جانفشانی من و عشوه او گر این است
از کسی ناید اگر کوهکن و شیرین است
چون کنم وصف دهان تو به هنگام حدیث
لب به هم چسبدم از بسکه سخن شیرین است
چهره کاهی مژه گلرنگ ز الوان جهان
سرخ و زردی که به ما بهره رسیده است این است
سنبل زلف تو یک خوشه و یک شهر گدای
گندم خال تو یک دانه و صد مسکین است
بیستون بر ندمد لاله که فرهاد هنوز
چشم آلوده به خونش به ره شیرین است
گفتمش هست ز خوبان چو تو سیمین بدنی
گفت نی نیست دریغا که دلم سنگین است
شبی از نافه زلفش سخنی رفت و هنوز
عمرها رفت و چو مجمر نفسم مشکین است
لازم افتاد چو آن عهد شکن با من و غیر
پای تا سر همه مهر است و سرا پا کین است
شکوه بردن به در آنکه غبار در او
از شرف غالیه طره حور العین است
علی عالی کش قائمه تیغ دو سر
قوت بازوی اسلام و حصار دین است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در غزل خود از عشق و زیباییهای محبوبش سخن میگوید. او از جانفشانی و زیباییهای دلربا و شیرینزبان محبوبش میگوید و به توصیف چهره و ویژگیهای ظاهری او میپردازد. عشق و وفاداری او با درد و رنجهای ناشی از جدایی همراه است و شاعر در عین حال به دلتنگی و سنگینی دل خود اشاره میکند. او زیباییهای محبوب را با مفاهیم عمیقتری همچون دین و عزت پیوند میدهد و از ارزشهای انسانی در این عشق سخن میگوید. در نهایت، غزل هم به عشق و هم به جوانمردی و وفاداری تأکید میکند.
هوش مصنوعی: اگر جانفشانی و عشق بازی من و او به این شکل باشد، پس چنین چیزی از هیچکس برنمیآید، حتی اگر او کوهنوردی بزرگ و شیرینزبان باشد.
هوش مصنوعی: زمانی که میخواهم تو را توصیف کنم و صحبتهایی را که دربارهات میکنم آغاز کنم، از شدت شیرینی صحبتها و زیباییهای تو، لبهایم را به هم میچسبانم و قدرت بیان ندارم.
هوش مصنوعی: زردی و سرخی که از زیباییهای جهان به ما رسیده، به شکل چهرهای با مژههایی مانند گل رنگین نمایان شده است.
هوش مصنوعی: موهای تو مانند خوشهای از سنبل است و در این شهر، گدایان زیادی هستند که فقط برای دانهای از خال تو به سراغت میآیند. در واقع، زیبایی و جذابیت تو مانند گندم ارزشمند است و بسیاری به دنبال آن هستند.
هوش مصنوعی: تکاپو و تلاش فرهاد برای رسیدن به شیرین همچنان ادامه دارد و تا زمانی که او به هدفش نرسیده، زیبایی و شگفتیهای بیستون شاداب و زنده نخواهد بود. فرهاد در این مسیر هنوز با چشمانی پر از غم و درد به یاد عشقش است.
هوش مصنوعی: گفتم آیا زیبایانی مانند تو با چنین اندامی وجود دارند؟ او پاسخ داد نه، چنین کسانی نیستند. افسوس که دلم پر از غم و سنگینی است.
هوش مصنوعی: یک شب از زیبایی و جذبهی زلف او، گفتگویی بر زبانم جاری شد و هنوز سالها از آن روز گذشته است، در حالی که نفس من همچنان چون گلابی خوشبو و معطر است.
هوش مصنوعی: زمانی که آن بیوفا با من عهد شکسته است، دیگر پای کسی با من در میان نیست و همه چیز پر از محبت و در عین حال پر از کینه است.
هوش مصنوعی: افتخار به کسی که گرد و غبار درونش، به اندازهای ارزشمند است که از زینتهای حوریان بهشتی فراتر میرود.
هوش مصنوعی: علی شخصیتی بزرگ و برجسته است که به عنوان نیرویی قوی از اسلام و محافظت از اصول دین شناخته میشود. او مانند تیغی دو لبه، قدرت و استحکام را ارائه میدهد و به عنوان دژ محکمی برای ارزشهای مذهبی عمل میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا که اسلام و شریعت به جهان آیین است
رکن اسلام خداوند معزّالدین است
داور عدل ملکشاه، شه روی زمین
که ز عدلش همه آفاق بهشت آیین است
آنکه در طاعت و فرمانش شه توران است
[...]
گر کسی سرو شنیدهست که رفتهست این است
یا صنوبر که بناگوش و برش سیمین است
نه بلندیست به صورت که تو معلوم کنی
که بلند از نظر مردم کوتهبین است
خواب در عهد تو در چشم من آید هیهات
[...]
گرد باغ رخت از سنبل چین پر چین است
باغ رخسار تو را سنبل چین پر چین است
وصف حسن بت چین پیش تو بت عین خطا
کز رخ و زلف تو بت بر بت چین پر چین است
چشمه چشم من از چشم تو دریا بار است
[...]
آنچه کفر است بر خلق، بر ما دین است
تلخ و ترش همه عالم برما شیرین است
چشم حق بین بجز از حق نتواند دیدن
باطل اندر نظر مردمِ باطل بین است
گل توحید نروید ز زمینی که دروا
[...]
باده در دور غمت بسکه نشاط افزا نیست
پنبه را نیز سر همدمی مینا نیست
مینمایند مه عید به انگشت، به هم
سوی ابروی تو میل مژهها بیجا نیست
هیچ ازین دیدهٔ خونابه گشادیم نشد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.