گنجور

 
طغرل احراری

حنا از خون مردم بسته دستت

شده گلگون دو لعل میْ‌پرستت

به قتل عاشقان تیغ دو ابروت

ز مژگان صف کشیده چشم مستت

به ما کلک قضا عشقت نوشته

مرا عاشق تو معشوق از الستت

جهان حسن را شاهی مسلم

تو را گردید از طرز نشستت

اگر اندر محیط غم دل ما

شود ماهی که تا گیری به شستت؟!

نیم آسوده از عشق تو طغرل

عنان اختیار من به دستت!

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

اگر یک ذره نور صدق هستت

امل باید که گردد زیرِ دستت

مشاهدهٔ ۷ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
قائم مقام فراهانی

به خون خویش آلودی تو دستت

زیان کاری نه سودست این که هستت

صفی علیشاه

و گر افتادی و او دید پستت

نخواهی گیرد از پاداش دستت

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه