اگر شکایتم از هجر یار باید کرد
نه یک شکایت و ده صد هزار باید کرد
وگر نثار ره وصلش اختیار کنم
نه در اشک که جانها نثار باید کرد
گرش درست بود وعده وصال چه باک
هزار سالم اگر انتظار باید کرد
به مهربانی بر من کس اختیار مکن
وگرنه ترک سرم اختیار باید کرد
زبوستان وصالت نصیب این دل ریش
گلی چو نیست قناعت به خار باید کرد
به بوسه ای که شبی از لبت دلم بربود
مرا به خشم گرفتار و خوار باید کرد
بدان دلی که مرا در شمار می نارد
چرات با من چندین شمار باید کرد
غمت به جرم کنارم ز دیده پر خون کرد
سزای جرم چنین در کنار باید کرد
اگر قویست گنه با دهن بگو کو را
ز کان لعل وگهر سنگسار باید کرد
به دور صاحب دیوان عنان ز ظلم بتاب
که دور عدل به انصاف کار باید کرد
به عهد او که جهانراست جای سجده شکر
چرا شکایتم از روزگار باید کرد
ز کنه مدحش چون عاجز است غایت فکر
ز جان به ورد دعا اختصار باید کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عواطف عمیق خود نسبت به جدایی از معشوق سخن میگوید و بیان میکند که اگر شکایتی از دوری یار دارد، باید آن را به شدت و به شکلی فراوان مطرح کند. او میگوید اگر قرار باشد به وصال یار برسد، باید جان خود را در این راه فدای اشکها کند و در انتظار وصال، سالها صبر کند. در ادامه، شاعر از بیمهری برخی افراد گلایه میکند و به این نکته اشاره دارد که در عشق، قناعتی به خار و عیبها نیست. او همچنین بیان میکند که بسیاری از دردها و رنجها را به خاطر عشق تحمل میکند و در نهایت به دعا و ذکر معشوق میپردازد، زیرا از توصیف او ناتوان است و تنها میتواند به پروردگار شکر کند. شعر به نوعی نشاندهنده عمق احساس عاشقانه و درد جدایی است.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی از دوری محبوب خود شکایت کنی، اینجا تنها یک شکایت کافی نیست؛ بلکه باید هزاران بار و به اشکال مختلف از این درد و حسرت سخن بگویی.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم راهی را برای رسیدن به وصالش انتخاب کنم، باید جانم را فدای او کنم نه فقط اشکهای بیثمر.
هوش مصنوعی: اگر وعده دیدار درست باشد، چه اهمیتی دارد که هزار سال باید منتظر بمانم؟
هوش مصنوعی: به من محبت نکن که ممکن است باعث شود دیگر نتوانم بر خودم تسلط داشته باشم و از سرم دست بکشم.
هوش مصنوعی: اگر در باغ وصال تو نصیبی برای این دل شکسته وجود ندارد، پس باید با مشکلات و سختیها بسازم و راضی به کمترین چیز باشم.
هوش مصنوعی: به خاطر بوسهای که شبانه از لبانت دلم را ربود، باید به خاطر آن خشمگین و خوار شوم.
هوش مصنوعی: اگر دلی که به من اهمیت میدهد و در فکر من است، چرا باید با من این همه محاسبه و سنجش کنی؟
هوش مصنوعی: اندوه تو باعث شد تا چشمانم پر از اشک شوند. به خاطر این درد و رنج، باید اینگونه کنار تو بمانم.
هوش مصنوعی: اگر به کسی ظلم و گناهی کردهای، باید قدرت آن را داشته باشی که در مقابل عواقب کارهایت بایستی و بگویی که او را باید مجازات کرد، همانطور که سنگسار میکنند.
هوش مصنوعی: دور تا دور صاحب دیوان را از ظلم دور کن و به او بگو که برای ایجاد عدالت و انصاف باید تلاش کرد.
هوش مصنوعی: به خاطر عهد و دینی که به ما دارد و به اینکه جهان را برای سجده و شکرگزاری خلق کرده، چطور میتوانم از روزگار شکایت کنم؟
هوش مصنوعی: از عمق ستایش او چون قدرت بیان ندارم، برای دعا از جانم باید خلاصه بگویم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرا گذر بهسوی کوی یار باید کرد
زدیده بر سرکویش نثار باید کرد
چو در فتاد بهدام آن نگار سیم اندام
سه بوسه از دو لب او شکار باید کرد
چو وصل بر سر کوی استوار خواهد شد
[...]
مرا کر بدر . . . ن یار باید کرد
بزخم خرزه، در . . . ن فکار باید کرد
اگر بدانم کو را دو . . . یه باشد و بس
ز روی شفقت، . . . یه چار باید کرد
وگر درم دهم و بی درم جمع ندهد
[...]
سحرگهان سوی بستان گذار باید کرد
تفرّجی به جهان در بهار باید کرد
نظر به قدرت بیچون وی چگونه به جان
به چشم هوش در این لاله زار باید کرد
که گل ز خار برآورد و لاله را از خاک
[...]
رسید موسم گل ترک کار باید کرد
نظاره گل روی بهار باید کرد
شکوفه وار اگر خرده زری داری
نکرده سکه نثار بهار باید کرد
اگر ضرور شود صید بهر دفع ملال
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.