مرا کر بدر . . . ن یار باید کرد
بزخم خرزه، در . . . ن فکار باید کرد
اگر بدانم کو را دو . . . یه باشد و بس
ز روی شفقت، . . . یه چار باید کرد
وگر درم دهم و بی درم جمع ندهد
درم بدست بود گیر و دار باید کرد
همه، حدیث جماع و رباب باید گفت
همه، حکایت کش و فشار باید کرد
ورا دو دست بدر برنهاده باد و مرا
ز راه در، بکلیدان نظار باید کرد
ز راه در، بکلیدان نظر توان کردن
ز پیش آن، در کوی استوار باید کرد
همه سراست، ولیکن چو یار نبود تن
نخست باری تدبیر یار باید کرد
اگر بعمری یاری چنین بدست آرم
بدانم آنگه با وی چکار باید کرد
جواب شعر معزیست آن کجا گوید
مرا گذر به سوی کوی یار باید کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر در ستایش و نیاز به یاری و محبت یار سخن میگوید. شاعر از عمق دل آرزو میکند که یاری داشته باشد و از دردی که به آن دچار است، سخن میگوید. او به اهمیت شفقت و عشق اشاره میکند و میگوید که اگرچه مشکلات زیادی وجود دارد، اما باید برای دیدار یار تلاش کرد. در نهایت، شاعر میگوید که همهی تلاشها باید برای رسیدن به یار مورد نظر باشد و تا زمانی که یاری در کار نیست، تدابیر و برنامهریزیهای لازم باید انجام شود. بهطور کلی، شعر بیانگر longing و عشق عمیقی است که انسان به ارتباط با دیگری دارد.
هوش مصنوعی: من به همدلی و محبت نیاز دارم، باید با زخمهای دل خود کنار بیایم و فکر و اندیشهام را سامان دهم.
هوش مصنوعی: اگر بدانم که کسی به من محبت و دوستی دارد، باید از روی صداقت و علاقه، به او کمک کنم و برایش کاری انجام دهم.
هوش مصنوعی: اگر پولم را بدهم و بدون پول نتوانم جمع کنم، پس باید در نگهداشتن آن کوشید.
هوش مصنوعی: همه باید درباره ارتباط و محبت و اتفاقات شیرین صحبت کرد، و همچنین باید داستانهای کشش و تلاش را بیان کرد.
هوش مصنوعی: او با دو دست خود را از راه نشان داد و من باید تمام توجهام را به تماشای او معطوف کنم.
هوش مصنوعی: برای ورود به جایی، باید با دقت و گامهای استوار حرکت کرد، تا بتوان چشمانداز مناسبی به دست آورد.
هوش مصنوعی: همه مکانها و چیزها در دسترس هستند، اما وقتی یاری در کنار نیست، ابتدا باید برای بازگرداندن و جذب کردن یار تلاش کرد.
هوش مصنوعی: اگر در طول زندگیام توانستم دوستی مانند او پیدا کنم، آنوقت میدانم باید با او چه کنم.
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر میخواهد که به عشق و معشوق خود نزدیکتر شود و به او بگوید که برای رسیدن به معشوق لازم است که از جایی عبور کند. به عبارتی دیگر، برای رسیدن به هدف و محبوب باید قدمی برداشته و مسیر را طی کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرا گذر بهسوی کوی یار باید کرد
زدیده بر سرکویش نثار باید کرد
چو در فتاد بهدام آن نگار سیم اندام
سه بوسه از دو لب او شکار باید کرد
چو وصل بر سر کوی استوار خواهد شد
[...]
اگر شکایتم از هجر یار باید کرد
نه یک شکایت و ده صد هزار باید کرد
وگر نثار ره وصلش اختیار کنم
نه در اشک که جانها نثار باید کرد
گرش درست بود وعده وصال چه باک
[...]
سحرگهان سوی بستان گذار باید کرد
تفرّجی به جهان در بهار باید کرد
نظر به قدرت بیچون وی چگونه به جان
به چشم هوش در این لاله زار باید کرد
که گل ز خار برآورد و لاله را از خاک
[...]
رسید موسم گل ترک کار باید کرد
نظاره گل روی بهار باید کرد
شکوفه وار اگر خرده زری داری
نکرده سکه نثار بهار باید کرد
اگر ضرور شود صید بهر دفع ملال
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.