد
اشعارش با شعور،همراه هماره باشد
گوید در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
کین شاهد بازاری وآن پرده نشین باشد
من نیز همی خواهم گستاخ شوم لیکن
در باب گلاب و گل،چندی سخنم باشد
آن گل در بوستان چندی شاهد ماند
تا چشم نظربازان،مشهود همی باشد
وز خاک برون آمد وز غنچه شکوفا شد
محنت بکشید تا دل،زآذر پر شرر باشد
چون فهم بکرد آن گل در خاک بقایی نیست
با رایحه ای می خواست،در خاطره ها باشد
مرد خدا دانست در خاک بقایی نیست
خواست که با نیکی،خاطره اش باشد
گل ز فراق یار اشک بریخت چون آب
آب دیدگان گل،گلاب همی باشد
گل پرده نشین و آن گلاب شاهد شد
تا بروی پرده و روی و دیده ها باشد
گل و گلاب هر دو پرده نشین باشد
ار هشیاری و رند،هر دو شاهد باشد
مهفر در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۶ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۱۴ - از کفم رها:
در بیت دوم به اشتباه به جای کلمه مدار نوشته شده است مدارد
رامش در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۴:
شبی گفتی بدلداری شبت را روز گردانم
چو شمع آسیا جانم بر آن پیغام میگردد
سالهای 62 و63 تا همیشه که یادم می یاد این بیت ورد زبانم بود و پس ذهنم، انتظاری غریب و عجیب بدون اینکه بفهمم و شاید بعد از 35 سال فهمیدم این شعر نهال چه آرزویی رو در من ایجاد کرد که ازش بیخبر بودم.
حقیقتا خداوند از رگ گردن به ما نزدیکتره و این انسان بی معرفت و ناسپاسه که خودش رو ارزون و مفت به دنیا فروخته.
دلتون روشن
راضیه در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۵:
مصراع اول بیت ماقبل آخر اینگونه صحیح است : چون توان از شربت دینار شیرین ساختن ...
مهراد فانی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:
البته با بررسی بیشتر به این وزن میرسیم فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلات
مهراد فانی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:
با سلام،
به نظر بنده وزن این غزل باید فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن باشه، چون در ابتدای اکثریت مصرع ها با فاعلاتن شروع شده مثل مصرع اول سینه از آتش دل...
ور در دیگر مصرع ها نیز با اختیارات شاعری فاعلاتن میشه، مثل مصرع آخر، اگر که رو به صورت کِه تلفظ کنیم، که نخفتیم هم فاعلاتن میشه، اگر امکانش هست، بررسی کنید، با تشکر از سایت خوبتون
بختیار بختیاری "آگاه". در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۶:
با سلام.
به نظر حقیر ، مصراع اول ثبت شده، ، خارج از وزن می باشد.
با مهر: " آگاه"
بختیار بختیاری "آگاه". در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۶:
با سلام بر فرزانگان و فرهیختگان.
اولّین مصراع این رباعی ی فاخر، به نظر حقیر، خارج از وزن ثبت شده است،
تا نظر دیگر دوستان چه باشد.
با مهر: " آگاه" .
.
مجتبی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۱ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۴:
این شعر را دلیر نظیر (دالر نظروف)، خواننده تاجیک در قطعهای با عنوان «رودکی» به خوبی خوانده است.
پیوند به وبگاه بیرونی
جلال در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۸۱ - متردد شدن در میان مذهبهای مخالف و بیرونشو و مخلص یافتن:
عباس اقای محترم ، نگاه واقع بیننانه این است که بگوییم پیامبران به اندازه درک و شناختی که از حق داشته اند ، سخن گفته اند
مهدی کاظمی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱۰ - قصهٔ خلیفه کی در کرم در زمان خود از حاتم طائی گذشته بود و نظیر خود نداشت: