غزل شمارهٔ ۱۴۳
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش
کو به تایید نظر حل معما میکرد
دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست
و اندر آن آینه صد گونه تماشا میکرد
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم
گفت آن روز که این گنبد مینا میکرد
بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمیدیدش و از دور خدا را میکرد
این همه شعبده خویش که میکرد این جا
سامری پیش عصا و ید بیضا میکرد
گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند
جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آن چه مسیحا میکرد
گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست
گفت حافظ گلهای از دل شیدا میکرد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۱۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
فضل الله شهیدی نوشته:
بنام خدا غزل۱۴۳
غزلی است که در اوج معنی قرار دارد اینک برداشتی هرچند نارسا ازآن به نثر:
میگوید: جام جهان نما یا جقیقت در درون خود ماست ودل آنرا ازذهنیت بیگانه ما می جوید
اصل وجود انسان ازصدف جهان هستی ومکان نیز بیرونست وآنرا از گم شدگان طلب میکند!
این مشکل را با پیر راهنما در میان گذاشتم پیری که با تا ئید معمارا حل میکند ( تائید باعث پایداری آگاهی میشود) واورا خرم وخندان دیدم و قدح می معرفت در دست داشت ودر آینه جام حقیقت انسان را مینگریست به او گفتم این جام راحکیم جهان چه زمانی به تو داد در پاسخ گفت جام حهان نما یا حقیقت انسان از بدو خلقت پیدا شده است
بیدلی که خداراازدورمیخواند خدا با اوست ونمی ییند اینهمه شعبده که منیت دراینجا به پا میکند شبیه آنست که سامری درقبا ل عصای موسی وید بیضا میکرد جرم منصور که بدار آویخته شد این بود که رازها را فاش میکرد (پیرراهنما چنین نمی کند) اگر مد د برسد کارهای مسیح را دیگران هم میکنند
به گفته پیرراهنما اهل شکوه را چاره جز زنحیرزلف بتان نیست
به مناسبت این معانی به خاطربیاوریم که طبق قرآن کریم روح الهی در انسان دمیده شده و طبق حدیثی از ییامبرص انسان از فرشته وحیوان سرشته شده است بنابراین اگر به حا لت فرشتگی درآید روحیه وبینش دیگری میابد (شاید از آنها برتر شود) لذا در کنار”منیت اجتماعی” ” من دیگری” وجود دارد که عظیم وباشکوه ودر ارتباط باحق است وما ازآن غافلیم ولی امکان ظهورش وجود دارد وهمین بعد از وجود ماست که تعبیر به گوهر و حام جهان نما شده است وخاصیت مسیحائی دارد وبقول حافظ بیهوده از بیگانگان آنرا طلب میکنیم اهل معرفت مانند خود حافظ کم وبیش این حالات والا را احساس کرده اند وابنگونه غزلیات ازین ممر برخاسته است
اصولامقصود ازکسب آگاهی و مجاهدات وعبادات رهائی از این منیت (نفس) ورسیدن به “من دیگر” است که با حقیقت ارتباط دارد گذشتن ازمنیت فعلی و راهیا بی به ورای آنرا میتوانیم هدایت به معنای قرآنی بدانیم ازآنجا که راهیابی سهل نیست درقرآن کریم عبارت لعلکم تهتدون(شاید راه یابید) در مورد مومنین و متقین مکررآمده است
amirhossein نوشته:
یکی از بیتهای محتمل این شعر که در نسخه غنی - قزوینی نیست در برخی نسخ دیگر اینگونه آمده:
(آنکه چون غنچه دلش (لبش) راز حقیقت بنهفت / ورق خاطر از این نسخه محشا میکرد) که اگر قبل از شاه بیت (گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند…) بیاید، مقدمه توضیح و تصویر بسیاری روشنی از شاه یت مذکور را میدهد.
بزرگمهر وزیری نوشته:
در بیت دوم منظور از “کمشدگان لب دریا” گوش ماهی است . یعنی اگر مروارید گرانبها را در گوش ماهی یافتی آن گاه می توانی آن راز ازلی را در کسانی که شایستۀ آن دانستن آن راز نیستند بیابی
مهدی پورابراهیم نوشته:
در سایت نخستین نیوز مشغول مطالعه سر فصل اخبار بودم که این لینک مولانا , کیمیای مراقبه !
توجهم را جلب کرد وارد لینک مولانا , کیمیای مراقبه ! شدم با مطالعه چند جمله ابتدایی آن که نوشته بود :”در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد:و آن آگاهی است و تنها یک گناه: وآن جهل است ” علاقه مند شدم آن را تا آخر مطالعه کنم
دربخشی از آن نوشته شده بودکه “بودا” درست در نخستین شب ازدواجش، در حالی که هنوز آفتاب اولین صبح زندگی مشترکش طلوع نکرده بود، قصر پدر را در جست و جوی حقیقت ترک می کند.
