گنجور

غزل شمارهٔ ۲۹۸۶

 
جلال الدین محمد مولوی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات
 

ای عشق کز قدیم تو با ما یگانه‌ای

یک یک بگو تو راز چو از عین خانه‌ای

از بیم آتش تو زبان را ببسته‌ایم

تا خود چه آتشی تو و یا چه زبانه‌ای

هر دم خرابیی است ز تو شهر عقل را

باد چراغ عقلی و باده مغانه‌ای

یا دوست دوستی تو و یا نیک دشمنی

یا در میان هر دو تو شکل میانه‌ای

گویند عاقلان دم عاشق فسانه‌ای است

شب روز کن چرایی اگر تو فسانه‌ای

ای آنک خوبی تو نشانید فتنه‌ها

عشق تو است فتنه و تو خود نشانه‌ای

ای شاه شاه و مفخر تبریز شمس دین

نور زمینیان و جمال زمانه‌ای

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.