گنجور

شعرهای با وزن «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «هی»

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸۱

 

ای سیرگشته از ما ما سخت مشتهی

وی پاکشیده از ره کو شرط همرهی

مغز جهان تویی تو و باقی همه حشیش

کی یابد آدمی ز حشیشات فربهی

هر شهر کو خراب شد و زیر او زبر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

وحشی » گزیده اشعار » قطعات » شمارهٔ ۴۲ - هجو خواجه

 

ای خواجه هجو ریشه فرو می‌برد، بترس

شاخی‌ست این که می‌ندهد میوهٔ بهی

حاکم تو باش و جانب خود گیر و حکم کن

کردم در این معامله من با تو کوتهی

شاعر اگر تو باشی و از من طمع کنی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۴۳۴ - قطعهٔ زیر از حکیم شجاعی است که به انوری نوشته است

 

ای انوری تویی که به فضل و هنر سزند

احرار روزگار و افاضل ترا رهی

بودند در قدیم امیران و شاعران

واکنون شدت مسلم بر شاعران شهی

هستت خبر که هستم دور از تو ناتوان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۵

 

ای پیک عاشقان اگر از حالم آگهی

روشن بگو حکایت آن ماه خرگهی

بگذر ز بوستان نعیم و ریاض خلد

ما را ز دوستان قدیم آور آگهی

وقت سحر که باد صبا بوی جان دهد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۶۹

 

نی کیست همدمی شده از خویشتن تهی

چون سالکان ز سیر مقاماتش آگهی

آزرده ای که ناله جانسوز می کند

هر جا ز پای تا سرش انگشت می نهی

سوراخ ها به سینه نی بهر آن کنند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی