گنجور

حاشیه‌ها

 

می گویند اهل سنت عشق حسین ندارند

این شعر مدرک عشق است

مصطفی علیزاده -ف در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۰۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۷۰۷


سلام
مصرع دوم بیت اول را در یک کتاب به صورت زیر خوانده ام:
دل تهی از خوب و زشت چرخ اختر داشتن

مصرع دوم بیت سوم را نیز به صورت زیر خوانده ام:
تن بیاد روی جانان اندر آتش داشتن

پاسخ: با تشکر، مورد دوم به لحاظ اشکال در قافیه مسلماً مردود است، مورد اول را با مجموعه اشعار پروین اعتصامی چاپ انتشارات نگاه مقایسه کردم، مطابق همین است که در متن آمده. تغییری اعمال نشد.

بهنام ملکی در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۸:۲۶ دربارهٔ آرزوها (۱)


متن کامل غزل:
ای در چمن خوبی رویت چوگل خودرو
چین شکن زلفت چون نافه چین خوش بو
ماهست رخت یاروزمشکست خطت یا شب
سیمست برت یا عاج سنگست دلت یا رو
لعلت به در دندان بشکست لب پسته
زلفت بخم چوگان بربوددلم چون گو
آن رایحه زلفست یا لخلخه عنبر
یا غالیه می ساید درباغچه حسن او
گفتی سخن خودرابایار بباید گفت
ایکاش توانستی گفتن سخنی با او
بدگوی تو آن با شد کز یارکند منعت
گریارنکوباشد مشنو سخن بدگو
بامابه این میباش تاراز نگرددفاش
نبود بد اگر باشی با دلشدگان نیکو
استاد سخن سعدیست پیش همه کس اما
دارد سخن حافظ طرز سخن خواجو

پاسخ: با تشکر از زحمت شما، غزل مطابق نقل جنابعالی نقل شد، بیت آخر در منبع اولیه این گونه نقل شده بود:
استاد غزل سعدیست نزد همه‌کس لیکن
دارد سخن حافظ طرز غزل خواجو

سید محمد رضا طاهر خرم آبادی در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۷:۵۰ دربارهٔ شمارهٔ ۱۸


zaheran dar beite yeki mande be akhar, mei ya mee bayad tabdil be hei shavad.

پاسخ: با نسخهٔ چاپی (انتشارات زوار، کلیات رهی، ۱۳۸۷) مقایسه شد، مطابق همین است که در متن آمده. تغییری اعمال نشد.

Anonymous در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۳:۱۳ دربارهٔ تشنهٔ درد


من قصد بی احترامی ندارم اما اشتباه میکنید. این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار منطور این است که بهشت و جهنم ما حمین حال است … به امید بهشت آیینده ننشینید … بهشتتان را همین امروز و در همین زمان حال بسازید چون کاواز دهل شنیدن از دور خوش است. ول کن بهشت و جهنمو .. در زمان حال جوری زندگی کن و از زندگیت لذت ببر که بهشت تو همین حال باشد.

علی در تاریخ ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۴۱


خواهشمند است ابیات زیر را بدین صورت اصلاح فرمایید:
ز روى ویس بت پیکر عمارى
به راه اندر چو پر گوهر سمارى
چو تنگ آمد قضاى آسمانى
که بر رامین سر آید شادمانى
گرفته زاتش دل مغز سرجوش
هم از تن دل رامین هم ز سر هوش
همى گفتى چه بودى گر دگر راه
نمودى پشت نیکم روى آن ماه
شدى رحمش به دل از روى زردم
ببخشودى برین تیمار و دردم
چه بودى گر کسى دستم گرفتى
یکایک حال من با او بگفتى
بس است این درد عاشق را که هموار
بود با درد عشق و حسرت یار

پاسخ: با تشکر از زحمت شما برای ذکر غلطهای چند بخش، متأسفانه شیوه‌ای که شما در ذکر اغلاط داشتید تصحیحش بسیار زمانبر بود و از عهدهٔ من خارج بود، چون باید شعر را کامل می‌خواندم تا محل بیتهایی را که ذکر می‌فرمودید پیدا کنم. لطفاً از این به بعد برای تصحیح غلطها، محل بیت مشکلدار (شمارهٔ بیت)، مورد غلط و درستش را ذکر کنید تا بدون نیاز به بازخوانی شعر بشود آن را تصحیح کرد.

منصور محمدزاده در تاریخ ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۲۰ دربارهٔ دیدن رامین ویس را و عاشق شدن بر وى


خواهشمند است ابیات زیر را بدین صورت اصلاح فرمایید:
فراوان دانش و گفتار زیبا
ز شیرینى سخنهاى فریبا
به من ده ماه پیکر دخترت را
ز کین من رها کن کشورت را
بران دز نیز شهرو همچنان کرد
بیامخت آنچه برج آسمان کرد
کجا در گاه دز بر شاه بگشاد
به دز در شد هم آنگه شاه دلشاد
سپاه آسمان اندر رإوارإو(؟)
شب آسوده به سان کام خسرو
به سان چرخ ازرق چترش از بر
نگاریده همه چترش به گوهر
مه و خورشید هر دو رخ نهفته
به سان عاشق و معشوق خفته
مشعبدوار چابک دست بودى
عجایبهاى گوناگون نمودى
جوانمردى به سان پاسبانى
به دست اندرش زرین طشت و خوانى
یکى بى اسپ همواره عنان دار
یکى دیگر چو مار افساى با مار
نمود اندر جنوبش تیره جویى
زبس پیچ و شکن چون جعدمویى
یکى پیکر به سان ماهى شیم
پشیزه بر تنش چون کوکب سیم

پاسخ: با تشکر از زحمت شما برای ذکر غلطهای چند بخش، متأسفانه شیوه‌ای که شما در ذکر اغلاط داشتید تصحیحش بسیار زمانبر بود و از عهدهٔ من خارج بود، چون باید شعر را کامل می‌خواندم تا محل بیتهایی را که ذکر می‌فرمودید پیدا کنم. لطفاً از این به بعد برای تصحیح غلطها، محل بیت مشکلدار (شمارهٔ بیت)، مورد غلط و درستش را ذکر کنید تا بدون نیاز به بازخوانی شعر بشود آن را تصحیح کرد.

منصور محمدزاده در تاریخ ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۵۱ دربارهٔ نامه نوشتن موبد نزد شهر و و فریفتن به مال


سلام

نیمکتش تغافلم کار تمام ناشده

غلط املایی داره درستش اینه

نیمکش تغافلم

سپاسگزارم از سایت خوب شما زنده باشید

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

احسان اکابری در تاریخ ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۴۶ دربارهٔ غزل ۸


خواهشمند است ابیات زیر را بدین صورت اصلاح فرمایید:

حریرین جامه را بر تن زدش چاک
بلورین سینه را میکوفت بى باک
بدو گفت این پیام بد شنیدم
وزو زهر گزاینده چشیدم
تو قارن را بدان زارى بکشتى
نبخشودى بر آن پیر بهشتى
و گر با او خورم در مهر زنهار
چه عذر آرم بدان سر پیش دادار
فرود آمد قضاى آسمانى
که ایشان را ببست از کامرانى
برادر بود او را دو گرامى
یکى رامین و دیگر زرد نامى
چنان کز سال و مه تنین(؟) شود مار
شود عشق از ملامت صعب و دشخوار
ستیز آغاز عشق مرد باشد
بتفتد زو دل ارچه سرد باشد

پاسخ: با تشکر از زحمت شما برای ذکر غلطهای چند بخش، متأسفانه شیوه‌ای که شما در ذکر اغلاط داشتید تصحیحش بسیار زمانبر بود و از عهدهٔ من خارج بود، چون باید شعر را کامل می‌خواندم تا محل بیتهایی را که ذکر می‌فرمودید پیدا کنم. لطفاً از این به بعد برای تصحیح غلطها، محل بیت مشکلدار (شمارهٔ بیت)، مورد غلط و درستش را ذکر کنید تا بدون نیاز به بازخوانی شعر بشود آن را تصحیح کرد.

منصور محمدزاده در تاریخ ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ جواب دادن ویس رسول شاه موبد را


خواهشمند است ابیات زیر را بدین صورت اصلاح فرمایید:

ندانم زارى خود با که گویم
ندانم چارهء خویش از که جویم
چنین دادش پیام از شاه شاهان
که دل خرسند کن اى ماه ماهان
مزن پیلستکین(؟) دو دست بر روى
مکن از ماه تابان عنبرین موى
نگر تا در دلت نارى گمانى
که کوشى با قضاى آسمانى
چنان دارم ترا با زرّ و زیور
که بر روى تو رشک آرد مه و خور

پاسخ: با تشکر از زحمت شما برای ذکر غلطهای چند بخش، متأسفانه شیوه‌ای که شما در ذکر اغلاط داشتید تصحیحش بسیار زمانبر بود و از عهدهٔ من خارج بود، چون باید شعر را کامل می‌خواندم تا محل بیتهایی را که ذکر می‌فرمودید پیدا کنم. لطفاً از این به بعد برای تصحیح غلطها، محل بیت مشکلدار (شمارهٔ بیت)، مورد غلط و درستش را ذکر کنید تا بدون نیاز به بازخوانی شعر بشود آن را تصحیح کرد.

منصور محمدزاده در تاریخ ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۱۰ دربارهٔ آمدن شاه موبد به گوراب به جهت ویس


خواهشمند است ابیات زیر را بدین صورت اصلاح فرمایید:

چو شاخ مُرد بر وى برگ گلنار
چو برگ نار بر وى دانهء نار
چو بر جان دلیران شد قضا چیر
یکى گور دمنده شد یکى شیر
که من زنگ از گهر خواهم زدودن
به کینه رستخیز او را نمودن
یکى تاریکى از گیتى بر آمد
که پیش از شب رسیدن شب در آمد
سنان نیزه گفتى بابزهن(؟) بود
برو بر مرغ مرد تیغ زن بود
ز بس گرز و ز بس شمشیر خونبار
جهان پر دود و آتش بود هموار
نمودش تیره شب راه رهایى
ز تاریکى بُد او را روشنایى
گمان بودش که شاهنشاه بگریخت
به دام تنگ و رسوایى در آویخت
دگر ره خنجر پر خون بر آهیخت
به جنگ شاه دیلم لشکر انگیخت
چنان بشتاب لشکر را همى رانگ
که باد اندر هوا زو باز پس پیکر(؟ کل بیت)

پاسخ: با تشکر از زحمت شما برای ذکر غلطهای چند بخش، متأسفانه شیوه‌ای که شما در ذکر اغلاط داشتید تصحیحش بسیار زمانبر بود و از عهدهٔ من خارج بود، چون باید شعر را کامل می‌خواندم تا محل بیتهایی را که ذکر می‌فرمودید پیدا کنم. لطفاً از این به بعد برای تصحیح غلطها، محل بیت مشکلدار (شمارهٔ بیت)، مورد غلط و درستش را ذکر کنید تا بدون نیاز به بازخوانی شعر بشود آن را تصحیح کرد.

منصور محمدزاده در تاریخ ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ اندر صفت جنگ موبد و ویرو


خواهشمند است ابیات زیر را بدین صورت اصلاح فرمایید:
بدان زن خواستن مر چه مهتر
گزینان و مهان چند کشور
ز آذربایگان و رىّ و گیلان
ز خوزستان و اصطخر و سپاهان
در آن سورو عروسى پنج شش ماه
نشسته شادمان در کشور ماه
به نامه هر یکى لشکر بخواندند
بسى دیگر ز هر کشور براندند
ز دشت تازیان چندان سواران
کجا بودند پیش از قطر باران
چو آمد با سپاه از مرو بیرون
زمین گفتى روان شد همچو جیحون
همى آمد یکى سیل از خراسان
که مه بر آسمان زو بسد(؟) ترسان
همى آمد چنین تا کشور ماه
هم آشفته سپه هم کینه ور شاه

پاسخ: با تشکر از زحمت شما برای ذکر غلطهای چند بخش، متأسفانه شیوه‌ای که شما در ذکر اغلاط داشتید تصحیحش بسیار زمانبر بود و از عهدهٔ من خارج بود، چون باید شعر را کامل می‌خواندم تا محل بیتهایی را که ذکر می‌فرمودید پیدا کنم. لطفاً از این به بعد برای تصحیح غلطها، محل بیت مشکلدار (شمارهٔ بیت)، مورد غلط و درستش را ذکر کنید تا بدون نیاز به بازخوانی شعر بشود آن را تصحیح کرد.

منصور محمدزاده در تاریخ ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۴۲ دربارهٔ آگاه شدن ویرو از آمدن موبد بهر جنگ


خواهشمند است ابیات زیر را بدین صورت اصلاح فرمایید:

چو داد آن آگهى مر شاه را زرد
رخان از خشم شد مر شاه را زرد
زبس خون کز سر و رویش همى تاخت
تنش گفتى ز تاب خشم بگداخت
بیفگن مرمرا از دل گمانى
مرا آن گو که تو دیدى عیانى
کجا آن سور و آن آراسته بزم
گرانتر بود در چشم من از رزم
بزرگانى که پیش شاه بودند
همه دندان به دندان بر بسودند
همى گفتند از این پس کام بدخواه
برادر شاه ما از کشور ماه
چنان گردد جهان بر چشم شهرو
که دشمن تر کسى باشدى ویرو(؟)
مندى(؟) زد قصا(؟) بر هر چه آنجاست
که چیز آن فلان اکنون فلان راست
بر آن کشور بلا پرواز دارد
کجا لشکر که وى را باز دارد

پاسخ: با تشکر از زحمت شما برای ذکر غلطهای چند بخش، متأسفانه شیوه‌ای که شما در ذکر اغلاط داشتید تصحیحش بسیار زمانبر بود و از عهدهٔ من خارج بود، چون باید شعر را کامل می‌خواندم تا محل بیتهایی را که ذکر می‌فرمودید پیدا کنم. لطفاً از این به بعد برای تصحیح غلطها، محل بیت مشکلدار (شمارهٔ بیت)، مورد غلط و درستش را ذکر کنید تا بدون نیاز به بازخوانی شعر بشود آن را تصحیح کرد.

منصور محمدزاده در تاریخ ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۳۳ دربارهٔ خبردار شدن موبد از خواستن ویرو ویس را و رفتن به جنگ


خواهشمند است ابیات زیر را بدین صورت اصلاح فرمایید:
نه ابرست آن تو گفتى تندبادست
کجا در کوه حاکستر فتادست
قبا و موزه و رانین و دستار
به رنگ نیل کرده بود هموار
به دست اندر گرفته نامهء شاه
ز بویش عنبرین گشته همه راه
درودت با بسى پذرفتگارى
به شاهى و مهّى و کامگارى
کجا در نامه بسیارى صشن(؟) یافت
همان نو کرده پیمان کهن یافت
کسى کز راستى جوید فزونى
کند پیروزى او را رهنمونى
جوانان بیشتر زن باره باشند
در آن زن بارگى پر چاره باشند
چو با لشکر بجنبد نامور شاه
من او را پیشرو باشم به هر راه
نشاط هر کسى با همنشینى
زبان هر کسى با آفرینى
چنانت باد اورنگ کیانى
که تاج فخر بر کیوان رسانى
همه بادش پر آتش ابر بى آب
ز دردش آفتاب از مرگ مهتاب
کنون گفتم هر آنچه دیده ام من
سخنهایى که آن بشنیده ام من
ترا بادا بزرگى بر شهانى
که بر شاهان گیتى کامرانى

پاسخ: با تشکر از زحمت شما برای ذکر غلطهای چند بخش، متأسفانه شیوه‌ای که شما در ذکر اغلاط داشتید تصحیحش بسیار زمانبر بود و از عهدهٔ من خارج بود، چون باید شعر را کامل می‌خواندم تا محل بیتهایی را که ذکر می‌فرمودید پیدا کنم. لطفاً از این به بعد برای تصحیح غلطها، محل بیت مشکلدار (شمارهٔ بیت)، مورد غلط و درستش را ذکر کنید تا بدون نیاز به بازخوانی شعر بشود آن را تصحیح کرد.

منصور محمدزاده در تاریخ ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۷:۴۹ دربارهٔ آمدن زرد پیش شهرو به رسولى


آیا
بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند درست نیست؟

ساسان در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۰


اولین بار این شع رو کنار عکس امام دیدم اما این مال امام نبود

Anonymous در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۳۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۳


خواهشمند است این ابیات را به صورت زیر اصلاح فرمایید:
ترا خسرو پدر بانوت مادر
ندانم در خورت شویى به کشور
بجنبیدش به دل بر مهربانى
نمود از خامشى همداستانى
سروشان را به نام نیک بستود
نیایشهاى بى اندازه بنمود

پاسخ: با تشکر از زحمت شما برای ذکر غلطهای چند بخش، متأسفانه شیوه‌ای که شما در ذکر اغلاط داشتید تصحیحش بسیار زمانبر بود و از عهدهٔ من خارج بود، چون باید شعر را کامل می‌خواندم تا محل بیتهایی را که ذکر می‌فرمودید پیدا کنم. لطفاً از این به بعد برای تصحیح غلطها، محل بیت مشکلدار (شمارهٔ بیت)، مورد غلط و درستش را ذکر کنید تا بدون نیاز به بازخوانی شعر بشود آن را تصحیح کرد.

منصور محمدزاده در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۲۵ دربارهٔ دادن شهرو ویس را به ویرو و مراد نیافتن هر دو


خواهشمند است این ابیات را به صورت زیر اصلاح فرمایید:
نگر چونین شگفت آمد ازیشان
کجا بستند بر نابوده پیمان
زمانه دستبرد خویش بنمود
شگفتى بر شگفتى بر بیفزود
برین پیمان فراوان سال بگذشت
ز دلها یاد این احوال بگذشت
نه مادر بود گفتى مشرقى بود
کزو خورشید تابان روى بنمود
به خزّ و قاقم و سمور و سنجاب
به زیورهاى نغز و درّ خوشاب
به بسترهاى دیبا و حواصل
بپروردش به ناز و کامهء دل
گهى گفتى که این باغ خزانست
که درسى میوه هاى مهرگانست
سیه زلفینش انگور به بارست
زنخ سیب و دو پستانش دونارست
رخش دیبا و اندمش حریرست
دو زلفش غالیه گیسو عبیرست
و یا چرخ فلک هر زیب کش بود
بران بالا و آن رخسار بنمود
قضا پردخته بود از کار ایشان
نبشته یک به یک کردار ایشان
قضاى آسمان دیگر نگشتى
به زور و چاره زیشان بر نگشتى

پاسخ: با تشکر از زحمت شما برای ذکر غلطهای چند بخش، متأسفانه شیوه‌ای که شما در ذکر اغلاط داشتید تصحیحش بسیار زمانبر بود و از عهدهٔ من خارج بود، چون باید شعر را کامل می‌خواندم تا محل بیتهایی را که ذکر می‌فرمودید پیدا کنم. لطفاً از این به بعد برای تصحیح غلطها، محل بیت مشکلدار (شمارهٔ بیت)، مورد غلط و درستش را ذکر کنید تا بدون نیاز به بازخوانی شعر بشود آن را تصحیح کرد.

منصور محمدزاده در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۱۶ دربارهٔ گفتاراندر زادن ویس از مادر


بنده نظر نسخی که در بیت دوم نشستگانیم روایت کرده اند را ترجیح میدهم. نشستگانیم اولا با برخیز آرایه ی تضاد دارد و ثانیا معنا چنانکه بعضی دوستان اشاره کردند منسجم تر میشود. در صورت روایت شکستگانیم اولا دیگر آرایه ای در بیت نخواهد بود و ثانیا معنا نیازمند تکلف میشود برای چفت و بست دادن

علی کیا در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵


به مهدی خاتمی و دوستان دیگر:
گویا در گویش شیرازی تا به کجا به صورت تاب کجا تلفظ میشه. کاش کاربران شیرازی نظرشون رو بگن در مورد این مساله

علی کیادربندسری در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲


[صفحهٔ اول] … [۳۱۲۰] [۳۱۲۱] [۳۱۲۲] [۳۱۲۳] [۳۱۲۴] … [صفحهٔ آخر]