تا قضا زد خیمه هستی درین نیلی بساط
شهد جام عیش را با زهر غم کرد اختلاط
راحتی نبود به کس در محنتآباد جهان
جای آسایش نباشد صحن و بام این رباط
فرصت فردا ز دیوان ازل نآمد تو را
میتوانی کن تو کار خویش امروز احتیاط
در سلوک عاشقی تمکین بود شرط ادب
بارگاه عشق نبود جای هزل و انبساط
زال دنیا را که مردان سه طلاقش دادهاند
غره مکرش مشو بینی به گوش او قراط
عاقبت پیچید به پایت رشته دام اجل
مسلخ دنیا که از شام و سحر دارد قماط
طغرل از جام ازل با قسمت خود راضیام
زهر غم باشد نصیبم از قضا جای قباط
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ناامیدی و تلخی زندگی اشاره دارد. شاعر میگوید که زندگی پر از رنج و درد است و آرامش واقعی در آن وجود ندارد. او به اهمیت فرصتها در زندگی تأکید میکند و به این نکته اشاره میکند که باید هوشیار باشیم و از لحظات استفاده کنیم. در عشق نیز، ادب و احترام شرط است و جایی برای شوخی و بیتوجهی نیست. شاعر نسبت به فریب دنیا و نیرنگهای آن هشدار میدهد و در نهایت به قضا و قدر و پذیرش سرنوشت خود اشاره میکند.
هوش مصنوعی: تا قضا (سرنوشت) در دنیای هستی خود خیمه زده است، این دنیای نیلی (پراز رنگ و جذابیت) باعث شده که لذتهای زندگی (شهد جام عیش) با غم و اندوه (زهر) در هم آمیخته شوند.
هوش مصنوعی: در این دنیا که پر از رنج و سختی است، هیچکس نمیتواند به راحتی زندگی کند و جایی برای آرامش وجود ندارد. حتی در خانهای که در آن زندگی میکنیم نیز نمیتوانیم به آسایش دست یابیم.
هوش مصنوعی: فرصت و زمانی که در آینده به دست میآید، از سوی دنیای بیپایان فرستاده نشده است. بنابراین، بهتر است که تو امروز به کارها و امور خودت بپردازی و احتیاط لازم را به خرج دهی.
هوش مصنوعی: در رویکرد عاشقانه، احترام و پیروی از آداب ضروری است؛ در درگاه عشق، جایی برای شوخی و بیقیدی نیست.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زال، که نماد تجربه و حکمت است، از دنیا و نیرنگهای آن هشدار میدهد. او میگوید که در این دنیا بسیاری از مردان به خاطر فریبها و نیرنگها، از هم طلاق گرفتهاند و نباید فریب زرق و برق و مکر دنیا را خورد. دنیا ممکن است خود را زیبا و جذاب نشان دهد، اما در واقع خالی از حقیقت است و باید با دیدی باز و هوشیارانه به آن نگریست.
هوش مصنوعی: در نهایت، تقدیر و سرنوشت به پای تو تلهای از مرگ مینویسد که دنیا در هر صبح و شام، با نیرنگهای خود آن را برایت فراهم میآورد.
هوش مصنوعی: من از سرنوشت خود راضیام، حتی اگر درد و غم نصیب من شود. هر چه قضا و قدر برای من مقدر شده، قبول میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا به بستانم نشاندی بر بساط انبساط
ناگهانم در برآوردی و ماندی در بساط
برگشاد از قهر و لطف لشکر قهرت کمین
تا به دلها درنگون شد رؤیت انس و نشاط
من ز بهر دوستی را جان و دل کردم سبیل
[...]
روی دل با دوست باید داشت در مرگ و نشاط
راست رفتی در محبت، راست رفتی در صراط
دوستی با دشمنان دوست دشمن دوستی است
تا نباشد دل موافق درنگیرد اختلاط
اعتدال از سرو باغ آموز نی از خار و گل
[...]
گریه بیخون دلم رنگی ندارد در بساط
بی من آه و ناله با هم کی نمایند اختلاط
آن سبکروح غم عشقم که دایم میکند
گریه بی من انقباض و ناله با من انبساط
گر دل درد آشنای من نبودی در میان
[...]
با پریشان روزگاران یار دارد اختلاط
مهر نتواند کشیدن در کمند احتیاط
سالکان را زیر گردون نیست جای خواب امن
خون چندین کاروان را خورده خاک این رباط
عاشقان مفلس خود را به سنگ کم مزن
[...]
ای که با نیکان طمع داری که یا بی ارتباط
با بدان منشین که باایشان مضر است اختلاط
رو عدالت پیشه کن هر روز و میکن راستی
تا روزی از عدل فردا راست بر روی صراط
چیست این دنیا رباط و خلق دنیا کاروان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.