گنجور

 
نظام قاری

ای پیکر خجسته چه نامی فدیت لک

دیگر سیاه چرده ندیدم بدین نمک

در جواب او

دیدم کتان کهنه و گفتم فدیت لک

ارزد برم هنوز وصالت هزار لک

زان خار سوزنم عجب آمد که دوختند

از تار قرمزی بعذار کتان کلک

سرمای سرد اگر ندهد دست پوستین

هستیم پشت گرم زپشمینه و برک

کمخای خانبالغی و شرب زرفشان

هر کس که دید نقش پری خواند یا ملک

رخت بنفش و دگمه مثال درست و لعل

وان چشم بندو کرده مغرق زرو محک

چادر به تا شوال حجت هر دو بزشت

وی مجمره مکی از زر دامنت کلک؟

باید بپوستین بره در ساخت یا کول

نتوان کشیده چونکه ببر قاقم و قدک

در جامه دان اطلس گلگون نگر که او

مانند آفتاب همی تابد از فلک

قاری به جمع اقمشه نیکو معرفی است

گو نام‌های این همه گفته‌ست یک به یک

 
 
 
مشکلات اینترنت
سوزنی سمرقندی

مفکن به غمزه بر دل مجروح من نمک

وز من به قله سر مکش ای قبلهٔ نمک

دانم کز آب گرم دو چشمم به یک زمان

بگدازی از همه شکری یا همه نمک

ای ترک ماه‌چهره چه باشد اگر شبی

[...]

مجد همگر

والا یمین ملت و اسلام بار یک

آن در صفات آدمی و در صفا ملک

آن حاتم زمانه که دست سخاش کرد

آثار حاتم از ورق روزگار حک

وان چرخ کامکار که خورشید تیغ او

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مجد همگر
اوحدی مراغه‌ای

ای پیکر خجسته، چه نامی؟ فدیت لک

دیگر سیاه چرده ندیدم بدین نمک

خوبان سزد که بر درت آیند سر به سر

وانگاه خاک پای تو بوسند یک به یک

هم ظاهر از دو چشم تو گردیده مردمی

[...]

جهان ملک خاتون

ای شرمسار روی تو خورشید بر فلک

وای خیره در فروغ جمال تو مردمک

در آسمان حسن برافکن نقاب را

تا در کمال حسن تو حیران شود فلک

ای باد اگر به سوی نگارم گذر کنی

[...]

جامی

ای در سماع عشق تو تسبیح خوان ملک

در رقص بر ترانه تسبیح شان فلک

از عرش تا به فرش خروش است و غلغله

کالمجد والکرامة والکبریاء لک

آلاف کرده اند الف وحدت تورا

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه