گنجور

حاشیه‌ها

در سکوت در ‫۴ سال قبل، یکشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۵:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

در سکوت در ‫۴ سال قبل، یکشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۴:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

هَزار در ‫۴ سال قبل، یکشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ جامی » بهارستان » روضهٔ ششم (در مطایبه) » بخش ۱۲:

🤣🤣

ابراهیم ازبک در ‫۴ سال قبل، یکشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۳۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۴۰ - مثل:

سبحان الله

محسن جهان در ‫۴ سال قبل، یکشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۷۵ - سبب جرأت ساحران فرعون بر قطع دست و پا:

تفسیر بیت ۱۰:

بر اساس حدیث نبوی، پیامبر در مورد این جهان که مبتنی بر صورت و ظواهر است فرمود که این جهان رؤیای کسی است که به خواب رفته است.

آن کسی می‌تواند به واقع جهان هستی را درک کند که زنده به ذات او شود. و درست همانند کسی که از خواب بر می‌خیزد، انسان‌ نیز لازم است با پالایش روح و تهذیب نفس از خواب ذهن بیدار شود.

م. سجادی در ‫۴ سال قبل، یکشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:

«با سلسله رقصیدن» یکی از مناسک تصوف است. احتمالا در بیت:

 

«صد باد صبا اینجا با سلسله می‌رقصند / اینست حریف ای دل، تا باد نپیمایی»

 

اشاره به همین معنی است. قریب به این معنی که باد صبایی که باید منتظر وزیدنش از کوی یار بود و چون باد است، طبیعتش وزیدن و گذشتن است، اکنون در چنین مجلسی، صد باد صبا از این سنخ را می‌بینی که به همراهی سلسله خود، به دست‌افشانی مشغولند و قصد و اندیشۀ گذر ندارند. و تو اگر در پی یافتن حریفی، این حریف واقعی است. مبادا تو در چنین مجلسی که باد هم پاگیر شده و از وزیدن گذشته، بیهوده پای در عنان باد نهی و به تکاپو و جستجوی بی‌حاصل بپردازی. هرچه هست، همینجاست.

بسم الله عزیزی در ‫۴ سال قبل، یکشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۴۹ در پاسخ به میثم عبدالمناف دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵۸:

سرو را به دو قسمت تقسیم نموده یک قسمت بر لب جوی یک قسمت هم در ته جوی گویا که نیمی از سرو از فرط خجلت بخاطری زیبای سرو قد معشوق آب گشته 

بسم الله عزیزی در ‫۴ سال قبل، یکشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۰۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳۲:

سرتاج موسیقی استاد محمد حسین سر آهنگ این غزل را بسیار زیبا کمپوز نمودند و اجرا کردن 

حبیب شاکر در ‫۴ سال قبل، یکشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۱۱ در پاسخ به دختر پرسپولیسی دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۰:

سلام.

نیاز به تفسیر نیست دقت بفرمایید خیلی بزبان ساده گفته و کاملا مفهوم است

حبیب شاکر در ‫۴ سال قبل، یکشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۷:

سلام بر همراهان یکدل

گر نیست شود قطره به دریا، دریاست 

یا خال نشیند رخ زیبا، زیباست 

گر ره سپری در پی خوبی، خوبی 

کوری که رود در پی بینا، بیناست 

سپاسگزارم

polaris ' در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:

سلسله موی دوست حلقه دام بلاست

هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست

 

بسیار زیبا و تامل بر انگیز👌

در سکوت در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۳:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

در سکوت در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۲:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

علیرضا نعمتی در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۱۶ در پاسخ به جهن یزداد دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۳ - بنیان کردن آهنگری و صنعت‌های دیگر به دست هوشنگ:

شعله ذوقش را فسردی پدر جان! آرام!

علیرضا نعمتی در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۱۴ در پاسخ به بهروز دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۳ - بنیان کردن آهنگری و صنعت‌های دیگر به دست هوشنگ:

 برداشت چنین معنایی از بیت آخر خالی از اشکال نیست. 

حسین حسینی مهر در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۰۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » رزم کاووس با شاه هاماوران » بخش ۳:

علی آقا داداش، " شدن " در مصراع دوم یعنی از دست رفتن، 

کنام پلنگان و شیران شدن، 

یعنی کنام پلنگان و شیران از دست بره . 

دکتر صحافیان در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷:

دل از من برد و روی از من نهان کرد خدایا با که این بازی توان کرد(۱۳۷)  


یک لحظه چهره گشود( ایهام: تجلیات رحمانی) و جلوه اش دلم را به یغما برد، سپس روی پوشاند!انصاف دهید! چه بازی خطرناکی!
۲-تنهایی شب هجرانش، قصد حانم را کرده بود ولی خیال خوشش مهربانی بی‌اندازه داشت.(خانلری: سحر تنهائی‌ام)
۳- اکنون که چشم زیبایش نیز به من بی اعتناست، چون لاله دلم پرخون است.
۴-این درد را با که گویم،؟! با درد جانسوز عشق، طبیبم نیز دشمن جان است!(خانلری: کجا گویم)
۵- از شوق رویش چون شمع، چنان سوختم که بربط با آوای موسیقی و سبو با صدای ریختن شراب بر من گریه می‌کنند( زاویه نگاه عاشق در مجلس بزم)
۶- ای صبا، ای پیام آور عشق!
اکنون که زاری عشق، بیچاره‌ام کرده، وقت وقتش هست به فریاد رس! که درد اشتیاق قصد جانم را کرده است.(شوق غایبان را باشد، جمله خلق در مقام شوق اند نه اشتیاق، سطوت اشتیاق چنان بنده رل مبهوت و مدهوش کند که او را نه اثری ماند و نه خبری.-عوارف المعارف، ترجمه پارسی، ۱۸۹-)
۷- در جمع مهرورزان نیز نمی‌توانم درد دل کنم و از بی وفایی یار بگویم.
۸- آنچه تیر چشمت با جان مشتاقم کرد، دشمن با جانم نمی‌توانست بکند( شدت درد عشق)
نکته: پارادوکس عشق در بیت ۴ و۸: درد دوست داشتنی- طبیب قاتل
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

پیوند به وبگاه بیرونی 

سفید در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۱۰ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:

 

انوری می گوید:

بردی دل و در کمین جانی

 

حافظ می گوید:

که دل برد و کنون در بند دین است

 

و اما سعدی می گوید:

دل ربود از من نگارم؛ جان ربودی کاشکی...

 

سعدی در عاشقی پاکبازِ پیشتاز است

 

سفید در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۵۶ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:

 

معروف لبت به تنگ‌باری

چونان که دلت به تنگ‌خویی! 

 

بردی دل و در کمین جانی...

 

علی فدیعمی در ‫۴ سال قبل، شنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۴:

أنی و علی العاشق هذان حرامان یعنی کی و چگونه ممکن است چنین چیزی اتفاق بیافتد در حالی که هر دو یعنی هم خواب و هم قرار بر عاشق حرامند.

انی حرف استفهام عربی است که شما به إنی به معنی من ترجمه کرده اید.

مثل این آیه در قرآن : یوم یتذکر الانسان و أنی له الذکری؟!

روز قیامت روزی که انسان متذکر می شود و آن روز چه جای تذکر و یادآوری است؟!

 

 

۱
۱۴۲۹
۱۴۳۰
۱۴۳۱
۱۴۳۲
۱۴۳۳
۵۸۰۸