ز عشق ار شد دلی دیوانه غم نیست
به ملک پادشه ویرانه کم نیست
اما خواهم ز خط یار و دانم
که در طومار فطرت این رقم نیست
دوام عمر خواهی جام بردار
که دور جام کم از دور جم نیست
مدار جام را پایندگی باد
ز گردش گر بماند چرخ غم نیست
مرا دیوانه خواند عاقل شهر
نمی رنجم که بر مجنون رقم نیست
دمار از من که می دانم بر آورد
برآوردن ولی یارای دم نیست
من از می تائبم لیک ار دهد یار
بگیرم رد احسان از کرم نیست
بسر پویم طریق عشق و بر من
چه منت ها که از ضعف قدم نیست
شکست ار یار دل های پریشان
عبث آن زلف مشکین خم به خم نیست
می منصور می خواهم دریغا
درین میخانه ها زآن باده نم نیست
از آن یغما کشم دزدیده ساغر
که از میخانه راهی تا حرم نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و تفکرات فلسفی درباره عشق و زندگی میپردازد. شاعر میگوید که اگر دلی از عشق دیوانه شده، غمانگیز نیست و خراب شدن مملکتی به اندازه کم نیست. او به دنبال قلم یار خود است و میداند که این عشق در سرنوشتش نقش نمیبندد. شاعر به اهمیت لذت بردن از زندگی اشاره میکند و میگوید که دورانی که در آن هستیم، باید با نوشیدن جامی پر از شادی سپری شود. او به دیوانگیاش افتخار میکند و نمیخواهد تحت تأثیر نظر دیگران قرار گیرد. در کل، شعر به تعارضات عشق، جستجوی خوشبختی و زندگی در لحظه اشاره دارد.
هوش مصنوعی: اگر دل آدمی به خاطر عشق دیوانه شود، غم و اندوهی وجود ندارد، زیرا در سرزمین پادشاهی، ویرانیها کم نیستند.
هوش مصنوعی: اما من میخواهم از نوشتهی محبوبم بهره ببرم و به خوبی میدانم که این خط در سرنوشت اصلی انسان وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی عمرت طولانی شود، بهتر است که نوشیدنی خوشمزهای را در دست بگیری، زیرا لذت بردن از زندگی همانند لذت بردن از زیباییهای جهان است.
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که امیدواریم خوشیها و شادکامیها همیشه پایدار بمانند، زیرا اگر زندگی به دور از غم و اندوه باشد، مشکلات و چرخشهای زندگی دیگر اهمیت چندانی نخواهند داشت.
هوش مصنوعی: مردم شهر که از عقل خود مطمئن هستند، مرا دیوانه مینامند، اما من از این موضوع ناراحت نمیشوم چون میدانم که دیوانگی در من نوشته نشده است.
هوش مصنوعی: من در حالتی هستم که میدانم چه کار باید بکنم، اما نمیتوانم آن را به انجام برسانم.
هوش مصنوعی: من از نوشیدن شراب دست کشیدهام، اما اگر دوست عزیزم چیزی به من هدیه دهد، این کارش را رد نمیکنم و از سخاوت او قدردانی میکنم.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق پیش میروم و برایم اهمیتی ندارد که دیگران چه انتقادهایی دربارهام دارند، زیرا به خاطر ناتوانیام در قدم گذاشتن در این راه اهمیت نمیدهم.
هوش مصنوعی: اگر دلهای نگران و آشفته را بشکنند، به هیچ وجه این زلف مشکی که در خم و چم است، بیفایده نخواهد بود.
هوش مصنوعی: من میخواهم از شراب منصور بنوشم، اما افسوس که در این میخانهها خبری از آن نوشیدنی نیست.
هوش مصنوعی: من برای نوشیدن شراب، از آن دزدی میکنم، چرا که از میخانه تا حرم راهی وجود ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر کردار تو بر من ستم نیست
تو خود دانی که بر خفته قلم نیست
گرت صد گنج هست ار یک درم نیست
نصیبت زین جهان جز یک شکم نیست
ز دستم گر چه قسمی جز الم نیست
چو بر دستست نام دوست غم نیست
ز دوزخ شعله غم گر چه کم نیست
چو غم را غمگساری هست غم نیست
مرا دلبند و مونس غیر غم نیست
ترا سرمایه جز جور و ستم نیست
مرا چون تو نباشد در جهان یار
ترا بهتر ز من دلدار کم نیست
اگر روی ترا در خواب بینم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.