یوسف در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۶ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:
در بیت :
زاهدی به میخانه سرخ رو ز می دیدم
گفتمش مبارک باد بر تو این مسلمانی
زاهد معمولا به شخصی گفته میشود که در ظاهر شریعت مانده و از آن جهت که نفس ناطقه انسان مقام لایقفی دارد و هر چقدر که عروج کند باز هم مقام و منزل بالاتری برای او هست همواره مورد طعنه عرفا قرار میگیرد که چرا به این حد قانع شده اید و در این مرتبه مانده اید؟ بالا بیایید!!!
میخانه جاییست که به انسان شراب طهور میدهند و انسان را از آلایش های وجود حیوانی اش پاک میکنند
زاهد که تا قبل از این زهد پیشه کرده بود که با فروش دنیا ، آخرت را بدست آورد حال به مرتبه بالاتری رسیده و آخرت و بهشت را هم دیگر نمیخواهد و فقط و فقط خود حضرت حق را میخواهد
زیرا بهشت نیز در واقع اطفاء بُعد شهوات حیوانی انسان است که به قول خود شیخ بهایی :
نان و حلوا چیست ای نیکو سرشت
این عبادت های تو بهر بهشت
نزد اهل حق بود دین کاستن
در عبادت مزد از حق خواستن
شیخی که اهل باطن است زاهدی را میبیند که نور معنویت در وجودش شکل گرفته و به تعبیری سرخ رو شده از باده معرفت و به او تبریک میگوید که تازه مسلمان شده ای زیرا تا دیروز برای لذات نفس خودت عبادت میکردی و از این به بعد نائل به عبادت احرار شده ای که فقط خدا را به خاطر خودش عبادت میکنند و به قول جناب سعدی :
گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی
چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید
سیاوش خزاعی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۶ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۰ - مثال دنیا چون گولخن و تقوی چون حمام:
از سخن مولانا تائیدی بر خرد مدرن یافتم
یونگ در تعبیر رویا :
سرگین یا مدفوع انسان را در رویا
نماد پول در ناخودآگاه میداند
بوی زر مانند سرگین ناخوش است
همیرضا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۶ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۵۶ دربارهٔ طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۲ - عبدالهریم جان:
به نقل از یادداشت دوستی که عنوان را پیشنهاد کردهاند:
«عنوان نقل از کتاب کاروان محبت اثر شاعر | اگر سرحرف هر بیت را به هم بچسبانیم به عبدالهریمجان میرسیم.»
همیرضا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۶ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۵۴ دربارهٔ طغرل احراری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۹۱ - عبدالاقدر:
به نقل از یادداشت دوستی که عنوان را پیشنهاد کردهاند:
«عنوان نقل از کتاب کاروان محبت اثر شخص شاعر| چنانچه سرحرف هر بیت را به هم بچسبانیم به عبدالاقدر میرسیم.»
جواد فاضلی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۶ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۱۴ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۵:
طرفه، تلفظ صحیحش تو مصرع: "عالم بیخبری طرفه بهشی بودهست"، چیه؟؟
خراباتی آتش در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۶ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۵۹ در پاسخ به بيژن دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹:
یاری در معنای مصدری دیدنی نیست؟ خردهای چنین بر حافظ که حسامیزی در الفاظ رندانهاش کمترین آرایه است از حافظ خوانان بعید است. ی نکره از معنای گران مصرع بسیار میکاهد. یاری(در معنای یک یار) در کسی نمی بینیم؟ بسی سبک مینماید
سید احسان حسینی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۶ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۲۲ دربارهٔ کمالالدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۴۲۳:
بیت این گونه صحیح است
کس نیست تا بر وطن خود گرید
بر حال تباه مردم بد گرید
دی بر سر مرده ای دو صد شیون بودا
امروز یکی نیست که بر صد گرید
ایمان کیانی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۶ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۲:
مصرع دویم از بیت نخست: حیف باشد که تو یــــــار من و من بــــــار تو باشم.
احسان بهزادنژاد در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۶ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۲۴ در پاسخ به آرش آریامنش دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:
عالی. بسیار زیبا
حبیب شاکر در ۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۴:
سلام بر رهروان ادب
چون روزی و عمر در ید انسان نیست
غم از بر آن هیچ جز حرمان نیست
گر با مدد حق نبود ،هر کاری
حتی نفس کشیدن هم آسان نیست
سپاس
علی شکری در ۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۹:
تو این غزل منظور حافظ از شاه ،خداونده که خیلی زیبا در همه بیت ها میشه فهمید منظورشو ودر کل داره از درجه ای که بهش رسیده صحبت می کنه و دلیلی که بر خلاف سایر غزلیاتش بیت آخر حافظ نداره اینه که درکمال عشق الهی دیگه از من خبری نیست و نامشو دیگه نمیاره
علی شکری در ۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹:
به نظر من منظور حافظ از فرخ خداست
ماھسا مشتری در ۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۸ - در بیان این حدیث کی ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لها:
لا بود چون او نشد از هست نیست
چونک طوعا لا نشد کرها بسیست
الھامی از آیہ ۱۱ فصلت
۔۔۔ائتیا طوعا او کرھا۔۔۔سپس بہ آفرینش آسمان پرداخت در حالی کہ بہ صورت دود بود بہ ان و بہ زمین دستور داد بوجود آیید خواہ از روی اطاعت و خواہ اکراہ آنھا گفتند:ما از روی اطاعت می آییم.
معنی بیت
ورود در فضای یکتا پرستی با نیست شدن تمام بت ھای مورد پرستش و در نھایت "نیستی " در برابر "ھست "خدا ممکن میباشد و اگر نفس خود را نیست نکنیم بی ارزش و بی چیز و "لا" خواھیم بود
و چون خداوند میخواھد ما را وارد این ھستی و بقای وجود ھمیشہ زندہ خودش کند از ما انتظار دارد بہ عشق "خود "را (لا ) یعنی "نیست "کنیم و اگر بہ عشق اینکار را نکنیم او با وجود اکراہ ما این کار را میکند و ھمہ ی بتھا را از جان و روح ما میزداید تا "لا" شویم و "دویی "نباشد و وارد فضای یکتایی پرستش او شویم
حسین علینقی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۵۹ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » اشعار محلی » شمارهٔ ۱ - بهشت خدا:
سلام و درود
مصرع دوم بیت اول با توجه به وزن، یک هجا کم دارد که با قرار دادن «که» پیش از «شوآرایه» هم وزن درست میشود و هم معنا:ماه رِ عروس منن که شوآرایه پندری: ماه را عروس میکنند که شبآراست، انگاری.
اگر دوستانی که مشهدی کهن بلد هستند بعضی اصطلاحات را معنی کنند، خیلی خوب است.
جهن یزداد در ۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۰۸ در پاسخ به سعید اسکندری دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۱۳ - سخن دقیقی:
شیخ عباس قمی صد سال پیش بوده این داستان از سده های نخست نوشته شده - سخنم درباره گرفت و نگرفت ان نیست درباره ندانستن شاملو است
جهن یزداد در ۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۱۳ - سخن دقیقی:
پُس = پسر
بیامد سر سروران سپاه
پُسِ تهم جاماسپ دستور شاه
دقیقی بارها و بارها پُس را جای پسر آورده و در پارسی باستان نیز پیتَ پتر ماتَ مادر دختر دختر پُس پسر نام کنایی و کنشی بوده
پس شاه لهراسپ گشتاسپ شاه
نگهبان گیتی سزاوار گاه
بیامد نخست ان سوار هژیر
پس شهریار جهان اردشیر
پس اگاه کردند زان کارزار
پس شاه را فرخ اسفندیار
بیامد پس ان برگزیده سوار
پس شهریار جهان نیوزارپس شهریار ان نبرده دلیر
نخستین کس نامدار اردشیر
بیامد پس ان برگزیده سوار
پس شهریار جهان نامدار
امیر م. در ۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۰۱ در پاسخ به آرام نوبری نیا دربارهٔ بیدل دهلوی » ترجیع بند:
با درک مقصور بنده همین «بهارِ آگاهی» درست است که نه به معنی آغاز آگاهی بلکه به صورت اضافهٔ تشبیهی است که آگاهی به بهاری تشبیه شده است که از آن «جز همین سرخ و زرد و سبز و کبود» «گل نکرد».
حامدحبیبی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۰۰ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۱۱۵ - ضلال مبین:
به نظر میرسه اگر در مصرع اول بیت دوم به جای «در» از «به» استفاده بشه، وزن شعر بهتر و روانتر میشه:
میخواند درس قرآن به پیش شیخ شهر وز شیخ دل ربوده به غنج و دلال خویش
امیر م. در ۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۳۵ در پاسخ به مجتبی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۱۲:
سلام. آیا منظور شما «فعلات فع لن فعلات فع لن» نیست؟ درست است که «فعلات فعلن فعلات فعلن» با قائدهٔ تسکین تبدیل به همان وزن میشود اما در هیچ یک از ابیات به این صورت (فعلن) نیامده است. به خصوص که در «فعلات فعلن» سه هجای کوتاه پشت سر هم می آید که تا جایی که می دانم در ادبیات فارسی سابقه ندارد و در جایی (که در این لحظه منبع را به یاد ندارم) خواندم که بر اساس قواعد وزن فارسی مجاز نیست.
البته «فعلن فعولن فعلن فعولن» دقیقاً همان «فعلات فع لن فعلات فع لن» با تقطیع متفاوت است.
در بخش ویرایش، وزن را به صورتی که ذکر کردم اصلاح میکنم انشاءاللّٰه مسئول سایت در قبول یا رد این ویرایش خودشان تصمیم درست را بگیرند. اگر نیاز به توضیح خاصی میبینید ممنون میشوم به این پیام پاسخ بدهید.
در سکوت در ۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۶ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶: