همایون در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۹:
انسان دو دنیای ذهنی دارد یکی گرد و خاکی و شلوغ است و انسان تلاش میکند در این شلوغ خود را پیدا کند و هویت خود را تثبیت کند
یکی هم دنیای هماهنگی و یک پارچگی و صاف و روشن که شلوغی در آن راه ندارد فقط یک ماه زیبا روشن و کامل در آن میتابد که معشوق است
دنیای اول دنیای گفت و گوی و گرد و خاک است که با آب زدن به آن که همان معرفت است و خاموشی، دنیای دیگر آرام آرام آشکار میگردد همانند بهار
که از درون به رگ گل و گیاه نفوذ میکند و به باغ راه مییابد، جلال دین ما را دعوت میکند تا با به دست آوردن آب معرفت خود را به آن دنیایی ببریم که آنجا همه چیز سر جای خود است، ماه میتابد، باغ سبز است، بوی بهار همه جا هست، شب پر از نور زیبای ماه است، هر گونه یاری وتوانایی از راه بس گشاد و بازی چون آسمان به سراغ همه روان است، هر گونه غم و نگرانی دور میگردد، پادشاه خِرَد ما که به شکار معنیهای نو رفته است با دست پر باز میگردد، تیرها و تلاشها همه به هدف و مقصد میرسند، باغ هستی از سبزه روی زمین تا گل سوار بر شاخ و سرو بلند قامت، کنایه از آن چه دیدنی هست و آن چه دیدنی نیست چون فرشتههای آسمان و روح و روان و عقل، همه در هماهنگی و مستی بسر میبرند، آیا در اینکه چنین تجربهای برای انسان امکان پذیر است تردید داری؟ جلال دین میگوید که خبر خوشی دارم که اگر راه را آب زنی یعنی منتظر و امیدوار باشی نگار نازنین از راه میرسد که عشق نام دارد و با آمدن او دنیا به رنگ ویژهای در میآید و رونق باغ از راه میرسد که این به آمادگی ما بستگی دارد که چقدر گرد و خاک پیرامون ما را گرفته است، در این غزل صحبتی از شمس نیست بلکه صحبت از ماه است که به عرفان جلال دین مربوط است که میخواهد و میتواند همه را به مستی و رخس در آورد ، زیرا ماه نشانه زیبائی و یگانگی هستی است که همه میتوانند آن را ببینند
محمد حسن اصفهانی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۹ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۸:
با سلام
به عقیده من با توجه به معنی شعر بزم عیشت درست تر از بزم عیشم می باشد.
سامن در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۰۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴ - نی محزون:
بیت آخر طبق دستخط خود استاد اینگونه است
شهریارا اگر آیین محبت باشد
چه حیاتی و چه دنیای بهشت آیینی
روفیا در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:
سلام ویجی دوست قدیمی
چه خوب که باز نزد ما آمدی!
من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم
شاهد یعنی زیبارو
من عشق بازی با زیبا رویان و جام شراب را ترک نخواهم کرد.
نریمان در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳:
برای این دوستان که یکی از تصوف ایرانی و آن یکی بر قران خوانی حافظ اصرار دارند بنده عریضم که حافظ چنان رندیست از عالم رندان که یکی به میخ و یکی به نعل میکوبد.
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت
با من راه نشین باده مستانه زدند
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب
تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
ایرانی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵:
بدون شک یک کلمه از مصرع آخر جا افتاده است ، قبل از در افتاد
روفیا در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:
درود روزدار گرامی
دولت
فرهنگ فارسی معین
( ~.) [ ع . ] (اِ.) 1 - حکومت ، سلطنت ، هیئت وزیران . 2 - سعادت ، طالع . 3 - جاه ، مکنت . 4 - مدد، کمک .
دولت تنها به معنای امروزین آن به کار نمی رفته است تا منتسب به افراد باشد. اینجا آوردن ترکیب اضافی « دولتِ قرآن » مانند این است که بگوییم به برکت مصاحبت با قرآن...
برگ بی برگی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۳۰ - باز آمدن زن جوحی به محکمهٔ قاضی سال دوم بر امید وظیفهٔ پارسال و شناختن قاضی او را الی اتمامه:
زین چه شش گوشه گر نبود برون
چون برآرد یوسفی را از درون ؟
مراد از شش گوشه به گمانم همان شش جهت معروف میباشد ( لامکان)که عارف بایستی ابتدا خود از آن چاه بیرون آمده و به زبان دیگر فارغ از دنیا باشد تا بتواند یوسف ها را از چاه تاریکی و جهل بیرون آورده و به سروری و مهتری مصر (هر دو جهان) برساند .
محمد در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵۸ - منع کردن خرگوش از راز ایشان را:
احسنت بر شما انسان های وارسته.
برگ بی برگی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۳۰ - باز آمدن زن جوحی به محکمهٔ قاضی سال دوم بر امید وظیفهٔ پارسال و شناختن قاضی او را الی اتمامه:
آفتابی در یکی ذره نهان
ناگهان آن ذره بگشاید دهان
ذره ذره گردد افلاک و زمین
پیش آن خورشید چون جست از کمین
تنها همین دو بیت که با نظریه های معاصر پیدایش جهان همخوانی دارند ، در باور به جاری شدن برخی از سروده های این عارف برگزیده ، از عالمی دیگر شکی باقی نمی گذارد بویژه که در یکی دو بیت مانده به آن ، حضرت مولانا در جستجوی مثالی مناسب برای تفهیم مفهوم مورد نظر بما بی تابی میکند .
برگ بی برگی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۳۰ - باز آمدن زن جوحی به محکمهٔ قاضی سال دوم بر امید وظیفهٔ پارسال و شناختن قاضی او را الی اتمامه:
با تشکر از سایت منور گنجور در یک بیت به پایان مصرع دوم :
صورتی رانم لقب چون دین کنم ( رانم بصورت پیوسته )
و بیت آخر : نیست صورت ، چشم را نیکو بمال
لیلا همایون پور در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۳۰ - سبب هجرت ابراهیم ادهم قدس الله سره و ترک ملک خراسان:
نــالــه سرنـــا و تهدیـــد دهــــــل
چــیزکی مــاند بدان ناقـور کل
پــس حکیمــان گفته اند این لحنهــا
از دوار چــــرخ بگرفتیم مـــــا
بانگ گردشهای چرخ است این که خلق
می سرایندش به تنبور و به حلق
مــــا همه اجـــزای آدم بـــــوده ایم
در بهشت این لحنها بشنوده ایم
گــر چه بر مــا ریخت آب و گل شکی
یــــادمان آیـد از آنها انـــدکی
این پنج بیت در وب سایت آوای جاوید توسط حمیدرضا فرهنگ خوانده شده است،آدرس صفحه:http://avayejavid.com/SazoAvaz/AvayeJavid_23.html
لیلا همایون پور در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۸:
کس این کند که دل از یار خویش بردارد
مگر کسی که دل از سنگ سختتر دارد
که گفت من خبری دارم از حقیقت عشق
دروغ گفت گـــر از خویشتن خبر دارد
هــلاک ما به بیابــان عشق خـواهـد بود
کجـاست مـرد که بــا ما سـر سفر دارد
از آن متــــاع که در پـای دوستان ریزند
مرا ســریست ندانـم که او چه سـر دارد
دریـغ پای که بــر خـاک مینهد معشوق
چرا نـه بر ســر و بر چشـم ما گذر دارد
نظــر به روی تـو انداختن حــرامش بـاد
که جز تـو در همه عالم کسـی دگر دارد
عوام عیب کنندم که عاشقی همه عمر
کدام عیب که سعدی خود این هنر دارد
این هفت بیت در وبسایت آوای جاوید توسط حمیدرضا فرهنگ خوانده شده است،آدرس صفحه:
پیوند به وبگاه بیرونی
لیلا همایون پور در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۷:
دو یار زیرک و از باده کهن دو منی
فراغتـــی و کتابـــی و گوشه چمنی
من این مقام به دنیا و آخرت ندهم
اگر چه در پیـم افتنـد هر دم انجمنی
ز تنـد باد حوادث نمی تـوان دیدن
در این چمن که گلی بودست یا سمنی
این سه بیت در وبسایت آوای جاوید توسط حمیدرضا فرهنگ خوانده شده است،آدرس صفحه:
پیوند به وبگاه بیرونی
سمانه عزیزی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:
حاصل کارگه کـــون و مکان این همه نیست
بــاده پیش آر که اسبــاب جهان این همه نیست
از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است
غرض ایـن است وگرنه دل و جان این همه نیست
بر لــب بــــحر فنــا منتظریــم ای ســاقی
فرصتی دان که ز لـب تا به دهان این همه نیست
این سه بیت در وبسایت آوای جاوید توسط حمیدرضا فرهنگ خوانده شده است،آدرس صفحه:
پیوند به وبگاه بیرونی
سمانه عزیزی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۰ - شنیدن آن طوطی حرکت آن طوطیان و مردن آن طوطی در قفص و نوحهٔ خواجه بر وی:
قافیهاندیشم و دلدار من
گویدم مندیش جز دیدار من
خوش نشین ای قافیهاندیش من
قافیهٔ دولت توی در پیش من
حرف چه بود تا تو اندیشی از آن
حرف چه بود خار دیوار رزان
حرف و صوت و گفت را بر هم زنم
تا که بی این هر سه با تو دم زنم
آن دمی کز آدمش کردم نهان
با تو گویم ای تو اسرار جهان
این 5بیت از این قسمت توسط آقای حمیدرضا فرهنگ خوانده شده است،آدرس صفحه:
پیوند به وبگاه بیرونی
م. طاهر در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:
روزدار عزیز
با پوزش دو غلط نگارشی در سطر دوم به شکل زیر درست است
...... تفسیر بفرمایید .......... سر و کاری نداشته باشد.
م. طاهر در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:
یا لطیف
روزدار گرامی
فرموده اید در ابیات پیشین نشانی از قرآن نیست و این را دلیلی دانستهاید بر اینکه دولت قرآن درست نیست.
محبت کنید و موارد زیر را در ابیات پیشین برای ما تفیر بفرمایید بگونهای که با قرآن سر و کاریدنداشته باشد:
مرغ سلیمان
سلطان ازل
لطف ازل
جنت فردوس
صحبت یوسف
یک محبت دیگر از شما تمنا دارم که بفرمایید حرص به زندان کردن را چگونه میتوان از رندانی که لاابالی و بیقید و بند هستند فراگرفت ویا صبح خیزی و سلامت طلبی را از رندانی که به میگساری و بیبند و باری های دیگر عادت دارند آموخت.
همواره شاد و سربلند باشید
م. طاهر
امیر عشق در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۰۱:
سلام.. راجب سه بیت انتهایی این غزل باید بگم که منو دیونه میکنه .. بسیار عجیبه و منو در لحظه بیدار میکنه... عشقی جلال الدین.. ای نی خوش صدا
احسان در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۳ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » مخمّسات: