گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳

 

در نمازم خم ابروی تو با یاد آمدحالتی رفت که محراب به فریاد آمد
از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدارکان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد
باده صافی شد و مرغان چمن مست شدندموسم عاشقی و کار به بنیاد آمد
بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنومشادی آورد گل و باد صبا شاد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷۳

 

تا مرا در نظر آن حسن خداداد آمد
هر سر موی مرا نام خدا یاد آمد
چون دل از دامن صحرای جنون بردارم؟
که سرابم به نظر موج پریزاد آمد
در دل سخت تو بیرحم ندارد تأثیر
ورنه از ناله من کوه به فریاد آمد
بر سر سرو چمن فاخته ای می لرزید
جنبش پر کلاه تو مرا یاد آمد
شهپر نصرت و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی