گنجور

سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ - در ستایش اتابک سعدبن ابوبکر بن سعدبن زنگی بن مودود

 

مطرب مجلس بساز زمزمهٔ عودخادم ایوان بسوز مجمرهٔ عود
قرعهٔ همت برآمد آیت رحمتیار درآمد ز در به طالع مسعود
دوست به دنیا و آخرت نتوان دادصحبت یوسف به از دراهم معدود
وه که ازو جور و تندیم چه خوش آیدچون حرکات ایاز بر دل محمود
روز گلستان و نوبهار چه خسبیخیز مگر پر کنیم دامن مقصود
باغ مزین چو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹

 

طالع مسعود چیست طلعت محمود

شکر که تنها مراست طالع مسعود

چند دهی زاهدا به خلد فریبم

طلعت محمود به ز جنت موعود

ما به تو مستظهریم از همه عالم

نزد تو مقبول به که از همه مردود

روی تو مسجود هست و زلف تو ساجد

ای سر و جانم فدای ساجد و مسجود

در شکر لعل تست چاشنی قند

در شکن زلف تست […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

صامت بروجردی » اشعار مصیبت » شمارهٔ ۲ - مولود و منقت فخر عالم(ص)

 

فصل ربیع است ای بت حبشی خال
خسرو فرود از بلندی اقبال
صفحه گیتی گرفت با فرو اجلال
مرغ سلیمان گشود به هر طرف بال
ساده رخا گوش ده به نغمه داود
خطه غبرا بلون گبند خضرا است
غیرت جنت تمام ساحت دنیا است
ناله بلبل به شاخ گل طرب افزا است
سوی تماشا بچم که گاه تماشاست
ساز غم روزگار را هله بدرود
کرده […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صامت بروجردی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۵۲

 

ساقی مجلس گشود زلف سمن سود
مجلسیان پر کنید دامن مقصود
حسن تو روز رخ ایاز سیه کرد
مژده برای باد صبحگاه بمعمود
چشم زلیخا گر اینجمال به بند
یوسف خود را دهد بدرهم معدود
دوست چو با ماست ساز عیش تمام است
بیهده مطرب مساز زمزمۀ عود
صحبت خوبان ز شیخ و شعفه نهان به
مایۀ غوغاست بانک نای و دف ورود
طرۀ مشگین […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۶۲

 

از تو نتابم رخ ای نگار بمعبود
گر چو خلیلم بری بآتش نمرود
طلعت زیبا گر این بود که تو داری
قیمت یوسف کم از دراهم معدود
خواجه دهی پند من ز عشق وی اما
می نتوان گفت ترک عادت معهود
داغ فراقم گشود دیده دلا باش
تا دگر آید بدست دامن مقصود
جان بلب آمد فدای چشم تو ساقی
آبحیاتی از آندهان می […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۸۳

 

انس من ایشیخ با می است و دف و عود
می نتوان کرد ترک عادت معهود
میدهد امشب نوید مرغ سلیمان
مطرب شیرین زبان به نغمه داود
ساقی مجلس گشود زلف سمن سا
مجلسیان پر کنید دامن مقصود
ملک جهان گو مباش که پر کرد
دولت وصل ایاز دیدۀ محمود
چشم زلیخا گر اینجمال ببیند
یوسف خود را دهد بدرهم معدود
محتسبا باش تا رسم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی