گنجور

سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰۴

 

اگر چون زر نخواهی روی عاشقمنه بر گردن چون سیم سنگور
جهان از زشت قوادان تهی شدکه حمال فقع باید همی حور


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۱

 

به دهقان کدیور گفت انگورمرا خورشید کرد آبستن از دور
کمابیش از صد وهفتاد شد روزبدم در بستر خورشید پر نور
میان ما، نه عقدی، نه نکاحینه آیین عروسی بود و نه سور
نبودم سخت مستور و نبودندگذشته مادرانم نیز مستور
شدم آبستن از خورشید روشننه معذورم، نه معذورم، نه معذور
خداوندم نکال عالمین کردسیاه و سرنگونم کرد و مندور
من […]


متن کامل شعر را ببینید ...

منوچهری
 

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹۲ - در مدح دستور ناصرالدین طاهر

 

زهی دست وزارت از تو معمورچنان کز پای موسی پایهٔ طور
زهی معمار انصاف تو کردهدر و دیوار دین و داد معمور
قضا در موکب تقدیر نفراشتز عزمت رایتی الا که منصور
قدر در سکنهٔ ایام نگذاشتز عدلت فتنه‌ای الا که مستور
تو از علم اولی وز فعل آخرچه جای صاحبست و صدر و دستور
تو پیش از عالمی گرچه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۸

 

برافکن سایبان ظلمت از نورکه باد از روی خوبت چشم بد دور
رخت در چشم ما نورست در چشمنظر بر طلعتت نور علی نور
بیاقوتت برات آورده سنبلز ریحان تو در خط رفته کافور
ترا بر جان من فرمان روانستکه سلطان آمرست و بنده مامور
بهشتی روی اگر در گلشن آیدتو پنداری که این خلدست و آن حور
گرم روی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۶۲

 

اگر شیری اگر میری اگر مورگذر باید کنی آخر لب گور
دلا رحمی بجان خویشتن کنکه مورانت نهند خوان و کنند سور


متن کامل شعر را ببینید ...

باباطاهر
 

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۶۳

 

اگر شیری اگر ببری اگر کورسرانجامت بود جا در ته گور
تنت در خاک باشد سفره گستربگردش موش و مار و عقرب و مور


متن کامل شعر را ببینید ...

باباطاهر
 

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۶۴

 

دلا اصلا نترسی از ره دوردلا اصلا نترسی از ته گور
دلا اصلا نمیترسی که روزیشوی بنگاه مار و لانهٔ مور


متن کامل شعر را ببینید ...

باباطاهر
 

عبید زاکانی » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۳ - در صفت قصر شیخ ابواسحاق

 

بفیروزی در این قصر همایونکه بادا تا به نفخ صور معمور
به شادی بزم سلطان قصب پوشکه دل را ذوق بخشد دیده را نور
جمال ملک و دین شاه جوانبختکه باد از تخت و تاجش چشم بد دور
صریر کلک او را دهر محکومنفاذ امر او را چرخ مامور
مدامش بخت بر اعدا مظفرهمیشه رایت عالیش منصور


متن کامل شعر را ببینید ...

عبید زاکانی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۷

 

تجلی حسنه من معدن النور

فدّک القلب منی دکه الطور

حرزت صاعقا ثم استفقت

رأیت الموت و الاحیا بلاصور

تخرب فی هواه دار جسمی

و لکن بیت قلبی فیه معمور

و من ینظر الی آیات وجهه

یجده مصحفّافی الحسن مسطور

حوالی خده شعرات خضر

کان المسک ممزوج بکافور

و ما الخضراء شعرا حول فیه

فراهم آمدهٔ گرد شکر مور

نهنگ عشق دل را لقمهٔ کرد

چو افتادم در […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۸ - د‌ر مدح شجاع‌ السلطنه

 

بشارت باد بر اهل نشابور

زگرد موکب دارای منصور

شجاع ‌السلطنه سلطان غازی

که از عدلش جهان‌گردیده معمور

به قصرش‌ا چاکری خاقان و قبر

به‌کاخش خادمی چیپال و فغفور

خروش‌ نای او یا نالهٔ رعد

غریو کوس او یا نفخهٔ صور

فروزان آفتاب اندر دل چرخ

و یا توقیع او بر صدر منشور

ز قهرش جنبشی در نیش کژدم

ز لطفش آیتی در نوش زنبور

زهی‌ گنجینهٔ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

فایز » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۷۸

 

سحرگه چون ز مشرق ماه خاور
برون آید جهان گردد منور
خوش آن ساعت مه فایز ز مغرب
برون آید چو حوران بسته زیور


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۶۲۴

 

ز نامردی ندارم طاقت نور
بدین عذرم که خواهد داشت معذور
دگر بار ار بود با او حضوری
وگر بی من بود نورٌ علی نور
چنان خواهم که مستغرق بباشم
در آن نور تجلّی بی کُهِ طور
حجابش طور بُد گویی از آن شد
کلیم الله به رای خویش مغرور
ندای لنت ترانی منزلی بود
که آوردش برون زان وادیِ دور
حجابی دیگرش در نفی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری
 

کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۹۹

 

زهی در حسرت آن چشم مخمور
فتاده نرگس سرمست رنجور
سخن در لعل تو عقلست در جان
قدح در دست تو نور علی نور
روانروا در خوشی لعل تو مایه
فلک را در جفا خوی تو دستور
بهار آمد، چه داری؟ خیز کاکنون
نباشد مردم هشیار معذور
چو غنچه هرگز او بوی دل آید
نماند وقت گل او نیز مستور
فلک می گردد ای غافل […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل