ایرانی در ۸ سال قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۷:
لطفا وزن شعرو اصلاح کنید. شعر اولش با هجای بلند شروع میشه نه با هجای کوتاه. پس بنابر این وزن صحیح شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن میباشد.
با تشکر.
مشکات در ۸ سال قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴ - غزال و غزل:
با درود و احترام
استاد شهریار در مجلسی که عوام از ایشان دعوت کرده بودند حضور یافتند و به اصرار جمع مجبور شدند که شعری بداهه بسرایند شعر فوق که با غلط های بسیار زیاد درج شده است همان شعر مذکور میباشد. اما نکته حائز اهمیت در این باره آن است که بعد از اتمام شعر دختری زیبا روی جلو امده به استاد گفتند من شعر شمارا شنیدم وبسیار لذت بردم اما فکر نمیکنم بداهه بوده باشد یحتمل شما از قبل آماده کرده بودید استاد به ایشان گفتن نام شما چیست دختر گفت نامم غزالاست و شیفته اشعارتان هستم .استاد بدون درگ فرمودند شهریارا غزلت خوانده غزالی زیبا (رعنا)بد نشد با غزلی صید غزالی کردیم .
ایرانی در ۸ سال قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷:
بعد از این عیب و ملامت نکنم مستان را
که مرا در حق این طایفه انکار برفت
ایرانی در ۸ سال قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:
بس توبه و پرهیزم کز عشق تو باطل شد
من بعد بدان شرطم کز توبه بپرهیزم
لیلا همایون پور در ۸ سال قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۳ - در صفت عشق مجنون:
لیلی سر زلف شانه میکرد
مجنون در اشک دانه میکرد
لیلی می مشکبوی در دست
مجنون نه ز می ز بوی وی مست
این دو بیت از این شعر در وبسایت آوای جاوید توسط حمیدرضا فرهنگ خوانده شده است،آدرس صفحه:
پیوند به وبگاه بیرونی
ایرانی در ۸ سال قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۷:
دوستان گرامی بجای اینکه در مورد غزل شیرین سعدی حاشیه بنویسند یه سری چیزهایی نوشتند که اصلا ربطی به موضوع این غزل زیبا نداره. آخه من نمیدونم قاجار و میمون و شامپانزه و بز و انگشت شست چه ربطی به این غزل سعدی داره؟؟؟
ایرانی در ۸ سال قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۰:
من همان روز که آن خال بدیدم گفتم
بیم آن است بدین دانه که در دام افتم
هرگز آشفته رویی نشدم یا مویی
مگر اکنون که به روی تو چو موی آشفتم
ایرانی در ۸ سال قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۰:
رنگ رویم غم دل پیش کسان میگوید
فاش کرد آن که ز بیگانه همیبنهفتم
سخن عشق تو بی آنکه بر آید به زبانم
رنگ رخساره خبر میدهد از سر نهانم
گر بگویم که مرا حال پریشانی نیست
رنگ رخساره خبر میدهد از سر ضمیر
میلاد در ۸ سال قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۵:
در عالم خاک کلامی از بالا
احمد در ۸ سال قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۴۹ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۶۲ - ذکر شیخ علی سهل اصفهانی قدس الله روحه العزیز:
به میرناصری یا کیشانی و مجیدی و سارقی که به نوشته های پرستو اضافه کرد بگو مرصاد العباد و کتب ملا صدرا در مورد دل نوشته است ای بی سوادمقلد که یک صفحه را صد صفحه کردی وراه شیطان رفتی
غلامحسین مراقبی در ۸ سال قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۲۱ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۱ - نامه نوشتن دایه نزد شهرو و کس فرستادن شهرو به صلب ویس:
با درود و آرزوی بهکامی برای شما
تیتر آمده به صلب ویس که نا درست و به طلب ویس درست است
بیت 18،چون باشد روز را هنگام یشین، نادرست و چو باشد.... درست است.
بیت 21، همه زرینه خواهد کاسی و خوان، که نادرست و کاسه و خوان درست است
بیت 33، ببالا هر یکی چون نردبانی! نادرست و به بالا چون یکی سرو روانی درست است
بیت 40، به دیباهای زربفتش بسر افروخت، نادرست و برافروخت درست است
بیت 42، چنان اراست، نادرست و چنان آراست درست است
بیت 43، چنان بنگشاشت .... نادرست و جنان بنگاشت درست است
بیت 44، رصوان نادرست و رضوان درست است
احمد در ۸ سال قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۹ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۵۷ - ذکر محمدبن علی الترمدی قدس الله روحه العزیز:
محمدی اینها را پاک کنید
عباس در ۸ سال قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۶ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۳۴۴:
نقل جناب شهباز صحیح است. در نسخ چاپ دهه 40 نیز به همین صورت ثبت است. عده ای هم که فارسی نمیدانند عین متن آقای شهباز را مینویسند و به جای ه جایگزین فعل ربط از کسره استفاده میکنند! همین عده در جایی دیگر بجای کسره عبارات وصفی و اضافی و ملکی از هکسره استفاده میکنند.
امیررضا در ۸ سال قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶۵:
سلام. خانم فهیمه درست می گن؛ باید بشه "نمرده شمع کجا از گداز می گذرد"
برگ بی برگی در ۸ سال قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۸:
با پوزش از اساتید به نظر این بنده کمترین در بیت ؛
نبیند روی من زردی به اقبال لب لعل
بمیرد پیش من رستم چو از دستان من باشد
دستان در اینجا به معنی لقب رستم نمی تواند باشد چرا که
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
اگر به این بین بیت دقت کنیم مولانا بجای آن همراهان ضعیف النفس رستم دستان را آرزو میکند و این بدلیل قدرت و دلیری و زهره رستم میباشد و تجلی این ویژگی های رستم را در عارفان و وارستگان می بیند ( در برخی ابیات فربهی میگوید )
اما در مصرع " بمیرد پیش من رستم چو از دستان من باشد " معنی دستان از این دست و در زمره میباشد و میگوید اگر رستم با همان ویژگی های رستم از دست یا زمره " من" باشد
دیگر رستم نیست و در برابرم مرده ای بیش نیست . و این اثبات میکند من ذهنی و منیت چقدر انسان را ضعیف میکند .
کمال داودوند در ۸ سال قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۲:
در این جا در مصرع اول رشک به معنی حسد است
جمع این رباعی از 6272
رضا در ۸ سال قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۳:
مُطربِ عشق عجب ساز و نوایی دارد
نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد
حافظ دراین غزل، جبهه ی متشرّعین ِ متعصّبِ خشکه مغز راباسمفونی خیال انگیزعشق به توپ بسته ودرهم کوبیده است. موسیقی ومطرب، عشق وشاهدبازی در نظرگاهِ متشرّعین،ازآلات واسباب شیطانیست وعاملین به آنهانیز سربازان وهواداران شیطان هستند! حافظ باآگاهی کامل ازنقطه نظراتِ متشرّعین، این غزل ناب وپُرمایه راسروده تاتوانسته باشدبکلّی از قشریّون ِ پیش پابین خودراجدا کرده ورودرروی آنها قرارگیرد.
مطرب: نوازنده وخواننده، به طرب آورنده باساز وآواز. حافظ بانشانیدنِ مطرب درکنارعشق، به آن معنای گسترده تری بخشیده است. "مطرب عشق" کسی که ازروی عشق ودلدادگی قول وغزل می خواند وساز می نوازد، کسی که ازعشق می خواند، کسی که مبلّغ وترویج دهنده ی عشق است، کسی که عاشق است وازدل می خواند وبردل می نشاند.
ساز ونوا: ساز و آواز.
نوا: نغمه ، مقام، پرده موسیقی.
نقش: قطعه یی از موسیقی که در هر دستگاه یا مقامی اجرا می شود
راه به جایی دارد: دل شنونده رابه عالمی دیگررهنمون می شود ومعانی بدیعی تولید می کند.
معنی بیت: کسی که عاشقانه ازعشق می خواند ومی نوازد عجب آهنگ دلپذیری خَلق می کند درهرپرده که موسیقی می نوازد آهنگی تولید می شود که بردل می نشیند چراکه ازدل برمی آید وشنونده راباخود می برد و حظّی روحانی به اومی بخشد.
عالم از ناله ی عشّاق مبادا خالی
که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد
"عشّاق"ایهام دارد.1-عاشقان 2- نام دستگاهی درموسیقی
معنی بیت: ای کاش دنیا حتّا یک لحظه نیزازناله وفریاد عاشقان( ویا آهنگِ زیبای عشّاق ) خالی نباشد چراکه این آهنگ، روح افزاترین ونشاط بخش ترین نوائیست که درجهان وجود دارد.
به وقتِ سرخوشی ازآه وناله ی عشّاق
به بانگِ ونغمه ی چنگ وچغانه یادآرید
پیر دُردی کش ما گر چه ندارد زر و زور
خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد
دراین بیت حافظِ نکته پرداز به متشرّعین ِ یکسویه نگرطعنه می زندوبه آنها به طنز می فرماید: شیخ شما زر وزور دارد، پیرمازرو زورندارد لیکن خدایی بخشنده و خطاپوش دارد.
دُرد کش یا دُرد نوش، کسی که به سببِ فقر وتهیدستی، نمی تواند شراب زلال وگران قیمت تهیّه کند وبناگزیرازشرابِ ته مانده،ناخالص وارزان قیمت استفاده می کند.
عطا: پاداش ،انعام
معنی بیت: پیر وراهنمای ما (برخلافِ شیخ زاهدان) زر وسیم وقدرتِ حکومتی ندارد وازتهیدستی دُردنوش است امّا بااینحال خدایی بخشایشگردارد و(برخلافِ خدای زاهدان) ازخطاها وگناهان بندگان خویش چشم پوشی می کند عنایت وحمایت اوبرای ماکافیست.
بنده ی پیرخراباتم که لطف اَش دایم است
ورنه لطف شیخ وزاهدگاه هست وگاه نیست
محترم داردلم کاین مگس قندپرست
تا هواخواه تو شد فرّهمایی دارد
هما: مرغی خوش یُمن افسانه ای که درباورقدیمیان اگرسایه ی اوبرسر هرکسی می افتاد به دولت وسلطنت می رسید.
دل شاعر دراین بیت به مگسی قندپرست تشبیه شده،که مشتاق قندِ لب یاراست لیکن به برکت ارادت وَرزیدن به معشوق، شکوه وزیبایی پرنده ی هما راپیداکرده است. درادبیّات فارسی همارا مظهر فرّوشکوه می دانندوبه فال نیک می گیرند.
معنی بیت: ای محبوب، با دل من به شایستگی واحترام برخوردکن که این مگس قندپرست به برکتِ عشق تو، شکوه وشوکت همایی پیداکرده است اوراگرامی دارکه ارزش اوازعشق تو وام گرفته است.
هواخواهِ تواَم جانا ومی دانم که می دانی
که هم نادیده می بینی وهم ننوشته می خوانی
ازعدالت نبود دور گرش پرسد حال
پادشاهی که به همسایه گدایی دارد
معنی بیت: پادشاه توانایی که درهمسایگی خود گدایی ناتوان دارد اگرازاحوالاتِ اوپرس جویاباشد ودلجویی کند دورازعدالت نیست ونشانه ی کرم وبزرگواری وعدالت ورزی اوست.
عدل سلطان گرنپرسد حال مظلومان عشق
گوشه گیران رازآسایش طمع بایدبرید
اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند
دردعشق است وجگرسوزدوایی دارد
معنی بیت: به طبیبان اشک خونین خودرا نشان دادم وطلب دوا ودرمان کردم گفتند: این نشانه ی ابتلا به دردعشق است دارویی این بیماری بسیار جگرسوز وتحمّل سوز است.
حافظ اندر درد اومی سوز وبی درمان بسوز
زانکه درمانی ندارد درد بی آرام دوست
ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق
هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد
غمزه: اشارات وحرکات دلسِتانانه با چشم و ابرو،رفتاردلبرانه باچاشنی جفاکارانه که دل عاشق را خون کند
اجر: پاداش
جزا: مکافات وکیفر
معنی بیت: ای معشوق،حال دل عاشقان رارعایت کن بارفتارهای ویرانگرانه ی دلبرانه ، درحق آنها ستمگری مکن به یادداشته باش که درمذهب عشق همه چیزباپیمانه ی عدالت محاسبه می شود هرعمل نیکی پاداش نیک وهرکرده ی جفاکارانه ای مکافات وکیفری سخت درپی دارد.
چشمت به غمزه مارا خون خورد ومی پسندی
جانا روانباشد خون ریزراحمایت
نغزگفت آن بُتِ ترسابچه ی باده پرست
شادی روی کسی خور که صفایی دارد
نغز : نیکو ،زیبا ،بدیع
ترسا: عیسوی مذهب، نصرانی، راهب
شادی روی کسی خوردن: باده گُساران درمیان خود رسمی دارند که طبق آن هرپیاله ای را، به یاد عزیزی می نوشند وبه هنگام نوشیدن ازاو یادمی کنند.
معنی بیت: آن نوجوان زیبا روی باده پرستِ مسیحی چه زیبا وبدیع گفت که هنگام باده نوشی،سعی کن به شادی روی کسی بنوشی که اهل ذوق و دل بودل باشد ودل وروی باصفایی داشته باشد. پیاله ی شراب حرمت دارد ونبایدبه یادهر بی سروپا وبی ذوقی نوشیده شود.
جامی بده که باز به شادیّ ِروی شاه
پیرانه سرهوای جوانیست درسرم
خسرواحافظ درگاه نشین فاتحه خواند
و از زبان تو تمنّای دعایی دارد
خسروا: پادشاها
درگاه نشین: کسی که ازروی تواضع وفروتنی درپائین ترین نقطه ی مجلس می نشیند
فاتحه خواندن: دعا کردن
دعا درمصرع دوّم: آمین گفتن ومجازاً توجّه وعنایت داشتن
معنی بیت: پادشاها، حافظِ متواضع ،مرید ومخلص تو، این غزل رابه نیّتِ دعا به جان عزیزتوسرود و انتظار داردتونیزمتقابلاً آمینی بگویی. یعنی بی اعتنایی نکنی وبابذل عنایت والتفات، پاسخی شایسته دهی.
می کندحافظ دعایی بشنو آمینی بگو
روزی ما بادلعل شکّرافشان شما
حمید نظم آرا در ۸ سال قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۱۵ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۷۴:
به نظر من شاید منظور حضرت خیام از مصرع اول این باشد که :
اگر من از می مغانه مست باشم در این صورت است که وجود دارم و هستی من معنا دارد.
۷ در ۸ سال قبل، یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵:
برای نمونه خواجه در شعر سعدی:
خانه از پای و بست ویران است
خواجه در بند نقش ایوان است
نصیحتگوی را از من بگو ای خواجه دم درکش
چو سیل از سر گذشت آن را چه میترسانی از باران
عیب سعدی مکن ای خواجه اگر آدمیی
کآدمی نیست که میلش به پریرویان نیست
به نصیحتگر دل شیفته میباید گفت
برو ای خواجه که این درد به درمان نرود
عجب از عقل کسانی که مرا پند دهند
برو ای خواجه که عاشق نبود پندپذیر
نه مجنونم که دل بردارم از دوست
مده گر عاقلی ای خواجه پندم
و حافظ:
دی میشد و گفتم صنما عهد به جای آر
گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست
گـفتـم که خواجه کی به سر حجله می رود؟
گفت آن زمـان کـه مشتری و مَـه قِران کنـنـد
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق
برگو ای خواجه عاقل هنری بهتر از این
برگ بی برگی در ۸ سال قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۵ - فروختن صوفیان بهیمهٔ مسافر را جهت سماع: