گنجور

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۷۵

 

شب تار است و گرگان میزنند میش

دو زلفانت حمایل کن بوره پیش

از آن کنج لبت بوسی بموده

بگو راه خدا دادم بدرویش

باباطاهر
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۰ - در مدح شاه مظفرالدین قزل ارسلان

 

اگر خود مار ضحاکی زند نیش

چو در خیل فریدونی میندیش

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۲ - سخنی چند در عشق

 

هران جوهر که هستند از عدد بیش

همه دارند میل مرکز خویش

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۳ - عذر انگیزی در نظم کتاب

 

چو تو حالی نهادی پای در پیش

به کنجی هر کسی گیرد سر خویش

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۵ - عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمز

 

زند بر هر رگی فصاد صد نیش

ولی دستش بلرزد بر رگ خویش

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۵ - عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمز

 

سیاست بین که می‌کردند ازین پیش

نه با بیگانه با دردانهٔ خویش

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۶ - شفیع انگیختن خسرو پیران را پیش پدر

 

چه سازد با تو فرزند‌ت‌، بیندیش

همان بیند ز فرزندان پس خویش

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۹ - رفتن شاپور در ارمن به طلب شیرین

 

تو خوشدل باش و جز شادی میندیش

که من یک‌دل گرفتم کار در پیش

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۵ - دیدن خسرو شیرین را در چشمه سار

 

بباید رفت روزی چند ازین پیش

شتاب آوردن و بردن سر خویش

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۹ - مجلس بزم خسرو و باز آمدن شاپور

 

عقابی تیر خود کرده پر خویش

سیه ماری فکنده مهره در پیش

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۶ - اندرز و سوگند دادن مهین‌بانو شیرین را

 

فرو مانَد تو را آلودهٔ خویش

هوای دیگری گیرد فراپیش

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۰ - افسانه‌سرایی ده دختر

 

بر آمد آفتابی ز آسمان بیش

کشید آن ماه را در چنبر خویش

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۱ - مراد طلبیدن خسرو از شیرین و مانع شدن او

 

سگ قصاب را در پهلوی میش

جگر باشد و لیک از پهلوی خویش

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۱ - مراد طلبیدن خسرو از شیرین و مانع شدن او

 

نمک در خنده کاین لب را مکن ریش

به هر لفظِ «مکن» در صد بکن، بیش

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۱ - مراد طلبیدن خسرو از شیرین و مانع شدن او

 

بد آید فال‌، چون باشی بداندیش

چو گفتی «نیک» نیک آید فراپیش

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۱ - مراد طلبیدن خسرو از شیرین و مانع شدن او

 

به اول شربت از حلوا میندیش

که حلوا پس بود، جُلاب در پیش

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۶ - وصیت کردن مهین‌بانو شیرین را

 

تو ایمن چون شدی بر ماندن خویش؟

که داری باد در پس چاه در پیش

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۷ - نشستن شیرین به پادشاهی بر جای مهین‌بانو

 

ز عدلش باز با تِیهو شده خویش

به یک جا آب خورده گرگ با میش

نظامی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۲ - فرستادن خسرو شاپور را به طلب شیرین

 

من از بهر صلاح دولت خویش

نیارم رغبتی کردن بِدو بیش

نظامی
 
 
۱
۲
۳
۴
۵
۴۳