سعید اسکندری در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۵ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۵۶ - خزانیه:
در هجو علیاصغر حکمت سروده است.
سعید اسکندری در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۵ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۵۶ - خزانیه:
در هجو علی اصغر
محمد در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۰:
این غزل رو امیر رفعتی نیز با همراهی کمانچه خوانده است
پیوند به وبگاه بیرونی
افق در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۳۸ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۷:
احمد ظاهر هنرمند فقید افغانستانی این شعر را با بسیار زیبایی هایش در قالب یک آهنگ سروده
پیوند به وبگاه بیرونی
زنده باد پارسی
مهران در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
درود بر فریاد یار گرام.
بدون شک همه در عالم کاهدانیم ، راه میخانه؟ مجبور گشتیم از شعر حضرت مولانا وام بگیریم با دست بردن به کلمات اصلی ،ای عاشقان ای عاشقان،میخانه را گم کرده ام. فلواقع قدری مزاح نمودیم که انتظارمان براین بود شما دریافتید وگرنه که باشیم که عوام را دست بیاندازیم.(عوام به معنی ملت ،نه در تناقض با خواص) شما خود جان مایید،و دوستداران شما نیز هم."مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم،،،هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم" هیچکس بی عیب نباشد پس تجربیات شما نیز در جای خود گرانقدر بوده که ما آنها را در نیافتیم و آموزش را من باب "تبادل" در نظر گرفته و خود نیز شاگرد شماییم(هر کس به من کلمه ای آموزد،مرا عبد خود کرده است.امیرالمومنین)...بنده با وجود عمر شباب و باطنی فرتوت در فضای مجازی عضویت نیافتم،و گمان نکنم در واقعیت نیز شرف حضور یابم فلذا شعری معاصر فقط به ذهنم می رسد..."حلالم کن تو ای پای جنون سر به دار من،که دیدار تو ممکن نیست حتی بر مزار من"
دشمنتان شرمنده،علوممان بس اندک و عرفانمان فقط پاکدامنیست همین.
اتفاقا به زیبایی عاریه گرفتید ، برای بیان یک بیت از غزل گاها مجبوریم مصرع همتراز بیابیم.
حمید جوادزاده در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:
حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
دام تزویر مکن چو دگران قرآن را
این بیت حافظ مشابه این ضرب المثل است :
می بخور منبر بسوز و مردم آزاری مکن.
همانگونه که ملاحظه میشود این گونه تمثیلها دو بخش دارد :
1- زشتی عمیق و آشکار و مبرهن (عملی که قبح آن برای همه آشکار است و هیچ کس در زشتی آن هیچ شکی نمیکند وبرای اثبات زشتی آن نیاز به دلیل و برهان نیست)
2- زشتی خفیف و پنهان که میشود زشتی آن را توجیه کرد و زشت بودن آن نیاز به برهان و دلیل دارد.
در این نوع تمثیلها برای مشخص کردن واثبات نمودن قباحت یک "زشتی خفیف " آن را در کنار یک یا چند عمل زشت آشکار و عمیق می آورند تا شدت قباحت آن عمل را برملا کنند.
بنابر آنچه که گفته شد دو بخش این ضرب المثل را اینگونه میتوان از هم جدا کرد :
1- زشتی آشکار : می خوردن - منبر سوزاندن
2- زشتی پنهان : مردم آزاری
بنابراین منظور اصلی این ضرب المثل دعوت به می خوردن و منبر سوزاندن و مردم آزاری کردن نیست بلکه منظور اصلی شاعر پرهیز دادن مردم از مردم آزاری کردن است و برای نیل به این هدف ، مردم آزاری را با بدترین و زشت ترین کارها قرین میکند تا شنونده بتواند با مقایسه آنها به عمق زشتی مردم آزاری دلالت شود.
حافظ نیز میفرماید :
1- زشتی آشکار : (میخوارگی) حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
2- زشتی پنهان : (تزویر) دام تزویر مکن چو دگران قرآن را
منظور حافظ در این بیت این نیست که خودش و مردم را به شراب خوردن که بفرموده قرآن مجید نجس است و به بدمستی کردن دعوت کند بلکه میخواهد غایت زشتی تزویر را گوشزد نماید. منظور حافظ این است که تزویر کردن آنقدر زشت و مذموم است که حتی از شرابخواری کردن که مترادف با نجس خواری کردن است هم زشت تر است.
شاعر در این بیت به خود نهیب میزند که ای حافظ اگر تو نیز مثل دیگران قرآن خواندن و قرآن دوستی خود را وسیله ای برای تزویر قرار دهی بدان که عملی را مرتکب شده ای که از میخوردن و لاابلالی کردن(رندی کن) و عربده کشیدن (خوش باش) بهتر است.
البته این مفهوم روشی رایج در فرهنگ عامه و ادبیات قدیم وجدید است و برای همگان روشن و قابل درک و فهم است. اما متاسفانه نمیدانم چرا عده ای با جدیت تمام سعی میکنند که از شاعر بر ضد عقاید خود شاعر استفاده کنند .
در اینجا با کمال احترام به عزیرانی که در عقاید خود به بی دینی رسیده اند عرض میکنم که اگر دین ندارید لااقل آزاده مرد باشید و حافظ را برعلیه حافظ استفاده نکنید. بگذارید حافظ برای دینداران ، سرشار از عرفان و معنویت و خداپرستی باقی بماند از مخدوش کردن چهره حافظ چه نفعی به شما میرسد؟ آیا اگر حافظ را عرقخور و عربده کش و زناکار و فاحشه پرست معرفی کنید دلتان خنک میشود؟ از قدیم گفته اند کافر همه را به کیش خود پندارد. با عرض معذرت لطفا بگذارید حافظ بی ریا و بنده صالح خدا برای ما باقی بماند و شما نیز برای خودتان شاعری پیدا کنید که افکار شما را به شعر و نظم در بیاورد که البته چنان اشعاری یقینا هرگز به گرد لطافت شعر حافظ هم نخواهد رسید زیرا لطافت ، از عقاید و دیانت حافظ به شعر او جاری شده است وگرنه در حرف مبتذل لطافتی نیست که در دل صاحبدلی بنشیند و جان شیفته ای را صفا ببخشد. یاحق
هادی در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۰۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » ایمان ایله گئتدی:
بنده کوچکتر از آنم که میان اساتید اظهار نظر کنم ولی نکته یی به ذهنم رسید و بیان میکنم....تاریخ سروده شدن شعر برای کدام دوره حکومتی است از نظر بنده اهمیت چندانی ندارد بلکه مهم آن است که اشعار اساتید بزرگی چون استاد شهریار فارغ از مکان زمان است و میتوان با توجه به موضوع اشعار تعمیم داد در ادوار دیگر....این اصل ماندگاری اشعار اساتید بزرگ است
امیر در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۶:
باسلام و درود
به نظر بنده جنبه های عرشی این غزل بر جنبه های فرشی آن کاملا برتری دارد
نمیتوانم بیت
گر چه پیرم تو شبی چند در آغوشم گیر
تا سحرگه ز کنار تو جوان برخیزم
را در هیچ تصویر و تصوری، فرشی قبول کنم ،نمیتوانم
پاینده ایران در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۱۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۲۳ - گره گشای:
چه شعر زیبائی...
درود درود درود بر تو ای بانوی شعر و ادب.
آری!
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ
(خدایا)تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری می جوییم.
وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ یَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ.. احقاف-آیه 5
وکیست گمراه تر از کسی که جز الله را به فریاد میخواند..
هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ
اوّل و آخر و پیدا و پنهان اوست؛ و او به هر چیز داناست.(اول الله، آخر الله، ظاهر الله، باطن الله ..)
و متاسفانه همه را صدا می زنیم(یا..یا... )!جز آنکه باید صدا زنیم...
پس بگو یا الله
جباری در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶۷:
در یک بیت به پایان مانده، چنانچه به عناصر زبانی: مجبوری، وضع مختار و هم چنین، فعل لازم: آمد و گذرا شدۀ آن یعنی آورد، دقت کنید، بیدل به آمدن باور ندارد و معتقد است او را آوردهاند. این تمثیلی است برای اثبات مجبوری یا جبر و نفی وضع مختار یا اختیار.
