Mani Khorsandi در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۰۲ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۲۷ - بهانه:
تضمین کردم این غزل را سال 1349 خورشیدی
گفتم زمن گذشته وفا را بهانه کرد
در پیش من نشست و رضا را بهانه کرد
گفتم ز چیست اینهمه اندیشه ات بگو
سر بر هوا گرفته خدا را بهانه کرد
گفتم زمن گرفته دلت یا ز دیگری
با سر به یک اشاره دوتا را بهانه کرد
گفتم ز دوستان نمی بینمت کسی
با لطف دوستانه جفا را بهانه کرد
گفتم به دیدگان تو شبنم چرا نشست
اشکش فرو چکید و ریا را بهانه کرد
گفتم ز راه عشق ببوسم لبان تو
دستش به لب نهاده حیا را بهانه کرد
گفتم نگفته ای که بجان خواهمت تورا
رنجیده شد کمی بها را بهانه کرد
گفتم بیا که در دل منصور جای توست
عذری نداشت تنگی جا را بهانه کرد
منصور خورسندی 10/3/49
بهرنگ در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۱۶ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۱:
نظر آقای جهانگیر درست است. وزن یاد شده، تنها میتواند برای مصراع اول بیت اول درست باشد اما با توجه به هجاهای آغازین مصراع دوم به سادگی فعلاتن مفاعلن فعلن خوانده میشود.
nahal n در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۷ دربارهٔ رضیالدین آرتیمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹:
آهنگ همه دردم ایرج بسطامی
پیوند به وبگاه بیرونی
مصطفی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
به نظر من هرکس بیت اول این غزل را قشنگ بفهمد.راز زندگی را هم خواهد فهمید.
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد.
سپاس از سایت خوبتون.
میلاد در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
ببخشید استاد بنان در تصنیفی بیت اخر را چونین خواندند
گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست
گفت حافظ گلهای از شب یلدا میکرد.
همچنین خدا یا میکرد را خواندند. نه خدا را . کدام مرجع دقیق نیست چون مخصون پایان شعر با تغییر دل شیدا یا شب یلدا کاملا تاثیری بسیار بر شالوده کل شعر دارد
فربد در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۲ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۹۱:
واقعا حکیم الحکما ابوالفتح ابراهیم عمر خیام نشابوری را باید پدر ایجاز شعر پارسی دانست.البته در عین موجز بودن بسیار فصیح سروده است این دانشمند
سمک عیار در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۵۰:
باسلام وتشکر از نظرات دوستان-به نظرمن معنی ویشه = بیشه به معنی بیشتر است یعنی معنای مصرع آخر:هنوززخمهای نشمرده از شمرده بیشتراست
عباس جنت در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۴:
اعمش= کسی که چشمش ضعیف باشد و از آن آب بریزد
سغری= ساغری, مخفف ساغری است که کفل اسب و حیوانات دیگر باشد
منعش= نشاطدهنده . برخیزاننده . افزاینده
زنخ=چانه
زنخ زدن: سخن بیهوده گفتن؛ چانه زدن
تو را مرده شوی نیست= تو نخواهی مرد
مقام نه پنج است و نی شش است= اشاره به آسمان هفتم جایی که رسول اکرم در معراج رفت
محسن پارسا در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۱ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
خدمت دوستانیکه میپندارن حمد خدا و ترس جهنم با هم جمع نمیشه برای یک بار حداقل دعای کمیل رو بخوانند لطفا.
مولا علی ع که سرآمد تمام عرفا و عقلا هستن بعد از نام بردن عذاب های متعدد آخرین عذابی که اسم میبرن چیه ؟
الهی و سیدی و مولای و ربی صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک.
بدترین درد از نگاه معشوق همینه و لا غیر.
جهنم برای آدمای کوچکی مثل من شاید آتش و درد باشه ولی برای اهلش فقط دوری از معشوق هست که جهنم رو دردناک میکنه.
محمدطهماسبی دهنو در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۵:
بیت پنجم اولش رو نیست گذاشتید حذفش کنید
دمیده است چو نرگس در این تماشاگاه
هزار چشم ویکی را نصیب دیدن نیست
محمد در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۱۴ - ذکر بایزید بسطامی رحمة الله علیه:
با سلام
این نوشته ها خیلی طبیعی هستن ، و بعضی از نوشته هاش که سخنان این بزرگوار بودن که تو معنی مغز ما ناتوان هست ،تا کنون همچین افرادی هستن که با ریاضت و عبادت کار های خارق العاده انجام میدن. تا متن رو هم کامل و با دقت نخوندید نظر بیخود ندید ،جملاتی که به نظر شما شرک و کفر هست در ادامه ببینی که چگونه نهی میکنه و خودشون رو حقیر تر از گفته میبینن
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
یک پشت زمین دشمن گر روی به من آرند
از روی تو بیزارم گر روی بگردانم
دوستان در باره مفهوم این بیت پرسیدند
گاهی با پس و پیش کردن برخی کلمات ، مفهوم مشخص می شود
به این شکل بخوانید:
از روی تو گر روی بگردانم بیزارم
یعنی اگر جمع کثیری از دشمنان به من روی کنند از این کار که روی گرداندن از تو باشد بیزار هستم
ضمنا دوستان عزیز که خانوادگی هم برای دفاع از آقای چاووشی در اینجا تشریف دارند اینجا جای بحث در باره یک غزل و بررسی و تفسیر آن است و در ابتدای صفحه آهنگ ها معرفی شده است نیاز به تکرار هزار باره ندارد. اینجا معمولا افراد اینقدر فهیم هستند که خودشان تشخیص بدهند به چه چیزی گوش بدهند و به چه چیزی گوش ندهند. تبلیغ زیاد آن هم به این شکل باعث بیزاری از فرد مورد نظر شما می شود مخصوصا که با القابی چون شاه همراهش کنید چون دادن لقب هایی که واقعا در خورد کسی نیست باعث نابودی اون میشه
محمدامین در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۶:
سلام و درود
پایان سال 97 است و در طلیعه نوبهار 98 هستیم و در جلسه پایانی سال و در مباحثه و بررسی آیات سوره کهف و داستان موسی و خضر علیهم السلام که به تعبیری نکات زیبایی از استاد شاگردی و... دارد. در پایان جلسه استاد عزیزم این بیت از غزل زیبای حافظ را هدیه نمودند:
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گِل باشی
محمدامین در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰:
سلام و درود
ازین غزل زیبا و پرمعنای حافظ در ترجمه و برگردان آیات سوره کهف و داستان موسی و خضر علیهم السلام بهره بردم.
بارها گفتهام و بار دگر میگویم
که من دلشده این ره نه به خود میپویم
نادر.. در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۳۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳:
راه تو شگرف است
به سر میروم آن ره..
میلاد در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹:
باید بگویم پرده داران حرم امن الهی که از چه از جن و از انس وظایف خود را فقط در برابر دستورات خداوند انجام میدهند. همان گونه که در گذشته غلامان موظف به انجام دستورات ارباب بودند. دوستان در سراسر شعر دستور به نکویی و تقرب به حضرت حق موج میزند و منظور حضرت اینست که حریم امن الهی کلیدی دارد که. خود مسکین درونت میتواند این را بیابد و پرده اسرار را بدرانی. شایان ذکر است در نهایت این سرا پرده خواهد افتاد که بی شک مرگ این را امکان پذیر میکند پس رانده شدن از این پرده فقط برای زندی حال و مادی است. در این بیت که میفرماید. از پس پرده گفت و گوی من تو چو پرده بیفتد نه تو مانی و نه من. که تو و من همان نیکی و بدی بدون در نظر گرفتن جای تو و من است. سپاس
محزون در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۸:
به حافظ بگی دوریش جونمو به لبم رسونده
دلم واسش تنگ شده مگه دست خودمه دلم میخواد ببینمش
حافظم با این غزل جوابتو بده ...
سید یوسف بیژنی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۷:
بیت اول فوق العادست . اوج عرفانه
همایون در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۰۴:
مطلع غزل بسیار زیباست و حرف بطور کامل بیان شده است، این زیبائی و ردیف "و مترس" شاعر را بیش از حد شجاع کرده بطوری که آن را به سختی تا شش بیت رسانده است
حرف روی در قافیه حرف نون است که باید همه جا پیش از ردیف بیاید بنابراین توصیه دوستان در بالا درست است و بیت چهارم نیاز به اصلاح دارد
در بیت دوم با کلمه جانور بازی میشود، اینگونه که اگر "ور" را از آن برداری تنها جان میماند بنابراین تو به همین سادگی میتوانی از ترس جانوری نجات پیدا کنی
و دیگر اینکه تو در گمان و تردید بسر میبری و به این دلیل از روز قیامت میترسی، کافی است که یک سرّ و جادویی بکار بگیری و از گمان بیرون بیائی و به یقین تبدیل شوی، خیلی ساده پس نترس!
بدان که تو طلایی ولی در خاک و معدن هستی، کافیست که مثل شعله برخسی و از معدن بیایی بیرون مگر بازی شعله را نمیدانی و یا رخسیدن بلد نیستی؟ خیلی آسان است کافی است که نترسی
تنها یک مسئله باقی میماند و آن این است که دل تو که در بیت اول حقیقیترین آیه در هستی است و نظیرش در قرآن هم پیدا نمی شود ناگهان بازی در میآورد و از تو دلیل و برهان میخواهد و مثل عقل ناتوان و درمانده میشود، تو هم براحتی میتوانی از یک بازی قدیمی که همه در گذشته (ماکان) آنرا تجربه کرده و عبرت گرفته اند استفاده کنی و آن هم سایه بازی است، کافی است که ادای سایه در بیاوری و خودت را مثل سایه هر برهان و دلیلی بدانی چون وقتی آفتاب بالای سر تو بیاید سایه هم از بین میرود و صورت مسئاله پاک میشود پس نترس، و بدان که:
این غزل ار کار نکرد دان که مثال شکم است
گفت عزیزش که بخور دلمه بادنجان و مترس
روفیا در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۸ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » فی التوحید باری تعالی جل و علا » حکایت عیاری که اسیر نان و نمک خورده را نکشت: