گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲

 

مرکب لنگ است و راه دور استدل را چکنم که ناصبور است
این راه پریدنم خیال استوین شیوه گرفتنم غرور است
صد قرن چو باد اگر بپویمهم باد بود که یار دور است
با این همه گر دمی برآرمبی او همه فسق یا فجور است
دانی تو که سر کافری چیستآن دم که همی نه در حضور است
بی او […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار