پرویز در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۳ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
با سلام و خدا قوت به همه
لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید
مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی
در اشعار عارفان تمثیل زیاد دیده میشود
در واقع این بیت نشان دهنده ترس از دوزخ نیست
عارف کسی هست که در زمان حال زندگی میکند و گذشته و آینده برای او وجود و معنایی ندارد.
و آتش دوزخ در اینجا، یعنی افتادن به ذهن محدود و با این ذهن محدود خدا را وصف کردن که امکان پذیر نیست و خداوند بینهایت است و در یک جای محدود جای نمیگیرد به همین خاطر مدام میگه نتوان وصف تو گفتن.
مثل این بیت شعر
گر بشکافند سر و پای من
به جز الله نیابند در اعضای من
و در واقع گفتن رهایی از اتش دوزخ از عارف گرانقدر جناب سنایی
همین بوده که خدایا مدام ذکر تو میگویم و سراپا تو شوم که از این محدودیت ذهن که در مقابل بینهایت خدا از اتش دوزخ هم بدتر است.
و من مدام ذکر تو گویم که به بینهایت و ابدیت تو زنده شوم و به فضای یکتایی بیایم
این معنای رهایی و ازادی از اتش دوزخ است.
اتش دوزخ چیزی در اینده نیست بلکه هر لحظه که با محدودیت ذهن فکر و عمل میکنیم افتاده ایم در اتش دوزخ.
و تنها راه رهایی از این اتش دوزخ ذهن: یکی شدن با خداست که این برای عوام توهم است.
و بد برداشت میکنند چون ما بهشت و جهنم را در اینده میدانیم
در صورتی که هر لحظه ذکر خدا میگوییم و عاشقیم در بهشت هستیم
و هر گاه از ذکر خدا باز میمانیم و به افکار منفی و محدودیت ذهن می افتیم، جهنم را تجربه میکنیم.
با تشکر
روح در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۳۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۴:
گاویست در آسمان قرین پروین
یک گاو دگر نهفته در عمق زمین
چشم خردت بازکن از روی یقین
و اندر وسط دو گاو مشتی خر بین!
همانطور که دوستان عزیز آگاهی دارند در بین شاعران ایرانی آثار " خیام " بیشترین تحریف رو داشتن!!!
دلیلش هم ساده بودن اشعار و راحت بودن شاعر هستش که هرکس یکذره شعر سرودن بلد بوده و سرسوزنی طبعشعر داشته ، اومده چهار بیت بهش اضافه کرده و ب عنوان اشعار خیام به خورد مردم داده!!!
باید رجوع کرد به کتاب رباعیاتخیام اثر حضرت استاد "صادقهدایت" ایشون توی این کتاب 143 رباعی رو ذکر کرده که توی انتساب این 143رباعی به حضرت خیام شکی نیست!
فکرشو بکنید که چند رباعی دیگه توسط افراد غیر به رباعیات خیام اضافه شده و استاد هدایت تاییدشون نکرده!!!!!!!
((( بشدت لازم به ذکر هستش که من هدفم از نوشتن کامنت این نیست که بگم علامه دهر هستم و استاد ادبیات!!!!!!!)))
کریم در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶:
مذهبی ها برداشت مذهبی میکنند.استاد رضا ساقی هم که لامذهب هست و در مورد مسائل مذهبی کینه ای برخورد میکند هم متوسل میشود به شاه شجاع و شأن نزول و این چیزا.
ناگاه منادی درآید ز کمین
کای بیخبران راه نه آن است و نه این
همایون در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۰۳:
گلهای زیبا در آغاز غزل صورت میگیرد و عاشق خود را بر تر از معشوق خود میبیند و او را از خود طرد میکند
زیرا انسان میتواند صاف صاف شود و به مقامی بالا تر از هستی و خدا برسد، در حالیکه خدا مجموعهای از نیکیها و بدی هاست، مانند خاری که با گل همراه است، همان گونه که انسان از بهشت میگریزد زیرا در آنجا مار که پلید است وجود دارد و عشق به دنبال رابطهای خالص و صاف است و از آسمان تیره خوشش نمی آید و همین صافی و روراستی است که این بیتهای آغازین غزل و به خصوص مطلع آن را میسازد و شاعر حرف دل خود را در آغاز سخن میزند
نیمه دوم غزل اما رازی بزرگ را میگشاید و از کششی صحبت میکند که معشوق به عاشق دارد از گردنامه ای که معشوق تهیه دیده است که اسیر خود را هر جا که باشد به سوی او باز میگرداند گویی او را سحر و جادو کرده است و دوری او را به مسخره میگیرد و در برابر سلطنت و پادشاهی خود ناچیز و بی ارزش میکند، و بر سفر جدایی او زیر زیرکی میخندد چون میداند اگر هزار بار هم برود چون تیر، باز هم او را بر میگرداند چون میداند انسان از عشق نمی تواند دوری کند و عشق مهمترین بخش وجودی اوست و این را بارها تجربه نموده است و میداند که فشار دوری برای او قابل تحمل نیست
نیما در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۱ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۱۹ - جهنم:
پوزش میطلبم بابت نظر اشتباهی ک درج کردم
خبط از بنده بود چون تنها همان بیت رو خواندم و نظر دادم ولی پس از قرائت تمام ابیات متوجه برداشت اشتباه خود از شعر جناب بهار شدم و تقاضامندم که نظر بنده را حذف کنید
نیما در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۴۷ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۱۹ - جهنم:
جز شیعه هرکه هست به عالم خداپرست
در دوزخ است روز قیامت مکان او
با این حساب و کتاب پس حضرات منصور حلاج بایزید بسطامی شمس تبریز مولانا... هم در دوزخ جای خواهند گرفت
امان از این شیعیان افراطی!
اقای بهار شما دیگر چرا؟
از امثال سیدی ک نظر دادن انتظار همچین افراطی گویی ها هست اما شما چرا ای سخن سرایِ فقید؟
منصور قربانی در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳۷:
مولانا بزیبائی منظور خود از شراب را که منطبق بر سوره های مبارکه المطففین و الانسان میباشد توضیح میدهد
شراب سر بمهر .ختامه مسک.
شرابی که ساقیش خود خداست .شرابی که مطهراست.هم پاکست وهم پاک کننده است.
طوبی لهم و حسن ماب
ما را همه شب نمی برد خواب در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
حکایتی = مفاعلن
ز دهانت = فعلاتن
به گوش جا = مفاعلن
ن من آمد ( ن م نآمد ) = فعلاتن
وزن مصراع کاملا درست هستش
حسین در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۳۶ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
ناز نفس اهوراییت محسن جان چاوشی
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم
به نظر می رسد کلمه «من» در اینجا زائد باشد و وزن مصرع بدون آن صحیح تر است.
اما در مورد کلمه حکایت که برخی دوستان بحث فرموده بودند، مصرع به همین شکل صحیح است
در اینجا حرف «ز» به معنی «در باره» است.
سعدی نمی خواهد بگوید از دهان تو یک حکایت به گوش جان من رسید بلکه حکایتی در باره دهان تو توسط شخصی دیگر (حالا یک انسان یا یک ورود قلبی) به گوش جانم وارد شد و بعد از ورود این حکایت، تمام سرزنش ها و نصیحت های مردم حکایتی بی ارزش بیش نیست و سعدی در این مورد بسیار سخن دارد.
بیت دیگر
من رمیده دل آن به که در سماع نیایم
که گر به پای درآیم به در برند به دوشم
دوش را در اینجا می توان به دو منظور به کار برد و هر دو هم صحیح است:
بهتر است که من دلداده وارد سماع نشوم چون وارد شدنم با پا و اختیار خودم است اما چنان غرق و بیهوش و بی اختیار می شوم که باید زیر بغلم (دوشم) را بگیرند و از مجلس خارج کنند یا اینکه مرا به دوش بگیرند و از مجلس بیرون ببرند.
نکته دیگری هم برخی بزرگواران اشاره داشتند که موسیقی مهم نیست. عزیز دل! بسیاری از اشخاص با موسیقی مخصوصا آواز استاد شجریان با حافظ و سعدی آشنا شده اند وانگهی مگر می شود انکار کرد که یک کار خوب و صدای خوب در فهم و دل دادن بی اثر باشد؟
مگر صوت بنده و مرحوم عبدالباسط به یک اندازه کشش برای قرآن ایجاد می کند؟
عباس جنت در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۹:
خلوتیان آسمان تا چه شراب میخورند= رحیق مختوم شرابی است سربسته که خداوند در روز قیامت آن را باز میکند منظور آیات الهی است
محسن ، ۲ در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۳ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ (مهدی نامه):
خرافه پردازان کوتاه نمی آیند
چه خوش سروده لیام عزیز:
نه من از روزگار می بینم نه هم از کردگار می بینم
ای شمایان گرفته دامن جهل عقل را در فرار می بینم
ملتی خو گرفته بر هذیان ابلهان بی شمار می بینم
چشم ها روشن از جمال شما عقل را شرمسار می بینم
جامتان از خرافه لبریز است همه را می گسار می بینم
قوم بدبخت بی خرد را بین خیل بی اختیار می بینم
سر نهاده به سجده ی مهمل همه را بنده وار می بینم
تا که قومی چنین فنا رفتند قامتی بس نزار می بینم
هرچه پنهان کنیم سستی را ضعف ها آشکار می بینم
تا که در بند این خرافاتی سکّه ات کم عیار می بینم
چشم بگشا که عمر می گذرد سال ها بی بهار می بینم
درّ رخشان به دامنت بسیار بر خزف اعتبار می بینم
گر بگوید ” لیام “ و تو خندی شام تو پایدار می بینم
محسن ، ۲ در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۱ - پادشاهی هوشنگ چهل سال بود:
جهاندار هوشنگِ بارای و داد
به جای نیا تاج بر سر نهاد
به نظرم هوشنگ فاعل است ، چون عمل تاج نهادن بر سر را
انجام داده
جهاندار ، بارای و داد هر سه صفت هستند برای هوشنگ
هوشنگِ جهاندار
هوشنگِ با رای
هوشنگِ دادگر.
