گوید نگار من چو ز هجران کنم گله
ان تات ماشیا انا آتیک هروله
وان دم که رو نهم به ره جست و جوی او
بر پای سعی من نهد از زلف سلسله
ور سر به جیب صبر کشم گویدم به ناز
چون می دهد دلت که مرا می کنی یله
یارب چه موجب است که آن شاه دلنواز
با بیدلی چو من کند اینسان معامله
طی کن بساط کون که این کعبه مراد
باشد ورای کون و مکان چند مرحله
حق را به حق شناس نه از حجت و قیاس
خورشید را چه حاجت شمع است و مشعله
فیضی که جامی از دو سه پیمانه درد یافت
مشکل که شیخ شهر بیابد به صد چله
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات خود از دوری محبوب میپردازد و از غم و اندوه ناشی از فراق او گله میکند. وی به جستجوی معشوق میرود و در تلاشش، زلف محبوب را به عنوان نشانهای از آن میبیند. شاعر در ادامه از صبر و تحمل خود میگوید و با ناز و دلربایی محبوبش را مورد خطاب قرار میدهد. او به معیاری از محبت و دلنوازی محبوب اشاره میکند و از خود میپرسد که چرا چنین برخوردی با او دارد. در نهایت، شاعر به حقیقت هستی و معنای عمیق زندگی پرداخته و به اهمیت شناخت حقیقت بدون استدلال اشاره میکند. او همچنین به این نکته تأکید دارد که درک عمیق و معنوی از زندگی، فراتر از ظاهر و مکانهاست.
هوش مصنوعی: عزیزم میگوید وقتی که از دوری او شکایت میکنم، دلش به حال من میسوزد و به من توجه میکند.
هوش مصنوعی: آن لحظهای که به جستجوی او میروم، تمام تلاش من را به خاطر زلفهایش به کار میگیرد.
هوش مصنوعی: اگر سر را در جیب صبر فرو برم و با ناز بگویم، دل تو چه میگوید که مرا بیدلیل و بیسبب رها میکنی؟
هوش مصنوعی: پروردگارا، چه دلیلی دارد که آن سلطان محبت با کسی مثل من که دلش پر از ناامیدی است، چنین رفتاری میکند؟
هوش مصنوعی: جهان را از کارش بگذر و به درون خود بنگر، زیرا که هدف واقعی تو فراتر از دنیا و مکانهای ظاهری است و چندین مرحله از آن بیشتر است.
هوش مصنوعی: حق را باید به کسی شناخت که به حقیقت آن آگاه باشد، زیرا برای شناختن حقیقت نیازی به دلایل و استدلالهای اضافی نیست. مانند اینکه خورشید نیازی به نور شمع و چراغ ندارد.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که تجربه و دانش عمیق حاصل از چند بار با درد مواجه شدن، در مقایسه با زحمتی که یک عالم یا بزرگی برای رسیدن به درک و معرفت نیاز دارد، بسیار ارزشمندتر است. در واقع، کسی که از چند بار چشیدن درد، بینش و فهمی به دست میآورد، به نوعی از سادگی و وضوح فکری برخوردار است که دیگران ممکن است سالها تلاش کنند تا به آن دست یابند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای عمر خویش کرده به بیهودگی یله
خشنود بندگان و خداوند با گله
ای خویشتن به جامهٔ نیکو فریفته
وندر زیان همیشه تو را بانگ و مشغله
زان جامه یاد کن که بپوشی به روز مرگ
[...]
ای نیزه تو گوی و دل دشمن انگله
خصم تو روبهست و حسام تو بنگله
با خوی تو نه مشک بکار و نه غالیه
با روی تو نه شمع بکار و نه مشعله
شیرین حدیث شاهی و شیرین مناظره
[...]
ای در دعای جان تو اجرام یک زبان
وی در هوای مهر تو خورشید یک دله
در ظلمت حوادث عقل از برای خلق
افروخته ز رای تو صد گونه مشعله
از کوی آرزو بدر خانۀ کرم
[...]
دارم ز جورت ایصنم عنبرین کله
صد گونه در صمیم سویدای دل گله
شایسته نیست از تو که با آنچنان جمال
با مات هست بسته طریق مجامله
شایسته نیست از تو که با آنچنان جمال
[...]
ای رهروان بادیه پیمای چرخ را
رکن بساط مجلس اعلات مرحله
قدر ترا که دانه و دام از معالیست
طاوس گلشن فلک افتاده در تله
خیاط چرخ ساخته از جرم ماه و مهر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.