امید صادقی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۲۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۵:
سلام
در بیت 2 "نه" چه نقشی دارد و کدام فعل را منفی میکند؟ لطفا در مورد معنی کل بیت نیز توضیح دهید.
نه آنچنان به تو مشغولم ای بهشتی روی
که یاد خویشتنم در ضمیر میآید
M. Kalhor در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۲۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۲۱:
در بیت سوم در کتابی به جای واژه سیمین مسکین هم دیدم
M. Kalhor در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۱۹ در پاسخ به هرمان دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۲۱:
ببخشید متال به چه معنیه ؟!
امید صادقی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۴:
سلام
منظور از "پسر" در جملهی "پسر دانست که دل آویخته اوست" همان معشوق است و معشوق یک شاهزاده است؟
آیا عاشق نیز یک مرد درویش است؟
چرا عاشق با دیدن معشوق میمیرد؟
Abbasrapper در ۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳ - غزاله صبا:
بیت پنجم رو اگه کسی میدونه تفسیر کنه ممنون
Abbasrapper در ۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۵۵:
بیت دوم رو اگه کسی میدونه منظورش چیه تفسیر کنه ممنون
در سکوت در ۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
ایمان کیانی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۰۶ در پاسخ به پیام دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۸ - گفتار اندر فراهم آوردن کتاب:
رَوِشن، ریخت پهلوی «روش» است.
مهدی خسروی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
با عرض و سلام و ادب بخدمت همگی فرهیختگان و عزیزان بزرگوار علاقه مند به شعر و ادب پارسی.
بنده در مورد این غزل استاد شهریار این ماجرا جال رو شنیدم که البته بعد از جست و جو فراوان صحت ماجرا برای بنده مشخص نشد، الا ای حال چون برای اینجانب جالب بود بنا رو بر صدق گفتار راوی میذارم که با یک واسطه این ماجرا رو از خود استاد شنیدند و در اینجا برای بزرگواران بازگو میکنم (به نقل قریب به مضمون از کاربر محترم جناب محمد ذیل غزل ای پریچهره که آهنگ کلیسا داری در سایت گنجور):
این شعر مخاطب خاص داره، یک دختر مسیحی که وقتی شهریار در حال تحصیلات دانشگاهی بوده همدانشگاهی استاد بوده. ولی بخاطر تفاوت اعتقادات و دین ایشون و شهریار و عدم موافقت پدردختر بهم نرسیدن. این شعر در نامه های دختر مسیحی که از شهریار دریافت کرده موجود بوده.
وقتی بعد از ترک تحصیل دانشگاه شهریار مریض میشه و گوشه بیمارستان بستری میشه دختر بصورت اتفاقی متوجه وخامت حال عاشق قدیمی میشه و به شهریار در بیمارستان سر میزنه و استاد فالبداهه این غزل معروف رو براش می سرایند
((آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا )) این غزل شهریار رو هم مطالعه بفرماپین تا متوجه اصل داستان بشین.
متاسفانه بخاطر هر چه که اسمش رو بزاریم این قسمتهای زیبای قصه گم شده ولی بنده هم در دوران تحصیلات دانشگاهی در سی سال قبل این داستان رو از استاد ادبیاتم که محضر استاد شهریار هم رسیده بودند شخصاْ فهمیدم و شنیدم
امیدوارم تونسته باشم پاسخ سوال شما رو در حد بضاعت خودم داده باشم
Mohieddin Jafari در ۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۴۲ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۴ - نکنم اگر چاره:
یکی از بهترین اجرا های این آهنگ کار استاد لطفی به همراه گروه شیدا و شهرام ناظری است:
علیرضا اکبرزاده در ۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۱۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱:
برهان شر.
علیآقا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۵۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » رزم کاووس با شاه هاماوران » بخش ۳:
بیت شماره ۷۳ «دریغست ایران که ویران شود===کنام پلنگان و شیران شود» را چگونه میتوان معنا کرد؟ مگر نه اینکه شیر و حتی به تازگی پلنگ جزو نمادهای ایران بودهاند؟ پس چگونه است که شاعر نگران از کنام شیران شدن ایران است؟ مگر غیر از آن است که حتی الان هم در ترانهها میگوییم: «ایران، مهد دلیران===ایران، کنام شیران»؟ پس چرا فردوسی افسوس و دریغ دارد از این؟
در این خصوص من تفسیری خواندم که خیلی به دلم نشست. نوشته زیر را مطالعه فرمایید و نظرتان را بنویسید:
اصلاح یک اشتباه تاریخی درباره بیت معروف فردوسی
در سکوت در ۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
مهرگان در ۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
منظوز از بیت 8 چیه؟
میم در ۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۵:۰۱ در پاسخ به ستاره دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:
مرگ بیگ بنگ ها ؟!! جسارتا با اخترشناسی که مشخص هست آشنایی ندارید ، زبان انگلیسی هم آموزش ندیدید ؟؟ شاید منظور جنابعالی مرگ سیاه چاله ها هست ؟؟؟
میم در ۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۵۳ در پاسخ به روفیا دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:
خوب منظور استادتون چی بوده ؟ یعنی چی ؟ من و شما باور کنیم یا خیر ، جام لطیفی ساخته و پرداخته می شود و بعد در هم می شکند ، آیا استاد گرانقدر سعی در نفی این واقعیت داشته است ؟ یا شاید استاد گرانقدر منظورشون به چالش کشیدن خدا بوده ؟ چطور اول وجود خدا را قبول می کند و بعد آن را به چالش می کشد ؟ غیر منطقی است . واقعا یر منطقی است . . .
میم در ۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۴۸ در پاسخ به عباس دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:
آتیئیست چه اصراری بر سرودن در مورد خدا دارد ؟ برای آتیئیست وجودی به اسم خدا نیست ... بعد هم اولینش رو از کجاتون آوردید ؟ ؟ ؟
میم در ۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۴۴ در پاسخ به آرش محمدی دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:
اتفاقا تفسیر شما ، از تمام تفاسیر دیگه شخصی تر و خام تر هست. کجا گفته شده جلوی شکتستن جام را نمی تواند بگیرد ؟ نوشته خودش جام را بعد از ساختن می شکند ؟
میم در ۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۴۰ در پاسخ به حمید رضا۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:
واقعا تفسیری خارج از منطق است . انسان عاقل چه کسی است ؟ خدا جام ساخته شده را می شکند ولی انسان عاقل آن را تحسین می کند ! خوب منظور از این که میفرمایید اصلا چیست ؟ اگر منظورتون این هست که خیام سعی در نفی خداوند دارد، که اصلا با این که فرمودید در تضاد است . چون خداوند است که جام را می شکند (و البته که جام واقعا می شکند) . اگر سعی در ساختن وجودی به اسم انسان عاقل در برابر وجود خدا دارید که باز مسخره هست که در این نبرد خداوند هست که برنده هست و جام را می شکند ؟ منظور شما از انسان عاقل چیست ؟ آیا این انسان عاقل جز تحسین کاری ازش بر نمی آید ؟
حسین دودی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۱۳ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۷۷۳: