صبحدم دل را مقیم خلوت جان یافتم
از نسیم صبح بوی زلف جانان یافتم
چون بمهمانخانه ی قدسم سماع انس بود
آسمان را سبزه ئی بر گوشه ی خوان یافتم
باغ جنت را که طوبی زو گیاهی بیش نیست
شاخ برگی بر کنار طاق ایوان یافتم
عقل کافی را که لوح کاف و نون محفوظ اوست
در مقام بیخودی طفل دبستان یافتم
خضر خضراپوش علوی چون دلیل آمد مرا
خویشتن را بر کنار آب حیوان یافتم
طائر جان کو تذور بوستان کبریاست
در ریاض وحدتش مرغ خوش الحان یافتم
چون درین مقصوره ی پیروزه گشتم معتکف
قطب را در کنج خلوت سُبحه گردان یافتم
در بیابانی کزو وادی ایمن منزلیست
روح را هارون راه پور عمران یافتم
بسکه خواندم لا تَذر بر خویش و گشتم نوحه گر
خویشتن را نوح و آب دیده طوفان یافتم
گر بگویم روشنت دانم که تکفیرم کنی
کاندرین ره کافری را عین ایمان یافتم
چشم خواجو را که در بحرین بودی جوهری
در فروش رسته ی بازار عمان یافتم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر با بیداری صبح و نسیم دلانگیز، به جستجوی جلوههای زیبایی روحانی و معنوی میپردازد. او در دل باغ جنت، نشانههایی از طهارت و خوشی را مییابد و عقل خود را در مقام بیخودی کودکانه درمییابد. همچنین، با اشاره به شخصیتهای عرفانی چون خضر و هارون، از راهنماییهای معنوی بهرهمند میشود و در جستجوی حقیقت، احساسات عمیق خود را ابراز میکند. خواجو در انتها به تضاد ایمان و کفر پرداخته و به کنجکاوی همیشگی خود درباره جواهرات دریا اشاره میکند. او در نهایت به درک عمیقتری از وجود خود و معانی عرفانی نائل میآید.
هوش مصنوعی: در صبحگاه دل را در مکانی آرام و خلوت پیدا کردم و از نسیم صبح عطر و بوی موهای محبوب را استشمام کردم.
هوش مصنوعی: وقتی به مهمانخانه ی سرزمین قدس رفتم، صدای دلنشینی به گوشم رسید و در گوشه ی سفره، سبزه ای پیدا کردم که آسمان را به یاد می آورد.
هوش مصنوعی: بهشت را دیدم که در آن درخت طوبی وجود ندارد و تنها شاخهای با چند برگ در کنار طاق ایوان پیدا کردم.
هوش مصنوعی: من در حالتی از بیخودی، عقل کافی را که مانند لوحی مقدس از دانایی و خرد است، یافتهام. این مقام شبیه به دوران ابتدایی و بیدردسر یک کودک دبستانی است.
هوش مصنوعی: خضر، پیامبر سبزپوش از نسل علی (علیهالسلام)، به عنوان راهنما پیش من آمد. من خود را کنار آب زندگی یافتم.
هوش مصنوعی: پرنده روح من که در باغ کبریا میچرخد، در گلزار وحدتش پرنده خوشخوانی را یافتم.
هوش مصنوعی: وقتی در این مکان خاص و پرنور قرار گرفتم، متوجه شدم که در گوشهای از خلوت، مشغول نیایش و یادآوری قطب هستم.
هوش مصنوعی: در بیابانی که در آن منطقهای امن و آرام وجود دارد، من روح هارون، پسر عمران را یافتم.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه خیلی از این شعر را میخواندم، به حال خودم دچار غم و اندوه شدم و همانند نوحهگری شدم که در سوگ خود مینالد و در درونم مانند طوفانی از اشک ویرانی را حس کردم.
هوش مصنوعی: اگر بگویم که تو را میشناسم، میدانم که مرا تکفیر خواهی کرد، زیرا در این راه، کفر را به حقیقت ایمان تبدیل کردهام.
هوش مصنوعی: چشمی که خواجو داشت، در بحرین بود و من یک گوهر را در بازار عمان پیدا کردم که در حال فروش بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دوش جان را در فضای کوی جانان یافتم
کوی او را از صفا جولانگه جان یافتم
بر سر آن کوی او نعره زنان چون جان خویش
جان مشتاقان جان را من فراوان یافتم
چون عروج عشق کردم در سماوات ضمیر
[...]
دُرد دردش خورده ام تا صاف درمان یافتم
دل ز جان برداشتم تا وصل جانان یافتم
کار جمعی شد پریشان در هوای زلف او
گرچه من جمعیت از زلف پریشان یافتم
عارفانه آمدم از غیب و در غیبُ الغیوب
[...]
چون بفضل حق رهی در ملکت جان یافتم
صد هزاران عالم بیحد و پایان یافتم
سال ها درهر یکی زان عالم اقلیم جان
سیر کردم جمله عالم عین جانان یافتم
جمله ذرات عالم از لطیف و از کثیف
[...]
خال را سرمایه زلف پریشان یافتم
در سواد نقطه ای سی جزو قرآن یافتم
در سواد خال سیر زلف کردم مو بمو
مد بسم الله را در نقطه پنهان یافتم
از دورنگی دست شستم بر لب بحر وجود
[...]
شبکه عبرت را دلیل این شبستان یافتم
هر قدرچشمم به خود وا شد چراغان یافتم
جام می خمیازهٔ جمعیت آفاق بود
قلقل مینا شکست رنگ امکان یافتم
سیر این هنگامهام آگاه کرد از ما و من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.