بیگانه در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴:
وااااااای من... این شعر، کشنده است... فوق العاده است...
shk clickmank در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۹ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مثنویات پراکنده » شمارهٔ ۶:
توجه
امیرالموئمنین >>>> امیرالمؤمنین
وحید جویا در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۹:
منظور شمس از "نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرغانه"
منظور اش این نیست که من از آسیای میانه هستم بلکه منظور اش این است که من قید به تعلقات نیستم, از یک قوم خاص و از یک خاک خاص نیستم من مربوط به تمام جهان هستی هستم,
وحید جویا در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۹:
مولانا به خود همچون جرأت ای را نمی دهد که بگوید "من بیخود و تو بیخود"!
حضرت مولانا برای شمس تبریزی نمی گوید "من بیخود و تو بیخود" بخاطر این که حضرت مولانا هرگز خود را با شمس تبریزی برابر و مساوی نمی گوید.
حضرت مولانا میگوید "من مست و تو دیوانه" درجه ای دیوانگی خیلی ها بلند تر از درجه ای مستی است. یک مست دوباره به حالت عادی خود بر میگردد اما دیوانه به حالت خودش باقی می ماند.
همایون در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۱:
انسان میتواند با شریعت و زهد یا دین مداری و خویشتن داری و با اخلاق یا نیک خویی و با مدرا با نوامیس و یا خوی گان اجتماعی و یا مطابق با قوانین یا دادیک و با فلسفهای خاص و رویکردی سیاسی و یا اهدافی اقتصادی و یا پژوهش و کوشش علمی و فنی و یا با مهارتهای هنری زندگی کند
هیچ کدام اینها تعریف مستی نیست هر چند مستی میتواند در همه اینها و یا مستقل از همه باشد، وقتی کاری در چارچوب معینی قرار بگیرد و دچار خشکی و یکنواختی شود از مستی خارج میشود و نوی و تازگی را تجربه نمی کند، اینجاست که یک مستی به خواب رفته است، و خورشیدی که هر بار روزی نو با خود میآورد در چاه میرود که کنایه از زندگی یکنواخت است که بشر را تهدید میکند. ولی انسانهایی هستند که نگاه آنان همیشه نو است و تازگی و آشنایی و خبر و امید و شادی در نگاهشان موج میزند که شب تیره با وجود آنان نورانی میگردد گویی خورشیدی و شمسی دیگر در هستی پیدا شده است
کار صوفی این است که همیشه مستی کند چرا چون میداند که هستی همچون ساقیای باقی که همواره شرابی نو و صاف در خمخانه خود دارد همواره چابک و ترانه خوان حاضر است و همین اطمینان است که حتی او را مشتاق دیدن این ساقی میکند هر چند که این ساقی خود را جور دیگری مینمایاند که همان خشکی و یکنواختی است و گویی هستی چون زنجیری به دست و پای همه بسته شده است و تا میخواهی با زیبائیهای او مستی کنی با نمایشی دیگرگون از دست تو میگریزد و تو را با روزمرگی و یکنواختی رها میکند ولی صوفی گول این فریبها را نمی خورد او این ماه را به چشم خود دیده است و از حضور او آگاه است و چاره کار را میداند و زبان او را بلد است زبانی که به دیوانگی تشبیه میشود زیرا هستی از عقل و چاره اندیشی انسانهای هوشیار گریزان است ولی از دیوانگی او خوشش میآید و از راه پنهان و در تاریکی شب است که چهره چون ماه خود را آشکار میسازد و تا این دیوانگان و این ساقیان در هستی حضور دارند هستی نیز پر از شیرینی و لطف و عشرت است که این رابطهای است دو سویه میان انسان و هستی میان دُرد و صافی
فاطمه در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۱ دربارهٔ عرفی » قصیدهها » شمارهٔ ۱ - ای متاع درد در بازار جان انداخته:
به گمانم نهمین بیت مصراع دوم می بایست شان و عزت باشد
نستوه در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیف » پاره ۲۶:
بیت فوق را ابوطاهر خسروانی از طریق سلخ که از انواع سرقات ادبی است، به دو بیت زیر تبدیل کرده است:
عجب آید مرا ز مردم پیر
که همی ریش را خضاب کنند
به خضاب از اجل همی نرهند
خویشتن را همی عذاب کنند
شیرازی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳:
ببخشید در حاشیه بالا حدیثی صحیح است
شیرازی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳:
با سلام
باتوجه به حاشیه نویس اول در دیوان نسبتا قدیمی اینجانب چهار بیت آخر بعد از بیت روان تشنه مارا........بشرح زیر آمده است
صبا ز روی تو با هر گلی حدیث کرد
رقیب کی ره غماز داد در حرمت
دلم مقیم در تست حرمتش میدار
بشکر آنکه خدا داشته است محترمت
همیشه وقت تو ای عیسی صبا خوش باد
که جان عاشق دلخسته زنده شد بدمت
کمین گهست و تو خوش تیز میروی حافظ
مکن که گرد برآید ز شه ره عدمت
با سپاس
شیرازی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱:
بیت نهم ئر دیوان اینجانب چنین است
گر دیده دلم کند آهنگ دیگری
آتش زنم در آن دل و دیده برآرمت
نگار در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۰:
سلام خدمت بزرگواران و اساتید
مصرع« تو خفته ای و نشد عشق را کرانه پدید» بسیار دل انگیز اما مبهم است لطفا این مصرع را نیز شفاف سازی کنید
بسیار سپاسگزارم
زیبا جنیدی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷ - دیوان و دیوانه:
سلام بیت چهارم درسته فقط باید آرام خونده بشه تا وزن سرجای خودش قراربگیره مستفعلن فعولن مستفعلن فعولن بکشید!!
موسیجه در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۰۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۱۳ - مطلع دوم:
به بهار و شکوفه خوش سازد
نحل و موسیجه لحن موسیقار
موسیجه در لغت به معنی مرغی است شبیه به فاخته.
۸ در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:
نکته ،
ارزان از ارزیدن می آید ،" ارز " ریشه زمان اکنون؛
می ارزد ، نمی ارزد و،،،
چون به پساوند " آن " بپیوندد " صفت حالیه "
می سازد . ارزان، چون گویان، باران ، خندان و مانندان
مانای آن ارزیدنی است ، ما کم بها می پنداریم
محمد ثنائی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:
در ارتباط ملاقات سعدی و مولانا نیز در نسخ قدیم مستند ترین نگاشته شاید همانی است که در مناقب افلاکی آمده است، اما اگر از تعصب خالی باشیم باید پذیرفت که هرچند نمیتوان با قاطعیت از ملاقات این دو بزرگ سخن گفت (به دلیل عدم مستندات تاریخی و . . . کافی) اما ملاقات دو عزیز محتمل تر از عدم ملاقاتشان است (با توجه به روایت افلاکی و هم عصر بودن مولانا و استاد سخن و روایت شیخ اجل در بوستان و غزل ایشان در مواعظ و تمایل سعدی برای ملاقات با بزرگان و سخنوران هم عصر خود و اینکه بسیار سفر میکردند، احتمال سفر به قونیه و دیدار با مولانا محتمل است) اما اینکه برخی فرموده اند غزل منتسب به سعدی سنخیت با سایر غزلیاتشان ندارد، به عقیده بسیاری از مصححان و بزرگان ادب من جمله دکتر کدکدنی و یا دکتر سروش و . . . گمان این است که استدلال و حجت درستی نیست و از روی ادبیات آن نمیتوان پی برد که غزل مذکور از سعدی نباشد، چه اینکه سعدی نیز مانند همه دارای نشیب و فرازی معقول در سرایش بوده است.
اما اینکه سعدی به مولانا چه گفته، (اگر فرض بگیریم که واقعاً ملاقاتی رخ داده و روی سخن سعدی در آثار مذکور به مولانا بوده) اولاً باید در نظر گرفت که سعدی با خواندن شعرش تحت تأثیر قرار گرفته و تا قونیه سفر کرده و به طور خلاصه گفته مرد بسیار خون گرم و متواضع و مودب و شب زنده داری بوده تا آنجا که کفش میهمانان را جفت کرده و دستانشان را بوسیده و این گلایه را به او کرده که با آن که بسیار بارگاه و خدم داشته و متمول بوده به آن ها که مهمانان تازه رسیده از دور بودند غذا نداده است و سعدی این را بی مروتی تلقی کرده است (و البته احتمالاً آن طور که باید مقام شامخ سعدی را به عنوان یک ادیب فصیح گرامی نداشته بلکه مانند سایر همسفرانش به عنوان یک انسان شریف دانسته). اینکه چرا مولانا چنین کاری کرده بحثی دیگر است که اگر دوستان مایل بودند در متنی دیگر نظر شخصیخود را خواهم نوشت
بهرام در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۸۱ - جوجهٔ نافرمان شاعر نامشخص:
این روایت صحیح است و شعر از پروین اعتصامی است. این شعر در کتاب فارسی دبستان کلاس 4؟؟ قبل از انقلاب جزء متون درسی بود.
ولی من در دیوان وی چاپ ششم سال 1354 انرا پیدا نکردم.
محمد ثنائی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:
با سلام
خدمت دوستانی که به دنبال درک معنی کلمه ارزان هستند عرض میکنم کلمه ای مرکب است متشکل از (ارز+ان) مانند سوزان (سوز+ان) یا لرزان (لرز+ان)، ارز به معنای بهاء، قیمت و یا ارزش ( رجوع شود به پیوند به وبگاه بیرونی) میباشد و پسوند آن دلالت بر کثرت چیزی دارد (رجوع شود به پیوند به وبگاه بیرونی) در نتیجه همانگونه که سوزان یعنی دارای سوز بسیار و لرزان یعنی دارای لرز (لرزش) بسیار، ارزان یعنی دارای ارزش (ارز) بسیار
نینا در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:
از همه پاسخ ها به ویژه نوشته ارسلان نیازی لذت بردم. عالییییییی بود
Moha livani در ۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۹۰:
در مصرع سوم بلحاظ وزنی با دیگر مصرع ها ناهماهنگی میبینم. رکن اول ان بجای فعولُ با فعولن اغاز شد.
محمود سیاوش در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۵: