گنجور

شعرهای با وزن «مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)» و حروف قافیهٔ «یده»

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۵۵

 

ای دوش ز دست ما رهیده

امشب نرهی به جان و دیده

در پنجه ماست دامن تو

ای دست در آستین کشیده

حیلت بگذار و آب و روغن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۳

 

ای گرد قمر خطی کشیده

دل در خط تو ز جان بریده

هم زلف تو توبه‌ها شکسته

هم خط تو پرده‌ها دریده

مشکی که بر خط تو گردی است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۲ - در مراتب مقام انسان

 

ای ایزدت را رحمت آفریده

در سایهٔ لطف بپروریده

ای نور جمالت از رخ تو

انگشت اشارت کنان بریده

آوازهٔ تو در هوای وحدت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

اوحدی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ - وله طاب‌الله ثراه

 

ای صوفی سرد نارسیده

چون پیر شدی جهان ندیده؟

گفتی که: مرید پرورم من

آه از سخن نپروریده!

تو عام خری و عامیان خر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی مراغه‌ای
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۸۸

 

ای من به وفای تو رسیده

وز تو همه نقض عهد دیده

آهو چشما چرا چو مجنون

یک‌باره شدی ز ما رمیده

هر شب ز غمت هزار طوفان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی