گنجور

شعرهای با وزن «مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)» و حروف قافیهٔ «ادی»

 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۸

 

سبت سلمی بصدغیها فؤادی

و روحی کل یوم لی ینادی

نگارا بر من بی‌دل ببخشای

و واصلنی علی رغم الاعادی

حبیبا در غم سودای عشقت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷۹

 

ز ما برگشتی و با گل فتادی

دو چشم خویش سوی گل گشادی

ز شرم روی ما گل از تو بگریخت

ز گل واگشتی این جا سر نهادی

نهادی سر که پای من ببوسی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸۰

 

چنین باشد چنین گوید منادی

که بی‌رنجی نبینی هیچ شادی

چه مایه رنج‌ها دیدی تو هر روز

تأمل کن از آن روزی که زادی

چه خون از چشم و دل‌ها برگشاده‌ست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » به آن قوم از تو میخواهم گشادی

 

به آن قوم از تو میخواهم گشادی

فقیهش بی یقینی کم سوادی

بسی نادیدنی را دیده ام من

«مرا ای کاشکی مادر نزادی»


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » در صد فتنه را بر خود گشادی

 

در صد فتنه را بر خود گشادی

دو گامی رفتی و از پا فتادی

برهمن از بتان طاق خودراست

تو قر ن را سر طاقی نهادی


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۳۱۶ - و له ایضاً

 

زهی حرّی که ثابت کرد جودت

بر ارباب هنر دست ایادی

زمین با قوّت حلمی که اوراست

ز بار حلم تو کرده تفادی

بحمدالله همه معنیت جمعست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۲۹

 

هوای نیکوان عیش است و شادی

مراد عشقبازان نامرادی

فداک یا غراب البین روحی

فان سعاد قد هویت بعادی

به وصل دوست لطفش رهنمون گشت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۷۳

 

ز کوی دوست آمد شاد بادی

ولی از ما نکرد او باز یادی

نگشتم شادمان از وصل و هردم

مرا بر دل ز غم باری نهادی

به شاگردی وصلش جان بدادم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جهان ملک خاتون
 

اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۶

 

دگر بار ای دل سنگین فتادی

عنان در دست بد عهدی نهادی

ز در دم نیش ها دررک شکستی

ز چشمم چشمه ها بر رخ گشادی

فرامش کرده آن کزعشق صدبار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اثیر اخسیکتی