خسرو در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۳ - تمامی قصهٔ زنده شدن استخوانها به دعای عیسی علیه السلام:
از: نوحهگر باشد مقلد در حدیث تا وان مقلد کهنهآموزی بود
نوحه گر مقلد خبیثی است که احادیث و روایات خبیث منبع درآمدی برای او شده و او نیز با سوءاستفاده از احساسات مردم و با مظلوم نشان دادن افرادی احادیث و روایات آنان رو ترویج می کنه و کسانیکه طبق احساسات خود و بدون تحقیق مشتری این احادیث و روایات میشوند نیز مقلد و خبیث می شوند چون فرق بین کسی که تحقیق می کنه و کسی که تقلید می کنه مثل گفتار داوود هست که منبع آن زبور است و دیگری صوتی است که مقلدین رو نسبت به احادیث و روایات خبیث شرطی می کنه
مفید در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۳:
اینجارو تعریف کردن ب عنوان جایی که اهل فضلو هنرو فرهنگ بیان اورده های خودشونو ب اشتراک بزارن نه اینکه هر مهملی که ب ذهنمون میرسه بنویسیم اینجارو دوستان با اینستا گرام اشتباه گرفتن ظاهرن
محمد در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۲:
با درودفراوان به مسئولین وزحمت کشان این سایت عالی و وزین .بنده حافظ شناس نیستم اما همیشه دوستدار حافظ بوده ام . از حاشیه هایی که دوستان می نویسند استفاده می کنم اما باید به صورت خاص از اقای رضا ساقی عزیز تشکر کنم که در معنی ابیات سنگ تمام می گذارند وبسیار زیبا و روان اشعار را توضیح می دهند.
محمدحسین در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۵۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۹ - در ستایش ملکه ترکان خاتون:
@انصاری @محمود @محسن
گویا چنین باشد: صباح و مساءِ تو عاید بهخیر باشد بدین معنی که روز و شبِ تو به خیر و نیکی آید و رَوَد.
هادی در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۴:
در خواندن متون بزرگان می توان نگاهی انتقادی هم داشت. مقداری از اختلافات بیشمار فعلی در میان مردمان این کره خاکی ناشی از عمل به چنین توصیه هایی است. تصور بفرمایید هر کسی بخواهد علم را محدود به اعتقاداتش بداند. دیگر گفت و گو و مفاهمه ای نخواهد بود. هندو به جان مسلمان خواهد افتاد و مسلمان مسیحی را نادان خواهد خواند. شیعه و سنی ذم یکدگر کرده و کوکلس کلان و نازی و صهیونسیت و داعش پدید خواهد آمد...
محمد طاها کوشان mkushantaha@yahoo.com در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۸۶:
متنی را که من دارم دیوان غزلیات بیدل (رح) چاپ کابل است.
محمد طاها کوشان mkushantaha@yahoo.com در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۸۶:
شور بختانه که همچو کاتبان قلمی هرکسی از ظن خود یار بزرگان میشود اما افسوس در این است جابجایی واژه ها حتی جمله های نغز زنجیره یی تا یک دو دور دیگر بیرون آسیاییم ./ را تا یک دو روز دیگر دستکاری می نمایند و خواننده را سخت ناراحت می سازد. آسیا می چرخد و به هردور خوردن مشت مشت دانه های گندم زیر آمده آرد میگردد. شاید هم بهمان دور نخست دانه آرد گردد
میلاد در ۷ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۰ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:
خطاب به کنکور:
شده انتظارم از حد چه شود ز در درآیی
همه تست ها را زدم ز غمت شب جدایی
در خانه را چو بستم ز رفیق و آشنایی
به امید کسب رتبه نه برای خود نمایی
امیر در ۷ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳:
متاسفانه بعضی افراد تا حالا یه کتاب 30 صفحه ای در مورد تاریخ اسلام و ایران نخوندن پای منبر چهارتا ادم نشستن میان هم اسلامو میکوبن و هم ایران. اولم اینکه حاکمان ایرانی اکثرا بد نبود بعد از خسرو پرویز و بخاطر دخالت بی مورد رهبران دینی ساسانی به این روز افتادن. اسلام هم تا زمان پیامبر میدیدیم که به سرزمینی حمله نمیکردن و در زمان عمر که همین افراد به ظاهر متدین که فحششم میدن شروع به کشور گشایی کرد.
دوما اگر ایرانیان با اغوش باز به اسلام گرویدند چرا تا 100 سال نمیتونستن طبرستان رو بگیرند چرا تا چندین ماه خوزستان به فرماندهی ابولولو مقاومت کرد چرا مسلمان شدن ایرانی ها 200 سال حداقل به طول انجامید اینا واقعیته تا وقتی واقعیتو نبینین در جهالت کاملید و صدتا ادم عاقلم نمیتونن اصلاح کنن. جهالت دشمن خقیقت و علم اموزی و پیشرفته من از دوستان خواهش دارم قبل اینکه ایران حکومتای ایران و اسلام رو بکوبن حداقل 5 الی 6 تا کتاب در مورد هر دو گروه بخونن تازه بعد خوندن 6 تا کتاب میشه تا حدودی نظر داد.
راضیه در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۹: