گنجور

شعرهای با وزن «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «انهای»

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۷۳

 

ای از جمال حسن تو عالم نشانه‌ای

مقصود حسن توست و دگرها بهانه‌ای

نقاش را اگر ز جمال تو قبله نیست

مقصود او چه بود ز نقشی و خانه‌ای

ای صد هزار شمع نشسته بدین امید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸۶

 

ای عشق کز قدیم تو با ما یگانه‌ای

یک یک بگو تو راز چو از عین خانه‌ای

از بیم آتش تو زبان را ببسته‌ایم

تا خود چه آتشی تو و یا چه زبانه‌ای

هر دم خرابیی است ز تو شهر عقل را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » کودک آرزومند

 

دی، مرغکی بمادر خود گفت، تا بچند

مانیم ما همیشه بتاریک خانه‌ای

من عمر خویش، چون تو نخواهم تباه کرد

در سعی و رنج ساختن آشیانه‌ای

آید مرا چو نوبت پرواز، بر پرم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی
 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۵۳

 

در کعبه گر ز دوست نبودی نشانه‌ای

حاجی چه التفات نمودی به خانه‌ای؟

مرغان آن هوا به زمین چون کنند میل؟

تا در میان دام نبینند دانه‌ای

بویی ز وصل اگر به مشامش نمی‌رسید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی مراغه‌ای
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲

 

ای شمع طور از آتش حسنت زبانه‌ای

عالم به دور زلف تو زنجیر خانه‌ای

شد سبز و خوشه کرد و به خرمن کشید رخت

زین بیشتر چگونه کند سعی، دانه‌ای؟

از هر ستاره، چشم بدی در کمین ماست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۱۱

 

ای شمع طور از آتش حسنت زبانه ای

عالم به دور زلف تو زنجیرخانه ای

شد سبز و خوشه کرد و به خرمن کشید رخت

زین بیشتر چگونه کند سعی، دانه ای؟

از هر ستاره چشم بدی در کمین ماست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۷۴

 

هر روز کافتاب برآرد زبانه ای

بیرون جهم ز کلبه غم عاشقانه ای

نظاره بر رخ تو کنم گر ببینمت

باری ز چاوشان بخورم تازیانه ای

از دوستی تو به سر کوی تو نماند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۰۸

 

شبها من و خیال تو و کنج خانه ای

با خود ز گفت و گوی تو هر دم فسانه ای

کردند عاشقان بحلت خونشان بریز

هر دم چه حاجت است که جویی بهانه ای

سوزد زبان خامه گه شرح اشتیاق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۸

 

بر جو فلک ز شعلۀ آهم کرانه‌ای

ترسم فتد به خرمن ماهت زبانه‌ای

دارم بدل دو دست که آنچشم جانشکار

جز من بتیر خویش نیاید نشانه‌ای

تنها نه من ز جور تو بیخانمان شدم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی