گنجور

عطار » اسرارنامه » بخش نوزدهم » بخش ۱۴ - الحکایه و التمثیل

 

که گر گردد درِ وایِست بازم

نیاید تا ابد دیگر فرازم

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۱۶ - آغاز داستان

 

جهانم می بنگذارد چه سازم

که پیش آمد رهی دور و درازم

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۱۷ - دیدن گل هرمز را در باغ و عاشق شدن

 

نیاری رحمتی بر من چه سازم

تو زاری میکنی من میگدازم

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۱۷ - دیدن گل هرمز را در باغ و عاشق شدن

 

از آن خط شد پری در من چه سازم

بدین سانم در آن خط عشق بازم

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۱۷ - دیدن گل هرمز را در باغ و عاشق شدن

 

مدارای دایه زان دلخواه بازم

چو دل او را همی خواهد چه سازم

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۲۳ - زاری هرمز در عشق گل پیش دایه

 

که کردست اینکه من کردم چه سازم

چو در ششدر فروماندم چه بازم

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۲۴ - رسیدن گل و هرمز در باغ و سرود گفتن با رباب

 

چو سر بر پایت آرم سرفرازم

چو جان در پایت افشانم بنازم

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۲۴ - رسیدن گل و هرمز در باغ و سرود گفتن با رباب

 

چو با من مینسازی کژ چه بازم

من دلسوخته با تو بسازم

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۲۷ - نامه نوشتن گل به خسرو در فراق و ناخوشی

 

چو یاری نیست با عشقت چه بازم

فرو ماندم ندانم تا چه سازم

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۲۷ - نامه نوشتن گل به خسرو در فراق و ناخوشی

 

ز بیخوابی نمیمیرم چه سازم

که داند قدر شبهای درازم

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۲۷ - نامه نوشتن گل به خسرو در فراق و ناخوشی

 

چو با تو در نمیگیرد چه سازم

شوم بازلف و چشمت عشقبازم

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۲۹ - رفتن خسرو به طبیبی بر بالین گلرخ

 

فغان می‌کرد که‌ای دانای راز‌م

ز حد بگذشت سوز من، چه سازم‌؟

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۲۹ - رفتن خسرو به طبیبی بر بالین گلرخ

 

من اکنون هرچه باید ساخت سازم

وزین خدمت به گردون سرفرازم

عطار
 

عطار » خسرونامه » بخش ۵۷ - آگاهی یافتن خسرو از گل

 

بدل گفتا بباید گفت رازم

که چون من سوختم آنگه چه سازم

عطار
 

عطار » هیلاج نامه » بخش ۱۷ - در ذات و صفات و عین الیقین فرماید

 

از آن در پاکبازی سرفرازم

که از کون و مکان من بینیازم

عطار
 

عطار » هیلاج نامه » بخش ۲۴ - در آنچه شریعت و حقیقت مراد یکی است

 

نیم دیوانه اما مرد رازم

که شد راه معانی جمله بازم

عطار
 

عطار » هیلاج نامه » بخش ۲۹ - در هدایت یافتن در شریعت فرماید

 

دو عالم منتظر در عین رازم

که تا جان و جهان چون بر تو بازم

عطار
 

عطار » هیلاج نامه » بخش ۳۳ - در حقیقت سرّ منصور و دریافتن اعیان گوید

 

منم اسحق اینجا سر ببازم

چو شمعی دیگر اینجا سرفرازم

عطار
 
 
۱
۲
۳
۴
۶
sunny dark_mode