گنجور

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۵

 

تازه شد آوازهٔ خوبی ، گلستان ترانغمه سنج نو، مبارک باد، بستان ترا
خوان زیبایی به نعمتهای ناز آراست، حسننعمت این خوان گوارا باد مهمان ترا
مدعی خوش کرد محکم در میان دامان سعیفرصتش بادا که گیرد سخت دامان ترا
باد، پیمان تو با اغیار یارب استوارگرچه امکان درستی نیست پیمان ترا
صد چو وحشی بستهٔ زنجیر عشقت شد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۹

 

نرخ بالا کن متاع غمزهٔ غماز راشیوه را بشناس قیمت، قدر مشکن ناز را
پیش تو من کم ز اغیارم و گرنه فرق هستمردم بی‌امتیاز و عاشق ممتاز را
صید بندانت مبادا طعن نادانی زنندبهر صید پشه، بند از پای بگشا باز را
انگبین دام مگس کردن ز شیرین پیشه‌ایستبرگذر نه دام، مرغ آسمان پرواز را
حیف از بازو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۱۳

 

منع مهر غیر نتوان کرد یار خویش راهر که باشد، دوست دارد دوستار خویش را
هر نگاهی از پی کاریست بر حال کسیعشق می‌داند نکو آداب کار خویش را
غیر گو از من قیاس کار کن این عشق چیستمی‌کند بیچاره ضایع روزگار خویش را
صید ناوک خورده خواهد جست، ما خود بسملیمای شکار افکن بتاز از پی شکار […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۱۴

 

چیست قصد خون من آن ترک کافر کیش راای مسلمانان نمی‌دانم گناه خویش را
ای که پرسی موجب این ناله‌های دلخراشسینه‌ام بشکاف تا بینی درون خویش را
گر به بدنامی کشد کارم در آخر دور نیستمن که نشنیدم در اول پند نیک اندیش را
لطف خوبان گرچه دارد ذوق بیش از بیش، لیکحالتی دیگر بود بیداد بیش از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۱۹

 

خانه پر بود از متاع صبر این دیوانه راسوخت عشق خانه سوز اول متاع خانه را
خواه آتش گوی و خواهی قرب، معنی واحد استقرب شمع است آنکه خاکستر کند پروانه را
هر چه گویی آخری دارد به غیر از حرف عشقکاینهمه گفتند و آخر نیست این افسانه را
گرد ننشیند به طرف دامن آزادگانگر براندازد فلک بنیاد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۲۰

 

ساکن گلخن شدم تا صاف کردم سینه رادادم از خاکستر گلخن صفا آیینه را
پیش رندان حق شناسی در لباسی دیگر استپر به ما منمای زاهد خرقهٔ پشمینه را
گنج صبری بیش ازین در دل به قدر خویش بودلشکر غم کرد غارت نقد این گنجینه را
روز مردن درد دل بر خاک می‌سازم رقمچون کنم کس نیست تا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۲۱

 

کس نزد هرگز در غمخانهٔ اهل وفاگر بدو گویند بر در ، کیست گوید آشنا
چیست باز این زود رفتن یا چنین دیر آمدنبعد عمری کامدی بنشین زمانی پیش ما
چون نمی‌آید به ساحل غرقهٔ دریای عشقمی‌زند بیهوده از بهر چه چندین دست و پا
گفته‌ای هر جا که می‌بینم فلان را می‌کشمخوش نویدی داده‌ای اما نمی‌آری بجا
چهره […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۲۷

 

پاک ساز از غیر دل ، وز خود تهی شو چون حبابگر سبک روحی توانی خیمه زد بر روی آب
خودنمایی کی کند آن کس که واصل شد به دوستچون نماید مه چو گردد متصل با آفتاب
کی دهد در جلوه گاه دوست عاشق راه غیردم مزن از عشق اگر ره می‌دهی بر دیده خواب
نیست بر ذرات […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۲۸

 

قصهٔ می خوردن شبها و گشت ماهتابهم حریفان تو می‌گویند پیش از آفتاب
آگهم از طرح صحبت تا شمار نقل بزمگر نسازم یک به یک خاطر نشانت بی حساب
مجلسی داری و ساغر می‌کشی تا نیمشبروز پنداری نمی‌بینیم چشم نیمخواب
باده گر بر خاک ریزی به که در جام رقیبمی‌خورد با او کسی حیف از تو و حیف […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۳۴

 

این زمان یارب مه محمل نشین من کجاستآرزو بخش دل اندوهگین من کجاست
جانم از غم بر لب آمد، آه از این غم، چون کنمباعث خوشحالی جان غمین من کجاست
ای صبا یاری نما اشک نیاز من ببینرنجه شو بنگر که یار نازنین من کجاست
دور از آن آشوب جان و دل ، دگر صبرم نماندآفت صبر و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۳۵

 

یاد او کردم ز جان سد آه درد آلود خاستخوی گرمش در دلم بگذشت و از دل دود خاست
چون نفس امشب فرو بردم جدا از صبح وصلکز سر بالین من آن سست پیمان زود خاست
دوش در مجلس به بوی زلف او آهی زدمآتشی افتاد در مجمر که دود از عود خاست
از سرود درد من در […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۴۳

 

خوار می‌کن ، زار می‌کش، منتت بر جان ماستخواری ظاهر گواه عزت پنهان ماست
چشم ظاهر بین بر آزار است وای ار بنگرداین گلستانها که پنهان زیر خارستان ماست
ترک ما کردی و مهر و لطف بیعت با تو کردناز و استغنا ولی هم عهد و هم پیمان ماست
بی رضای ماست سویت آمدن از ما مرنجاین نه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۴۵

 

یار ما بی رحم یاری بوده استعشق او با صعب کاری بوده است
لطف او نسبت به من این یک دو سالگر شماری یک دوباری بوده است
تا به غایت ما هنر پنداشتیمعاشقی خود عیب و عاری بوده است
لیلی و مجنون به هم می‌بوده‌اندپیش ازین خوش روزگاری بوده است
می‌شنیدم من که این وحشی کسیستاو عجب بی اعتباری […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۵۵

 

بگذران دانسته از ما گر ادایی سرزدستبوده نادانسته گر از ما خطایی سرزدست
آخر ای صاحب متاع حسن این دشنام چیستدر سر دریوزه ، گر از ما دعایی سرزدست
اله اله محرم راز تو سازم حرف صوتاین زبان و تیغ اگر حرفی ز جایی سرزدست
التفات ابر رحمت نیست ورنه بر درتتخم مهری کشتم و ، شاخ وفایی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۵۶

 

از نظر افتادهٔ یاریم مدتها شدستزخمهای تیغ استغنا جراحتها شدست
پیش ازین با ما دلی زایینه بودش صافترآهی از ما سرزدست و این کدورتها شدست
چشم من گستاخ بین ، آن خوی نازک زود رنجتا نگاهم آن طرف افتاده صحبتها شدست
بر سر این کین همه خواری چرا باید کشیدبا دل بیدرد خود ما را خصومتها شدست
زین طرف […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۶۰

 

ناتوان موری به پابوس سلیمان آمدستذره‌ای در سایهٔ خورشید تابان آمدست
قطره‌ای ناچیز کو را برد ابر تفرقهرفته از عمان و دیگر سوی عمان آمدست
سنگ ناقص کرده خود را مستعد تربیتتا کند کسب کمالی جانب کان آمدست
بی زبان مرغی که در کنج قفس دم بسته بودسد زبان گردیده و سوی گلستان آمدست
تشنهٔ دیدار کز وی تا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۶۲

 

آنکه بی ما دید بزم عیش و در عشرت نشستگو مهیا شو که می‌باید به سد حیرت نشست
آمدم تا روبم و در چشم نومیدی زنمگرد حرمانی که بر رویم در این مدت نشست
بزم ما را بهر چشم بد سپندی لازمستغیر را می‌باید اندر آتش غیرت نشست
مسند خواری بیارایید پیش تخت ناززانکه خواهیم آمد و دیگر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۶۶

 

مشورت با غمزه چشمت را پی تسخیر کیستباز این تدبیر بهر جان بی تدبیر کیست
دست یاری کاستین مالیده جیب ما گرفتجیب ما بگذاشت تا دیگر گریبانگیر کیست
ای خدنگ غمزه ضایع کن به ما هم ناوکیتا بداند جان ما آماجگاه تیر کیست
این غرور نازیاد از بندی نو میدهدحسن را در دست استغنا سر زنجیر کیست
بنده‌ای چون […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۶۸

 

بسته بر فتراک و می‌پرسد که صیاد تو کیستتیغ خون آلود خود دارد که جلاد تو کیست
ساختی کارم به یک پرسش که در کارت که بودسخت پرکاری نمی‌دانم که استاد تو کیست
لب کنی شیرین و پرسی کیست چون بینی مرابنده‌ام یعنی نمی‌دانی که فرهاد تو کیست
گر عیاذبالله از رازی که می‌پوشم ز توبرفتد این بوده […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۷۳

 

همرهی با غیر و از من احتراز از بهر چیستخود چه کردم با تو چندین خشم و ناز از بهر چیست
باز با من هر زمانش خشم و نازی دیگر استخشم و ناز او نمی‌دانم که باز از بهر چیست
از نیاز عاشقان بی‌نیاز است اینهمهعاشقان را اینهمه عجز و نیاز از بهر چیست
مجلسی خواهم که پیشت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۷۴

 

کوچنان یاری که داند قدر اهل درد چیستچیست عشق و کیست مرد عشق و درد مرد چیست
گلشن حسنی ولی بر آه سرد ما مخندآه اگر یابی که تأثیر هوای سرد چیست
ای که می‌گویی نداری شاهدی بر درد عشقجان غم پرورد و آه سرد و روی زرد چیست
آنکه می‌پرسد نشان راحت و لذت ز ماکاش پرسد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۷۵

 

قدر اهل درد صاحب درد می‌داند که چیستمرد صاحب درد، درد مرد، می‌داند که چیست
هر زمان در مجمعی گردی چه دانی حال ماحال تنها گرد، تنها گرد، می‌داند که چیست
رنج آنهایی که تخم آرزویی کشته‌اندآنکه نخل حسرتی پرورد می‌داند که چیست
آتش سردی که بگدازد درون سنگ راهرکرا بودست آه سرد، می‌داندکه چیست
بازی عشقست کاینجا عاقلان […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۷۸

 

خنده‌ات برما و بر داغ دل درمانده چیستگریه‌ات بر حال ماگر نیست باری خنده چیست
از قدح نوشیدن پنهانیش با دیگرانگر نمی‌داند که آگاهم چنین شرمنده چیست
از نکو خواهیست با او پند مهرآمیز منورنه از این گفت و گو سود و زیان بنده چیست
محتسب در جستن می پردهٔ ما می‌دردمدعایش دیگر از این جستجوی گنده چیست
سال […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۸۲

 

کس به بزم دلبران از دور گردان پیش نیستقرب نزدیکان مجلس حرف و صوتی بیش نیست
در صلات عاشقان دوری و تنهاییست رکنگو قضا کن طاعت خود هر که اینش کیش نیست
ما نکو دانیم طور حسن دور افتاده دوستقرب ارزانی به مشتاقی که دور اندیش نیست
بر سر خوانند نزدیکان ولیکن لطف شاهمنتظر جز بر ره دریوزهٔ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

وحشی » گزیده اشعار » غزلیات » غزل ۸۸

 

طایر بستان پرستم لیکنم پر باز نیستگلشنم نزدیک اما رخصت پرواز نیست
در قفس گر ماند بلبل باغ عیشت تاز ه بادرونق گلزار از مرغ نوا پرداز نیست
دهشتم در سنگلاخ هجر فرماید درنگورنه شوقم جز به راه وصل توسن تاز نیست
صعوهٔ کم زهره‌ام من وین دلیری از کجارخصت پروازم اندر صیدگاه باز نیست
میر مجلس راچه بگشاید […]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی