زلف تو نشسته تا سر دوش
در ماتم عاشقان سیه پوش
از ما به غلط نمی کنی یاد
وز غیر نمی کنی فراموش
آن پنبه که بر لب صراحی است
ای کاش مرا نهند در گوش
چشم تو به قصد شیر گردون
آهوی حرم به خواب خرگوش
با موی سفید عشقم آن کرد
کآتش نکند به عهن منفوش
بسته است مرا زبان گفتار
فریاد از آن لبان خاموش
ابروت به چهره یا مه سلخ
بگشوده بر آفتاب آغوش
بر دیده نهم گر آیدم تیر
زآن ترک کمان کشیده تا گوش
یغما ز خطش قوی تر افتاد
چون گرگ حریص و چاه خس پوش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات عمیق و عاشقانه شاعر نسبت به معشوقهاش است. شاعر از زیبایی و جذابیت زلف و ابروهای او صحبت میکند و حالاتی از غم و دلتنگی عاشقان را توصیف میکند. او به یاد معشوقهاش اشاره میکند که هرگز فراموشش نمیکند. همچنین از مشکلاتی که عشق برایش ایجاد کرده، مانند زبان بسته و عدم توانایی در بیان احساسات، سخن میگوید. در نهایت، شاعر به شدت و جذابیت معشوقهاش اشاره دارد که همچون تیر به قلب او اصابت میکند.整体اً، شعر توصیف کنندهی عشق، درد، و زیبایی است.
هوش مصنوعی: موهای تو به نرمی و زیبایی بر شانههایت افتاده و در این حال، یادآور درد و غم عاشقانی است که لباس سیاه بر تن دارند و برای عشقشان عزاداری میکنند.
هوش مصنوعی: تو هرگز به خاطر اشتباهات ما چیزی را به یاد نمیآوری و از دیگران هم فراموش میکنی.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخص آرزو میکند که آن پنبهای که در لب صراحی است، در گوشش قرار بگیرد. این تصویر به نوعی بیانگر آرزویی خاص یا خواستهای عمیق است که ممکن است به ارتباط یا شنیدن چیزی مربوط باشد.
هوش مصنوعی: چشمان تو مانند شکارچیانی هستند که به دنبال شیر در آسمانند، در حالی که آهوی حرم در خواب آرامی مانند خواب خرگوش قرار دارد.
هوش مصنوعی: عشق من به قدری قوی است که حتی با موهای سفید و پیری، نمیتواند شعلههای دلسوزی را خاموش کند.
هوش مصنوعی: سخن گفتن برایم دشوار است و از آن دهانهای خاموش، تنها فریاد بلند است.
هوش مصنوعی: به خاطر ابروهای تو چهرهات مانند ماه درخشنده است که آفتاب را در آغوش میگیرد.
هوش مصنوعی: اگر تیر از کمان آن ترک زیبا به سمت من بیافتد، چشمانم را به او میسپرما و هرگز از او غافل نخواهم شد.
هوش مصنوعی: یغما از قدرت خطش قویتر افتاد، مانند گرگی حریص که در چاهی پوشیده از خس نشسته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن زلف نگر بر آن بر و دوش
وان خط سیه بر آن بناگوش
هر دو شده پیش ماه و خورشید
مانندهٔ حاجبان سیهپوش
بیگرمی و بیفروغ آتش
[...]
در عشق تو ای نگار خاموش
بفزود مرا غمان و شد هوش
من عشق ترا به جان خریدم
تو مهر مرا به یاوه مفروش
هرگز نشود غمت ز یادم
[...]
آن خط دمیده بر بناگوش
ماه است ز شب شده زره پوش
درد دل عاشقان بی صبر
رنج تن بی دلان مدهوش
ای روز به روز فتنه باتو
[...]
کیوان علم سیاه بر دوش
در بندگی تو حلقه در گوش
ترسا بچهٔ شکر لبم دوش
صد حلقهٔ زلف در بناگوش
صد پیر قوی به حلقه میداشت
زان حلقهٔ زلف حلقه در گوش
آمد بر ِمن شراب در دست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.