چشم تو و خط و خالت ای بت رعنا!
برده زمن عقل و صبر و هوش به یغما
مست و خراب است ترک چشمت و داری
خنجر مژگان به کف به قصد تن ما
چهر منیرت ز زیر زلف تو گویی
گشته عیان آفتاب، در شب یلدا
در خم هر تار زلف سلسله سانت
صد دل دیوانه راست سلسله برپا
سرو و صنوبر به پیش پای تو افتند
گر به چمی در چمن به عزم تماشا
صید درآید به پای خود به کمندت
گر تو خرامی به عزم صید به صحرا
غمزه صید افکنت به کشتن «ترکی»
خنجرا سکندر است و پهلوی دارا


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به وصف زیباییهای محبوب خود میپردازد و از تأثیر جادویی چشمان و خط و خال او بر خود میگوید. چشمان او همچون سلاحی با خنجر مژگان سبب مستی و دیوانگیاش شده است. شاعر زیبایی محبوب را به آفتاب در شب یلدا تشبیه کرده و در توصیف زلفهایش میگوید که دلهای بسیاری را به دام انداخته است. او تأکید میکند که هر چیزی در حضور محبوبش تحتالشعاع قرار میگیرد و حتی سوسن و سرو، به خاطر زیباییاش زانو میزنند. شاعر در انتها به قدرت و تأثیر شگفتانگیز محبوب بر جان و دل میپردازد.
هوش مصنوعی: چشم و زیبایی تو، ای محبوب دلربا! تمام عقل و صبر و درک مرا بهسرقت برده است.
هوش مصنوعی: مست و خراب به عشق توام و تو با چشمانت مانند خنجری در دست، به قصد آسیب زدن به من نزدیک میشویی.
هوش مصنوعی: چهره درخشان و تابناک تو از زیر گیسوانت همچون آفتاب در شب یلدا به روشنی درآمده است.
هوش مصنوعی: در هر پیچ و خم تارهای موی تو، صد دل دیوانه وجود دارد که در عشق تو به هم میپیوندند و گروهی را تشکیل میدهند.
هوش مصنوعی: سرو و صنوبر با افتادگی و ارادت به دنبالت میآیند، اگر تو با نگاهی در چمن قدم بگذاری و قصد تماشا داشته باشی.
هوش مصنوعی: اگر تو با ناز و دلربایی به سمت صحرا بروی، شکار به راحتی خودش را در دام تو خواهد انداخت.
هوش مصنوعی: نگاه ناز و دلربایت مانند نیستی که به شکار میآید، خنجر سکندر و قدرت داری را به یاد میآورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عاقبت کار نیک باید فردا
عاقبت کار، نیک باشد حقا
روی نهادهست کار شاه به بالا
دیدهٔ ما روشنست و کار هویدا
باغ شد از ابر پر ز لؤلؤ لالا
راغ شد از باد پر ز عنبر سارا
شد به هوا درگسسته رشتهٔ گوهر
شد به زمین برگشاده اَزهَر دیبا
کوه ز لالهگرفت سرخی بُسََّد
[...]
اول دفتر به نام ایزد دانا
صانع پروردگار حی توانا
اکبر و اعظم، خدای عالم و آدم
صورت خوب آفرید و سیرت زیبا
از در بخشندگی و بندهنوازی
[...]
بس بمساجد شدیم بهر تولا
مسجد اقصی کجاست؟ مسجداقصا؟
مسجد اقصای ماست بلده طیب
مسجد اقصی کجاهاست؟ «دنی فتدنا»
مسجد اقصی ظهور قدس تجلی
[...]
ای به گلستان هزار نرگس شهلا
در گل گلزار عارضت به تماشا
لاله و گل از تجلی تو به خوبی
قمری و بلبل ز شوق تو به علالا
در رخ روز از رخ تو بارقه مهر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.