هوشیار در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۱ - پادشاهی هوشنگ چهل سال بود:
باسلام خدمت دوستانِ مهرورزِ ادب پرور
فرصتی دست داد که نظرات دوستان را مطالعه کنم و بهره ها برم. راستی باید بگویم که نکات دستوری جناب شهبازی را که بر ابیات شاهنامه نگاشته اند، نکات همان بیت آغازین را خواندم ولی متاسفانه فرصتم کوتاه بود و به نکات دیگر ابیات نرسیدم. امّا باید بگویم که در بیت:
جهاندار هوشنگِ بارای و داد
به جایِ نیا تاج بر سر نهاد
فاعل «جهاندار» است و «هوشنگ» (عطف بیان برای «جهاندار») «بارای» صفت نخست برای هوشنگ می باشد. «داد» هم معطوف به «بارای» و در جایگاه صفت دوم قرار دارد. «سر» نیز مفعول باواسطه(= غیر صریح) برای فعلِ «نهاد» محسوب است.
البته دوستان عزیز جسارت بنده را ببخشایند! این نکات دستوری از جهت یادآوری بود نه نکته گیری. از آنجایی که دستور زبان یاریگر درک صحیح از متون است، اشاراتِ درست دستوری ما را در درک معنای صحیح متون یاریگر است و از گژراهه رفتن باز می دارد.
شهریار مشکین در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۹۲:
"جوامردی" (بدون حرف نون) واژهای معمول در ادب کلاسیک فارسی و از بدیهیات است.
میثم تشکری در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹:
نرگس که کله دار جهانست ببین کاو نیز چگونه سردرآورد به زر
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴:
سلام به همه اهل ادب
تو را در بوستان باید که پیش سرو بنشینی
و گر نه باغبان گوید که دیگر سرو ننشانم
اقرار می کنم با وجودی که روزانه چند ساعت را با غزلیات خداوند سخن به سر می برم هنوز زود است که زیرکی و بزرگی سعدی را در به کار گیری واژه ها درک کنم.
برای این که خواندن صحیح این کلمه «بنشینی» درست در بیاید باید یک مکث قبل از آن باشد و استرس و فشار هم روی کلمه «بنشینی» باشد تا مفهوم درستش مشخص شود یعنی متضاد ایستادن باشد
تو باید در بوستان در پیش سرو نایستی (روان نباشی، حرکت نکنی) چون این قدر بلند بالا هستی که اگر باغبان بالای تو را ببیند دیگر سراغ کاشتن سرو نمی رود.در جای دیگر نیز همین مضمون را آورده است:
سرو درآید ز پای گر تو بجنبی ز جای
ماه بیفتد به زیر گر تو برآیی به بامبه علاوه بنشینی با ننشانم نوعی از تقابل دارند که بیت را شاهانه کرده است.
ایام عزت مستدام
فاضل در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴۲:
کلمه مفتون بجای مجنون فکر می کنم که درست تر باشه، چون در فرهنگ لغت هم که نظر بندازیم معنی مجنون، دیوانه و متضاد عاقل هست، ولی مفتون از فتنه میاد و در حقیقت منظور از مفتون، مورد آزمایش قرار گرفتنه، و شعر داره میگه که همه ذرات مثل خود ما دارن مورد آزمایش قرار می گیرند، در نتیجه اگر بدی ازشون دیدیدم فی نفسه پای ذات خوبشون نذاریم. چون در حقیقت ذات هیچ چیز بد نیست و در نهایت بدی اصلا وجود نداره. و در آخر کار هممون هدفمون یکی هست.
این همه جنگ و جدل حاصل کوته نظریست
گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکیست
روفیا در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:
درود ویجی دیپ دوست دیرین
اگر مایلید از طریق لینک پایین صفحه به تلگرام گنجور متصل شوید.
از آنجا لینک تلگرام کانال تماشاگه راز را لمس کنید.
آنجا دوستان و من شما را خواهیم یافت.
مهران در ۶ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۱ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶: