گنجور

شعرهای با وزن «مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)» و حروف قافیهٔ «ور»

 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰۴

 

اگر چون زر نخواهی روی عاشق

منه بر گردن چون سیم سنگور

جهان از زشت قوادان تهی شد

که حمال فقع باید همی حور


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۱

 

به دهقان کدیور گفت انگور

مرا خورشید کرد آبستن از دور

کمابیش از صد وهفتاد شد روز

بدم در بستر خورشید پر نور

میان ما، نه عقدی، نه نکاحی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

منوچهری دامغانی
 

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹۲ - در مدح دستور ناصرالدین طاهر

 

زهی دست وزارت از تو معمور

چنان کز پای موسی پایهٔ طور

زهی معمار انصاف تو کرده

در و دیوار دین و داد معمور

قضا در موکب تقدیر نفراشت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۸

 

برافکن سایبان ظلمت از نور

که باد از روی خوبت چشم بد دور

رخت در چشم ما نورست در چشم

نظر بر طلعتت نور علی نور

بیاقوتت برات آورده سنبل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۶۲

 

اگر شیری اگر میری اگر مور

گذر باید کنی آخر لب گور

دلا رحمی بجان خویشتن کن

که مورانت نهند خوان و کنند سور


متن کامل شعر را ببینید ...

باباطاهر
 

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۶۳

 

اگر شیری اگر ببری اگر کور

سرانجامت بود جا در ته گور

تنت در خاک باشد سفره گستر

بگردش موش و مار و عقرب و مور


متن کامل شعر را ببینید ...

باباطاهر
 

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۶۴

 

دلا اصلا نترسی از ره دور

دلا اصلا نترسی از ته گور

دلا اصلا نمیترسی که روزی

شوی بنگاه مار و لانهٔ مور


متن کامل شعر را ببینید ...

باباطاهر
 

عبید زاکانی » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۳ - در صفت قصر شیخ ابواسحاق

 

بفیروزی در این قصر همایون

که بادا تا به نفخ صور معمور

به شادی بزم سلطان قصب پوش

که دل را ذوق بخشد دیده را نور

جمال ملک و دین شاه جوانبخت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عبید زاکانی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۷

 

تجلی حسنه من معدن النور

فدّک القلب منی دکه الطور

حرزت صاعقا ثم استفقت

رأیت الموت و الاحیا بلاصور

تخرب فی هواه دار جسمی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۸ - د‌ر مدح شجاع‌ السلطنه

 

بشارت باد بر اهل نشابور

زگرد موکب دارای منصور

شجاع ‌السلطنه سلطان غازی

که از عدلش جهان‌گردیده معمور

به قصرش‌ا چاکری خاقان و قبر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

فایز » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۷۸

 

سحرگه چون ز مشرق ماه خاور

برون آید جهان گردد منور

خوش آن ساعت مه فایز ز مغرب

برون آید چو حوران بسته زیور


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز دشتستانی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۶۲۴

 

ز نامردی ندارم طاقت نور

بدین عذرم که خواهد داشت معذور

دگر بار ار بود با او حضوری

وگر بی من بود نورٌ علی نور

چنان خواهم که مستغرق بباشم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۹۹

 

زهی در حسرت آن چشم مخمور

فتاده نرگس سرمست رنجور

سخن در لعل تو عقلست در جان

قدح در دست تو نور علی نور

روانروا در خوشی لعل تو مایه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۱

 

نشستی دور ازین مشتاق مهجور

که نتوان ماه را دیدن جز از دور

سلیمانی تو و لعل تو خاتم

خطت برگرد خاتم عنبرین مور

فروزان زآتش تو داغ بر داغ

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۸

 

رخ است این یا قمر یا آتش طور

چه روی است این تعالی خالق النور

بیاض چهرهات چون صبح روشن

سواد طرهات چون شام دیجور

نمکندانی است یاقوتی دهانت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم سبزواری
 

وحدت کرمانشاهی » غزلیات » شمارهٔ ۳۵

 

مگر شد سینه‌ام شب وادی طور

که بر دل تابدم از شش جهت نور

گمانم لیلة القدر است امشب

که شد چون روز روشن لیل دیجور

رموز رندی و اسرار مستی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحدت کرمانشاهی