ماه من هرگه کشاید طره لبلاب را
میبرد از جعد هر زن گوش آب و تاب را
افکند از رتبه از رخ افکند جلباب را
درد انوار جمالش صافی مهتاب را
مصحف رویش که باشد از خط ریحان صنع
کاتب قدرت کجا ماند غلط اعراب را؟!
در غمش کلک دبیر قلب من خط میزند
از تپیدن اضطراب نسخه سیماب را!
میدواند ز اشک خونین هر زمان رود دلم
بیابا بر روی من این طفل بیآداب را!
در چمن از طرز رفتارش چه میپرسی ز من
کز خرامش پای در زنجیر باشد آب را!
فرق بسیار است بین ما و زاهد در سجود
کی برابر میکنم با ابرویش محراب را؟!
کوه کن میکن به ناخن کوه تن را از غمش
نغمه دیگر بود آهنگ این مضراب را
از هجوم اشک خود هر لحظه میترسم کز آن
خاک این صحرا به سنگ آرد سر سیلاب را
روز و شب طغرل نوید انتظار مقدمش
میبرد از چشم حیرانم چو مخمل خواب را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقش اشاره میکند و احساسات عمیق عاشقانهاش را بیان میدارد. او از تاثیرات زیبایی معشوق بر زندگیاش و دلتنگیهایش صحبت میکند. معشوقی که جلوهاش چون نور ماه است و بر دل شاعر تأثیر میگذارد. شاعر به تضادهای روحی و احساسی خود نسبت به معشوق و زاهدان میپردازد و نشان میدهد که عشق حقیقی او را از دیگران متمایز میکند. در نهایت، با اشاره به درد و غم عشق، اشکها و انتظار برای دیدن معشوق را توصیف میکند.
هوش مصنوعی: هر بار که ماه من موهایش را باز میکند، زیباییاش مانند پیچ و تاب گل لبلاب، توجه و زیبایی هر زن دیگر را تحتالشعاع قرار میدهد.
هوش مصنوعی: از مقام و منزلتش کاسته شد، چون چادرش را کنار زد و زیباییاش همچون نور مهتاب روشن و خالص شد.
هوش مصنوعی: مصحف رویش (کتاب آسمانی) وقتی به زیوری زیبا و به خطی دلنشین نوشته شده باشد، دیگر جایی برای اشتباه در اعراب گذاری باقی نمیماند؛ چرا که هنرمندانه و با قدرتی خاص نگاشته شده است.
هوش مصنوعی: در غم او، قلم نویسنده بر قلب من مینویسد و از تپش و اضطراب، جریانی شبیه به جیوه را نشان میدهد!
هوش مصنوعی: دلم به خاطر اشکهای خونینم مدام به حرکت میآید و بدون هیچ ترسی، این کودک بیتربیت را بر روی خودم میآورد.
هوش مصنوعی: در چمن به خاطر رفتار او از من چه میخواهی؟ او با زیبایی و نرمی میرقصد، اما پایش در زنجیر است و نمیتواند آزادانه حرکت کند.
هوش مصنوعی: بین ما و زاهد تفاوتهای زیادی وجود دارد. چگونه میتوانم با ابروی او، محراب را همسطح کنم؟!
هوش مصنوعی: با تلاش و پشتکار میتوان کوههای سخت را نیز جابهجا کرد. از درد و رنج جسمی و روحی خود میتوان نغمهای جدید و دلنشین ساخت که نشاندهنده تغییر و تحول است.
هوش مصنوعی: من از این میترسم که اشکهایم هر لحظه بر من هجوم آورند و به قدری زیاد شوند که موجب سیلابی از غم و اندوه در دلم شوند و تمام آرامش و زیبایی این دشت را از بین ببرند.
هوش مصنوعی: روز و شب طغرل خبر از آمدن خود را به من میدهد، و من با چشمهای حیرتزدهام همچون مخملی که در خواب است، منتظر او هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ابر برگیرد ز دریا لؤلؤ خوشاب را
باد بر دارد ز معدن عنبر نایاب را
این بیاراید ز عنبر سوسن آزاد را
وان بیاراید بلؤلؤ لاله سیراب را
از شقایق دشت ماند دکه بزاز را
[...]
زلف تو بر مه پریشان کرده مشک ناب را
شاخ شاخ افکنده بر گل سنبل سیراب را
از در مسجد درآ با آن دو ابروی و ببین
پشت سوی قبله رو در روی خود محراب را
پسته را تا زان دهان و لب رساند دل به کام
[...]
از تغار می چنان نوشم شراب ناب را
کبر نتواند ز دریا آنچنان برد آب را
در جفا دارد قرار آن چشم و در بیداد خواب
زانکه بردند از دل و چشمم قرار و خواب را
تا قیامت شام تنهایی بود در دیده خواب
[...]
ترک چشمت میکند آماجگه محراب را
ما طمع داریم ازو دلجویی احباب را
با ستمکاران گیتی بد نمیگردد سپهر
عید قربانست دایم خانه قصاب را
منزل نزدیکتر دارد خطر هم بیشتر
[...]
نیست از زخم زبان پروا دل بی تاب را
مانع از گردش نگردد خار و خس گرداب را
تیغ را نتوان برآوردن ز زخم ما به زور
از زمین تشنه بیرون شد نباشد آب را
جوهر ذاتی است مستغنی ز نور عاریت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.