هر دلی کز تو شود غمزده، آن دل شاد است
هر بنایی که خراب از تو شود آباد است
ره به ویرانه عشق آر و برو در بر بند
عقل را خانه تعمیر، که بی بنیاد است
کمر بندگی عشق نبندد به میان
مگر آن بنده که از بند جهان آزاد است
من اگر رندم و بدنام برو خرده مگیر
زانکه هر خوب بدی از ادب استاد است
پنجه در پنجه تقدیر نشاید افکند
چون که بازوی فلک سختتر از فولاد است
دامن دشت گر از ناله مجنون خالیست
کمر کوه پر از زمزمه فرهاد است
پیش سجادهنشینان خبر از باده مگوی
زاهد و ترک ریا غایت استبعاد است
دل دیوانه نصیحت نپذیرد هیهات
چه توان کرد که این فطری و مادرزاد است
جنت و کوثر و طوبی تو و وحدت همه اوست
که رخش جنت و لب کوثر و قد شمشاد است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حال و هوای عشق و بندگی میپردازد و تأکید میکند که دلهای غمزده در عشق به شادی میرسند. اشاره دارد که هر ویرانی از عشق میتواند به آبادانی تبدیل شود و عقل بدون عشق، بیاساس است. همچنین، بنده واقعی عشق باید از بندهای دنیا آزاد باشد و تأکید میکند که فرد دیوانه، نصیحتهای معمولی را نمیپذیرد. در نهایت، شاعر به وحدت و حقیقتهای بالاتر از دنیا اشاره میکند که همگان را به طرف عشق و معنویات سوق میدهد.
هوش مصنوعی: هر قلبی که از تو غمگین شود، در واقع آن دل خوشحال است و هر بنایی که به خاطر تو ویران شود، دوباره آباد میشود.
هوش مصنوعی: به سمت ویرانه عشق برو و به دور از عقل و منطق نرو. زیرا عقل نباید در اینجا جایگاه داشته باشد؛ زیرا این عشق بیپایه و اساس است.
هوش مصنوعی: عشق واقعی فقط به افرادی تعلق میگیرد که از قید و بندهای worldly liberation آزاد باشند. در حقیقت، تنها کسانی میتوانند به عشق خدمت کنند که از وابستگیهای دنیوی رها شده باشند.
هوش مصنوعی: اگر من فردی بیتوجه و مشهور به بدی هستم، بر من خرده نگیرید، زیرا هر شخص خوب یا بدی به دلیل رفتار و ادب خود شناخته میشود.
هوش مصنوعی: انسان نمیتواند به سرنوشت خود دستاندازی کند، زیرا نیروی تقدیر بسیار قویتر از اوست.
هوش مصنوعی: اگر دشت از نالههای مجنون بیخبر باشد، کمر کوه پر از صدای دلانگیز فرهاد است.
هوش مصنوعی: قبل از نمازگزاران، از شراب نگو. ریاکاران و زاهدان از این موضوع دوری میکنند و این کار بسیار بعید و ناپسند است.
هوش مصنوعی: دل دیوانه هرگز به نصیحت گوش نمیدهد و این وضعیت چنان است که نمیتوان درمانش کرد، زیرا این ویژگی ذاتی و طبیعی اوست.
هوش مصنوعی: بهشت و نوشیدن خاص و درخت طوبی تنها بخشهایی از زیباییهای او هستند، زیرا چهرهاش بهشتی و لبهایش مانند کوثر و قامتش همچون درخت شمشاد است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای دل! امروز تو را روز مبارک بادست
که جهان خرم و سلطان جهان، دلشاد است
خوش برآ، چون خط دلدار، که در دور قمر
همه اسباب خوشی، دست فراهم دادست
هر پریشانی و تشویش که جمع آمده بود
[...]
هر که شد بنده عشق تو ز خلق آزاد است
جانم آن لحظه که غمگین تو باشد شاد است
الم و درد تو سرمایه روح و راحت
ستم عشق تو پیرایه عدل و داد است
عشق تو شاه سراپرده ملک ازل است
[...]
سرو تا بندهٔ بالای تو شد آزاد است
هر نفس کآن نه به یادِ تو برآید باد است
لطف فرمای و بده دادِ اسیران امروز
که تو را لطف خدا منصب شاهی داد است
غمزه چشم ستم آموز تو را شاگرد است
[...]
لب فروبستن ناصح گرهی بر باد است
صد ره این بست و گشادم بر یاد است
گل حسن تو بود در همه جا فصل بهار
بلبل باغ نوا از همه غم آزاد است
آدمی را ز همه چیز نفس منتخب است
[...]
گر به ظاهر کسی از قید جهان آزاد است
نیست بی مصلحتی، این روش صیاد است
چه توان کرد، هنر قسمت ما شد ز جهان
برطرف کی شود آن عیب که مادرزاد است
گر نمیرم، همه شب شمع صفت می میرم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.