این سفر سالیان سال به درازا می کشد و زمانی که به خانه باز می گردد فرزندش سیزده ساله بوده است!
همسرش بعد از این همه انتظار چشم در چشمان “بودا” می دوزد،و می پرسد :
آیا آن چه را که دنبالش بودی در همین جا و در کنار خانواده ات یافت نمی شد؟!
و بودا می گوید: “حق با توست! اما من پس از سیزده سال تلاش و تکاپو این نکته را فهمیدم که
جز بی کران درون انسان نه جایی برای رفتن هست و نه چیزی برای جستن!”
حقیقت بی هیچ پوششی کاملا عریان و آشکار در کنار ماست
با خواندن این مطلب به یاد غزل زیبای لسان الغیب خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی افتادم که می فرماید :
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
الی آخر
مصطفی نوشته:
“بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمیدیدش و از دور خدایا میکرد”
خدا را —- خدایا
—
پاسخ: با تشکر؛ متن مطابق تصحیح قزوینی است (خدا را) و بدل هم نیاورده. تغییری اعمال نشد.
سید علی انجو نوشته:
بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد
خدا را غلط است خدایا صحیح است
ملیحه رجائی نوشته:
جام جم = استعاره از دل و ضمیر مرد حق
پیر مغان = رهبر روحانی
حکیم = دانا
مکان = منظور، این عالم
بیدل = عاشق
قدح باده به دست = قید حالت یعنی درحالت عرفانی بود
آینه = ضمیر آگاه عارف
جام جهان بین = ضمیر آگاه عارف
گنبد مینا = کنایه از آسمان
می کرد ( در گنبد مینا می کرد) = می ساخت
معنی بیت ۱: سالها بود که دل از ما جام جم و آینه اسرار را می خواست. آن چیزی که خودش داشت از بیگانه طلب می کرد.
معنی بیت ۲: این دل گوهری را می خواست که از این عالم خارج بود ولی آن را از گمشدگان وعقل گرایان و مدعیان معرفت که بر ساحل دریای اسرار وجود سرگردانند درخواست می کرد!
گل نی نوشته:
در بسیاری از مکان ها ” خدا را ” آمده و این بر میگردد به استفاده از خدارا در زمان حافظ و در شعر حافظ به احتمال زیاد همان “خدارا ” درست است .
سحر نوشته:
خدارا درست تر هستش وموقع خوندن کامل تر جلوه میکنه. خودتون یه مقایسه کنید
محمد نوشته:
با عرض سلام
وزن این شعر “فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن” می باشد که گویا اشتباها به صورت “فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن” نوشته شده است.
با تشکر از زحمات شما
حمیدرضا ف. نوشته:
@محمد
در اوزانی که با رکن فعلاتن شروع می شوند شاعر می تواند به جای فعلاتن اول وزن فاعلاتن بیاورد در نتیجه وزن شعر به همان صورت فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن صحیح است.
مریم نوشته:
سلام ..من یه مجموعه از غزلیات حافظ که با صدای خوش شاملو خوانده شده دارم..که وقتی با این نسخه شعرهارو مقایسه میکنم حداقل اختلافشون در ترتیب بیت هاست..آیا کسی اطلاع داره که منبع شاملو چه نسخه ای بوده و کدام قابل اعتماد تر هست؟ متشکرم
حمیدرضا کریمی نوشته:
سلام به نظر بنده در بیت ششم “خدایا” درست باشد زیرا معنای مصرع کاملتر میشود که در بسیاری از منابع نیز خدایا آمده است
فریبا علومی یزدی نوشته:
بیت هفت طبق نسخه انجوی سیرازی بدین صورت است:
آن همه شعبده ها عقل که می کرد آنجا / سامری پیش عصا و ید بیضا می کرد.
در خصوص نوشته امیر حسین در بالا ، صحیح بیت بدین صورت است.
آنکه چون غنچه دلش راز حقیقت بنهفت / ورق خاطر از این نکته محشا میکرد.
(حقیقت در دل نهفته می شود)
ورق خاطر از این نکته محشا میکرد یعنی:(در این زمینه اشتباه می کرد)
در بیت دوم” بیرون است ” در نسخه گنجوی “بیرون بود” آورده شده است که به نظر صحیح تر است
شاهین نوشته:
گوهری ایا کنایه از گوهر فروش است یا معنی دیگری دارد؟با تشکر
پیام نوشته:
مصراع از دور خدایا می کرد اشتباه تایپی داره، لطفا اصلاح کنید.
راد نوشته:
در جواب شاهین عزیز:
کلمه گوهری در اینجا اشاره به خود گوهر داشته و شاید دلیل ابهامتان، “را” محذوف این بیت باشد که اگر یک بار بیت را با علامت مفعولی بخوانید، ابهام برطرف خواهد شد:
گوهری ( را ) کز صدف کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگان لب دریا میکرد