گنجور

شعرهای با وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)» و حروف قافیهٔ «یرا»

 

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - در مدح ناصرالدین ابوالفتح

 

صبا به سبزه بیاراست دار دنیی را

نمونه گشت جهان مرغزار عقبی را

نسیم باد در اعجاز زنده کردن خاک

ببرد آب همه معجزات عیسی را

بهار در و گهر می‌کشد به دامن ابر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

ابن حسام خوسفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳

 

نقاب سنبل تر برشکن تجلّی را

بسوز زآتش عارض حجاب تقوی را

به باد رایحهٔ زلف عنبرین برده

هزار دفتر تعلیم و درس و فتوی را

تسلی دل عاشق به جز جمال تو نیست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن حسام خوسفی
 

ظهیر فاریابی » قصاید » شمارهٔ ۱

 

سفر گزیدم وبشکست عهد قربی را

مگر به حله ببینم جمال سلمی را

بلی چو بشکند از هجر اقربا را دل

بسی خطر نبود نیز عهد قربی را

مرا زمانه به عهدی که طعنه ای می زد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ظهیر فاریابی
 

جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۱۴

 

نبرد کعبه ام از خاطر این تمنا را

که قبله گاه کنم خیمه گاه سلمی را

چو نیست روی توجه به خیمه گاه ویم

به سوی کعبه کنم روی خود تسلی را

خیال قامت او کار سربلندان است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۱۶ - در مدح امیر مؤمنان (علیه السلام)

 

بریده لذّت دردت ز دل تمنّی را

نموده شهد غمت تلخ، من و سلوی را

رخ تو بیّنهٔ صدق معجزات آمد

لبت گواست، دم روح بخش عیسی را

به جیب پیرهن از آستین برآورده ست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی