مفقود الاثر در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷:
یه خورده , البته بیشتر از یه خورده هم تحت تاثیر حافظ هستید
شاعر باید خودش باشه شبیه هیچکس نباشه تا واقعا شاعر باشه
مفقود الاثر در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷:
بذار رک و راست بگم
دوران کرشمه و ناز در شاهوار و این حرفا گذشته ,
حالا حافظ و سعدی اصلا فرق دارن همیشگی آن ,
شمام اگه این طرز گفتار رو پی بگیرید بی رودربایسی بگم به جایی نمی رسید
الان مثلا شرح پریشانی وحشی بافقی رو بخونید , سبک کاملا عوض شده
ولی خب اگه واسه دل خودتون نوشتین خیلیم خوبه
حمید در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۶ - عتاب کردن حق تعالی موسی را علیه السلام از بهر آن شبان:
با سلام و عرض ادب، بخش 35 و 36 و 37 به داستان اخلاص اشاره دارد که مولانا به زیبایی هر چه تمامتر بیان میدارد و گمان نمیرود در مورد اخلاص بتوان داستانی بهتر ازین در جایی پیدا کرد
قصیده شماره 7 سعدی بیت 7
طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی
صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست
منبع قصیده خود گنجور میباشد.
حمید در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۳۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۵ - انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان:
با سلام و عرض ادب، مولانا در این داستان از زبان شبان، داستان اخلاص را به زیبایی هر چه تمامتر بیان میدارد گمان نمیرود داستان اخلاص را بهتر ازین بتوان در جایی پیدا کرد.
علی در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۹:
این غزل رو مولانا به مناسب بازگشت شمس سرود. در این غزل همه چیز به شمس اشاره دارد
امامعلی imamali.arabameri@gmail.com در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸:
شیخ احل بر این باور است که بلبل برای اشتیاق به رهایی می خواند ، وی نیز در بیت آخر ،خود را به بلبل تشبیه کرده که حاضر به فریاد زدن برای رهایی است .
بابک بامداد مهر در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۳۳:
در کتاب دینی ما نوشته بود
سبحه برکف،توبه برلب دل پرازشوق گناه
معصیت راخنده می آیدزاستغفارما
واقعیت مجازی در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۸:
بیت: همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس
که دراز است ره مقصد و من نوسفرم
واقعا فوق العاده است. خداوند باید به همه ما همت و قدرت دهد تا بتوانیم با تلاش و پشتکار تمام مشکلات زندگی را پشت سر بگذرایم. زندگی زیبا است و ما اول راه هستیم.
بهنام پورمحمدی در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۵۱ - کل الصیدفی جوفالفرا:
بسیار صدای عالی روی شعر اومده ، لذت بردم از تن صدا ...اگه ممکنه بیشتر از این صدا استفاذه شود
زندی در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۰:
در خصوص شعر فوق ، نه خیالات است نه داستان سرایی
برای ادراک مفاهیم گفتار مولانا ، خودش میفرماید که سینه ی شرحه شرحه از فراق باید داشت تا او واضح و علنی با تو سخن گوید
مفاهیم این شعر نیز خارج از معانی لغوی و استنادات تاریخی و مذهبی است در این شعر مولانا از اسراری سخن میگوید و باب ها و روزنه هایی را برای بشر مینماید
ممنون از تمامی بزرگواران که نظرات خود را نوشته اند
توصیه ی حقیر عین سخن مولانا ست که اینجا سواد و تجربه تعیین کننده نیست بلکه شناخت فراق و داشتن سینه ی مشروح است که کار ساز است .
مفقود الاثر در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۰۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:
ای پسر چند به کام دگرانت بینم
دوستان صاحب نظر به گمانم وحشی خودش را خطاب قرار داده که بازی خورده
کسی نظری داره که ابراز کنه ?
گفتم نظر نه حرف بی ربط !!!
حبیب در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
بشنواز نی چون حکایت می کند
از جداییها شکایت می کند
بیت اول شعری که گذاشتید به هیچ عنوان معنی نمیده
ARYAN در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۲:
چرا از 12 میره 14
مفقود الاثر در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۹:
محمد داداش من
شکر به صبر دست دهد عاقبت ولی,
این مصراع باید توجه کرد که دو بخشه , ولی آخر مصراع درحقیقت شروع مصراع بعده
شکر به صبر دست دهد عاقبت ,,, گمونم یه شکل دیگه از همون مصراع گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی هستش
که
تو مصراع بعد میگه بدعهدی زمونه بهم مهلت نمیده
زهرا در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۷ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:
من کارشناس نیستم فقط میخوام چیزی هایی رو که شنیدم وخودم فهمیدم رو درج کردم.شنیدم که وحشی یک فرد مذهبی بود که دربرخورد با زنی زیبا عاشق اوشده وبا درخواست زن به خانه اومیرود که زن اورا رسوا میکند این کارموجب توجه دیگران به زن وملامت وحشی میشودوبااین کارزن برای خودکسب وکار بازمیکند چنانکه دربیت آورده است که اول آن کس که خریدش من بودم باعث گرمی بازارش شدش من بودم ودرادامه زن وحشی را فراموش میکند وبه دنبال عیش خود میرود که دربیت آورده است پیش او یارنویارکهن هردویکیست حرمت مدعی حرمت من هردویکیست.بنظرم شعربسیاراستادانه سروده شده است که هرگونه تفسیرش کنی زیباست.
مهدی قناعت پیشه در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:
حافظ چون مولانا سوخته عشق نبوده است و همشهری من حافظ شیرازی حوصله تجربه زیادعشق و سوختن از عشق رانداشته است.
و در مقاطع دیگری از حکمت با همان عشق شیطانی مست میشده است.
۷ در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:
ای آرزوی چشمم رویت به خواب دیدن
دوری نمی تواند پیوند ما بریدن
ترسم که جان شیرین هجران به لب رساند
تا وقت آنک باشد ما را به هم رسیدن
((موقوف التفاتم تا کی رسد اجازت
از دوست یک اشارت وز ما به سر دویدن))
تا روح بر نیاید جهدی همی نمایم
مشتاق را نشاید یک لحظه آرمیدن
چشمی که دیده باشد آن شکل و آن شمایل
بی او ملول باشد از روی خوب دیدن
ما را به نیم جانی وصلت کجا فروشند
ارزان بود به صد جان گر می توان خریدن
حیران شده است عقلم در صنع پادشاهی
کز خاک می تواند خورشید آفریدن
باشد همام شبها در آرزوی خوابی
وقتی مگر خیالی در بر توان کشیدن
همام تبریزی
۷ در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:
خود کشته ابروی توام من به حقیقت
گر کشتنی ام باز، بفرمای به ابروی
۷ در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:
اگر معاینه بینم که قصد جان دارد
به جان مضایقه با دوستان نه کار منست
معاینه از عین که چشم است میباشد.
معاینه میشود با چشم خود(از نزدیک) دیدن.پزشک بیمار را معاینه کرد یعنی با چشم خود از نزدیک بیمار را دید.
معاینه را میشود همتای برانداز کردن و آشکار دیدن دانست.
معنی بیت:با چشم خود ببینم که قصد جانم دارد دریغ نمودن جان از دوستان کار من نیست.
به زبان دیگر روز روشن مرا بکشد آخ نمیگویم
ولی به نظر من درست تر (هرآینه) باید باشد نه (معاینه)
اگر هرآینه بینم که قصد جان دارد
به جان مضایقه با دوستان نه کار منست
اگر به روشنی ببینم قصد جانم دارد دریغ جان از دوستان کار من نیست.
بی مرارم اگر دوست قصد جانم کند و نه بگویم
هرآینه نیز به معنی هرگاه-ناچار-روشن و آشکارا
عباس در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۴ - خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست: