گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۲۴ - در هجو رشید الدین وطواط

 

این گربه چشمک این سگک غوری غرکسگسارک مخنثک و زشت کافرک
با من پلنگ سارک و روباه طبعک استاین خوک گردنک سگک دمنه گوهرک
بوده سگ رمنده و اکنون به بخت منشیرک شده است و گرگک و از هر دو بدترک
خنبک زند چو بوزنه، جنبک زند چو خرساین بوزنینه ریشک پهنانه منظرک
خرگوشک است خنثی زن و مرد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۹

 

ای پیکر خجسته، چه نامی؟ فدیت لکدیگر سیاه چرده ندیدم بدین نمک
خوبان سزد که بر درت آیند سر به سروانگاه خاک پای تو بوسند یک به یک
هم ظاهر از دو چشم تو گردیده مردمیهم روشن از دو لعل تو در دیده مردمک
آدم ز حسن روی تو گر بهره داشتیاز دیدنش به سجده بپرداختی ملک
صورتگران چین […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی