گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴

 

اندر دل ما تویی نگاراغیر تو کلوخ و سنگ خارا
هر عاشق شاهدی گزیدستما جز تو ندیده‌ایم یارا
گر غیر تو ماه باشد ای جانبر غیر تو نیست رشک ما را
ای خلق حدیث او مگوییدباقی همه شاهدان شما را
بر نقش فنا چه عشق بازدآن کس که بدید کبریا را
بر غیر خدا حسد نیاردآن کس که گمان برد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۳

 

دیدم شه خوب خوش لقا راآن چشم و چراغ سینه‌ها را
آن مونس و غمگسار دل راآن جان و جهان جان فزا را
آن کس که خرد دهد خرد راآن کس که صفا دهد صفا را
آن سجده گه مه و فلک راآن قبله جان اولیا را
هر پاره من جدا همی‌گفتکای شکر و سپاس مر خدا را
موسی چو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در مدح شاهزاده عمادالدین

 

ای داده به دست هجر ما راخود رسم چنین بود شما را
بر گوش نهاده‌ای سر زلفوز گوشهٔ دل نهاده ما را
تا کی ز دروغ راست مانندزین درد امید کی دوا را
هر لحظه کجی نهی دگرگونکس درندهد تن این دغا را
بردی دل و عشوه دادی ای جانپاداش جفا بود وفا را
ما عافیتی گرفته بودیمدادی تو به […]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲

 

وصف تو چه میکنم نگارا

آن وصف بود ثنا خدا را

از باده کیست نرگست مست

رویت زکه دارد این صفا را

شمشاد ترا که داد رفتار

کز پای فکند سروها را

از لطف که شد تن تو چون گل

وزقهر که شد دلت چو خارا

چشمان ترا که فتنه آموخت

کز ما رمقی نماند […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳

 

یارا یارا ترا چه یارا

تا دل بربائی اذکیا را

این دلبری از تو نیست بالله

این فتنه زدیگریست یارا

آنکسکه نگاشته است نقشت

بر صفحهٔ نیکوئی نگارا

در پردهٔ حسن تست پنهان

دل میبرد از بر آشکارا

از خال و خطت کتاب مسطور

داده است بدست دیده مارا

تا درنگریم و باز خوانیم

در روی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

شاه نعمت‌الله ولی » قطعات » قطعهٔ شمارهٔ ۳

 

فیضی که به تو رسید از ما
آن رحمت حق شناس ما را
تو نیز رسان به دوستانت
اسرار معانیش خدا را


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی