مهران در ۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲:
اما سوال من
در زخم او زاری مکن دعوی بیماری مکن
زخم او یعنی زخم کی؟؟؟ دعوی طبابت میکنن دعوی بیماری چیه؟
صد جان شیرین داده ام ،تا این بلا بخریده ام...بلا همون عشقه که تو مصرع اول میگه.. این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیدهام، صد جان شیرین داده ام ،تا این بلا بخریده مصرع هارو جا بجا کنیم به ابیات شیرین تری هم میرسیم
مهران در ۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲:
دوستان درسته منم مثل خیلیا بخاطر چاووشی 100 بار گوش دادمو اومدم سراغ این شعر ولی کاش کمک میکردیم معنی ابیاتو در حد توان دریابیم بااینکه(هر کسی از ظن خود شد یار او)
اولین چیز بدرد بخور این حاشیه دوست عزیز اسفندیار:
زیرا از آن کِم دیده ای ... ممنون واقعا راه گشا بود
دومیش بابک:ای مردمان، ای مردمان، از من نیاید مَردُمی
که حمید بدرستی جواب داد ازمن نیاید مردمی ینی مثل سایر مردم نمیشم و مردم دار
محمد جانچندانک خواهی درنگر ینی ...چندان که....اگر میخواهی در من نگاه کن
ایران در ۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۷۰:
غم هر نفسی را که امروز بدون حضور حقیقت در دل انسان ،فرو میبریم ویا غم بی روحی بشر امروز و نشناختن جان انسان را،جهنم شما خواهد گردید روزی که حق را شناختید
ایران در ۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۹ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۶۸:
این میدانم به یقین که سلسله دوستی که در جان من انداخته ای هرگز از من انسان بنده جدا نخواهد و نتواند شد
احمدعلی در ۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹:
دربارهی خواندن بیت «وفا مجوی ز دشمن...» توسط آقای همایون شجریان، به دلیل آن که بدون مقدمه از ایشان خولسته شد بخوانند دچار شتابزدگی و خطا شدند و خود نیز هماندم به آن پی بردند و در چهرهیشان نیز پیدا بود. ولی با اشرافی که به موسیقی دارند توانستند این خطا را جبران کنن.
نوید در ۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۲۲ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۰:
ناکرده گنه در این جهان کیست بگو؟
آن کس که گنه نگرد چون زیست بگو ؟
من بد کنم و تو بد مکافات دهی
پس فرق میان من و تو چیست بگو ؟
●●خیام●●
گویا عراقی کپی کرده
مهران در ۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
استاد شکسته نفسی نفرمایید ما در مکتبتان تلمذ میکنیم
مفاهیم بسیار پیچیده بود و نتوان در موردش نظر قطع به یقینی داد. مولانا از این رو گفت(پای استدلالیون چوبین بود...پای چوبین سخت بی تمکین بود)
و هر برداشتی که جنابعالی فرمودید بی شک به واقعیت نزدیک خواهد بود اما به هر حال(هرکسی از ظن خود شد یار او،از درون او نجست اسرار او) درونش هم که اکنون نیست ما بجوییم اسرار را
اسما در ۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳ - زکات زندگی:
منظور از بیت "از غم خود بپرس کو با دل ما چه میکند این هم اگرچه شکوه ی شحنه به شاه کردنست" چیه؟؟؟
محمد علی در ۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵:
استاد محمدرضا لطفی در البوم صوفی به زیبایی تمام این شعر را اجرا کردند
فرهاد در ۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲۴:
بنظر من «اولیتر» باید اولی تر نوشته شود.
شهاب در ۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:
بازی با کلمات اگه زیاد از حد بشه خواننده احساس میکنه که نویسنده یا شاعر از بی محتوایی رو به فن نوشتن روی آورده که نتیجه ای جز تصنع با همنشنی چند کلمه مشابه یا متضاد رو در برنداره اما ببینید سعدی در این غزل چه زیبا تعابیر رو با این بازی کلمات می رسونه بدون هیچ تصنعی و دلزدگی تازه متنی شاداب رو تقدیم خواننده میکنه شور شیرین ،مویی تا میان کمر و میانی به اندازه مو ، روان و روان واقعا شیرین سخنی این حضرت تا جاییه که خودشون با وجود تواضعی که داشتند بهش اعتراف کردند دیگه ما چی بگیم
فربد در ۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۰ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۱۹ - جهنم:
رسول دید که جمعی گسسته افسارند
به چاره خواست کشان ربقه در رقاب کند
بهشت و دوزخی آراست بهر بیم و امید
که دعوت همه بر منهج صواب کند
من از جحیم نترسم از آنکه بار خدای
نه مطبخیست که در آتشم کباب کند
ز مار و عقرب و آتش گزنده تر دارد
خدای خواهد اگر بنده را عذاب کند
جحیم قهر الهیست کاندر این عالم
تو را به خوی بد و فعل بد عِقاب کند
به قدر وسعت فکر تو آن یگانه حکیم
سخن ز دوزخ و فردوس در کتاب کند
برای ذوق تو شهوت پرست عبدالبطن
حدیث میوه و حوریه و شراب کند
از آن نماز که خود هیچ از آن نمیفهمی
خدا چه فایده و بهره اکتساب کند ؟
تفاخری نبود مر خدای عالم را...
که چون تو ابلهی او را خدا حساب کند
ایرج میرزا
البته من ملک را خیلی دوست می دارم. و می دانم که شراب هم می نوشید و این مطلب را از دختر ایشان شنیدم. اما نمی دانم ملک چرا این قصیده را گفته حتما دلیلی داشته.
حجت الله ماله میر در ۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۲:
با پوزش از عزیزان
عرفان عملی و در انتها فضای پر سرور درست است
حجت الله ماله میر در ۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۲:
با سلام به همه عزیزان جان
این کیست
با شماست این اولین قدم در عرفان علمی است از خود بپرسید من کیستم
مولا ی جانها به خویش رسیده
نه در ذهن و فکرا بلکه با رها کردن نفس که همان فرمانهای فکر بی اختیار است
اکنون او چه میبیند
یک فضای بی نهایت یک سرور مدام یک حضور مستمر
و در توصیف آن توصیف ناشدنی همه تعاریف و مثالهای دیگر را برای تشبیه به او میآورد
و میگوید من همان اسحاق داود سلیمان موسی و همه هستم زیرا او دیگر فرد نیست شخص نیست او در وحدت با همه یکی است اگر سماع کرده باشید در میان سماع بودن بدون فکر و ذهن و آن فضای باز پر سرو ترا در بر میگیرد زیرا او همیشه انجاست و ترا میخواند آگاهی از خویش آگاه میشود ملاقات روح با روح خویش با خویش
آواز قو در ۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۳:
اصلاح بفرمایید لطفا:
به نان "خویش" قناعت کنیم و جامه ی دلق
که بار محنت خود به ز بار منت خلق
سپهر در ۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:
درود فراوان
به چشمم آمد که چندی از شعردوستان و سعدی پسندان عزیز درباره ی بیت هشتم اظهار نظرات کج و معوجی کرده بودند و لازم دیدم چند نکته رو متذکر بشوم.
اول اینکه در مصراع هشتم هیچ سکته وزنی ای وجود ندارد. چیزی که به گوش دوستانِ ناآشنا با عروض شعر فارسی سکته آمده یک اختیار شاعری پر کاربرد هست که بر طبق آن یک هجای بلند جایگزین دو هجای کوتاه میشود و در اینجا مفاعلن فعلاتن در بیت دوم بر اثر همین اختیار به مفاعلن مفعولن مبدل شده است.
چند مثال از این اختیار شاعری:
مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن که گاه تبدیل به مفعولن فاعلن میشود
گویی بط سفید جامه به صابون زده ست
کبک دری ساق پا در قدح خون زده ست
بر گلتر عندلیب گنج فریدون زدهست
لشکر چین در بهار بر که و هامون زدهست
لاله سوی جویبار لشکر بیرون زدهست
خیمهٔ او سبزگون، خرگه او آتشین... (منوچهری)
یا
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فَعل (فعول) که تبدیل به مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلن فاع در مصراع نخست شده است.
در کارگه کوزه گری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش (عمر خیام نیشابوری)
و اما نکته ی دوم، استدعا دارم از دوستان و بزرگواران عزیز که توجه کنند، آثار کلاسیک (و حتی معاصر) ادبی بازیچه و سطور روزنامه نیستند که صرفا به ظن و گمان و به اعتبار سلایق شخصی دستخوش تغییرات ناروا قرار گیرند. هر سطر و بیت و قطعه ادبی که مورد مطالعه ی ادب دوستان گرامی قرار میگیرد حاصل تلاش های شبانه روزی و مقابله نسخه های عدیده ی قدیمی و خطی موجود در کتابخانه های شرق و غرب هست و صرفا به خوشامد مصحح نوشته نشده که دوستان به خود اجازه می دهند سلیقه شخصی شان را هنگام کج فهمی ابیات لحاظ کنند. این مورد را بسیار در نظرات سایت فخیم گنجور دیده ام و حال هم از بی طاقتی این چند سطر را رقم میزنم. این آفت امانت ناداری ادب دوستان متاسفانه و بدبختانه تنها بلای امروز ما نیست و به درازای تاریخ ادب فارسی گریبان گیر ما بوده است و چه بسیار آثار ارزشمند و مهم را فاسد و مضمحل کرده است. استدعای عاجزانه دارم به عرایض بنده توجه درخور مبذول بدارید.
تنتان به ناز طبیبان نیازمند مباد
رضا ناصری در ۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۰:
مراد ازقد الف چون جیم شد اشاره ای عرفانی به مفهوم ذات اقدس و ذات مقدس بوده که در بحث تجلی محی الدین عربی و حکیم مغربی از شناخت خدا مطرح است
رضا س در ۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۷ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۸:
آقای حمید سامانی حافظ حتی یک بیت هم از سعدی یا هر شاعر دیگهای رو عبنا در شعرش نیاورده. یا یک مصرع از اشعار سعدی استفاده کرده و در مصرع بعدی شعر خودشو آورده مثل: غیر از این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است/ در سراپای وجودت هنری نیست که نیست. که مصرع دوم از سعدیه و حافظ بر پایهی همین مصرع یکی از غزلهای شاهکار خودشو گفته. یا از وزن و قافیهی غزلهای سعدی استفاده کرده که هر دو مورد مجازه. یکبار کاملا یک بیت رو نقل کرده که حق مولف رو هم رعایت کرده و اسم شاعر رو آورده(هرچند که اصل شعر از کمالالدین اسماعیل نیست و حافظ هم اشتباه کرده)
گر باورت نمیکند از بنده این حدیث/ از گفتهی کمال دلیلی بیاورم
گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر/ آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم
پس ربطی به نقل قول سعدی از فردوسی نداره. این بیت استاد سخن سعدیست هم منسوب به حافظه و بعیده که از حافظ باشه.
برگ بی برگی در ۷ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۵۳ - داستان مشغول شدن عاشقی به عشقنامه خواندن و مطالعه کردن عشقنامه در حضور معشوق خویش و معشوق آن را ناپسند داشتن کی طلب الدلیل عند حضور المدلول قبیح والاشتغال بالعلم بعد الوصول الی المعلوم مذموم:
گفت اینجا حاضری اما ولیک
من نمی یابم نصیب خویش نیک
احمدرضا هنری در ۷ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷۷: