گنجور

شعرهای با وزن «مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)» و حروف قافیهٔ «است» - صفحهٔ ۱

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۵

 

در این خانه کژی ای دل گهی راست

برون رو هی که خانه خانه ماست

چو بادی تو گهی گرم و گهی سرد

رو آن جا که نه گرما و نه سرماست

تو خواهی که مرا مستور داری

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۹ - در محمدت صاحب ناصرالدین

 

قدر می‌خواست تا کار دو عالم

به یکبار از پی سلطان کند راست

چو او اندیشهٔ برخاستن کرد

قضا گفتا تو بنشین خواجه برخاست


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۸۸

 

بلای خفته سر برداشت از خواب

هر آن مویی کز آن زلف دو تا خاست

گر یبان میدرم هر صبح چون گل

همه رسوایی من از صبا خاست

تو تار زلف بستی بند در بند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » بحرف اندر نگیری لامکانرا

 

بحرف اندر نگیری لامکانرا

درون خود نگر این نکته پیداست

به تن جان آنچنان دارد نشیمن

که نتوان گفت اینجا نیست آنجاست


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » درن شبها خروش صبح فرداست

 

درن شبها خروش صبح فرداست

که روشن از تجلیهای سیناست

تن و جان محکم از باد در و دشت

طلوع امتان از کوه و صحراست


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » ادب پیرایه نادان و داناست

 

ادب پیرایه نادان و داناست

خوشنکو از ادب خود را بیاراست

ندارمن مسلمان زاده را دوست

که در دانش فزو دود رادب کاست


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » فقیرم ساز و سامانم نگاهی است

 

فقیرم ساز و سامانم نگاهی است

به چشمم کوه یاران برگ کاهی است

ز من گیر این که زاغ دخمه بهتر

ازن بازی که دستموز شاهیست


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » نه هرکس خود گردهم خود گد از است

 

نه هرکس خود گردهم خود گد از است

نه هرکس مست ناز اندر نیاز است

قبای لا اله خونین قبانی است

که بربالای نامردان درا راست


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۸

 

ز آهم نخل حسرت شعله بالاست

چراغ مرده را آتش مسیحاست

به خاموشی سر هر مو زبانی‌ست

ز حیرت جوهر آیینه‌گویاست

دل فرهاد آب تیغ‌ کوه است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳۳

 

مرا از تیره بختی شکوه بیجاست

که عنبر نیل چشم زخم دریاست

ز دلتنگی، سواد دیده مور

مرا پیش نظر دامان صحراست

خمار نامرادی هوش بخش است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۳

 

گل امشب آخر شب مست برخاست

به جام لاله گون مجلس بیاراست

نشسته سبزه زین سو، پای در بند

ستاده سرو ازان سو جانب راست

صبا می رفت و نرگس از غنودن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

فایز » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۴

 

اگر در عهد، ابروت منکر ماست

ولی تصدیق تو آن چشم شهلاست

لب و دندان و زلف و خال، فایز

مرا زین چار شاهد قطع دعواست


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۵۸

 

خداوندی که تاج دین و دنیاست

به‌دولت دین و دنیا را بیاراست

از آن تاجی است در دنیا و در دین

که انعل‌ا مرکب او تاج جوزاست

دلیل دولتش چون روز روشن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۷

 

قیامت آن زمان از خلق برخاست

که شد حکمِ زمین با آسمان راست

بیا معلوم کن طیّ السّماوات

ببین تا دابهالارض از کجا خاست

اگر برخیزی از خوابِ جهالت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۶

 

دلی کآن دل به نور نفس بیناست

نظر گاهش رخ معشوقه ی ماست

ره ما دیر شد آمد ولیکن

در این ره مرد عاشق بی سر و پاست

نخست از خود تبرا کرده باشد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

فایز » ترانه‌های فایز بر اساس نسخه‌ای دیگر » دوبیتی‌ها » شمارهٔ ۳۷

 

سر و زلف سیاهت شام یلداست

طلوع صبح در جیب تو پیداست

شب و روز تو فایز همچنین است

خوشم کاین هر دو نعمت قسمت ماست


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز
 

فایز » ترانه‌های فایز بر اساس نسخه‌ای دیگر » دوبیتی‌ها » شمارهٔ ۴۵

 

گرت با ما نگارا میل سوداست

منم بایع مبیعت این دل ماست

بت فایز مکن دیگر اقاله

که ما را هم شهود و هم سجلهاست


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز
 

فایز » ترانه‌های فایز بر اساس نسخه‌ای دیگر » دوبیتی‌ها » شمارهٔ ۶۱

 

دگر از نو نوای نی بلند است

مگر چون من زهجران گله مند است

چو فایز ناله اش بی موجبی نیست

کسی دور از نیستانش فکنده است


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز
 

فایز » ترانه‌های فایز بر اساس نسخه‌ای دیگر » دوبیتی‌ها » شمارهٔ ۸۳

 

اگر در عهد، ابروت منکر ماست

ولی تصدیق تو چشمان شهلاست

لب و دندان و زلف و خال فایز!

مرا زین چار شاهد قطع دعواست


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز
 

فایز » ترانه‌های فایز بر اساس نسخه‌ای دیگر » دوبیتی‌ها » شمارهٔ ۸۹

 

من از چشم تو می ترسم که مست است

که هم مست است و هم خنجر به دست است

بت فایز به ایمای دو ابروش

چرا باراست بازان کج نشسته است؟


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز
 

[۱] [۲]