گنجور

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » پیک پیری

 

ز سری، موی سپیدی روئیدخنده‌ها کرد بر او موی سیاه
که چرا در صف ما بنشستیتو ز یک راهی و ما از یک راه
گفت من با تو عبث ننشستمبنشاندند مرا خواه نخواه
گه روئیدن من بود امروزگل تقدیر نروید بیگاه
رهرو راه قضا و قدرمراهم این بود، نبودم گمراه
قاصد پیریم، از دیدن مناین یکی گفت دریغ، آن یک […]


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۶۲

 

برفکن برقع از آن رویِ چو ماه
تا به ماهت کنم از دور نگاه
گرچه هر لحظه برانگیخته ای
رستخیزی دگر از لشکر گاه
کو مرا جایِ نزولِ تو که نیست
کُنجِ من لایقِ گنجینه ی شاه
سرم از نرگسِ مستت مخمور
دستم از سروِ بلندت کوتاه
من ندارم سرِ غیرِتو و تو
گر نداری سرِ من واویلاه
بی تو با خویشتنم کاری نیست
من به […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری