گنجور

شعرهای با وزن «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «له»

 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۱

 

ای خوشه چین سنبل پرچینت سنبله

وی بر قمر ز عنبر تر بسته سلسله

وی تیر چشم مست تو پیوسته در کمان

وی آفتاب روی تو طالع ز سنبله

بازار لاله بشکن و مقدار گل ببر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

کسایی » دیوان اشعار » جامه و کفن

 

ای عمر خویش کرده به بیهودگی یله

خشنود بندگان و خداوند با گله

ای خویشتن به جامهٔ نیکو فریفته

وندر زیان همیشه تو را بانگ و مشغله

زان جامه یاد کن که بپوشی به روز مرگ

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کسایی مروزی
 

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۳۰۳ - و له ایضاً

 

ای در دعای جان تو اجرام یک زبان

وی در هوای مهر تو خورشید یک دله

در ظلمت حوادث عقل از برای خلق

افروخته ز رای تو صد گونه مشعله

از کوی آرزو بدر خانۀ کرم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۵۸

 

گوید نگار من چو ز هجران کنم گله

ان تات ماشیا انا آتیک هروله

وان دم که رو نهم به ره جست و جوی او

بر پای سعی من نهد از زلف سلسله

ور سر به جیب صبر کشم گویدم به ناز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۲۱

 

واعظ خر است و انجمن وعظ خرگله

گر خر رود به خرگله نتوان ز خر گله

از صوت طفل خرد تواجد کند بلی

راه سماع خر بود آواز زنگله

آسودگی مجوی ز واعظ که خلق را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی